182 rreshtat e parë.
از ماشینم خوشت میاد
پسر جون؟
راوی: بارت، سارا و جاناتان
دارن روز تعطیلشون رو توی استخر شهر میگذرونن
خیلی خوششانس نیستن؟
بیاین ببینیم امروز با خودشون
چی آوردن لب استخر
بارت یه حولهی ساده داره
سارا یه حولهی خوشرنگ داره
جاناتان هم یه حولهی جِلف داره
جکسون: یهجای کار بچههای امروزی میلنگه
زیادی میفهمن
مثلاً این تحفه رو ببین
سالشه ۱۳
همین الانش واسه خودش یه آس پیدا کرده
آره، طرف سه برابرِ اون سن داره
ولی پولِ علفش جوره
و یه ماشینِ مشتی هم زیر پاشه
کی همهکارهست، عزیزم؟ کی همهکارهست؟
تو هستی. تو همهکارهای
آره. خودِ خودشم
درسته. همهکاره منم
آره، جونم. تو روباهِ مکارِ منی
جکسون: نمیگم آدمِ عوضیای نبودم
من تو یه خانواده ایرلندی بزرگ شدم. تو برانکس، ریوردیل
عنوانِ شغلی ندارم، تو کتابِ راهنمای مشاغل هم نیستم
ولی اگه با کسی به مشکل خوردی
یا کسی داره با دخترِ زیرِ سنِ قانونیت ور میره
شاید سراغِ منو بگیری؛ جکسون هیلی
تو همون یارویی؟
چی؟
دورِ و برِ دخترای کمسن و سال نپلک
عشق. چیزِ باشکوهیه، نه؟ منم یه بار عاشق شدم
ازدواج یعنی خریدنِ خونه برای کسی که ازش متنفری
این رو یادت باشه
من اینجا در کنار نمایندهی
تولیدکنندگانِ خودروی دیترویت هستم
آقای برگن پاولسن
و آقای پاولسن، خوشحالم که اینجا هستید
شنیدم که برای نمایشگاهِ بزرگ
به شهر اومدین. کمی در موردش برامون بگید
نگاهی به این کلکسیونِ بینظیر بندازید
که اینجا براتون آماده کردیم
این ماشینها اونقدر فوقالعادهان که
انگار خودشون رانندگی میکنن
گزارشگر: باید ازتون دربارهی
اتهاماتِ مربوط به تبانی بپرسم
در خصوصِ... (صدای زنگ تلفن)
یه دستگاهِ کنترلِ آلودگی
شکایتِ اخیر علیه سه غولِ خودروسازی
برگن: من اصلاً به این اتهامات بها نمیدم
هالند: شما با دفترِ کارآگاهیِ مارچ تماس گرفتید
این دستگاه پیغام ضبط میکنه
بعد از شنیدنِ بوق، واضح صحبت کنید
هالی: دخترت داره باهات حرف میزنه
پنجشنبه، اگه یادت باشه، تولدمه
لطفاً در خورِ شأنم کادو بده
در ضمن امیدوارم یادت نرفته باشه که
امروز قراره کار کنی
هالند: کاش منم آرزویی داشتم، رفیق
(صدای برخورد)
خانوادهم بهم میگفتن برو دنبالِ آرزوهای بزرگ
بعد رفقام تو پلیس گفتن برو دنبالِ لقمهی چرب و نرم
بعد زنم مُرد
و منم رفتم دنبالِ هر چیزی که
توی گالنِ چهار لیتری بود و یک دلار و نیم قیمت داشت
اون همیشه میگفت من هیچ کاری رو تموم نمیکنم
میگفت میخ رو تا نصفه میکوبم و ولش میکنم
بیراه هم نمیگفت
مرد: هی، صفه، مرتیکهی عوضی
هی، داری چیکار میکنی؟
اینجا قانونِ طلاقِ توافقی رو پیاده کردن
همین دو سه سال پیش؛
که واقعاً همهچیز رو به گند کشید
کلی از کارآگاههای خصوصی ورشکست شدن
من نه. یه یارویی رو تو یه خانهسالمندانِ محلی دارم
اون چندتا پرونده برام جور میکنه
زن: شوهرمه
اسمش فرِده
فرِد
غیبش زده
غیبش زده؟
زن: خیلی نگرانم
آخه فرِد هیچوقت اینقدر طولانی غیبش نزده بود
چند وقته که گم شده؟
از وقتِ خاکسپاریش
خب، میتونم فوراً شروع کنم. (صدای بستن در ماشین)
آملیا؟
آقای هیلی
امم، فکر کنم دو نفر باشن
ولی من فقط اسم و مشخصاتِ یکیشون رو دارم
میتونی از پسشون بربیای؟
انجام شده فرضش کن
ممنون
همین الانش هم خیالم راحت شد. وظیفهمه
همهجا دنبالم بودن
و از دوستام میپرسیدن کجا زندگی میکنم
واقعاً ترسیده بودم
ولی، امم... تو بهم حسِ امنیت میدی
کمه
چی؟
هفت دلار کمه
درسته، امم
ببخشید. امم
جکسون: بعضی وقتا حس میکنم اوضاع رو به راهه
نه همیشه
شاید باید برم دنبالِ مجوزِ بازپرسی
بشم یه کارآگاه خصوصی
اونا به بقیه کمک میکنن
شاید اونموقع صبحها با حسِ خوبی بیدار شم
موهاش مشکیه
قدش هم حدوداً اینقدره
اسمش آملیاست
شاید مالِ همین محله باشه
نه، نمیتونم کمکت کنم رفیق. نه؟
شرمنده
هالند: من تو یه لجنزار کار میکنم. سکس، باز هم سکس
زنم همیشه میگفت
نونم تو روغنِ این کثافتکاریهاست
هر چی. اون انگلیسی بود
منم اصلاً نمیفهمم منظورش چی بود
نکته اینجاست که برام فرقی نمیکنه فلان سرهنگ
توی کتابخونه با شمعدون چیکار کرده
من فقط میخوام بدونم با کی بوده
و عکساش رو بگیرم
صاحبکافه: آره، فکر کنم یادمه
آملیا، درسته؟
سه چهار شب پیش اینجا بود
مارتینیِ بوربن میخورد
اه، چه چندشآور
احتمال داره که با کارت اعتباری حساب کرده باشه؟
یعنی میگی پاشم برات رسیدها رو بگردم؟
کور خوندی عمو
این پیرهنه؟
آره
خیلی قشنگه
خودم دوختمش
جدی؟
منم اینو زدم
هالند: ببین، نمیگم کارِ راحتیه
نمیگم نباید زرنگ باشی
یا شاید چند تا قانون رو دور بزنی
ولی ارزشش رو داره
تا وقتی که نتیجه بگیری
(صدای فواره زدن خون)
خیلی خب، تمومه. چقدر خون ریخت
واقعاً زیاده... چقدر خون ریخت
داره از دست میره. برو! زود باش
حالا، جایی نرو. نرو
پیشم بمون. با من بمون! آقا
حالا بهم بگو، حاضری خدا رو پیدا کنی؟
ببین، من دارم سعی میکنم آملیا رو پیدا کنم
گوینده خبر: صبح بخیر لسآنجلس
امروز یه هشدارِ آلودگیِ هوای سطح دوِ دیگه داریم
سازمان محیطزیست به شهروندان هشدار داده که بیرون نرن
و قبل از ساعت ۶ عصر فعالیتِ بدنیِ غیرضروری نداشته باشن
در اخبارِ دیگه، سخنگوی پلیس
اعلام کرد که فرضیهی قتل
در مرگِ ستارهی فیلمهای بزرگسالان، میستی مانتنز، رد نشده
کسی که ماشینش از جاده خارج شد
اوایلِ صبحِ سهشنبهی گذشته
و حالا برمیگردیم به خانواده محبوب آمریکا، والزونها
«خونسردی
ویژگیِ آرام بودن و از کوره در نرفتن.»
او خیانتِ همسرش را با خونسردی پذیرفت
جک، من دارم با بابات لاس میزنم
چی؟
جان بوی
شش، هفت، هشت
یک
هالند: کیه؟
پیکِ نامهرسان
منزلِ هالند مارچ؟
این چه کوفتیه؟
آقای مارچ، میخوایم یه بازی کنیم
فکر کنم خونه رو اشتباه اومدی
اسمِ بازی اینه: «تا وقتی من حرف میزنم، خفه شو.»
عاشقِ این بازیام
تو کارآگاه خصوصی هستی؟
ببین، ۲۰ دلار اونجاست، باشه؟
فقط برِش دار
نه، واسه اون نیومدم. بهت که گفتم، من پیکَم
No comments yet. Be the first to leave one.