200 rreshtat e parë.
داداش، همچین داستان عاشقانه خفنی هم نیست
فقط ماجرای دوتا جوجهمُزلف از ساینیکپوری و وایوپوریه
کلاً کل داستان درباره همین دوتا خِنگه
بیخیال عمو! این بدترین راه برای توضیح دادنش بود
بذار من درست تعریفش کنم. - باشه، بفرما
ببین، داستانهای عاشقانه رو میشه به دو دوره تقسیم کرد
قبل از دورهی اینترنت «جیو» و بعد از اون
این یکی مال همون دورانِ قبل از جیو هست
همون موقعهایی که با ۱۰ روپیه میشد هشتتا پانیپوری خرید
اما قبل از اینکه بریم سراغ داستان عشقی، یکم پیشزمینه لازمه
می ۲۰۱۵ بود، اوج گرما، و روز امتحان کنکور تلانگانا
این بابامه. نالی گوپال رائو. پسرِ یه آدم دانشمند
اینم منم، نالی آخیل کومار. کلاً ناامیدکننده
۲۰۰۹ بابام نقش بزرگی تو داستانم داشت. فلشبک به سال
وقتی ۱۰ تا پانیپوری ۱۰ روپیه بود
خونهی نالی
پسرم، موس رو درست بگیر. - بله بابا؟
باشه بابا. الکی مثلاً داری سخت کار میکنی
آفرین، همینه! - باشه بابا
ببین آخیل، این بیل گیتسه
اون مایکروسافت رو راه انداخت. تو هم باید مثل اون یه شرکت نرمافزاری بزرگ بزنی
توی نرمافزار پولِ خوبی خوابیده
این دانشکدهی IITـه و اونم NIT
اگه توی یکی از اینا قبول بشی، بیل گیتسِ بعدی میشی
واقعاً؟
اینم ایلایاراجاست. اسطورهی موسیقی
پس، همونطور که روی درسات تمرکز میکنی، وقتی هم برای یادگیری موسیقی بذار
پسرم، این برات یه آیندهی درخشان میسازه
خب آخیل، بزرگ شدی میخوای چیکاره بشی؟
بابا، میخوام مثل هریتیک روشن توی فیلم «دوم»، بدلکار بشم
دوم، دوم
و تمام. همین جواب کار خودش رو کرد
دیگه هیچوقت منو جدی نگرفت. فکر کرد من کلاً به درد نخورم
از اون به بعد، همهچیز طبق انتخابهای اون بود، نه من
شبیه مدیر مدرسهمه
کاش ریق رحمت رو سر میکشید
هیچکس حریفش نبود، حالا هم داره اون بالا پیش ستارهها زندگی میکنه
احمق. - بابا
یه ساعت دیگه امتحان کنکور داری و داری برای خودت زیر لب آواز میخونی؟
دانشآموزهای خوب مدام درس میخونن
باشه. بیا تظاهر کنیم داریم درس میخونیم
که نتونستی توی NIT و IIT قبول بشی
اگه نمرهت به حد کافی بالا نباشه که توی یه کالج توی حیدرآباد قبول شی
میفرستمت پیش همون ستارهها
اگه رتبهی برتر بیاری، سر از یه کالج خفن درمیاری
اگه بری یه کالج خفن، میتونی توی یه شرکت چندملیتیِ بزرگ کار پیدا کنی
اینجوری میتونی سر و سامون بگیری
و با یه دختر از طبقهی خودمون با یه جهیزیهی تپل ازدواج میکنی
اوه، دختر! پس حله
اما اگه همینطوری بیمصرف و بیپول بمونی
عملاً باید به التماس بیفتم تا یکی زنت بشه
ببین، ممکنه یه دختر با یه آدم زشت بسازه
ولی هیچکس با یه خِنگِ بیپول و آسوپاس ازدواج نمیکنه
اینو فرو کن تو کلهت
بابا، داری درباره مامان حرف میزنی؟ اینطوری نگو
جوری میزنمت که صدای سگ بدی
برگرد سر کتابات
اگه یه روز امتحانِ «فحش خوردن» بذارن
تو نفر اول میشی
برتر بودن توی خانوادهی ما موروثیه. تخصص بابا هم توی رشوهخواریه
قربان، اینم پرونده
تخلفات خیلی زیاده، اوضاع وخیمه
قربان، شما توی منطقهی مسکونی مجاز ساختوساز نمیکنید
باید تغییر کاربری بدیم، مدیریتش سخته
بیشتر از چهار طبقه هم مجاز نیست
۱۳۶ فرم ۱، بخش
دی ۲۴
آ ۷۳
سی ۱۶
توی مسیر اتوبوس مالکاژگیریه. آره، همونه. منظورم ۶۶ سی بود
وقتی رشوه میگیرم بدجور بهم حال میده! نقد و داغ، چقدرم چسبید
اینم مامانمه، نالی سریلاتا
خانم، میشه ۵۰۰ روپیه به حقوقم اضافه کنین؟
حتماً، اول خونه رو تمیز کن
لاکشمی. - بله خانم؟
اون گوشه رو تمیز کن. - باشه خانم
خانم، افزایش حقوقم چی شد؟
این تیکه کاغذ دو روزه روی زمینه. اینطوری تمیز میکنی؟
اونوقت افزایش حقوق هم میخوای؟
مامانم توی چونه زدن و داد زدن سرِ خدمتکار حرف اول رو میزنه
اینم داداشمه، نالی نیکیل کومار. استادِ چرتوپرت گفتنه
چی؟ شیر رو یه نفس رفتی بالا؟ آفرین پسر خوب
هر روز همینطوری بخور، باشه؟ عالیه
مامان، مزهش
ما زمین تا آسمون با هم فرق داشتیم. اون بامیه دوست داشت، من پاتول
و در آخر، گروه واتساپ خانوادگیمون
اسمش «نالی چتو» هست. همه توش مدالِ طلای چرتگویی دارن
پسرم از ۱۰۰۰ نمره ۹۲۰ گرفت
آخیل توی امتحانا چند شد؟
۴۲۰ احتمالاً
هوی. - بله بابا؟
اگه دوباره ده دقیقه بعد از شروع امتحان بیای بیرون
همونکاری که سرِ امتحان شیمی کردی، دیگه کارت تمومه
لطفاً جلوی فامیل آبرومون رو نبر
موفق باشی. خوب بنویس
موقع پر کردن خونههای پاسخنامه دقت کن
بیا اذیتش کنیم
پاککن داری؟
اوه، همونجاست. باشه
حالا اون بالا پیش ستارهها زندگی میکنه
هیچکس حریفش نبود
حالا اون بالا پیش ستارهها زندگی میکنه
حالا پیش ستارهها زندگی میکنه
یک. یک
دو. دو
دو. دو. دو
بزن بریم
آقا، من توی یه ستون دوتا خونه رو پر کردم
چرا موقع پر کردن پاسخنامه داری آواز میخونی؟ نمیتونی تمرکز کنی؟
توروخدا آقا. یه کاری بکنین
توروخدا آقا یه کاری کنین. من به جز پدر مادرم یتیمم
بخش شماره صندلی رو گند زده. جدی؟
تو توی پر کردن این خونهها استادی. کدوم کالج میری؟
مزاحم نشو
پسرم
الان دیگه کاری از دستمون برنمیآد. یه ساعت بشین بعد برو
روزی که نتایج بیاد، بابام منو میکشه
فیزیک چطور بود؟
هیچ ایدهای ندارم. برای همهچی دوتا گزینه زدم
حتماً قبول میشم
اگه چهار ساعت وقت میدادن عالی میشد
رتبهی اول رو میآوردم
بابام یه پول قلمبه داده تا برام توی کالج صندلی بخره
فقط وقت کم بود
کدوم امتحان راحتتر بود؟ آندرا یا تلانگانا؟
تلانگانا بهتر بود. امتحان آندرا خیلی سخت بود
واقعاً سوالا غیرقابل حل بود
امتحان پر از سوالای خارج از کتاب بود
باید دوباره امتحان بگیرن. همه قطبنماشون میسوزه
باورت نمیشه چقدر سخت بود
دختری که جلوی من بود کل مدت داشت گریه میکرد
ترسیده بود اگه رد بشه ننه باباش سیاهش کنن، نه؟
لطفاً آقا. دوباره امتحان بگیرین
اگه اینطوری پیش بره هیچکس دیگه مهندسی نمیخونه
دانشجوهای ایالتهای دیگه همهی صندلیها رو میگیرن
جناب وزیر تلانگانا، لطفاً دستور برگزاری مجدد امتحان رو بدید
نه فقط برای من، بلکه برای همهی این بیچارهها
بابا
امتحان رو ترکوندم. نمرهی کامل میگیرم
بریم یه آبمیوه بزنیم؟ - اینم یه خرجِ بیخودیِ دیگه روی دست من
تکتکِ روپیههایی که برات خرج کردم حروم شد
درس که نمیتونستی بخونی، واسه همین فرستادمت کلاس موسیقی
به جز آهنگِ «تولدت مبارک»، چیز دیگهای هم یاد گرفتی؟
بابا، آهنگ «برای الیزه» رو بلدم. کلی هم تمرینش کردم
این همون آهنیگیه که ماشینم وقتی میره عقب پخش میکنه
و من واسه این ۳۰ هزار تا پول دادم؟
ای بابا
هزار تا دیگه هم واسه کلاس کنکور. همهش ریخت تو چاه ۳۰
چیکار کردی؟
این دو ماهِ آخر اصلاً چه غلطی میکردی؟
یه چیزی بگو
هیچی یاد نگرفتی
این چیه کشیدی؟
نه درسی، نه ایدهای
بلیط؟ داداش، ما کارتِ تردد داریم
بهم دلستر بده! - این دلقکها رو نگاه
اصلاً نمیترسن، این چه وضعشه؟
از ریاضی و فیزیک هیچی نمیفهمن، از تجربی هم که پرتهان
هیچی از دستشون برنمیآد، عجب احمقهاییان
ریاضی براشون غوله و علوم هم مایه دردسر
این دانشمنده اینجوری میگه... چه اراجیفی
روی پاسخنامه علامت "A" کشیدی؟ - آقا
فکر کردی هریتیکِ فیلم «دومی»؟ - آقا، آقا توروخدا
این دلقکها رو نگاه
اصلاً ترسی ندارن، این چه شلوغبازیه؟
کی اینو کشیده؟ جوری میزنمت که از جات بلند نشی
مامان، بازم بامیه؟
میتونستی پاتول درست کنی. - با خوردن اون تنبل میشی. غذات رو بخور
سمیرا، صدات خیلی نازه. چقدر دلنشینه
با پرستارت حرف نزن. - چرا؟
صدات اونقدر شیرینه که ممکنه قند خون بگیره
آخیل، مگه نمیخواستی برام شعر بگی؟
آره آره، یه لحظه صبر کن. الان برات مینویسم، سمیرا
یه شعرِ کاملاً دستاول، مخصوصِ خودت
آره. این به ذهنم رسید
تو نورِ زندگیِ منی
تو روشناییِ زندگیِ منی
منو به راهِ راست هدایت میکنی
عشقت مثل یه ملودی توی قلبمه
عشقت مثل یه ملودی توی قلبمه
و تو مایهی دلخوشیِ روحِ منی
اینا همینجوریان، اصلاً همینطوری به دنیا اومدن
اگه بهمون جواب رد بدی، بیسروصدا میذاریم میریم
همهی فک و فامیل هم پیشنهادهای الکی میدن
و به هرحال قرار نیست چیزی عوض بشه
حیف! چه سرنوشتی
اگه اینجوری فکر کنی، تهش بدبخت میشی
داداش، امروز همهی کالجها اعتصابه. نمیای؟ زود باش دیگه
بلند شین بچهها! امروز روزِ اعتصابه
زنده باد تلانگانا! زنده باد تلانگانا
صبر کن
ایالت یه سال پیش جدا شد! هنوز دارین میجنگین؟
این اعتصاب برای ABVPـه! زنده باد ABVP
بلیط؟ آره، کارت اتوبوس داریم
دارن جون میکَنن تا نمره بیارن
اگه اون قبول بشه، دنیا به آخر میرسه
اگه بیهدفی یه بازی بود
اون پتانسیلش رو داشت که قهرمان بشه
دخترای کامپیوترِ این کالج قشنگن و دخترای مخابراتِ اون یکی کالج
آره، ولی اون یکی رو چک کن. بیا بریم اونجا کامپیوتر بخونیم. یا مخابراتِ اینجا. حله
No comments yet. Be the first to leave one.