200 rreshtat e parë.
تقدیم به شما از طرف تیم زیرنویس S2
لطفاً از قرار دادن زیرنویس چسبیده یا پخش آنلاین این قسمت با زیرنویس انگلیسی ما خودداری کنید
برو حالشون رو بگیر. اونا مقصرن که گند زدن به جو جامعه
یه ناشنوا و یه احمق. چه زوج معرکهای
دو رومی، از من خوشت میاد؟
اگه ازم خوشت میاد، بهتره همین اول کار بیخیالش بشی
اون عشق نیست
بلکه میل به برتریه
فکر کنم اشتباه میکنی
بچه جون، این شیر چه طعمیه؟
طعم توتفرنگیه؟
آره دیگه. یه نگاه به بستهبندیش بندازی میفهمی
امکان نداره! من داشتم شیر ساده میخوردم
گون وو یه نابغهست. هم تواناییش رو داره و هم جربزهاش رو
اون تو دنیای موتزارت زندگی میکنه
اگه دنبالهروی من باشه، آخرش مثل من میشه
یه رهبر ارکستر تنها و مغرور که هیچوقت نمیتونه با بقیه یکی بشه
تو مغزم تومور دارم و باید جراحی بشه
ولی بازم ناشنوا میشم
به هر حال اون قراره ناشنوا بشه. میگه میخواد قدر این زمانی که الان داره رو بدونه
وقتش که برسه و ناشنوا بشه، میره سراغ درمان
به نظر میاد خیلی قوی باشه
قسمت هشتم
میدونی یعنی چی؟
آدمهای دورت ساکت میشن
نمیتونی حرف زدنشون رو بشنوی
صدای پرندهها، موجها... حتی رعد و برق هم فقط یه جرقه نوره
حتی ماشینها هم فقط بدون هیچ صدایی از کنارت رد میشن
مهمتر از همه اینه که موسیقی محو میشه. ویولنت
چیه؟ قلبت تند میزنه؟
انگار بالاخره فهمیدی چی میگم. حداقلش اینه که درک میکنی
هی، همونجا وایسا
تو اصلاً کی هستی؟ چه حقی داری اینطوری با من حرف بزنی؟
این همه سال رو الکی حرومِ بزرگ شدن کردی؟
معلومه که هنوز درستحسابی امتحان پس ندادی
فقط تظاهر میکنی که خیلی باکلاس و بیخیالی
اگه بخوام بگم، خامیِ محضی. فقط میخوای ادای زنهای روشنفکر و بیخیال رو دربیاری
به اونجاش فکر نکرده بودم
فکر کنم خودت نمیخوای بهش فکر کنی
نمیدونم باید چیکار کنم
واقعاً؟ پس بذار کمکت کنم. بپر تو آب
دریاچه رو میبینی؟ بزرگه، نه؟
خیلی عمیقه، بیانتها و بیمرز. یه فضای سیاه و تاریکه
هیچکسی بهت کمک نمیکنه. هرچقدر هم دست و پا بزنی، تهش میمیری
معنی واقعی ناامیدی همینه. این واقعیت زندگیته
فقط با گذشتن از اینه که قویتر میشی
بپر
ببین، تو فقط بلدی نقش آدمهای بیخیال رو بازی کنی
میپرم
دو رومی! دو رومی
باید چیکار کنم؟
دو رومیِ احمق
دو رومی
کجایی؟
کسی هست؟
کسی اونجا نیست؟ الو؟
چی شده؟
چه اتفاقی افتاده؟
بله
یه نفر افتاده تو آب. یک دقیقهای میشه
پس چرا اینجا وایسادی؟ مگه شنا بلد نیستی؟
دو رومی
دو رومی. دو رومی، پاشو
پس رانندگی هم بلدی
انگار شنا بلد نیستی
هی، خیلی بیانصافی
بعد از اینکه "مجبورم" کردی بپرم تو دریاچه، نجاتم نمیدی؟
اگه اون آقا نبود، الان اون تو مرده بودم
اون چوب دیگه چیه؟
میخواستی اینو بگیرم؟
مگه بیهوش نشدی؟
نمیدونم
نمیدونم واقعاً بیهوش شدم یا واقعاً میخواستم بمیرم
یه اجرا دیدم. اجرای یه گروه چهارنفره
چون زیر آب بودم، هیچی نمیشنیدم
پس داشتی حس از دست دادن شنوایی رو تجربه میکردی
اینطوری بود؟
همونجوری بود که فکر میکردم. سیاه مطلق. انگار تو یه غار بودم
سکوتش هم اونقدرها بد نبود
حس آرامش داشت
اما... یه کم تنهایی داشت
نه، خیلی تنها
انگار کل دنیا بیخیالت شده باشن
بفرمایید، بفرما
چطور اینقدر تنوع زیاده؟
نوع انگور، آب و هوا و خاک با هم فرق دارن، واسه همین تنوعش خیلی زیاده
این بهترین شراب قرمزیه که آلمان داره؟
بله
قیمتش چنده؟
۱۴,۵۰۰ وون
این یکی چی؟
این ۱۳,۵۰۰ وونه
انگار این نیست. این یکی چنده؟
این ۹,۵۰۰ وونه. چرا اینو نمیبرید؟
نه، فکر نکنم این باشه
شاید این. این چنده؟
اگه ارزونتر میخواید، اینجا ۱,۸۰۰ وونی هم داریم
جدی؟
بیاید اینجا ببینید
گوش کن
همون رو برمیدارم
این بطری ۱۴,۵۰۰ وونه
باشه
میخواید به کسی هدیه بدید؟
بله. لطفاً قشنگ کادوش کنید
میخوام بدمش به استادی که دلم میخواد یه عمر شاگردیش رو بکنم
میخواید براتون قسطی حساب کنم؟
بیخیال
خیلی خب
استاد خودش اینو پخته؟
وای، سوپی که کانگ مائه خودش پخته... باورم نمیشه دارم میخورمش
تو ذاتاً اینقدر خنگی؟
تا دو کلمه بهت تشر زدم، واقعاً پریدی تو آب
فکر نکردی ممکنه جونت رو از دست بدی؟
شما خودتون گفتید
و گفتید که فقط دارم ادای آدمهای باحال رو درمیارم
باورتون میشه؟
من فقط تو هشدار دادن یه کم زیادهروی کردم، همین. تو دیگه خیلی شورش رو درآوردی
پس شما چی؟
چرا میخواستید نصیحتم کنید؟
فقط یه عضو ساده گروه، مرگ و زندگیش چه ربطی به شما داره؟
مگه لقبتون "دلسنگی" نیست؟
حرفات تموم شد؟
استاد، وقتی پریدم تو آب، به چی فکر میکردید؟
داشتید دور و بر رو نگاه میکردید ببینید شاهدی هست یا نه؟
اگه کسی نبود، لابد فکر میکردید خودتون بپرید تو، نه؟
بدشانسی یه نفر دوید اومد و شما هم شوکه شدید
ترسیدید متهم بشید به اینکه باعث خودکشی شدید، درسته؟
چشمتون دنبال ویولنم بود؟
که بعد از مرگم، بفروشیدش؟
و یه پولی به جیب بزنید
مگه نه؟
فکر کردم
دیگه هیچوقت نمیتونم ببینمت
یعنی منظورم اینه که دیگه نمیتونم محض خنده دستت بندازم
چرا اینقدر نگرانی؟
آه
این اتاق یه کم گرمه
چرا اینقدر دارم عرق میکنم؟
برو یه دوش بگیر
چی؟ دوش؟ اینجا؟
مگه نپریدی تو اون آبِ بوگندو؟
کل اتاق بو گرفته
زود باش برو دوش بگیر تمیز شی
اعصاب خرد کنه. لباسها همهشون خیسن
لباسها یه کم بزرگن
تو اینجا چیکار میکنی؟
آه، خب
تازه دوش گرفتم، آخه لباسهام خیس شده بودن
دوش؟ اینجا؟ واسه چی؟
آخه... افتادم تو آب
واسه همین لباسهام خیسِ آب شد. استاد
به خاطر تصادف بود
تصادف؟
میخوای برامون شر درست کنی؟ ساکت شو
آره، تصادف
مگه نرفته بودم دنبال استاد؟
ولی یهو
انگار یهو گوشش سنگین شد
آره، هیچی نمیشنیدم
آره، گوشم سوت کشید. ماشین هم یهو کوبید به
بعدش؟ صدمه دیدی؟
نه، چیزیم نشد
ماشین زد بهم و صاف پرت شدم تو دریاچه
آره دیگه، دریاچه، واسه همین موش آبکشیده شدم
ولی من همین الان ماشینت رو بیرون دیدم
یه خش هم روش نبود
اون به خاطر اینه که
اونی که داغون شد، ماشینِ لاین مقابل بود
چرا داری بازجویی میکنی؟
شک داری که داریم دروغ میگیم؟
نه، فقط نگران بودم
پس تو چته؟
چرا اینقدر زود برگشتی؟
به این زودی "جونگ میونگ هوان" پرتت کرد بیرون؟
این برای شماست
یعنی... این شهریه کلاسامه
میخوام از شما یاد بگیرم
چرا؟
چون
چیزی شنیدی؟
آره، از استاد جونگ میونگ هوان
اون آدمِ بدجنس
گفت که شما داشتید پشت سر من بد میگفتید
گفتید که من خامم، خطر رو نمیفهمم، مهارتم کمه و سختی نکشیدم
اینا رو گفتید، مگه نه؟
نمیتونم همینطوری بیخیالش بشم
پس میخوام بهتون نشون بدم
تمام مهارتهای رهبری ارکستر شما رو یاد میگیرم
و میخوام خودتون اعتراف کنید
که کانگ گون وو بچه بدی نیست
لطفاً از نظر ذهنی خودتون رو آماده کنید
چرا من باید بهت آموزش بدم؟
میخوام یه عضو موقت تو ارکستر باشم
بعدش درسم رو ادامه بدم و وارد دانشگاه بشم
یاد بگیرم چطور رهبری ارکستر کنم
یه جایزه بزرگ ببرم و همه منو بشناسن
اما من برنامه زندگیت رو نپرسیدم
من وارد معاملهای که توش ضرر باشه نمیشم
میخوام یه رهبر ارکستر مشهور بشم و بعدش بیام سراغ شما
No comments yet. Be the first to leave one.