51 rreshtat e parë.
ترجمه و زیرنویس: Mugen Aria
مارک آنتوان، من فکرهام رو کردم، من ازت یه بچه میخوام.
ببین، گوش کن مارک آنتوان، من واقعا دلم بچه میخواد.
برای من بچه آوردن، مثل...
خیلی خوب میشه اگه بچه بیاریم مارک آنتوان
لعنتی، منو بچه دار کن، لطفا!
یالا، لطفا، مارک آنتوان.
این ایده فوق العاده ای ِ نه؟
ببخشید که بهت گفتم خودخواه و بچه ای
منظوری نداشتم.
راستش من فکر میکنم که ما همدیگر رو کامل میکنیم.
یه لحظه وایسا
این تو بودی که بهم زدی. خودت بهم گفتی برو.
آره میدونم چی گفتم، ولی نظرم عوض شده.
چی؟
اه، لعنتی !
آگات، دارم میکس میکنم.
گفتم اینکه تو شبها کار میکنی، و من روزها، این فوق العاده ست.
اینطوری کاری هم به کار همدیگه نداریم.
بس کن، ازاینکه همدیگرو نبینیم خسته نمیشی؟
آره، ولی در نهایت مشکلی نیست.
بینمون خوب داره کار میکنه، تو سطح باسن هامون.
آگات، الان وقتش نیست.
بعدش صحبت کنیم؟
خب، باشه.
زیاد عجله ای نیست، ولی خب... زمان میگذره دیگه!
بزودی ۳۹ سالم میشه، میدونی.
آمده اول به اقلیم جماد
وز جمادی در نباتی اوفتاد
لحظه ی دیگر بمیرم از بشر تا بر آرم از ملائک بال و پر
بار دیگر از ملک پرّان شوم آنچه اندر وهم ناید آن شوم
من هم یه روزی فرشته میشم.
یه فرشته ی پلاستیکی.
پرواز می کنم.
بیا اینجا آگات.
چی کار میکنی؟
نمی تونی صبر کنی کارم تموم شه؟
بیا بریم بیرون صحبت کنیم.
بعد ۵ ماه بدون اینکه خبر بدی، پیدات میشه!
با اولین پسری که میبینی، تیک میزنی!
میخوای اذیتم کنی یا چی؟
من فکر میکنم ما هنوز کارایی برای انجام دادن داریم..
این دیگه چیه؟
ولش کن!
اه، لعنتی!
گمشو، کثافت!
میخواستم بگم، جعبه هایی که تو خانه ام جا گذاشتی رو دارم هنوز.
وایسا، وایسا !
و حتی اون سنگ های آتشفشانی رو هم نگهشون داشتم!
میدونی خوبی رابطه طولانی مدت چیه؟
اینه که خیلی خوب همدیگر رو میشناسیم.
No comments yet. Be the first to leave one.