200 rreshtat e parë.
...آنچه در "خاطرات خونآشام" گذشت - می خوام درد رو احساس کنم -
می خوام تمام لحظات عذاب آور این زندگی عذاب آور رو تجربه کنم
قضیه چیه؟
مگه چی کار کردی؟
الینا رو کشتم
فکر می کنم این بچه ها ...باید سایفون باشن
و متأسفانه ممکنه از خون تو تغذیه کنن
یعنی رسماً ممکنه جادوی خوناشامی رو از بدنت به بیرون بکشن
این نامه برام اومده
یه هشدار از طرف رایانا کروز ـه
...وقتی توسط شمشیرش نشانه گذاری بشی
دیگه هیچوقت دست از شکارت بر نمیداره
هیچ چیز هیچوقت جلودارش نیست
اون شکارچی ترسناک و وحشی و بی رحمتون این بود؟
...میدونستم اگه اون نامه ها رو بفرستم
یکی از مرتدها بالاخره منو به تو می رسونه
سنت مالو، لوییزیانا، 1842
اون چیه؟
این خالکوبی منه
لا مارکا دل کازادور
"نشان شکارچی"
همه خط هاشو دنبال کردم
پس چرا من علامت های واقعی رو نمی تونم روش ببینم؟
"چون این نشان فقط برای اعضای "محفل پنج برادر قابل رؤیته
من کی می تونم برای خودم یه نشان داشته باشم؟
امیدوارم هیچوقت نتونی
...اگر من کارمو درست انجام بدم
در دنیایی بدون خون آشام ها زندگی خواهی کرد
حالا، بلند شو
تاس کباب درست کردم
نه
چیزی نمی خورم
تا وقتی یادم ندی که چطور بجنگم چیزی نمی خورم
سایز این باید برات مناسب باشه
همینجوری فقط بهش زل نزن
خودتو آماده کن
مبارزات رو باید در ذهن پیروز شد
اگر ایمان نداشتی باشی که می تونی منو شکست بدی، هرگز پیروز نمیشی
این فقط یه بازی نیست، رایانا
...اگر می خوای زنده بمونی
نشونم بده که می خوام زنده بمونی
و هرگز مکث نکن
خون آشام ها
صدا داره از سنت مالو میاد
بذار منم باهات بیام
امروز نه، نهنه
این مسئولیت بر گردن منه
...شاید یه روز گردن تو باشه
اما امروز نیست
محکمه
آروم باش، عشقم
فقط به خودت صدمه می زنی
خیلی خب
باید یجوری آرومش کنیم
ویسکی تموم شد
ودکا بزن، سر حال میشی
می خوای برات کاکتل درست کنم؟
یا کاکتل خونی می خوری؟
آ - ب منفی
خیلی کمیابه
باید بری
نه، داریم می رقصیم
نه، نمی رقصیم
برو. همین حالا
چی کار ...؟ - بهت زنگ می زنم -
مشروب لازم دارم... و یه رفیق
و در حال حاضر تو تنها رفیقم هستی که میشه باهاش مشروب خورد
حتماً متوجه شدی که دارم از این موضوع ...چشم پوشی می کنم
که آخرین بار که با هم بودیم ...نزدیک بود منو بکشی
پس متشکرم
ویسکی هات تموم شده؟
چطور ممکنه؟
یعنی داری مرگ به موقع جولیان رو جشن می گیری؟
استفن بهت نگفت؟
دوباره یه صندلی کرده توی قلبش
فن قدیمی ایه، ولی به کار میاد
امیدوارم اونقدر صندلی داشته باشه تا بتونه ترتیب رقاص های جولیان رو هم بده
...آره، ولی مطمئنم اونا انقدر حالشون خراب بوده
که حتی متوجه نشدن که جولیان نیست
به هر حال، حالا که داریم درمورد ...ناپدید شدن آدما حرف می زنیم
آخرین باری که با انزو حرف زدی، کی بود؟
...چون دیروز
وسط یه بازسازی خیلی بد ...از سریال تلویزیونی "لزبین ها" افتادم
...که نورا و ماری لوییز توش بازی می کردن
،رفتیم که رایانا کروز رو پیدا کنیم ...همون شکارچی ترسناک و بی رحم.
که معلوم شد حاج خانوم ...هشتاد و خورده ای سال عمر کرده
...که یه دفعه انزو از ناکجاآباد پیداش شد
و جسد اونو دزدید
این چیه؟
نگو که مال کارول لاکوود ـه
...شرمنده که انقدر دیر برگشتم، ولی دیمن
...کارولاین. کارولاین
کارولاین
فکر کنم الان وقت خوبی نباشه ...که بگم
خامه هاشون تموم شده بود
شرمنده - فدای سرت -
حق داری عصبانی باشی
بهشون چی گفتی؟
به ذهن دکترا نفوذ کردم ...و مجبورشون کردم
چیزایی که علم پزشکی نمی تونه توضیح بده رو نادیده بگیرن - خوبه -
منم یکی از دکترها رو مجبور کردم ...که این قسمت از بیمارستان رو تعطیل اعلام کنه
بنابراین فقط خودمونیم
دلم نمی خواست سزارین یه خون آشام توجه زیادی رو به خودش جذب کنه
هوشیاریش رو بدست آورده؟
نه، نه هنوز
من جادوی خودمو بهش دادم
جلوی روند خشک شدن رو گرفتم
میدونستم مریضه، ولی بازم رفتم
نزدیک بود بمیره
اونوقت می خواستی چی کار کنی؟
اجازده بدی دیمن سرش وسط یه میدون مبارزه قطع بشه؟
برادرت بهت نیاز داشت
برادرم به هیچ کس و هیچ چیزی اهمیت نمیده
دیروز اینو کاملاً به وضوح بیان کرد
،درمورد کاری که با الینا کرده با کسی صحبت کردی؟
...توی کل مسیر، داشتم سعی می کردم
یه راهی پیدا کنم که چطوری به کارولاین بگم
ولی نتونستم کلمات درست رو پیدا کنم
ببین، الان، تنها چیزی که باید نگرانش باشی داخل اون اتاقه
کارولاین داره بچه ها رو بدنیا میاره
همه چیز درست میشه
و همه این داستانا تموم میشه
ببخشید... درست نشنیدم
...اسمش چی بود؟ کر... کری
کریستال - کریستال -
کریستال - فهمیدم -
نوشته میشه K با حرف
K کریستال با حرف
عجب داف با کلاسی
K با حرف
ادامه بده، هر چی هست رو بریز بیرون، بانی
من یه خائن سست عنصرم
حتی یک سال هم نتونستم صبر کنم
شوخی می کنی؟
آخرین چیزی که دلمون می خواد ...در شصت سال آینده باهاش روبرو شیم
یه دیمن سالواتوره تلخ، بی اعصاب و بدون سکسه، باشه؟
الینا اگه بود، هیچوقت این کارو باهامون نمی کرد
بخاطر همینه که کاملاً برات توضیح داده که چجوری باید زندگیتو بکنی
و جد ااز اینکه استاندارد های خودتو ...حسابی زیر پا گذاشتی
اصلاً کار بدی نکردی
بله؟ شنیدم زدی تو کار مامان بزرگا
هاها، با مزه
دنبال بانی می گردم
جواب تلفنشو نمیده
گوشی دستت
با تو کار داره
بهش بگو من کاری با آدمای آب زیر کاه که جسد پیرزنا رو می دزدن، ندارم
شرمنده، دستش بنده
خودم باید پیغامت رو بگیرم
دنبال شمشیر رایانا کروز می گردم
و باید بگم که خیلی خیلی ضروریه
اون شمشیرو می خواد
معلومه که می خواد
آدمای آب زیر کاه وسایل آب زیر کاهی رو دوست دارن
نمیشه
خودت شنیدی؟
بانی میدونه با الینا چی کار کردی؟
میدونه که عشق واقعیت رو وقتی بی صدا توی تابوت خوابیده بود، چطوری سوزوندی؟
آهان، فکر کنم جواب سؤال باید نه باشه
البته کار خوبی کردی
تصور کن اگه دوست عزیزت بانی بفهمه که یه مراسم تدفین وایکینگی برای الینا ترتیب دادی
صددرصد این رابطه شکننده و عجیبی که بینتون هست رو نابود می کنه
...شمشیرو پیدا کن
...برام بیارش به ویتمور
وگرنه بهترین دوستت از حقیقت باخبر میشه
مسئله اینه، بان بان
چیه؟
باید یه لطف بزرگی بهم بکنی
الان دارم میرم فرودگاه
تا چند ساعت دیگه میرسم اونجا
چند ساعت وقت نداری
شرایط کارولاین ثابته، ولی دکترا الان باید سزارین رو انجام بدن
باشه، آره. می فهمم
هر کار لازمه بکنین
ولی قول بده که بهترین دکترهای ویرجینیا رو خبر کرده باشی
فقط زود برگرد
چاقو؟
بفرمایید، دکتر
چی شده؟
دکتر، حالتون خوبه؟
این دیگه چه کوفتی بود؟
نه، بهش دست نزن
فکر کنم بچه ها می خوان همونجایی بمونن که هنوز می تونن از کارولاین بعنوان منبع جادو تغذیه کنن
فکر کنم دلشون نمی خواد بدنیا بیان
سنت مالو، لوییزیانا، 1857
تلاش شجاعانه اما بیهوده ات رو ستایش می کنم
خیلی ناراحت کننده بود که نتونستی حتی یکی نفر از این آدما رو نجات بدی
شاید اونجوری مرگت کمی ارزشمندتر میشد
...ولی افسوس
!بس کن
رایانا، نه! از اینجا برو
بذار پدرم بره
میدونی چه بلایی سر دخترای لجبازی میاد که از پدرشون نافرمانی می کنن؟
...میدونی چه بلایی سر خونآشام هایی میاد
که یکی از اعضای محفل پنج برادر رو به مرگ می رسونن؟
تو یکی از پنج برادری؟
...اگه اونو بکشی
نفرین شکارچی دامنگیر تو خواهد شد
...دچار جنون میشی
و مجبور میشی خودتو بکشی
No comments yet. Be the first to leave one.