The Piano

The Piano

Shkarko Titrat Farsi Persian

Informacioni i lëshimit

The Piano 1993 RERIP 1080p BluRay FLAC2 0 x264-ZoroSenpai
Një Komentar nga warez
Translated subtitle from English to Persian The Piano 1994 زیرنویس فارسی فیلم

Etiketat

bluray
Publikuar më: 2025-12-25
Shkarkime: 28
Dëgjim i Dëmtuar: No

Pamje paraprake e titrave në Farsi Persian

200 rreshtat e parë.

صدایی که می‌شنوید صدای صحبت کردنم نیست

بلکه صدای ذهنمه

از شش سالگی به بعد دیگه حرف نزدم

هیچ‌کس نمی‌دونه چرا. حتی خودم

زود باش

پدرم میگه این یه استعداد تاریکه

و روزی که به سرم بزنه دیگه نفس نکشم، آخرین روز زندگیم خواهد بود

امروز اون منو به عقد مردی درآورد که هنوز ندیدمش

به‌زودی من و دخترم توی کشور خودش بهش ملحق می‌شیم

شوهرم گفته که لال بودن من اذیتش نمی‌کنه

اون می‌نویسه، و به این گوش کن:

«خدا مخلوقات گنگ رو دوست داره، پس چرا اون نداشته باشه؟»

کاش صبرِ خدا رو هم می‌داشت

چون سکوت در نهایت روی همه اثر می‌ذاره

نکته عجیب اینه که من خودم رو ساکت و خاموش نمی‌بینم

اونم به‌خاطر پیانومه

توی این سفر دلم براش تنگ میشه

دستشو ول کن. زود باش

با من بیا

دختره پیش منه

بفرما، خب؟ مواظب خودت باش

ایستگاه پدینگتون

برگرد اینجا، عزیزم! هی

خیلی خب، بچه‌ها

دهنتون رو باز کنین

مثل وزغ بشاش

بجنب

تا سه می‌شمارم

مسیح من! این تابوت لعنتی مال کیه؟

مسیح، چقدر سنگینه. هی، اونجا

بله، بله. داریم می‌آیم، دخترخانم

به درک! همین‌جا ولشون می‌کنیم. این همون چیزیه که خودشون می‌خوان

لعنت بهشون

اوه، از این خوشم اومد

خیلی خوبه

ولشون کن تا به جرمش دارت بزنن

اوضاع بیرون یه کم خرابه. ممکنه اونا

نتونن توی این هوا خودشون رو بهت برسونن

چیزی برای پناه گرفتن داری؟

میگه: «ممنون.»

مادرت ترجیح میده با ما تا نلسون بیاد؟

میگه: «نه.»

میگه ترجیح میده بومی‌ها زنده‌زنده بجوشوننش

تا اینکه دوباره سوار اون لگن بدبوی شما بشه

شانس آوردی که اون دهن گشاد بچه‌گانت رو خرد نکردم

دختره بی‌چشم و رو

خیلی شانس آوردی

همه‌چیز آماده‌ست قربان

مامان، مواظب باش! اوه، مرغ‌ها. حالشون خوبه؟

بیا اینجا

نگاه کن. من یه بیدِ خیلی بزرگم

آتیش می‌گیره؟

و باد گفت:

«یادته قدیما چطوری بازی می‌کردیم؟»

بعد باد دستش رو گرفت و گفت:

«بیا، با من بیا.»

اما اون قبول نکرد

مامان، داشتم فکر می‌کردم

قرار نیست «بابا» صداش کنم

اصلاً قرار نیست صداش کنم. حتی قرار نیست بهش نگاه کنم

داریم وایمیستیم؟

وایستیم؟

صبر کن. منتظر بمون

همین‌جا وایمیستیم

صبر کن. ایست

باید راه بیفتیم

هوم؟

دوشیزه مک‌گراث، الیسدیر استوارت هستم

باید خودتون رو بیدار نگه دارین. من چند نفر رو آوردم که وسایلتون رو بیارن

ببین چقدر رنگ‌پریده‌ان. مثل فرشته‌ها

خب، می‌بینم که جعبه‌های زیادی دارین

دلم می‌خواد بدونم توی هر کدوم چی هست —

صدای منو می‌شنوی؟

اوه، خوبه

آره، خوبه

توی این یکی چیه؟

جثه‌ات کوچیکه. هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم انقدر ریزه میزه باشی

و این یکی؟

خیلی بزرگه

پس توش چیه؟ تختخوابه؟

این پیانوی مادرمه

بینز، بهشون بگو دو نفری بلند کنن

همه جعبه‌ها رو بردارین

میز و، اوم، چمدون‌ها رو

نظرت چیه؟

خسته به نظر می‌رسه

کوتوله‌ست. این یه موردشه

اون جعبه بزرگ رو می‌خوای؟ نه، نه

فقط صندوق‌ها و جعبه‌ها. جا نداریم

نه، نه. الان نمیشه آوردش. باید بیاد! اون می‌خواد که بیاد

بله، منم همین‌طور، اما تعدادمون کمه و الان نمی‌تونیم حملش کنیم

خیلی سنگینه

منظورت اینه که نمی‌خوای لباس‌هات یا وسایل آشپزخونه‌ات رو بیاریم؟

منظورت همینه؟

ما نمی‌تونیم پیانو رو ول کنیم

ببین، بیا دیگه بیشتر از این دربارش بحث نکنیم

خوشحالم که به سلامت رسیدی

مامان می‌خواد بدونه اونا می‌تونن بلافاصله برگردن و بیارنش؟

ببین، بابت این تأخیر معذرت می‌خوام، متأسفم که —

بعد از اینکه بقیه چیزها رو بردن

پیرمردِ خشک‌مقدس داره حساس میشه

جسارتاً پیشنهاد می‌کنم خودتون رو برای یه سفر سخت آماده کنین

شاخ و برگ جنگل لباس‌هاتون رو پاره می‌کنه و گل و لای بعضی جاها خیلی عمیقه

هی، استوارت

فکر می‌کنن دارن چیکار می‌کنن؟ ما برای این کارها وقت نداریم

بینز

اگه می‌خواین به استخون‌های اجدادم ملحق بشین

چرا دارن وایمیستن؟

اون راهیه که به غارهای تدفین می‌رسه

اون راه رسیدن به قبرستون‌هاست. اونجا «تاپو» است

مطمئنم که همین‌طوره

پول بیشتری می‌خوان. همه‌اش همینه. دارن لفتش میدن که بشه دو روز

نه

نه. اونا یه راه دیگه بلدن، کنار همین راه

سدریس! همین الان، اونو دربیار. اونو دربیار

مواظب پاهات باش! حواست به پاهات باشه

اوه، سدریس، خواهش می‌کنم تمومش کن

تمومش کن! بس کن

سدریس، بس کن، خواهش می‌کنم! اوه، پاره‌اش می‌کنی

اوه، برچسبش کنده شد. سدریس، حالا دیگه بس کن

اوه، پاره‌اش می‌کنی. مواظب باش

دستت رو بیار پایین

اگه نمی‌تونین با هم مراسم داشته باشین، حداقل یه عکس یادگاری داشته باشین

مواظب باش. تورش خیلی ظریف و حساسه

پدر واقعی من یه آهنگساز مشهور آلمانی بود

اونا وقتی با هم آشنا شدن که مادرم توی لوکزامبورگ خواننده اپرا بود

چرا؟

می‌خوام توی عکس باشم

پارچه رو همین‌جا بذاریم؟ نه

فقط برای اینه که صندلی خشک بمونه

بفرما، اوناهاش. چه زیباست

نزدیک بود روی تخته‌ها لیز بخورم عمو. خیلی چرب و لیز بودن

از صندلی چپی استفاده کن، آدا. برزنت رو بکش

متأسفم که بارون گرفت. داخل نور کافی نداریم

چتر رو این طرف نگه دارم؟

اون طرف، اون طرف. برو اون‌ورتر

میشه اینو بگیرین، لطفاً؟

و حالا بشینین

کاملاً بی‌حرکت

و کجا با هم ازدواج کردن؟

توی یه جنگل پهناور که ساقدوش‌هاش پری‌های واقعی بودن

هر کدومشون دست یه کوتوله کوچولو رو گرفته بود

نه، دروغ گفتم

توی یه کلیسای روستایی کوچیک وسط کوهستان بود

کدوم کوهستان، عزیزم؟ کوه‌های پیرنه

اوه، من هیچ‌وقت اونجا نبودم. مادرم آهنگ‌ها رو به زبون آلمانی می‌خوند

و صداش توی تمام دره‌ها می‌پیچید

اون مال قبل از تصادف بود

و چه اتفاقی افتاد؟

یه روز، وقتی مادرم و پدرم داشتن توی جنگل با هم آواز می‌خوندن

یه طوفان سهمگین از ناکجاآباد بلند شد

اما آواز خوندن‌شون اونقدر پرشور بود که متوجه نشدن

و با شروع بارندگی هم از خوندن دست نکشیدن

و وقتی صداشون برای بخش‌های پایانی هم‌سرایی اوج گرفت

یه آذرخش بزرگ از آسمون پایین اومد

و به پدرم برخورد کرد، طوری که مثل یه مشعل روشن شد

درست همون لحظه‌ای که پدرم بر اثر ضربه کشته شد

مادرم لال شد

اون دیگه هیچ کلمه دیگه‌ای به زبون نیاورد

اوه، طفلی

حتی یه کلمه دیگه؟

اوه، حتماً از شوک بوده، آره

باید همین‌طور باشه

وحشتناکه. وحشتناکه

اوه، طفلی

وحشتناکه

وحشتناکه

خیلی خب، عـ —

عزیزم؟

ببخشید

اوم —

من باید... برای چند روزی برم

یه سری زمین‌های مائوری هست که بهشون علاقه دارم و من

ممکنه بتونم با قیمت خیلی مناسبی بخرمشون

خب، امیدوارم از این زمان برای جا افتادن استفاده کنی

و شاید

از یه جهاتی

بتونیم دوباره شروع کنیم

باشه؟

من قادر به خوندن نیستم

لطفاً ما رو برگردون به ساحلی که پیاده شدیم

متأسفم. نمی‌تونم این کار رو انجام بدم

وقتش رو ندارم

خداحافظ

نمی‌تونم شما رو ببرم اونجا

از دستم برنمی‌آد

هی، هی

مامان! مامان، منو ببین! نگاه کن

مامان! مامان

سلام به همگی

سلام

دیگه موهاتو شونه نمی‌کنی، که کار خوبیه

بیش از حد آراسته به نظر می‌رسید

می‌بینین، اینا شکاف‌هایی هستن که سرها از توشون رد میشن

بهش نشون بده، نِسی

شکاف‌ها. اونا قراره بمیرن

جناب کشیش قراره از خون حیوون استفاده کنه

بی‌تردید خیلی نمایشی میشه. خیلی نمایشی میشه

چای

موراگ —

More Farsi Persian subtitles for The Piano

Komentet

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left