Little House on the Prairie

Little House on the Prairie

Shkarko Titrat Farsi/persian

Sezoni 1

Informacioni i lëshimit

Little House on the Prairie 2026 S01E04 Soul
Një Komentar nga Soul
🔥 Soul | t.me/cinemaeticket 🔥

Etiketat

webdl
netflix_synced
Publikuar më: 2026-07-11
Shkarkime: 18
Dëgjim i Dëmtuar: No

Pamje paraprake e titrave në Farsi/persian

200 rreshtat e parë.

‫باید ایمان داشته باشیم ‫باید باور کنیم

‫نمیدونم تا کی ‫میتونم دووم بیارم

‫نمیدونم تا کی میتونم ‫این رو باور کنم

‫- موندیم چون راه برگشتی نداشتیم ‫- شاید تو راه برگشت نداری

‫کارولین منظورت چیه؟

‫- مری! ‫- مری؟

‫- مری؟ ‫- کارولین

‫کارولین

‫کارولین

‫الیزا؟

‫وای خدای من

‫خیلی خب بلند شو بشین

‫اوه

‫چیزی نیست که با یکم کیک و چای حل نشه ‫مادر همیشه همینو نمیگفت؟

‫ ..:: کانال تلگرام و اينستاگرام بامابین ::.. ‫.:: Telegram: @Bamabin_Com ::. ‫.:: Instagram: @Bamabin_Com ::.

‫فقط چند حبه از ‫قندهای افرا برامون مونده

‫باورت میشه؟

‫پیتر یه روزم نمیتونه ‫بدون شیرینی سر کنه

‫- حالا باید به جنسای مغازه قناعت کنیم ‫- من اینجا چیکار میکنم؟

‫سر عقل اومدی

‫منظورت چیه؟

‫خودتم میدونی که بدون اون وضع بهتری داری

‫تو و دخترا

‫و این بچه

‫من... من نمی...

‫کی من...

‫کارولین

‫کارولین

‫کارولین

‫هوم

‫- هوم ‫- تو خواب داشتی حرف میزدی

‫حالم خوبه

‫هنوزم که عصبانی نیستی؟

‫خودت چی فکر میکنی

‫باید مایعات بخوری

‫تو همیشه بهتر از همه میدونی نه؟

‫این حرف توئه نه من

‫- مری کجاست؟ ‫- تبش پایینتر اومده

‫لورا پیششه

‫خوبه

‫خیلی سردمه

‫- دارم میلرزم ‫- این نشونه خوبیه

‫بابا میگفت این یعنی ‫تبت داره میاد پایین

‫ولی هنوز استخونام درد میکنه ‫و گلوم هم خیلی خشکه

‫بیا یکم آب بخور

‫استراحت کن بره کوچولو

‫تا صبح حالت بهتر میشه

‫انگار چند روزه ‫که چشم رو هم نذاشتی

‫همینطوره

‫اوضاع چطوره؟

‫تب نوبتی ‫یهو همه جا پخش شده

‫خیلی از تازه‌واردا گرفتن ‫و گنه‌گنه منم تموم شده

‫- محموله شما رسیده؟ ‫- متاسفم

‫دو هفته پیش سفارش دادم ‫ولی هنوز نرسیده

‫باید به ده‌ها نفر دیگه سر بزنم ‫احتمالا همشون حالشون بده

‫بدجوری به اون گنه‌گنه نیاز دارم

‫کیلب میشه ساندویچم رو ‫از اتاق پشتی بیاری؟

‫تا حالا اینقدر اوضاع رو خراب ندیده بودم

‫مردم لرز میکنن

‫بعد تبشون میره بالا ‫و دوباره دماشون میاد پایین

‫و فکر میکنن خوب شدن ‫ولی دوباره دو برابر بدتر شروع میشه

‫- شاید بدونم از کجا میتونی یکم گیر بیاری ‫- از کجا؟

‫جما جیمز چند ماه پیش ‫یه عالمه سفارش داده بود

‫- ولی بعید میدونم ازش دل بکنه ‫- بذار شانسم رو امتحان کنم

‫اجازه هست؟

‫تیزه(جذابه)

‫حالا برای جنگیدن آماده‌ای

‫اینو بخور

‫مراقب خودت باش

‫این شهر طاقت از دست دادن تو رو نداره

‫صدم زو میزارم

‫برای منه؟

‫واقعا؟

‫میگن قهوه جلوی تب رو میگیره ‫ضرر که نداره نه؟

‫مزه خاک سوخته میده

‫خب متاسفم که شکر نداریم

‫فقط تظاهر کن ‫شربت افرای پدربزرگه

‫مطمئنی که به دکتر تن نیازی نداریم؟

‫نگران نباش ‫تب همیشه دوره خودش رو طی میکنه

‫وقتی تو و مری کوچیک بودین ‫همش تب میکردین

‫مثل بخاری آتیش میگرفتین

‫به مادرتون میگفتم هی کارولین ‫امشب نیازی به هیزم نداریم

‫میذاریم دخترا تو شومینه بخوابن ‫و کل خونه رو گرم کنن

‫مامان میگفت نه

‫باید تو تخت گرم و نرمتون میموندین ‫و مادربزرگ روتون رو حسابی میپوشوند

‫الان اون جنگل بزرگ خیلی دور به نظر میرسه

‫قول میدم اگه تبشون بالاتر رفت ‫و دیگه آب نخوردن

‫اون موقع میرم دنبال دکتر تن

‫چرا تو و جک ‫نمیرین از نهر یکم آب بیارین؟

‫بعدشم من به پت و پتی آب و علوفه میدم

‫کار خیلی خوبی اینجا کردی چارلی

‫یه کار واقعا عالی

‫جرج

‫این طاقچه میتونه از این عالی‌تر باشه؟ ‫فکر میکنی ما بنا به دنیا اومدیم

‫و فکرش رو بکن ‫تو نمیخواستی با من بیای غرب

‫معلوم شد

‫کانزاس دقیقا همون چیزی بود که نیاز داشتم

‫بابا؟

‫چی شده؟

‫کمک کن برم تو تخت هاف پینت

‫فقط باید چشمام رو ببندم ‫و یه دقیقه استراحت کنم حالم خوب میشه

‫نگران نباش جک ‫فقط نیاز داره یه دقیقه استراحت کنه

‫باید به کارام برسم

‫خانم جیمز خوشحالم که خونه پیداتون کردم

‫- حالت چطوره؟ ‫- اوه

‫خیلی خوبم ممنون ‫چه کاری از دستم برمیاد دکتر تن؟

‫راستش دارم به مردم سر میزنم

‫و خانواده شما ‫همگی سالمن درسته؟

‫- همه صحیح و سالمن ممنون ‫- خب از شنیدنش خوشحالم

‫متاسفم که بگم این موضوع ‫برای بقیه خانواده‌های این منطقه صدق نمیکنه

‫تب نوبتی به شکل خیلی بدی ‫همه‌گیر شده

‫بیماری وحشتناکیه

‫شنیدم که شما مقدار زیادی ‫گنه‌گنه(نوعی دارو) سالم دارین

‫از قبل برنامه‌ریزی کرده بودم درسته

‫شاید اونقدر سخاوتمند باشین ‫که یکم ازش به من قرض بدین؟

‫البته فقط تا زمانی که ‫محموله بعدی برسه

‫متاسفانه نمیتونم ازش دل بکنم من اون ‫گنه‌گنه‌ها رو برای مواقع ضروری نگه داشتم

‫اوه قطعا من...

‫من میگم این یه موقعیت ضروریه

‫مخصوصا برای تازه‌واردها ‫که هیچ تجربه‌ای

‫در مورد این... این نوع بیماری ندارن

‫مواقع ضروری برای خانواده

‫خوشحال میشم که ازتون بخرمش

‫- حداقل یه پیش‌پرداخت بدم ‫- بحث پول نیست

‫اوه نه البته که نیست

‫از تمام کارایی که میکنین ممنونم ‫ولی متاسفانه نمیتونم کمکی کنم

‫بدون گنه‌گنه

‫مردم میمیرن

‫و درست نیست اجازه بدم ‫خانواده خودم هم جزو اونا باشن

‫لورا؟

‫مری کجایی؟

‫لورا؟

‫مری؟

‫اوه اینجایی ‫همه امشب مشتاق دیدن تو هستن

‫برای همین گفتم ‫یه لباس برات پیدا کنیم

‫دخترا کجان؟

‫معلومه مدرسه

‫این لباسا دیگه نخ‌نما شدن

‫مجبورت کرده بود اون بیرون چیکار کنی؟

‫من چارلز رو با این لباس دیدم

‫اینو یادت میاد؟

‫اینو تو عروسی والتون پوشیده بودی

‫رابرت بنتون نمیتونست از تو ‫تو این لباس چشم برداره

‫اون ثروتمند و ‫مهربون و قابل‌اعتماد بود

‫قطعا تو رو نمیکشوند ‫به اون سر دنیا ‫(تیکه انداختش)

‫اونم در حالی که بارداری

‫میدونی که این بهترین کاره

‫- میدونم ‫- بیا

‫باید مایعات بخوری

‫فقط داره یه دقیقه استراحت میکنه

‫بدنش خیلی داغه

‫بابا میگه باید مایعات بخوری

‫- تو چی؟ حالت چطوره؟ ‫- من خوبم

‫داشتم به کارا میرسیدم

‫خودت رو خسته نکن

‫نمیکنم قول میدم

‫همین باید کافی باشه

‫بیا تو

‫امیلی میگه گنه‌گنهت تموم شده

‫دنبال هر چیز دیگه‌ای میگردم ‫که بتونم باهاش علائم رو درمان کنم

‫- ریشه مار ریواس روغن کرچک... ‫- چی؟ اوه... بذار کمکت کنم

‫تو خونه یه مقدار قایم کردم ‫میتونی ازشون استفاده کنی

‫گنه‌گنه؟ چطوری؟

‫ضرر یکی به نفع ما تموم شد ‫میخوای با من بیای؟

‫راه بیفت

‫بابا

‫وقت خوردنه

‫هوم

‫مامان بیدار شو وقت خوردنه

‫چرا دوباره اینقدر داغ شدن؟

‫مری

‫اوهوم

‫- من و جک میریم کمک بیاریم ‫- چی؟

‫مامان و بابا تو تب میسوزن ‫و هیچ آبی هم نمیخورن

‫- باید پت رو زین کنم و دکتر تن رو بیارم ‫- اما تو نمیتونی

‫- تا حالا تنهایی اسب‌سواری نکردی ‫- طوری نیست پت راه رو بلده

‫زود برمیگردم

‫قول میدم

‫پت؟

‫پتی؟

‫پت! پتی!

‫منتظر دعوت‌نامه رسمی هستی؟

‫کی برنامه داری ‫که راهی غرب بشی؟

‫اوایل بهار

‫قبل از اینکه یخ دریاچه آب بشه

‫برادرت یه ریز ‫داره درباره‌اش حرف میزنه

‫تمام پولش رو خرج ‫رمان‌های ارزون و یه کلاه پوست راکون کرده

‫فکر میکنه قراره دیوی کراکت بشه

‫آره

‫درباره اون...

‫خب حرفت رو بزن

‫نمیتونم جرج رو با خودم ببرم

‫خب اون ناامید میشه

‫اگه تصمیمت اینه ‫میتونه با ما خونه بمونه

‫- اینجا هم نمیتونه بمونه ‫- اوه نمیتونه؟

‫عقلش درست کار نمیکنه پدر خودت ‫میدونی از بعد جنگ دیگه اون آدم سابق نیست

‫مسخره‌بازی درنیار

‫یه یونیفرم پاره میپوشه

‫که دو سایز براش کوچیکه ‫سربازایی رو میبینه که اونجا نیستن

‫هر شب با جیغ از خواب میپره

Little House on the Prairie subtitles in other languages

More Farsi/persian subtitles for Little House on the Prairie

Komentet

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left