200 rreshtat e parë.
من یه مادر حامله نوجوون هستم
سینه هام شبیه هندونه شدن
هورمون هام دارن دیوونه ام می کنن و پاهام درد می کنن
اما بازم قسمت قبلی شیملس رو نگاه کردم
شما چه بهونه ای دارین؟
اون اتاق اینجا توی این خونه ست؟
آره. تبریک میگم
شما مسئول جدید خونه جما دلتا رو هستین
عالیه
ما فقط دوتا شغل روی این سیاره داریم
اول، یادگیری، دوم، کنار اومدن
یعنی میگی باید با بدبختی این زندگی رو گذروند؟
بادیگاردت کجاست؟ - رفت -
اشکالی نداره یه مدت اینجا بمونم؟
مسئله ای نیست
دبز، با کویینی آشنا شو
مامان سمی ـه
بیا برات یه کم برگ گزنه دست کنم
تا جنین ـت قوت بگیره
فردا یه محموله واسه جی داگ میرسه
تو باید تحویلش بدی - من دیگه گذاشتم کنار -
می خوام خدمات تحویل خودمو برای این محموله پیشنهاد بدم
اگه یه ذره اش گم بشه، هیچکس متوجه نمیشه
به جاش یه کم ملین بچه می ریزیم
دهنتو
!هی
تو روحت
چه گهی می خوری؟
اونو از کجا آوردی؟ - فکر کنم یکی از تفنگای منه -
اگه نیکول بفهمه، حضانت رو بطور کامل ازم می گیره
عــمــــاد و مــصــطــفـی تقدیم می کنند
کیر، کیر، کیر
کیر
مادرتو
نه، نه، نه، نه، نه
نه، نه، نه، نه
نه، نه، نه، نه
لعنتی، لعنتی، خارتو
مادرتو
دیشب اینجا خوابیدی؟ - آره -
چی می نویسی؟ - یه نامه واسه همسر سابق شان -
چطور مگه؟ - از کارل بپرس -
کارل، فیونا چرا داره یه نامه واسه همسر سابق شان می نویسه؟
نمی خوام درموردش حرف بزنم - باشه، خیلی خوبه -
من فقط اینجا وایمیسم و قهوه ام رو می خورم، در سکوت
تو کجا میری؟
با کویینی میرم مزرعه
البته نمیری، چون مدرسه داری، یادته؟
من به یه محیط حمایتی نیاز دارم
اینجا چیزی گیرم نمیاد
درمورد دبیرستان هم همینو میگی؟
دختر حامله ای در 15 سالگی ترک تحصیل کرد بابا ایول
تظاهر نکن که برات مهمه - باید درستو تموم کنی، دبز -
درمورد "عدم تحصیل" چیزی شنیدین؟
یک نوع خیلی رایج از تحصیلاته
کی گفته؟ - کویینی میگه وقتی رخ میده -
که دانش رو بجای کتاب ها از زندگی بدست بیاری
مثل درست کردن اسپاگتی
وقتی آب، پاستا و نمک رو اندازه گیری می کنی
این خودش ریاضیه - نه، این وحشتناکه -
،اگه خیلی بدبخت شدم می گیرم GED فقط مدرک
میدونی، درست مثل خودت
کویینی، اگه دبی "عدم تحصیل" رو انتخاب کنه
تو می خوای ازش حمایت کنی؟
محلش نذار
خب، من دوستای زیادی توی مزرعه دارم
که یک روز هم تحصیل نکردن
و دانش بی نظیری دارن
مثل پاستا درست کردن
اگه می خوای ترک تحصیل کنی، دبز من نمی تونم جلوتو بگیرم
حالشو ببر. توی چی ؟
مزرعه افزایش آگاهی
صد هکتار زمین، سرشار از آرامش
و اگه لیپ رو دیدی
بهش بگین هرگز انگیزه اش رو از دست نده
تا تا
این چیه؟ - هی، فرانکی، عزیزم -
ما داریم میریم مزرعه - چی؟ -
مدارک عفو مشروط چاکی دیروز رسید
مامان بزرگ داره می ترکونه
چه ایده خوبی
خوابیدن زیر ستاره ها توی یه بهشت روستایی
،هوای تازه، آتیش درست می کنیم خدایا، چه چیز محشری بشه
با ون میریم؟
نیازی نیست وسایلتو جمع کنی؟
نه، نه. ردیفم
باشه
بقیه پولم کجاست؟ - توی شیشه انعام -
من نمی خواستم 5 دلار انعام بدم
دقیقاً
مشکلش چیه؟
خب، پدرش اونو بعنوان یه برده جنسی فروخته
خیلی چیزای باعث شده که زندگیش به این وضع بیفته
فکر کنم پسی بیدار شده
فدای سرت. تو برو. من مشروب ها رو درست می کنم
این چه لهجه ایه؟ لهستانیه؟ - روسیه -
پس اون اینجا بدنیا نیومده
توی یه جعبه با کشتی فرستادنش اینجا
از زیر میز بهش پول میدی؟
آره دیگه
پس فکر کردی اینجا رو چجوری سرپا نگه داشتیم؟
ببخشید
من مأمور لستر هیبرت
از خدمات مهاجرت و شهروندی ایالات متحده هستم
چی؟ - براساس حرف های رییست -
تو غیرقانونی به این کشور اومدی
مرسی - نمی دونستم اون مرتیکه -
این چیزیه که میگه
،من اومده بودم خستگی در کنم ولی مثل خایه باهام رفتار کردی
و آخرین 5 دلاریم رو هم ازم گرفتی
حالا باید با هم صحبت کنیم
اون از خدمات مهاجرته؟ - من نمی دونستم -
نشانش رو ندیدم
لعنتی، بدون اون نمی تونیم این بار رو بچرخونیم
دوتا بچه مون رو هم نمی تونیم بزرگ کنیم
هی، الگا، حقوق
بالاخره می تونم بازنشسته شم
شارلوت
حالت خوبه؟ - فیونا گلگر -
دیشب تا صبح بیدار بودم
همه جای خونه رو گشتم
همهی تفنگ های کارل رو پیدا کردم
رفتم کلانتری
اونا رو گذاشتم اونجا هیچ سؤالی هم ازم نپرسیدن
آره، فکر خوبی بوده
می خوای به نیکول بگی؟
نمی تونم از ویل بخوام که اینو از مامانش پنهان کنه
خودم باید بگم - باشه -
من یه نامه نوشتم که می تونی اینو بهش بدی
توش نوشتم که همه چیز تقصیر من بوده
و تو پدر فوق العاده ای هستی
سه تا نسخه مختلف از این نامه هست
اون دلش نمی خواد از تو چیزی بخونه
خب، چی کار می تونم بکنم؟ احساس وحشتناکی دارم
میگل، گزارش فروش هفته پیش حاضره؟
یه حسابدار داره میاد تا مالیات ها رو بررسی کنه
میشه واسه ناهار بمونی؟
خب، قرار هست در این مورد حرف بزنیم؟
شاید بعداً
یکم سوز میاد
اینجا یخچاله، آنتن هم ندارم
خونه ات کجاست؟
چادرم اون بالاس
چادرت؟
شیر کوهی هم می بینیم؟
نه، چاکلز
تمام مدت حق با تو بود و من گوش نمی کردم
ما باید اینجا کنار هم باشیم
اینجا توی این هوای تازه با بوی درخت کاج
جوپیتر
عمیقاً دلتنگت بودم
همیگ، ایشون جوپیتر هستن
پدر و بنیانگذار افزایش آگاهی
و ایشون؟
همونی که درموردش برات نامه نوشتم
همگی امیدوار بودیم که بیای، دبورا
و حالا اینجایی
بیا، بذار کمکت کنم تا بیای داخل
مرسی که بهش پتو دادی
هوا خیلی سرده
منم سردمه
اون پسر خوشگله پشت کانتر داره بهت آمار میده
می شناسیش؟
اون شوهرمه - چی؟ -
می تونم کمکت کنم؟ - محض عذرخواهی -
باشه - اونجوری که رفتار کردم -
وقتی می خواستی خونه رو بخری
خیلی بهش افتخار نمی کنم
خب، همه چیز حل شد، ولی از تو تشکر نمی کنم
خب، خیلی خوبه
پس می خوای عذرخواهی کنی؟
آره و...
ما باید طلاق بگیریم
چرا که نه، درسته؟
خب، الان یک سال شده
اوضاع با دوست دخترم جدی شده
...انگار - همین الان طلاق می گیریم -
خیلی خب، هر چی که مال خودت هست رو نگه می داری
منم وسایل خودمو نگه می دارم ...چیزی رو عوض نمی کنیم، به جز
به جز؟
حلقه نامزدی ای که بهت دادم
مال مامان بزرگم بود
برای خونواده مون خیلی معنا داشت
مشکلی که نیست؟ - اوه، نه -
خب، همه کاغذبازی ها رو انجام دادم می تونی فردا ساعت 2 بیای؟
ردیفه
خیلی خب. اینم آدرس وکیلم
منم وکیل لازم دارم؟
نه، اگه ساده نگهش داریم
ساده خوبه
ساعت 2 می بینمت
عمراً اگه از دستش بدم
من خوشحالم، من خوبم
من امروز خودم را دوست خواهم داشت
من خوشحالم. من خوبم
من امروز خودم را دوست خواهم داشت
شکر
همگی شما متوجه عضو جدیدمون شدین
یک گل کامل، روح و آسمان
به دبورا خوشامد بگویید
No comments yet. Be the first to leave one.