Foyle's War

Foyle's War

Shkarko Titrat Farsi Persian

Sezoni 3

Informacioni i lëshimit

Foyles War S03E02 Enemy Fire 1080p ITV WEB-DL AAC2 0 H 264-WILLOW
Një Komentar nga warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 3 قسمت 2 Foyles.War زیرنویس فارسی سریال

Etiketat

webdl
Publikuar më: 2025-12-23
Shkarkime: 6
Dëgjim i Dëmtuar: No

Pamje paraprake e titrave në Farsi Persian

200 rreshtat e parë.

براتون یک قوری چای تازه آوردم، قربان

ممنونم، خانم روکاسل

دیشب چند تا تخم‌مرغ تازه از مرغ‌ها گرفتیم، قربان

میل دارید؟ نه، فکر نمی‌کنم. متشکرم

مطمئنم همه چیز درست میشه، قربان

من هنوز هم مراقب شما هستم

به این موضوع اطمینان دارم. می‌دونم که می‌تونم روت حساب کنم

همین‌طوره، قربان

گمانم بهتره دیگه راه بیفتم

دیگه هر لحظه ممکنه برسن. «بدوز» با ماشین آماده است؟

جلوی ساختمان منتظره، قربان

بهش بگو الان میام

چشم، قربان

خب! رسیدیم، برایان

عمارت دیگبی

نظرت چیه؟

بزرگه. عالیه

هوای تازه، فضای زیاد، لوله‌کشی سالم

در زمان جنگ، کمتر پیش میاد که دقیقاً همون چیزی رو که می‌خوای بهت بدن

البته اگه بتونیم حفظش کنیم

این حرف‌ها کمی بوی ناامیدی میده و این اینجا ممنوع است. بیا

حموم‌ها بره توی گالری بزرگ، کنار موتورخونه

و سرپرستار، پرستارها، بذارید بخش‌ها رو بهتون نشون بدم

این‌ها قراره بهترین بخش‌هایی باشن که تا حالا دیدید

خوابگاه پرستارها این طبقه است، سرپرستار. بخش‌ها طبقه پایین

این خونه واقعاً غیرقابل استفاده‌ست

باید حداقل اندازه ده سال خاک روی هم جمع شده باشه

اوه، بله. بعضی از راهروها برای برانکارد به اندازه کافی پهن نیستن

باید دیوارها رو خراب کنید. دقیقاً

باید همه چیز رو از نو بسازید

ما یک هفته تمام وقت داریم تا اولین مریض‌ها از راه برسن

نگران چی هستی؟

آها، انگار بچه‌های پرواز رسیدند

می‌بینم که دارید مستقر می‌شید

آقای جیمیسون نمی‌خواست وقت رو تلف کنه

خوبه. مشکلی با ساکنین اینجا نداشتید؟

وقتی رسیدیم خونه خالی بود. صبح بخیر، جناب سرهنگ

سفر خوبی داشتید؟

خیلی خوب بود، ممنونم، آقای جیمیسون

می‌بینم که سرتون شلوغه. بله، بله. بذارید این اطراف رو بهتون نشون بدم

اینجا شبیه یک هرج و مرجِ سازمان‌یافته است

اوه، ابداً! هیچ‌چیزِ سازمان‌یافته‌ای در کار نیست

اینجا قراره بخش اصلی باشه

فضای خوبیه. بله، کم‌وبیش عالیه

تا حموم‌ها یکمی راه هست، ولی چاره‌ای نداریم

باید این پیانو رو از اینجا ببرید

همین الان رسید! قربان، این رو کجا بذاریم؟

نمی‌دونم. فعلاً همون‌جا بذار بمونه

آبجو؟ برای من یکم زود است جناب سرهنگ. شما بفرمایید

خانم روکاسل: مایلید وسایلتون رو براتون باز کنم، قربان؟

نه، ممنونم خانم روکاسل. خودم از پسش برمیام

بسیار خب، پس من برمی‌گردم به عمارت، قربان

اجازه میدن همون‌جا بمونی؟

بهشون پیشنهاد دادم که اونجا رو براشون تمیز کنم، قربان. به نظر بهترین راه بود

درست و حسابی نبود که اینجا بمونم. نه، البته که نه

برای ناهار برمی‌گردم، قربان. اگه چیز دیگه‌ای لازم نیست؟

ممنونم

ممنون که منتظر موندی

خواهش می‌کنم، قربان

کی فوت کرد؟

امروز دقیقاً میشه نُه سال

زمان خیلی زیادیه

خب

نه چندان. فقط می‌خوام یک ثانیه یا بیشتر اینجا بمونم

چطور آدمی بود؟ هیچ‌وقت درباره‌اش صحبت نمی‌کنی. بدت نمیاد اگه بپرسم؟

نه، نه، نه. البته که نه

بسیار مورد احترام بود و

بسیار محبوب. اگه می‌شناختیش، حتماً ازش خوشت می‌اومد

حتماً خیلی دلت براش تنگ شده

بله

نه، دیگه باید بریم

یه لحظه صبر کنید، قربان

«دریک» کجاست؟

گوردون دریک

دریک! جناب فویل! خوشحالم که صحیح و سالم برگشتید، قربان

به لطف تو نبود. هنوز هم مشکل داره؟

بخش متحرک گیر می‌کنه. تو هیچ کاری نکردی

این‌طور نیست. من واشرش رو عوض کردم، روغن‌کاری‌اش هم کردم

دروغ می‌گی. من عملیات پشت عملیات میرم و نمی‌تونم به طیاره‌ی خودم اعتماد کنم

کمی دست‌پاچه شدید، نه قربان؟ چطور جرئت می‌کنی با من این‌طوری حرف بزنی؟

پس چطوری باید باهات حرف بزنم؟

وقتی تو سمت مایی، دیگه چه نیازی به جنگیدن با آلمانی‌هاست؟

اگه شکایتی دارید با فرمانده اسکاردران صحبت کنید. شاید هم این کار رو کردم

خیلی هم عالی

اصلاً می‌فهمی اون بالا چه خبره؟ نه

برات مهم نیست، نه؟ این جنگ

برای تو فقط مثل یه پیاده‌روی توی پارک می‌مونه، مگه نه؟

ارزشش رو نداره، اندرو. بیا بریم، من برات یه نوشیدنی می‌خرم

به اون بخش متحرک برس. بسیار خب، دوباره انجامش میدم، قربان

من دیگه میرم بخوابم

شب شلوغی بود؟ نه، خداروشکر آروم بود

حتی تونستم چند ساعتی چرت بزنم

بهتره این رو جایی لو ندی

اگه «جری» بفهمه سر کار خوابیدی، میاد سراغت

خداحافظ. فعلاً

صبح بخیر، قربان. صبح بخیر

پیتر پرستون

محل خدمتم اینجاست، اما توی میخانه «کینگز آرمز» هم پست دارم

ترجیح میدی توی میخانه باشی تا کلانتری، مگه نه؟

قربان، من اصلاً اهل نوشیدن نیستم

صبح بخیر، قربان. صبح بخیر

می‌خواستم بدونم امکانش هست با یک افسر ارشد صحبت کنم؟

می‌تونید بگید موضوع چیه؟ یکم پیچیده‌ست. ببینید

دکتر رن؟

بله

من «میلنِر» هستم

شما سال پیش من رو جراحی کردید

اوه خدای من، معذرت می‌خوام

بیمارستان سنت لوک، بعد از واقعه تروندهایم. پای من

پای چپ. یک اینچ پایین‌تر از استخوان درشت‌نی

بله، البته. من رو ببخشید، حافظه‌ی چهره‌ام خیلی ضعیفه

خواهش می‌کنم. حالتون چطوره؟

خیلی خوب خوب شده، ممنونم

بسیار خب، از دیدنتون خوشحالم آقای میلنر. من هم همین‌طور. کمکی از دستم برمیاد؟

راستش، موضوع یکم ناخوشاینده

من شما رو به افسر ارشدم، بازرس ارشد فویل، معرفی می‌کنم

آقای جیمیسون یک نابغه است، در این شکی نیست

او با «آرچیبالد مک‌ایندو» درس خونده. مطمئنم می‌شناسیدش

اسمش رو شنیدم

اون‌ها انقلابی در جراحی ترمیمی ایجاد کرده‌اند

و همین‌طور در درمان سوختگی‌ها

لازم نیست بهتون بگم

که چقدر خلبان جوان با سوختگی‌های وحشتناک از آسمون پایین میان

نه، لازم نیست

حدود شش ماه پیش

یک نفر متوجه شد خلبان‌هایی که در کانال مانش سقوط کرده‌اند، سریع‌تر بهبود یافته‌اند

هیچ‌کس نمی‌فهمید چرا، اما «مک‌ایندو» علتش رو پیدا کرد

نمکِ توی آب بود. همه‌اش همین بود

او درمانی رو با استفاده از حمام‌های آب‌نمک ابداع کرد

این همون کاریه که ما داریم اینجا توی «هستینگز» انجام میدیم

خب، ما چطور می‌تونیم کمک کنیم؟

راستش، یک نفر داره سعی می‌کنه کار ما رو خراب کنه

ما یک خونه قدیمی رو مصادره کردیم، عمارت دیگبی

حدود دو هفته پیش بود

از اون موقع، یک سری حوادث اتفاق افتاده

ظاهرشون که شبیه حادثه است

چی باعث میشه فکر کنید حادثه نیستند؟ چون من آدم دقیقی هستم

هیچ‌کس نمی‌تونه این همه حادثه پشت سر هم داشته باشه

مدارک گم شده

توی شیر، مواد ضدعفونی‌کننده ریختن، ملحفه‌ها رو پاره کردن

انواع و اقسام کارهای ریز و آزاردهنده

مظنونی دارید؟

بله، یکی. همون مردی که صاحب قبلی خونه بود، سر مایکل واترفورد

او یک قهرمان محلیه، مگه نه؟ در جنگ قبلی مجروح شده بود؟

ممکنه همین‌طور باشه، اما ما او رو از خونه‌اش بیرون انداختیم

حالا توی یک کلبه در زمین‌های همون ملک زندگی می‌کنه. باید باهاش صحبت کنید

یکمی سخته. چرا؟

سخته که بازجویی از مردی مثل او رو توجیه کرد

اون هم فقط بر اساس شک و تردیدهای شما

یعنی می‌گید حرف من رو باور نمی‌کنید؟ ابداً

پس فقط می‌خواید صبر کنید تا یک اتفاق بدتر بیفته، آره؟

شاید تا وقتی که یک نفر کشته بشه؟

خب، خیلی ممنون. متأسفم که وقتتون رو تلف کردم

دکتر رن؟

فکر می‌کنم کمی در مورد ما بی‌انصافی کردید، قربان

مسلماً ما هر کاری از دستمون بربیاد انجام میدیم

اما چیزی که شما بهش می‌گید خرابکاری

ممکنه فقط یک سری شوخی‌های زننده بوده باشه

بله. متأسفم، میلنر

دفعه بعد که اتفاقی افتاد، یک گزارش رسمی رد کنید

و اون وقت می‌بینیم چیکار می‌تونیم بکنیم

بله. ممنونم، میلنر

آخه اونجا چه خبر بود؟

فویل

من از کارهای تعمیراتی که روی «اسپیت» من انجام شده راضی نیستم

خواسته بودم به محفظه رسیدگی بشه، ولی نشده بود

هواپیما‌بان گوردون دریک؟ بله، قربان

می‌خوای توبیخ بشه؟

نه، قربان. پس کاری به کارش نداشته باش

فکر می‌کنی دعوا کردن با خدمه چه تأثیری روی روحیه بقیه می‌ذاره؟

در آینده، اگه مشکلی داشتی، بیا پیش من

هر چی شما بگید، قربان

این هفته چند تا عملیات رفتی؟

نمی‌دونم قربان، حدود ۱۲ تا

تا. درسته. تو نیاز به استراحت داری ۱۵

آخر هفته رو برو خونه و یکم بخواب

امشب می‌خوای بری بیرون؟ بله، قربان

با «وودز» و بقیه بچه‌ها قرار داریم

تا دوشنبه هم برنگرد

می‌دونی، «وودز» خیلی بهت احترام می‌ذاره. همه خلبان‌های جوان‌تر همین‌طورن

پس ناامیدشون نکن

اطاعت، قربان

خودت رو هم ناامید نکن

امشب می‌ری بیرون؟

بله، قربان

خیلی، اوم... خوش‌تیپ شدی. ممنونم، قربان

امشب دیگه به من احتیاج ندارید؟ نه

مطمئنید؟ بله

خوش بگذره

صدا زدی و من اومدم. کمک از راه رسید

بیا تو

مشکلت همین‌جاست

یک نفر مدار اصلی رو با یک فیوز سه آمپری وصل کرده

وقتی لامپ سوخت، فیوز هم پرید. این آخرین لامپم بود

برات میارم. چیزی هست که تو نتونی گیر بیاری؟

من دستم به هر چیزی می‌رسه

مطمئنم. حیف که شوهرت به درد این کارها نمی‌خوره

اون کلاً به درد هیچ کاری نمی‌خوره. حالا، حالا

اون هیچ‌وقت اینجا نیست

اگه من زنی مثل تو داشتم، تنهاش نمی‌ذاشتم

Komentet

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left