200 rreshtat e parë.
دیئیاِی، دیئیاِی
پاکه
واحد بغلی
دیئیاِی
بچسب به دیوار
چیزی نیست
الان دیگه جات امنه
همهچی درست میشه
ما درها رو به روی اون صد نفر اول باز کردیم و اونا برامون برکت بودن، ما رو کامل کردن
اما در امان نبودیم
از دست میلیونها نفری که توی خاک دنبال یه لقمه نون میگشتن
اونم فقط چند مایل دورتر از مزرعهمون
بعد از شش هفته بیبرقی
اونا به قهقرا رفتن
غذا شد دغدغهی شب و روزشون
آب تمیز عملاً غیرممکن شده بود
توی شهر، تایر و حصارها رو میسوزوندن
اسباببازی، هر چی که از پلاستیک یا چوب بود
همش فقط واسه اینکه آب جوی رو بجوشونن
اون درموندگی باعث شد آدمای بیشتری دمِ دروازهی ما جمع بشن
اونا توی خاک خودشون پناهنده شده بودن
واسه این کار کل مملکت رو گز کردیم اومدیم اینجا
ماشینو خاموش کن
تام؟
شیشه رو بده پایین
این روزا خیلیا میان اینجا
مال کجایی؟
تگزاس
اشکالی نداره یه نگاهی بندازم؟
چیزی نیست عزیزم
آروم باش
چیزی واسه معامله داری؟
یه چیزایی
چیزی از این لیست داری؟
گلد ای-لاگ چیه؟
یه جور ارز طلاست
دلار آمریکا الان یه قرون هم نمیارزه
از اینا داری؟
نه
اگه خواستی مهمات هم معامله میکنیم
راستش واسه معامله نیومدم
پس دمِ راهبند من چی کار میکنی؟
اسممون توی لیسته که بریم خونهی رفیقم، اون بالا بالای تپه
رفیقت کیه؟
اسمش ایانه
ایانِ چی؟
راس
اسم کامل و شغلت؟
اسمم تام رینولدزه
مهندسم
شما چطور خانم؟
جَک هستم
جَک رینولدز
رواندرمانگرم
هی
اسمت چیه پسر جون؟
بابی
سالشه ۱۰
سالته، آره؟ ۱۰
بابی، اینا مامان و باباتن؟
چه سربازای باحالی داری
یه دقیقه الان برمیگردم
هی جف
اِوِن هستی؟
مفهومه
حرفت تایید شد
ببخشید اگه تند برخورد کردیم، ولی مجبور شدیم
بعد از اومدن چندتا مهمون ناخونده، بازرسی رو بیاریم پایین
من اِوِن هستم
پس از تگزاس اومدی؟
فکر میکردم اونا جدا شدن یا به مکزیک پیوستن یا یه همچین چیزی
هر چی پشت بیسیم میشنوی رو باور نکن
نصف تگزاس داره توی آتیش میسوزه
خب، حداقل جون سالم به در بردید
هی تیک
راه رو بهشون نشون میدی؟
لطفاً دنبال همکارم برید بالای تپه
به مزرعه خوش اومدید
چرا اونا آره ولی بقیه نه؟
فکر کنم از دوستای قدیمی بابام باشن
ماهها پیش دعوت شده بودن، ولی فکر نکنم میتونستن خودشونو برسونن
بعضیا خوششانستر از بقیهان
یه تیربار نوارخور
هفت نفر مسلح توی روز
پنج نفر شب
مرکز تجاری رو ساعت ۶ عصر میبندن
همون یه تیربار واسه بستن کل منطقه کافیه
خب پس چی کار کنیم؟
باید از توی کوه نفوذ کنیم
از توی جنگل، بیشترین شانس رو داریم
اون خانوادههایی که توی درهی بغلی ساکن شدن رو میشناسم
معرفیتون میکنم
یه گپ دوستانه بین همسایهها
توجه کنید، مرکز تجاری تا ۱۵ دقیقهی دیگه بسته میشه
مثل گنجشک توی دامنهی کوه قایم شدیم
چسبیده به شاخههای یه بلوط، اونم وقتی جنگل زیر پامون میسوخت
جورجی
جف، درگیری با دشمن، دورِ باغ
زود بیا. جورجی زخمی شده
فکر کردم تو مواظبشی
بودم. خب پس چی شد؟
اون فقط... خودم دارم ردیفش میکنم
باشه، یه لحظه صبر کن جف
هیچکس حق نداره به بچههای ما صدمه بزنه
درسته، ولی حال جورجی خوب میشه
یکی داره برامون نقشه میکشه
باشه، ولی تنهایی از سیمخاردارها رد نشو
اِوِن توی مرز جنوبی درگیره
پس بینگ رو با خودت ببر
جف خطاب به بینگ
بگو بینگ، میشنوم
تجهیزاتت رو بستی؟
همیشه
جادهی خطالراس مرکزی بهم ملحق شو
حله، تا ۳ دقیقهی دیگه اونجام
خوبه
میخوای چی کار کنی جف؟
اگه با تمام توان برم، میتونم همین الان نفوذی رو بگیرم
باشه
تارا، بس کن. این... این کارِ منه
منم از همین میترسم
انقدر خوبه که تو کلمه نمیگنجه
هی جف، میتونم معرفیت کنم به
دارن حریممون رو چک میکنن
چک میکنن؟ صبر کن، یعنی چی؟
خب نمیدونم
یه نفر، یه غریبه وارد محوطه شده
جورجی رو زخمی کرده
حالش خوبه؟
بدنش کلی خراش برداشته
جف چی؟
دوباره زده به سیم آخر
نفوذی؟
بار اولش نیست
تو چطوری؟ خوبی؟
آره. آره، میرم دنبال بچههام بگردم
با اجازه
خب قضیهاش چیه؟
اون جف اریکسونه
رئیس امنیتمونه، نیروی ویژه ارتش بوده
فقط سخته آدم بدونه کی باید از
خشونت استفاده کنه؟
انگار خشونت همین الانشم اینجاست
خب دکتر دربارهی تیر خوردن ایان چی میگه؟
خب، اون... دوباره رفته توی کما
و فکر میکنه یه عفونتی
از محل زخم وارد بدنش شده
باید برم یه سری بهش بزنم
ما چه کمکی از دستمون برمیآد؟
آره، یه کاری به ما بسپار
راستش اگه بتونی
اگه بتونی حرفهای با مردم حرف بزنی
حتماً
شاید اگه حالشون خوب نیست، این واقعاً کمکشون کنه
البته
امنیت چی؟
فقط جف داره کارها رو پیش میبره و ایان همیشه بالاسرش بود
من
نقشهی ایان واسه جانشینیِ خودش کی بود؟
من؟ نمیدونم
آخه من... من هیچی از تفنگ یا دفاع سر در نمیآرم
دنیای من این چیزا نیست
کس دیگهای نیست که جف ازش حساب ببره؟
آره، راستش شاید باشه
هی. هی
جف کی رفت؟
همین چند لحظه پیش
اونا گشنهشونه
منظورت همون مردیه که دنبالت کرد؟
و بقیه
از کجا میدونی؟ یعنی باهات حرف زدن؟
آدمای دیگهای هم دنبالت بودن؟
هی، بزن بریم
داریم راه میافتیم. باشه
اونا کنار یه رودخونهان
یه پسر اونجاست
و چندتا دختر
هی، آبمیوهت رو بخور، باشه؟
هی جف، موقعیتت چیه؟
بالای اولین خطالراس هستیم، راه خروجش رو بستیم
مفهومه، دارم میام سمتتون
جف برای اِوِن
بگو اِوِن، میشنوم
یه فراری داریم
از خطالراس زیرِ موقعیت من رد شد
من تنهام. میخوای بیام پیشت؟
نه، داریم تعقیبش میکنیم
نقشهی بدیه قربان
اون به جورجی دستدرازی کرد
انتقام
این که بدتره جف
اریکسون تمام
مفهومه
یه زن، حدوداً ۳۵ ساله
آره، چندتا مردِ جوان هم اینجان
هی کریس. کریس، ممکنه دارن دنبالم میآن
نمیتونم... رفتم تو. من
گرفتمت آشغال
جف، جف
جف، همین الان میتونیم بگیریمشون
No comments yet. Be the first to leave one.