200 rreshtat e parë.
متیو
چند تا دیگه؟ همینقدر کافیه
بازم تو ون جا هست. کلی داریم. بیا از اینجا بریم
ترسیدی؟ بدجوری
راست میگه لن. میتونیم برگردیم. یه بار دیگه
ایست! کی اونجاست؟ لعنت
تکون بخور
ایست! تکون نخورید. ما مسلحیم
زود باش
همونجا که هستی بمون
دن
لن
متیو
هی، تکون بخور. تیر خورده
خفه شو
فکر کنم بهش زدی
صدای آژیر حمله هوایی
صدای زنگ ماشین آتشنشانی
صدای سوت بمب
انفجار
ناله و فریاد
انفجارها
دیوانگیه
دیوانگیه
هیچکس به فکر ما نیست
دیشب ۴۰۰ نفر کشته شدن
نفر توی شعلههای آتیش ۴۰۰
و لابلای آتیش
صدای ضدهوایی شنیدی؟
نه، اصلاً خبری نبود
براشون مهم نیست
اونا که این پایین نیستن، هستن؟
چرچیل و بقیهشون
جنگ اوناست ولی ما باید تاوانش رو بدیم
شب پشت شب پشت شب
بیخیال عزیزم
اونقدرها هم بد نیست
انفجار
ما برنده این جنگ نیستیم
ما رو از نروژ و فرانسه بیرون کردن، حالا هم تو رومانیان
هیچکس نمیتونه جلوشون رو بگیره
اگه صلحِ مذاکرهشدهای در کار نباشه
له میشیم، نابود میشیم
اوه، خفه شو
اصلاً تو چی میدونی؟
من خوب میدونم
من با پلیسم
میدونم چه خبره. با این حرفها واسه خودت دردسر درست میکنی
این حرفها فتنهانگیزیه. منظوری نداره
آلمانیها بردن، بهتره ما هم بساطمون رو جمع کنیم
زن: این حرفها دردی رو دوا نمیکنه
دارم بهت میگم. اونا نمیخوان شما بدونید
ولی ما همین حالا هم باختیم
انفجار
هنوز پیداش نکردی؟
نه
باید همینجا باشه. سم؟
این همونیه که دنبالش میگردی؟ اوه، کجا بود؟
توی آشپزخونه، تو یه قوطی بیسکویت
البته
ممنون
خیلی وقته اینجایی؟
چند دقیقهای میشه قربان
مشکل از ماشین بود. از کار افتاده بود
منظورت اینه که خودت از کار انداختیش؟
خب... بله
طبق مقررات
دیشب با عجله رفتم و یادم رفت سرِ دلکو رو کجا قایم کردم
حداقل خودت رو رسوندی
بدشانسی آوردین سر قطار، قربان. حداقل وقتی دارن
راهآهن رو بمباران میکنن، دیگه کاری به خونهها ندارن
خب، لندن چطور بود؟
خب، دویست و پنجاه هزار نفر بیخانمان
مدیریت شهری تقریباً وجود نداره
نه بنایی هست و نه مصالحی برای تعمیرات
استراحتگاهها شلوغه و آشپزخونههای سیار هم کافی نیستن
و توی پناهگاهها تا ۳۰۰ نفر آدم هستن
که فقط دو تا مستراح دارن
خدمات داوطلبانه چی؟ اونا کارشون عالیه
ولی وقتی هر شب ۵۰۰ تُن بمب ریخته میشه
اونا هم تا یه حدی میتونن کاری کنن. تلفات خیلی زیاده
فکر میکنید اینجا هم اوضاع به همین بدی بشه قربان؟
خدا نکنه
طوری نیست متیو
لن کجاست؟
نمیدونم. گفت میاد اینجا
من دکتر میخوام
اونم واست دکتر میاره
زخمت چطوره؟
هیچی حس نمیکنم
این خوبه. خوبه، مگه نه؟
نباید دردی حس کنی. چیزی میخوری؟
ما، امم، کنسرو ماهی سالمون داریم
کمپوت هلو، شکلات
باورت نمیشه نصف این چیزهایی که اینجا داریم رو از کجا آوردیم
پوند شکر اینجاست ۵۰
لن گفت ۱۰۰ پوند گیرمون میاد، شایدم ۲۰۰ پوند
مثل غار علیباباست
من دکتر میخوام. اون میره واست دکتر بیاره
هی، نگام کن
حالت خوب میشه
باشه؟
سلام قربان
میلر. خوشحالم که برگشتی
ممنون. سرتون شلوغه؟ خبر خاصی نیست قربان
یه بمب افتاد تو قبرستون آپرتون
کسی کشته نشد، فقط چند تا جنازه
شوخیهای قدیمی همیشه بهترینن، نه؟
دیروز به یه انبار مواد غذایی بیرون شهرِ هیلشام دستبرد زدن
یکی از نیروهای دفاع ملی به سه نفر توی یه ون شلیک کرده
ممکنه به یکیشون زده باشه
اونا کی هستن؟
پرندهشناسها. از بریستول اومدن دنبال پرندههای کمیاب
عشقِ پرندهها... چرا اونا رو بازداشت کردن؟
اونا رو به عنوان گوشت میفروختن. طبق معمول همون کاسبیها دیگه
یه چیز دیگه هم هست
یه خانمی به اسم کیت فارلی اینجاست که میگه پسرش گم شده
بهش نمیخورد
که کل شب رو بیرون بمونه
منظورم اینه که بهم خبر میداد
و وقتی امروز صبح نیومد خونه... من
کی رفت بیرون؟
نمیدونم. من تمام وقت تو کارخونهام
تا بعد از ساعت ۱۰ برنمیگردم خونه
گوش کنید، از گم شدن پسرتون کمتر از ۲۴ ساعت میگذره
چرا به این زودی نگران شدین؟
با آدمهای نااهلی رفت و آمد میکرد
یه دوستی داره
این دو تا با هم خیلی ایاقن
این دانیال یه خورده بیکاره و لاابالیه
میدونستم یه اتفاق بدی میافته، به متیو گفته بودم
دانیالِ...؟ پارکر
اونا تو بروکفیلد کورت کارهای متفرقه انجام میدن
اسمشش رو شنیدین؟
یادم بیار
همه تو روستا بروکفیلد کورت رو میشناسن
جای بزرگیه و تبدیلش کردن به یه جور مهمانسرا
"مهمون" فقط یه کلمهست براش
کلمه دیگهش چیه؟
من نباید بگم، ولی
کاش پسرم پاش رو تو اون خرابشده نمیذاشت
پیگیری میکنید؟ از بروکفیلد کورت شروع میکنم
باید بکنم. بهم خبر بدین. قربان
آخ
واسه این کار دیگه پیر شدم. مزخرفه. اصلاً اینطور نیست. نه
فقط بدشانسی آوردی
امتیاز چنده؟ ۳۰-۴۰
درسته
سرویس با توئه
آره، بیا دیگه
چارلی. بیا اینجا
بیا کنارم
اوه، برو اونور. برو دیگه، برو اونور
اه
بهت گفته بودم از سگ متنفرم؟ بله دوشیزه ریس. بارها
حیوونی که به نظر میرسه هیچ دلیلی واسه خلقتش نیست
اگه میدونستم خانم پاول سگ قبول میکنه
قبل از اومدن بیشتر فکر میکردم
کاش همین کار رو میکردین، دوشیزه ریس
امیدوارم قصد نداشته باشی من رو کنار ماشین ول کنی
آقای فویل همیشه همین کار رو میکنه
عجب جاییه. ببین پولدارها چطور زندگی میکنن
اصلاً فکر نمیکنی جنگه
ببخشید آقا. هیس
تو کی هستی؟ اسمم میلره
گروهبان کارآگاهِ پلیس هستینگز هستم
پلیس؟ چرا؟ چی میخوای؟
دنبال صاحبخونه میگردم. خانم پاول، اونجا تشریف دارن
ممنون
سلام
مشغول نوشتنید؟
بله، به نظر هم همینطور میاد، مگه نه؟ دارم سعی میکنم
اوه
ببخشید. شما رماننویس هستید؟
من روزنامهنگارم. واسه مجلهها مقاله مینویسم
فکر نمیکردم اینجا چیزی برای نوشتن وجود داشته باشه
خب، اشتباه میکردین
چند روزی هست متیو فارلی رو ندیدم، آقای میلر
یا دانیال پارکر رو
اونا خیلی با هم صمیمیان، اگه یکیشون رو پیدا کنید، اون یکی هم همونجاست
جفتشون اینجا کار میکنن؟
گهگاهی. پارکر تو آشپزخونه کار میکنه
کارهای خردهپا و اینجور چیزها
متیو هم تو باغچه کمک میکنه
دو تا باغبان دارید؟
باغ بزرگیه
متیو با مادرش تو هستینگز زندگی میکنه
اگه میخواید با پارکر حرف بزنید
پیشنهاد میکنم تو روستا دنبالش بگردید
بالای یه مغازه اتاق داره. (صدای زنگ)
اوه، ببخشید. شوهرمه
کیه؟ یه مأمور پلیسه، مالکوم
الان پیش منه
گروهبان کارآگاه میلر هستم قربان. چی میخوای؟
ما دنبال یه مرد جوان به اسم متیو فارلی هستیم
گزارش شده که گم شده. دوستِ دن پارکر
پارکر یه آدمِ مفتخوره
دوستش هم یه آدمِ ولگرده
انتخابهای زیادی نداریم
پیدا کردنِ کارگر این روزها اصلاً راحت نیست
No comments yet. Be the first to leave one.