200 rreshtat e parë.
کاک
تا جایی که این چشای سفید لعنتیم میبینه هیچی نیست جز
قیافههای افروی لعنتی
بگو ببینم مرد، دنبال چی میگردی، خوشگله؟
جنسام جوره؛ سیگاری و کیسهای، خرد و عمده، طلای کلمبیایی و
قرمزِ پانامایی
خب، چی میزنی، ها، جک؟
علاقهای ندارم
در واقع، من... نه، رالو
اون باید ریههاش رو تمیز نگه داره
ببین مرد، اسید دارم، والیوم، مسکالین
یه کوکائین مشتی هم دارم
جوری میسازتت که تا ابد چشات باز بمونه
اشتباه متوجه شدی
من وقتی برای رالو ندارم، این یارو عجله داره
وقت نداره منتظر بمونه تا "گرد فرشته" اثر کنه و اصلاً
دنبال کوفتی نیست که باعث بشه تکشاخ ببینه
باید رانندگی کنه
مگه نه؟
بله
نه، ببین، من فقط آدرس میخوام
مگه اون تو چی داری؟ رولزرویسی چیزیه؟
این لامصب خیلی بزرگه
اوه نه، یه چیزی خیلی باارزشتر از رولزرویس
حالا میشه لطفاً بهم بگی چطوری کامیونم رو از این
خرابشده بکشم بیرون؟
آره
با تحویل دادن اون کلیدا
هالو
من زدم به چاک، عوضی
رالو، اینجا مثل سگ تاریکه
یه نوری بنداز اینور
زدیم تو خال، رالو
چی میبینی، رالو؟
به نظر میآد یه گله پوستین سفید باشه
شاید خرگوش باشن، شاید مینک
اه لعنتی، ولی بوی گوه گوریل میده
گوه گوریل! من همهی گوهها رو میشناسم
گوه سگ رو میشناسم، گوه گاو، گوه میمون و این یکی
خودِ گوه گوریله... آآآخ
آآآخ
یا خدا
آآآخ
رالو، یه کاری بکن
انقدر جیغ نزن مرد
دارم سعی میکنم فکر کنم
رالو، شاید گشنهشه
بهش یه کم کوالود بده
آخ! لعنت بهش، رالو اون اورانگوتان گنده
داشت قشنگ کونِت رو میخورد
پسر، اصلاً خندهدار نیست
حالا انقدر چرتوپرت نگو تا ببینیم چطوری باید از شرّ
این خلاص بشیم
نمیتونی از شرّش خلاص شی
الان چیزی که لازم داریم اینه که از اون پولای سیرک به جیب بزنیم
این مرتیکهی فلانفلانشده خودش جاذبه اصلیه
دقیقاً همینطوره
قراره یه ستاره بشی
همین الان میتونم اسمت رو اون بالاها تو نورهای نئون ببینم
چی نوشته رالو؟
چی نوشته؟
نوشته: «رالو و یه یاروی دیگه به اسم برادرِ رالو
تقدیم میکنند:
هانکی کونگ!»
بلک داینامیت: بولهورن، کریم کورن، هیچچی مثل این نیست که
یه مرد باشی و تو روز یکشنبه هیچ مسئولیتی نداشته باشی
هانی بی: میشه یکیتون لطفاً اون رو جواب بده؟
لعنت
بولهورن: "بی"، با کمال میل بعد از کوارتر
چهارم بهت کمک میکنم
ولی خب هنوز کوارتر اوله، پس هنوز سه تا
دیگه مونده
هانی بی: جندهخونه-یتیمخانه
هانی بی هستم
خانم مکهنری از خدمات رفاهی کودکان؟
سلام
اوه، نه، امروز اصلاً روز خوبی برای بازدید نیست
فردا؟
اوه، بله، عالی میشه
بله بله، بچهها جاشون خیلی امنه
کونِتو بیار پایین قبل از اینکه
کلهی کوچیکت رو بترکونم
میبینید؟ خب، باید برم
اون رو بذار زمین، بذار زمین
این چه وضعیه! هانی بی، میتونی یه فکری به حال
این یتیمهای لعنتی بکنی؟
نمیذارن آدم چهار تا جندهبازی درستوحسابی تو این خرابشده
راه بندازه
هانی بی: دارم سعی میکنم قبل از اینکه خدمات رفاهی
فردا بیاد، اینجا رو سر و سامون بدم
کریم کورن: حالا مگه این خدمات رفاهی چه تحفهایه؟
هانی بی: اگه تا ۲۴ ساعت دیگه اینجا رو ردیف نکنم
این جندهخونه-یتیمخانه رو تخته میکنن
هانیبی خانوم، اصلاً دلیلی واسه نگرانی نیست
همهچی ردیف میشه
حالا اگه سرت خیلی شلوغ نیست، میشه یه کم دیگه واسهمون چیپس پوست خوک
بیاری؟
هانیبی: ایفوریا، میشه یه دقیقه اینا رو بپایی؟
لطفاً؟
شرمنده هانیبی
خودتی و خودت
این مشتریا که خودشون تور نمیشن، میدونی که
حالا دیگه من باید جیم شم. فعلاً
هانیبی: بهتره پولِ بلک داینامایت هم همراهت باشه
بولهورن: هانیبی، این یه پیک
به سلامتیِ اونی که کل تیم رو سر پا نگه داشته
البته منظورم "ویلتِ لنگدراز"، یا همون داشم
چمبرلینه
کریمکورن: میدونی بهترین ویژگیِ هانیبی چیه؟
خیلی ازخودگذشتهست
یعنی میگم، کلاً آدمِ بخشندهایه
اصلاً نمیبینی یه حرکت واسه خودش بزنه
انگار این ضعیفه اصلاً وجود خارجی نداره
هی داشی، اون ناچوها رو بده به من
هانیبی: میدونین چیه؟
خسته شدم از بس باهام اینجوری رفتار شد
من هر روزِ زندگیم رو سگدو میزنم تا این جندهخونهیتیمخونه رو
سر پا نگه دارم، اونوقت چه قدرشناسیای نصیبم میشه، هان؟
هان؟! بهم بگو
کریمکورن: داری چی میگی؟
داشتم میگفتم چقدر دمت گرمه که اجازه میدی ما
ازت سوءاستفاده کنیم
هانیبی: بلک داینامایت، بد برداشت نکن
من عاشق تکتک این لاکردارهای نمکنشناسِ اینجام، ولی
اگه زود ازم قدردانی نشه، ناچارم بذارم برم
بلک داینامایت: ایول
بخورش هاولیسک، قشنگ
بخورش
خب رفقا، باید بیخیالِ عشقوحالِ یکشنبهمون بشیم تا بتونیم
هانیبی رو ببریم یه جایی که تا حالا هیچکس نبردتش
اینجوری احساس میکنه قدرشو میدونیم و دیگه
رد نمیده
کریمکورن: حله
بیاید ببریماش بولینگ از نوع داکپین
اونجا یه تلویزیون غول دارن، اونوقت هم میتونیم بازی رو ببینیم
هم همزمان از خجالتِ اون دربیایم
این یعنی با یه تیر دو تا نشون زدن
بلک داینامایت: اومم، نمیدونم هانیبی این یکی رو
خام میشه یا نه
تو این یکی رو قبول میکنی هانیبی؟
قبل از اینکه جواب بدی، اول بذار ببینیم دیگه چه گزینههایی
داریم
بولهورن؟
بولهورن: خب، اگه لنگِ یه لبخنده، من میگم بفرستین
دلقکها بیان تو
دو تا لات به اسم رالو میشناسم که تو شهر سیرک راه انداختن
بلک داینامایت: خیلی خب هانیبی، کدومش بیشتر
بهت حال میده؟ بولینگ یا سیرک؟
هانیبی: اون پیتبولِ دو سر رو هم دارن؟
بولهورن: نمیدونم، پس نمیخوام برات خالی ببندم، ولی
یه لکاتهی خوشگلِ سهممهای دارن که از خودِ
بوفالو اومده
بلک داینامایت: یه لکاتهی سهممهای؟
پس همون سیرک ردیفه
هانیبی، برو این یتیما و لکاتهها رو آماده کن و
شکمشون رو سیر کن
بلک داینامایت و این لکاتهسرای سیار دارن میرن
سیرک
بلک داینامایت: عجب
ایدهی معرکهای بود، بولهورن
بعدِ این، بی دیگه هیچ گوهی نداره که بابتش غر بزنه
بولهورن: از این همه شگفتی حال کن و بذار مغزت
آزاد باشه
امروز همهش واسه قدردانی از توئه، هانیبی
بلک داینامایت: ایول، اون
خیلی معرکه بود
دیدی هانیبی؟
سه تا ممه تو یه بدن
در ضمن، میتونی بری یه خرده دیگه پاپکورن بگیری؟
کارت که تموم شد، حتماً باید بشینی و
سیرک رو تماشا کنی تا حس کنی قدرتو میدونیم
کلی پول پای این بلیطها دادیم، بی
و حالا، بدون معطلی، نهمین شگفتیِ
جهان رو تقدیم میکنیم
به افتخار "هانکی کونگ" دست بزنید
بلک داینامایت: این احمقانهترین چیزیه که تا حالا دیدم
آآه
پسر، این سفیدپوستِ گندهبکِ
عوضی داره همهی پول و پلهی ما رو میپرونه
باید قبل از اینکه ملت شروع کنن به
زر زدن دربارهی پس گرفتن پولشون، از اینجا جیم بزنیم
اوه شت. سیرکِ باحالیه، بچهها
بلک داینامایت: اون داره به تو
نگاه میکنه؟
کریم کورن: لعنتی، بی، تو
سوراخهای گشادِ دماغِ این گوریل رو بدجور باز کردی
اون چشمسفیدا همیشه خاطرخواهت بودن
دیگه وقتش بود یه مَردی یا میمونی نصیبت بشه
هانیبی: آره، آره
کریم کورن: لکاته، پاک عقلت رو از دست دادی
کریم کورن
آآه
بلک داینامایت: هانیبی، میدونم قرار بود امروز
همهش سرِ قدردانی از شماست
کریم کورن: آآآه
بلک داینامایت: ولی ممنون میشم اگه تو و
بالهورن بتونین این یتیما و هرزهها رو ببرین یه جای امن
کریم کورن: آآآه
بلک داینامایت: باید برم کریم کورن رو نجات بدم
کریم کورن: آآآه
No comments yet. Be the first to leave one.