The Snow Girl

The Snow Girl (La chica de nieve)

Shkarko Titrat Farsi Persian

Sezoni 2

Informacioni i lëshimit

The Snow Girl S02E01 WEB
Një Komentar nga HosseinTL
🆔 حسین رضایی | FILMKIO.COM 🆔

Etiketat

webdl
Publikuar më: 2025-01-31
Shkarkime: 96
Dëgjim i Dëmtuar: No

Pamje paraprake e titrave në Farsi Persian

200 rreshtat e parë.

‫ترجمه از حسین رضایی ‫ H o s s e i n T L

‫میرِن!

‫«دختر برف - فصل دوم» ‫«بازی روح»

‫خیلی‌خب، با تشکر از همه شروع می‌کنم

‫«دختر برف» ماجرای عجیبی برام رقم زده

‫خیلی خوشحالم که با شما اینجا ‫در مالاگا این دستاورد رو جشن می‌گیرم

‫ماجرای بسیار پرتنشی بود

‫نه، ماجرا رو گفتم قبلا

‫پیدا کردن آمایا...

‫برای من مثل پیدا کردن بخشی از خودم بوده

‫«همیشه آمایا را در آن برف می‌دیدم

‫گویی دختری که مدتها در جستجویش بودم

‫به خود برف بدل شده بود»

‫نه از آن برف‌ها که لای انگشتانت آب می‌شود...

‫از آن برف‌ها که گرفتنشان غیرممکن است»

‫- شب خوبی داشته باشید. خیلی ممنون ‫- هی! میرن، ببخشید

‫- یه نفر اینو برات گذاشته روی میز ‫- برای من؟ کی؟

‫نمی‌دونم

‫- لائورا والدیویا؟ ‫- چند سال پیش ناپدید شد

‫وایسا اینجا

‫مطمئنی که نمی‌دونی...

‫بیخیال چاپارو، من جشن خداحافظی نمی‌خوام

‫از جشن و مهمونی بدم میاد، خودت می‌دونی

‫بیخیال. پونزده ساله که داری خدمت می‌کنی

‫باید یه جوری جشن بگیریمش. ‫حتی شده فقط یه شام

‫بعدشم شاید چند تا نوشیدنی

‫خودتم می‌دونی دلت برای فک زدن مانولو تنگ...

‫- خدافظی برام ناراحت‌کننده‌ست ‫- خیلی ضدحالی‌ها، می‌دونستی؟

‫دارم انتقالی می‌گیرم به بخش جرایم مالی

‫نمیرم بیروت که. ‫بازم هر روز می‌بینمتون

‫بذارید رد شیم لطفا

‫بذارید رد شیم

‫سارا

‫- وقت بخیر ‫- مقتول کیه؟

‫یه دختر جوونه

‫اون بالاست. آپارتمان اون پشت

‫کی گزارش داده؟

‫اون بچه‌ها. یواشکی اومدن ‫که گل بکشن

‫ما صدای کسی رو نشنیدیم

‫بعداً باهاشون حرف می‌زنیم

‫- خوبی؟ ‫- آره

‫- مطمئنی؟ ‫- آره، آره

‫- کجاست؟ ‫- اونجا

‫اون پشت

‫لعنتی

‫ ‫

‫چه خبر میرن؟

‫- یه لحظه وقت داری؟ ‫- بله

‫چیزی درباره لائورا والدیویا فهمیدی؟

‫لائورا والدیویا تو سال 2012 گم شده

‫- مدرسه‌ش غیردولتی بوده، مدرسه لوس آرکوس ‫- اوه

‫یکی از بهترین مدرسه‌های مالاگاست

‫دقیقا. اخبار اولین روزهای جستجو ‫رو خودم پوشش دادم

‫لائورا وقتی مفقود شده فقط 17 سالش بوده

‫برادر کوچیکش آخرین نفری بوده ‫که زنده دیدتش

‫اگه درست یادم باشه

‫پلیس گفته بود خودش فرار کرده، درسته؟

‫آره، گوشیش رو توی یه سطل آشغال ‫تو ایستگاه قطار پیدا کردن

‫فکر کردن اونجا ولش کرده ‫که کسی پیداش نکنه

‫ولی اگه این عکس واقعی باشه، اون نظریه...

‫با عقل جور درنمیاد

‫واقعا بنظرم دیگه باید به پلیس بگی میرن

‫شاید کار یکی از طرفدارهای دیوونه‌ـته

‫که داره سرکارت می‌ذاره

‫ولی هیچوقت نمیشه فهمید

‫نه. تا اطلاعات بیشتری پیدا نکردم ‫نمی‌خوام پای پلیس رو بیارم وسط

‫ببخشید دیروقت زنگ زدم. ‫چیکار می‌کردی؟

‫داشتم روی رمان کار می‌کردم

‫البته در واقع باید مشغول آماده کردنِ

‫آزمون تحلیل امور حال حاضر باشم

‫شام خوردی؟

‫- یه نصفه ساندویچ ‫- این که نشد شام

‫واقعا داری درباره خورد و خوراک سالم ‫نصیحتم می‌کنی؟

‫خودت پادشاه شام‌های منجمدی

‫یکم استراحت کن

‫فردا باهات صحبت می‌کنم

‫خدافظ

‫- چه خبر؟ ‫- یکم رزماری بخور

‫- بعداً یکم می‌گیرم، خب؟ فعلا عزیزم ‫- بهت شانس میده

‫مقتول آلیسون هرناندز‌ـه. ‫هفده ساله

‫چند روز پیش مادربزرگش خبر مفقودیش رو داده

‫اواخر این هفته نتایج نهایی آماده میشه

‫ولی علت مرگ واضحه

‫ضربه چاقو به شکمش باعث ‫خونریزی شدید شده

‫وارد شوک هموراژیک شده

‫و به علت ازکارافتادگی چند ارگان مُرده

‫زمان مرگ رو می‌دونی؟

‫اونطور که من اینجا می‌بینم

‫میشه گفت معده‌ش حدود 48 ساعت پیش ‫شروع کرده به گندیدن

‫- یعنی شنبه ‫- بله

‫بعد از معاینه دقیق‌تر می‌تونم بگم

‫مقاومت کرده؟

‫هیچ زخم ناشی از دفاع ‫یا بافتی زیر ناخن‌هاش وجود نداره

‫- پس نشونی از درگیری وجود نداره؟ ‫- نه تا جایی که می‌بینم

‫ولی اینو پیدا کردم

‫خودش با چاقو انجامش داده

‫یعنی چی خودش؟

‫زاویه زخم نشون میده ‫که احتمالا کار خودش بوده

‫زخمش خوب شده

‫به تخمین من چند ماه ازش گذشته

‫و در پادکست امروز

‫در خدمت روزنامه‌نگاری هستیم ‫که رمانش دوباره

‫پرفروش‌ترین رمان شده

‫میرن روخو، نویسنده کتاب دختر برف

‫- خیلی ممنون که دعوتم کردید ‫- نه، ممنون از تو

‫که آمایا رو پیدا کردی، ‫که جرئتش رو داشتی که با ما به اشتراک بذاری

‫درباره تعرض جنسی‌ای که بهت شد ‫و چیزهایی که گذروندی

‫هم خیلی صادق بودی

‫بازم ازت تشکر می‌کنم

‫حقیقتش، نمی‌دونم چطور ‫تونستی دوباره سرپا بشی

‫- آره ‫- چطور دووم آوردی؟

‫خودت تنهایی، درسته؟

‫چون خب...

‫تو رمانت از این حرف زدی که

‫افراد خاطی هرگز پیدا نشدن

‫بله، مشخصاً فرایند راحتی...

‫سلام

‫- میرن ‫- چطوری؟

‫چه خبر خانوم کوچولو؟ ‫واقعا برگشتی؟

‫- آره انگار ‫- انقدر دلت برامون تنگ شده بود؟

‫نه، فقط یکم

‫- سلام ‫- سلام!

‫سلام

‫سلام

‫- سلام ‫- میرن؟ درست میگم؟

‫من خایمه هستم. نمی‌دونستم برگشتی

‫- عه... ‫- این میز توئه؟

‫آره

‫- نگران نباش، وسایلم رو جابه‌جا می‌کنم ‫- نه، نیازی نیست

‫- فقط یه لحظه طول می‌کشه ‫- میرن!

‫- ببخشید، برم... ‫- بله، البته

‫- بالاخره اومدی. چطوری؟ ‫- خوبم

‫- چطوری پاکو؟ ‫- خوبم. می‌گذره

‫تور کتابت تموم شد؟ ‫دیگه جلسه امضا نداری؟

‫تموم شد. باید اینجا تحملم کنی

‫- بیا داخل، الان میام ‫- خیلی‌خب

‫و...خایمه، میشه تو هم بیای؟

‫از قبل می‌دونستی خایمه برنال ‫رو آوردیم، نه؟

‫- کارهاش رو خوندی؟ ‫- بله، البته

‫مقالات مربوط به فساد

‫همکار تو خواهد بود

‫جان؟

‫ببخشید پاکو، ‫ولی واقعا ترجیح میدم تنها کار کنم

‫توهین نباشه

‫- نه ‫- فقط... روال کارم اینه

‫می‌خوام جفتتون روی این موضوع کار کنین، میرن

‫موضوع حساسیه. ‫بشین خایمه

‫این عکس‌ها برای رئسای تمامِ...

‫روزنامه‌های مالاگا فرستاده شده

‫اسمش آلیسون هرناندز بوده

‫دیروز توی هتل میرامار پیدا شده

‫عکس‌ها رو کی گرفته؟ ‫مال پرونده پلیس که نیستن

‫نه، بچه‌هایی که جسد رو پیدا کردن ‫اینا رو گرفتن

‫می‌خوان به روزنامه‌ای که ‫بیشترین پول رو بده بفروشن

‫البته که ما نمی‌خریم

‫ولی می‌خوام شما پرونده رو پوشش بدین

‫پس می‌خوای چند تا مقاله تکمیلی ‫درباره پرونده بنویسیم؟

‫نه، اونو سپردم به رامون و سوسانا

‫می‌خوام شما یه چیز کلی‌تر بنویسید

‫- هوم... ‫- از چشم‌انداز کلی

‫هر دو مقاله رو آخر هفته چاپ می‌کنم

‫خب از کجا شروع کنیم؟

‫از مدرسه غیردولتی‌ای که می‌رفته شروع کنین

‫مدرسه لوس آرکوس

‫من مدرسه‌ام اونجا بود

‫البته فقط چند سال دووم آوردم

‫دقیقا برای همینه که می‌خوام ‫تو هم تو این مورد کار کنی خایمه

‫باید با هم کنار بیاین

‫چطور می‌خوای کارها رو تقسیم کنیم؟

‫می‌تونی تو با دانش‌آموزها حرف بزنی، ‫من با معلم‌ها؟

‫حتما هنوز کسی اونجا هست ‫که من رو یادش باشه

‫نمی‌دونم. برنامه‌ای ندارم

‫ببین، می‌دونم خیلی اهل کار تیمی نیستی

‫و درک هم می‌کنم

‫ولی خیلی اهل حرف زدن هم نیستی، ها؟

‫وقتی لازمه حرف می‌زنم

‫- اشکالی نداره رادیو گوش بدیم؟ ‫- نه

‫این خبر غم‌انگیز به تازگی به ما رسیده

‫مسئولان درخواست کردن که رسانه‌ها

‫هیچ عکسی از مقتول منتشر نکنن

‫و به حریم خصوصی خانواده‌ش احترام بذارن

‫نظر شما در موردش چیه آقایون؟

‫بنظرم با توجه به نحوه ارائه صحنه جرم...

‫ممکنه کار کسی باشه که خواسته انتقام بگیره

‫ممکنه مربوط به مواد مخدر ‫یا قاچاق مواد باشه

‫بهتره گمانه‌زنی نکنیم. ‫بنظرم هنوز چیزی رو بطور قطعی نمی‌دونیم

‫و مهمتر از همه اینکه ‫نباید مخاطبین رو بترسونیم

‫بله، بله. کاملا متوجه‌ام

‫متأسفم، ولی نمی‌تونم ‫این اطلاعات رو بهتون بدم

‫حتما، ممنون. روز خوش

‫- سلام ‫- سلام

‫ما اومدیم با مدیر گاریدو صحبت کنیم

‫- وقت قبلی داشتین؟ ‫- عه... نه

‫ولی فقط چند تا سوال داریم. ‫از دیاریو سور اومدیم

More Farsi Persian subtitles for The Snow Girl

Komentet

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left