200 rreshtat e parë.
انگار خایههام دارن آتیش میگیرن
این طبیعیه، لندو؟
فکر کردم سیکل گفت دوران نقاهتش راحته
ساعت اول همیشه از همه بدتره ۴۸
بعدش دیگه مثل آب خوردن میگذره
امیدوارم! مسابقهی آقای بارکلیدج هفتهی دیگهست
بیخیال بابا. تا اون موقع دیگه داره یکسره باهاش ور میره
ایشالا که همینطور باشه. بابا، درد داره
خوبه بابا! ای بابا. خیلی خب رفیق. بشین، بشین
بشین. خب. صبر کن. بذار نگهت دارم
خیلی خوب از آب دراومد
خب، خانم کرایشر، ادعای شما این هست که
این کوکیها رو خودتون با روغن گیاهی درست کردید؟
بله
حداقل روی برچسبش که اینطور نوشته بود
اما شما دارید در صحت اون تردید میکنید؟
خب، این تنها توضیح منطقی برای اینه که چطور روغن بادام زمینی وارد کوکیهای من شده
و راهی برای اثبات وقوع این اشتباه در برچسبگذاری دارید؟
شما راهی دارید که ثابت کنید اینطور نبوده؟
خیلی خب تیم، بریم یه ناهاری بخوریم
واو. اون تو ترکوندی
جدی؟ خب، خوبه
خوشحالم که هر کمکی از دستم برمیاومد انجام دادم
اوم. فقط... میخوام این قضیه رو درستش کنم
اوه، واقعاً ممنونم
آره
البته والتر گفت که احتمالش خیلی کمه
جدی؟ آره
یه جورایی نگرانه که خیلی غیرواقعی به نظر بیاد
هوم. میدونم. منم جا خوردم
و یه چیزایی هم گفت در مورد اینکه ممکنه هیئت منصفه فکر کنن
کل این قضیه شر و وره
منطقی به نظر میاد؟
راستش، هم آره هم نه
اوم. آره
ببین، میگن سرنوشت پرونده تو انتخاب هیئت منصفه مشخص میشه
پس فکر کنم اگه تو انتخاب آدمها هوشمندانه عمل کنیم... حتماً، حتماً
اما فکر کنم نگرانیش این بود که هیچکی توی لیست هیئت منصفه
اونقدر احمق نیست که این اراجیف رو باور کنه
من... نمیدونم. من که وکیل نیستم. واو
ناامیدکنندهست. اوم
خب، فکر کنم تا جایی که میشد پیش رفتیم
اوم. یه راه آخری هم هست که والتر گفت میتونیم انجام بدیم
اما نمیخوام معذب بشی
میدونی چیه؟ هر کاری لازم باشه میکنم تا کمکت کنم تو این قضیه برنده بشی
عالیه. خیلی خوشحالم که این رو از زبونت میشنوم
میگم برای فردا تست دروغسنجی رو ردیف کنه
دروغسنج؟
شاید بتونم دورش بزنم
میتونم یه دوتا زاناکس بخورم فشارم بیاد پایین
یا خدا، دارم چی میگم؟
اوه، تو خیلی خوب جنگیدی عزیزم
بعضی وقتا بهتره بدونی کی باید بکشی کنار
آره. فقط بدم میاد ببینم اون برنده میشه
آره، دیدنش سخته
پس پسرا هیچوقت نفهمیدن کی خبر جراحی رو لو داده؟
هوم؟ لندون... هیچوقت گوشی جدید نگرفت؟
نچ
حتی سعی نکرد با یه دستگاه دیگه وارد بشه، هیچی؟
نه، فکر کنم از تکنولوژی چیزی سرشون نمیشه
مگه رندی صاحب یه شرکت نرمافزاری نیست؟ اوه، فکر کنم ورشکست شد
احتمالاً چون گند زده بود بهش. و کیرستن؟
مگه داری کتاب مینویسی؟ خبری ازش ندارم
خب، این نشون میده که باجگیری جواب نمیده، میدونی؟
تا وقتی که محکم وایسی و یه جو عرضه داشته باشی
آره
بابا، سریع بیا اینجا
چی شده؟ اوه، گندش بزنن
اوه، لعنتی. لعنتی پاره شد. چی داره میشه؟
پاره شد لعنتی! دارن میریزن بیرون! الانه که
الانه که بریزن بیرون! چی؟
خایههات، الانه که بیفتن کف زمین
اصلاً انتظار نداشتم این اتفاق بیفته
از خیلیا باید تشکر کنم، پس بیاین شروع کنیم
اول از همه، بذارید از دانشآموزا تشکر کنم
که معلومه سلیقهشون حرف نداره
حالا، نوبت کساییه که
سلام
نظرت چیه؟ به درد «میس بارکلیدج» شدن میخورم؟
باید خیلی شانس بیارن که تو بشی
ممنون
باید اعتراف کنم، بعد از اینهمه وقت که طرد شده بودم
حس عجیبیه که حالا جزئی از بقیه باشم
آره. روزای هیجانانگیزیه
اما اگه یه درصد، امشب
اسمت به عنوان برنده اعلام نشد
فقط میخوام بدونی که بهت افتخار میکنم
مرسی. ولی برنده شدن خیلی باحالتره
آره. آره
میدونی، خیلیا میگن دوم شدن
گاهی وقتها به خوبیِ برنده شدنه، اگه نگیم بهتر
مردم اینو میگن؟ معلومه که برنده شدن مهمه
اما وقتی میبازی کلی چیز یاد میگیری
آره. درسته ولی من ترجیح میدم برنده بشم، پس
میدونی کی برنده شد؟ جان اف. کندی. زدن کشتنش
میدونی چی میگن؟ «تاج سنگینه»
فکر نکنم تا حالا اینو شنیده باشم
در هر صورت، همین که اسمت سر زبونا بوده خودش خوبه، نه؟
واقعاً پشیزی واسه این حرفا ارزش قائل نیستم
آره، خب، دیگه از دست ما کاری ساخته نیست
ممنون بابا. از دست ما کاری ساخته نیست
آره. خیلی خب
اوم، بابا؟
آره؟ یه چیز دیگه
فقط میخواستم بگم ممنون
هوم؟ بابت همهچی
راستش، باید اعتراف کنم
توی تکتک مراحل بهت شک داشتم
ولی واقعاً از پسش بر اومدی
پس، ممنونم
خواهش... آره. خواهش میکنم
دوستت دارم
آره، من... منم دوستت دارم
مستقیم برو ته سالن. شب خوبی داشته باشی
آه، خانواده کرایشر! سلام
سلام! چقدر خوشتیپ شدین
ممنون، خانم راسمایر
خیلی مکافات داشت. همه بسیج شده بودیم
باشه عزیزم. هی، یه جا برو. فقط برو
جورجیا، میتونی ته سالن اسمت رو ثبت کنی
عالیه. ممنون. اووه
ما بهت افتخار میکنیم. تو از پسش برمیای. ممنون بچهها
برو بترکون
استرس که نداری، داری؟
من... نه
فکر کنم قبلاً جلوی جمعیتی به این اندازه برنامه اجرا کردی؟
آره، کردم
اوم، معمولاً مستتر از اینان ولی خب
درسته، و اون موقع شوخیهای همیشگیت رو داشتی که بهشون تکیه کنی
آره، همینطوره
آره
خیلی خب، من باید برم. دوستت دارم. موفق باشی. منم دوستت دارم
بسیار عالی
خوبی
ببخشید، میتونم درباره بودجهی ورزشگاه جدید بپرسم که
اوه خدای من، چه پیروزی بزرگی
و بدون شوهر شما اصلاً امکانپذیر نبود
رأی اون بود که کار رو تموم کرد
رأی اون؟
اون واقعاً مهرهی ارزشمندی برای جامعهی بارکلیدج بوده
باید بگم که واقعاً منو غافلگیر کرده
آره، هم شما رو هم منو
خانم کرایشر؟
یه لحظه وقت دارید؟
جوک شروع داری؟
به جز خودت؟
آره کیرستن. در واقع دارم
عالیه
خب، فقط میخواستم ببینم اوضاع چطوره
مطمئن بشم که با قرار جدید مشکلی نداری؟
واقعاً ازش راضیام
یه جورایی اصلاحِ خوبیه روی چیزی که اول چیده بودیم، نه؟
آره، خیلی بهتره
بابام فقط قدرت چانهزنی خیلی بیشتری داشت
اگه کاری که میخواد رو انجام ندی کل دنیات از هم میپاشه
خیلی تمیزه
میدونی، مجبور نیستی این کار رو بکنی
واقعاً این همون راهیه که میخوای باهاش برنده بشی؟
این نیاز به محبوبیت از کجا میاد، کیرستن؟
داری سعی میکنی یه جور خلأ رو پر کنی؟
هی کوچولو. من اینجام
و دارم گوش میدم
آره، این شر و ورا روی من اثر نداره. باشه، فهمیدم
باشه. خب، میذارم به کارت برسی
فکر کنم باید بری به... محکمکاریِ دکمههات برسی
اوه
یه کم نگران برتم
متوجه رفتار غیرعادیای شدی؟
آره. میشه اینطوری گفت
خب، فکر کنم تا حدی تقصیر منه
شاید یه ذره زیادهروی کردیم تو اصلاحش
فکر میکنی؟
نگرانم که با آدمای اشتباهی بپره و خیلی توی منجلاب فرو بره
پذیرفته شدن مثل مخدّره، لیان
و اونا برت رو بهش معتاد کردن
خیلی خب، داری منو میترسونی
خب، بهتره برای قسمت بعدی کمربندت رو سفت ببندی
تا حالا اسم جین
مگنوسن رو شنیدی؟
یه عمل بیضهی لعنتیِ ساده بود
اما تو باید مغزت رو با مواد از کار میانداختی
چیزِ مهمی نیست بابا
چیزِ مهمی نیست؟ بچه به خاطر تو رو ویلچره
هی، هی! آروم باش
کار من نبود. کار سیکل بود
هی، اینجا چه خبره لعنتی؟
خبرمون لو رفته. قبلاً دربارش حرف زدیم، گلن
نه برت، یه جور دیگه لو رفتن. کیسهی جدید زکی پاره شده
و حالا کل مایع منیش داره از همهجا میزنه بیرون
چون این مرتیکهی عوضی گند زد! آروم باش
دعا کن به درگاه خدا که این قضیه شانسش رو برای امشب به باد نده
دهنت رو سرویس میکنم لندون
قول میدم! لعنت بهش! یه کاری بکن گلن! ای بابا
آه، خب، شنیدی که چی گفت
حالا اینم افتاد گردن من؟ علاوه بر اون همه بدبختی دیگه؟
خب... این یارو مثلاً رفیقشون بود؟
از هم جدا نمیشدن
تا وقتی که دیگه نشد
چی شد؟
جین ترسید
No comments yet. Be the first to leave one.