200 rreshtat e parë.
"تل رفعت"، "سوريه"
.سلام، پسرا
.اوه، ببخشید .واقعاً شرمنده
حالتون چطوره بچهها؟ خوبید؟
چرا نمیرید، اه، یه سیگاری چیزی بزنید، خیلیخب؟
.خودم ترتیب شو میدم
...اوه، و اینکه، شما بچهها
.قهرمانهای واقعی هستید
.آقایون
!اوه
.همه چیز امن و امانـه، پسرا
.مأموریت با موفقیت انجام شد
.خداوند آمریکا رو حفظ کنه
.کاپیتان
.اینو پیدا کردم
...دولت اسلامی دقیقاً
.یه مرکز تخصص علمی نیست
...ولی اونا این ترکیب «وی» کوفتی
تو رو جعل کردن؟
.اینطور بهنظر میاد، آقای وزیر
چجوری فرمول رو به دست آوردن؟
.راستش رو بخواین، خودمون هم نمیدونیم
.خب، شما باید یه چیزایی بدونید
یه گردشگر اومده از آزمایشگاهت دزدیدهتش؟
یا شاید یکی از کارکنانت؟
قربان، ما هم به اندازه شما دوست داریم که
.به حقیقت این ماجرا پی ببریم
،خانم استیلول
اگه اون چیزی که میخوام رو ...به دست بیارم، وزارت دادگستری
.پاتون رو به کنگره میکشونه
و مجبورت میکنه
.به کلاهبرداری شرکتت شهادت بدی
محصول شماره یکِ لاکهد مارتین چیه؟
جان؟
پرفروشترین محصولش
،تو باید اینو بدونی
.عضو هیئت مدیرهشون بودی
موشکِ پاتریوت - درسته -
نورثروپ؟
بی-۲ رادارگریز
جنرال داینامیکس؟
.تاماهاک و ام۱ آبرامز
.میلیاردها دلار فنآوری و ابزارآلاتِ مدرن امروزی
میدونی از امروز اینا چی محسوب میشن؟
.یه مشت آهن پاره به دردنخور
چون «نقیب» و بقیهی ابرتروریستهای مثل خودش
.میتونن اون آهن پارهها رو مثل یه حشره شوت کنن
برای همین مهم نیست که قهرمانها واقعاً از کجا میان
راست شو بخوای، حتی اینکه دشمن چطوری
.اون ترکیبِ «وی» رو به دست آورده هم مهم نیست
.تنها چیزی که مهمه اینه که اونا به دستش آوردن
الان دیگه توی یه دنیای کاملاً جدید .زندگی میکنیم
و تنها یه شرکت وجود داره
.که محصول لازم برای مقابله با اونا رو داره
.شرکتِ من
.محصول من
چی میتونم بگم؟
پنتاگون موافقت کرده که ترکیبِ «وی» رو .محرمانه نگه داره
محرمانه؟
چه زری میزنی؟
،به خاطر اون «نقیب» جاکش که اون بیرونـه
.الان باید «وات» رو خوشحال نگه داریم
.وات اونایین که اون کوفتی رو ساختن
ما مدرک قانع کنندهای واسه اون نداریم - مدرک قانع کننده نداریم؟ -
.من اون مدرک رو از یه زیرزمین نجات دادم
الان که داریم حرف میزنیم اون توی دستشویی .داره به ندای طبیعت پاسخ میده
.گوش کن. گوش کن
.وات داره همینجوری واسه خودش «ابرشرور» میسازه
.این داستانِ قرنـه
تو دلت نمیخواد جایزهٔ پولیتزر وامونده بگیری؟
.خب پس، دهن تورو هم گذاشتم
سوزان، بیخیال
باید یه کاری باشه که بتونیم انجام بدیم، نه؟
.ببین، معامله نظامی امضاء شد و تمام
فکر میکنی یه دختر لال میتونه معامله رو بهم بزنه؟
مخصوصاً که اون از فراریهایی
که زدن ترنسلوسنت رو کشتن باشه؟ - فراریها؟ -
وات اصرار کرد و... وزارت دادگستری آمریکا هم موافقت کرد
.شما الان دیگه تحت تعقیب هستید
سلام؟
.اینجا اسپای روزانه نیستا
.بقیه هم باید از دستشویی استفاده کنن
.ببین، من ترکیبِ «وی» رو بهت دادم
.هرچیزی که میخواستی حتی بیشترش رو بهت دادم
.من بهت اعتماد کردم، و اینطوری ازم تشکر میکنی
.بوچر، من هنوزم از خانوادههاتون محافظت میکنم
آره، اینطوری جای پاتو سر شغلی که داره از دستت میره، محکم تر میکنی
خب اونوقت، تکلیف من و «رفقا» چی میشه؟
میتونید بیخیالِ عملیات بشید .و برای نجات جونتون فرار کنید
متأسفم
«رفقا»
.آره
.درسته
.باشه پس، عزیزم
خب، همهچی تحت کنترلـه، مگه نه؟
باید از همدیگه جدا بشیم
هی، دارید چه غلطی میکنید؟
ما هنوز، هنوز کارمون تموم نشده
معلومه که تموم شده
وات، ابرقهرمانها و مأمورهای فدرال رو داریم .که افتادن دنبالمون
.من میرم مونتریال
جدی؟ اونوقت چجوری قراره
دوستدختر خل و چلت رو از مرز رد کنی؟
.اون اسم داره
اسمش «کیمیکو»ـه، خیلیخب؟
کیمیکو - .هی، گوش کن -
.اون دهن گشادتون رو گِل بگیرید
.ما در شُرُفِ سرویس کردنِ دهن این جاکشا هستیم
و شما میخواید بیخیال عملیات بشید و فرار کنید
.اونم قبل از اینکه برگ برنده مونو رو کنیم
خیلیخب، جریان چیه، رفیق؟
یه چند ساعت بهمون وقت دادن. باشه؟
.هیوئی، تو با من میای
یالا پسرجون
.دست بجنبون
.اوه! انی
.منو ترسوندی
.نگفتی که قراره بیای
من درست بعد از اینکه بابا رفت اینو زیر کف پوشهای چوبی قایم کردم
با خودم گفتم شاید
...به خاطرش برگرده، ولی
هنوز بوی بابا رو میده - .عادت بدی بود -
...پدرش پیپ میکشید، برای همین هم، خودت میدونی
ترکیبِ «وی» چیه؟
اه، ترکیبِ وی؟
نمیدونم، عزیزم
باید بدونم؟
من چندسالم بود؟
چند سالم بود وقتی گذاشتی «وات» بهم مواد مخدر تزریق کنن؟
...انی، راستش، نمیدونم داری راجع به چی - ،چندسالم بود -
وقتی گذاشتی که منو تبدیل به یه عجیب الخلقه کنن؟
.تو عجیب الخلقه نیستی
.هیچوقت این حرف رو نزن
.پس حقیقت داره
...انی
.خدای من .خدای من
وات همهی این چیزا رو بهت گفته؟ - نه -
.نه، یه دوست بهم گفت
چقدر بهت پول دادن؟
قضیه پول نبود - چقدر؟ -
.هیچ پولی درکار نبود
اونا، اونا فقط پولِ
.صورت حسابهای پزشکی رو دادن، همین
این کارو کردم چون اونا، قول دادن
که این فرصت رو خواهی داشت که .یه زندگی فوقالعاده داشته باشی
.که قوی، موفق و خاص باشی
...منظورم اینه که، کدوم پدر و مادری همچین چیزی رو واسه
کاری کردی فکر کنم .که خدا منو انتخاب کرده
!واقعاً هم همینطور بود
.خدا «وات» رو وارد زندگیمون کرد
.خدا کاری کرد این اتفاق بیوفته
!شعر نگو
!کارِ تو بود
و بعدش هم هر لحظه از زندگیم رو کنترل کردی
منو ساعت ۵ صبح بیدار میکردی
،تا برای اون جشنواره زیبایی مزخرف
.و تپ دنس و تکواندو، تمرین کنم
.من تمام لحظات زندگیم رو تلف کردم
.و منم از این بابت خوشحال بودم
.این رویای ما بود
!این رویای تو بود
من هیچوقت فرصت نداشتم .که رویاهای خودم رو انتخاب کنم
!تعجبی هم نداره که نمیدونم باید کی باشم
.انی
واقعاً دلیلش سرمایه گذاریهای بد بود؟
چی؟ - ...تو بهم گفتی که بابا -
بخاطر اینکه تمام پس اندازهامون رو .ازدست داد، رفت
.اون با همهی این شرایط کنار اومد
،و بعدش، یه روز، نتونست کنار بیاد
.برای همین مارو گذاشت و رفت
.شاید اون نمیخواست که به من دروغ بگه
پس، من شدم هیولا؟
.تو زندگی خوبی داری
.مردم حاضرن همه چیزشون رو بدن تا جای تو باشن
.فکر کردم کاری که درسته رو انجام دادم
.انی، انی
!انی! انی
وقتِ لاجرعه سرکشیدنِ این وعدهی روزانهست، رفیق
.اوه، عجب بطری فانتزی قشنگی داره
داریم، اه، چی رو جشن میگیریم؟
راجع به چی حرف میزنی؟ .هفت قهرمان فراخونده شدن
آره
میدونی دلیل اصلی اینکه نیروی دریایی
برنامهی مین روبی پستانداران دریایی رو متوقف کرد چی بود؟
چون تربیت کردنِ دلفینهای کوفتی
.خرج خیلی سنگینی رو دستشون گذاشت
آره
،ولی با وجود من
.کارشون خیلی راحتتر میشه
همیشه دلم میخواست .واحد خاص خودم رو رهبری کنم، جف
.مثل رویایی میونه که به حقیقت پیوسته
.بوی برگشتن به مشامم میخوره
...به هر حال
به سلامتی، رفیق
خب، کِی؟
کِی چی؟
کِی قراره منتقل بشم؟
اوه
خدایا
میدونی که پارک آبی داره ،یه منطقه پرش جدید افتتاح میکنه
No comments yet. Be the first to leave one.