200 rreshtat e parë.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
وو جو
اینجا چیکار میکنی؟
اینجارو چطوری پیدا کردی؟
فکر کردم شاید هیچوقت نتونم اینو بهت بگم
حق با توئه
من یه بیمارم
لطفا درمانم کن
میتونی؛مگه نه؟
که اینطور
من هیچ خانواده ای ندارم
و جی سون تنها دوست منه
هیچوقت با افرادی که دیدم خوب تا نکردم
همشون بخاطر عصبی بودنم از من متنفرن
بعضی اوقات برای اینکه دوست پیدا کنم
و برای راضی کردن همه خیلی خودم و خار و خفیف میکنم
درک میکنم چرا دوست پسرم بهم خیانت کرد
تو هم همینطور مگه نه؟
کی میخواد با کسی مثل من باشه؟
اخرین بار بهم گفتی
هر وقت که قبول کنم مریضم میتونم درمان شم
وو جو
بله؟ - من گرسنمه -
میشه اول یه چیزی بخوریم؟
نمیتونم باور کنم این موقع غذا میخواد
نمیدونستم تو پادکست ضبط میکنی
اون جای زخم چیه؟
اونجا؛ روی مچ دستت
اوه این؟
فقط کنجکاوم
میخواستی خودکشی کنی؟ - نه -
هرگز نخواستم اینکارو بکنم
همیشه علاقه داشتم زندگی کنم
حتی وقتی همه ی تست های اجرارو رد شدم و خیلی زیاد رنج کشیدم
میخواستم زندگی کنم
تا مردم بهم توجه کنن و منو دوست داشته باشن
این زخمو بخاطر جلب توجه ایجاد کردم
حتی از چاقو هم استفاده نکردم
برای دردش از خط کش استفاده کردم
چون خط کش شکست این زخم بوجود اومد
چرا تا این اندازه میخواستی جلب توجه کنی؟
همه اینجوری نیستن؟
تو نیستی؟ - نه -
جلب توجه بقیه باعث رنجش من میشه
چقدر خودنما
چا دونگ ایل رو یادت میاد؟
چطور ممکنه اون پلیس تقلبیو فراموش کنم؟
این روزا خیلی سخت مشغول یادگیریه
تو برف و بارون میره کتابخونه
عالی نیست؟
خب چی؟
چه ربطی به من داره؟ - چطور نداره؟ -
تو زندگی یک نفرو تغییر دادی
کمک چی
سونگ مین هو اختلال اضطراب داشت
اما بخاطر تو تونست
حرفای درونشو بزنه
وو جو
تو کسی نیستی که دوس پسرش اجازه داره بهش خیانت کنه
تو زندگی یه فردو تغییر دادی
هیچ بیماری بدون علت وجود نداره
حتما دلیلی داره همیشه دعوا میکنی
بزن قدش
همینطوری یهویی؟
امروز اولین روزه
من دکترم؛تو بیمار
...دکتری نباش که وقتی کنترل کردنم
سخت شد تسلیم بشی
به فکر فرار نباش و هر کاری که میگم رو انجام بده
حتما
دمای هوا با کمی تغییر نسبت امروز افزایش خواهد یافت
آب و هوای منطقه تا چند روز پاک خواهد بود
این بود گزارش هواشناسی
امروز اتفاقات زیادی افتادن
چرا نگرانی هات رو فراموش نمیکنی
و با کسایی که دوسشون داری
شکوفه های گیلاس رو نمیبینی؟ - شکوفه گیلاس کیلو چنده -
این همه ی اخبار امروز بود
صبر کن - شب به خیر -
چرا هنوز ساعتی که من بهش دادم رو دستشه؟
الو؟ - مشتاق دیدار -
ساعتو بهم پس بده؛ تو لیاقتشو نداری
حتی مفهموم اون ساعتم نمیدونی
نباید رو مچ دست یه عوضی مثل تو باشه
چی؟
با پیک؟
میخوای بمیری؟
فراموشش کن
میام اونجا؛ همون جایی که هستی صبر کن
چطور جرات کرد بگه با پست میفرستتش؟
نباید رو دست احمقی مثل تو باشه
ارزوی مرگ داری؟
چیکار کردم؟
چرا انقدر خلم
مشکلم چیه؟
میخواستی بمیری؟
هیچوقت به مردن فکر نکردم
همیشه دوست داشتم که زندگی کنم
چی باعث شده اون بخواد زندگی کنه؟
حواست کاملا بهش باشه
نیویورک ، پاریس ، توکیو ، هرجایی من نمیرم!
نیویورک ، پاریس ، توکیو ، هرجایی من نمیرم!
نیویورک ، پاریس ، توکیو ، هرجایی من نمیرم!
هیچ جا ؛ هیچ جا من نمیرم ؛ هیچ جا
برو برو برو برو
برو برو
هر جایی ؛ من نمیرم هر جایی ؛من نمیرم
هر جایی؛ من هرجایی نمیرم
فقط نگاش میکنی؟
توکیو ؛ هر جایی من نمیرم
داروی فعلی جواب نمیده
داروشو به ضد روان پریشی با اثر آرام بخش قوی تر
تغییر بده
هر جایی که من نمیرم
دستور بدین، من انجامش میدم
یکم وقت بدین؛ دکتر لی دارن میان
اگر بقیه بیمارارو بیدار کنه کارمون دراومده
علائم مثبت بیماری لو رو به وخامته
در اخر نه غذا میخوره؛ نه میخوابه
و مثل یه جسد تو رختخواب دراز میکشه
وقتی دکتر لی بیاد بهش میگم
دکتر لی
توکیو؛ هر جایی که من نمیرم
پاریس ، توکیو ، هرجایی من نمیرم!
توهمات بصریش بدتر شده
مقدار داروشو زیاد کنیم؟ - برو برو برو -
پرستار اوه پیشنهاد داده یه ارامبخش دیگه بهش بدیم
گفتی وضعش بدتر شده
اگه بدتر شده چرا بیشترش کنیم؟
دکتر لی؛اجازه بدین بخوابه
چندین روزه که شبا جیغ میزنه
برای بیمار و ما سخته
هیچجا ؛ من نمیرم
مهارت های شناختیش بدتره
لو رو برای قدم زدن میبرم بیرون
چی؟ این ساعت؟
دکتر لی - پیاده روی های شبانه مجاز نیست -
بیمارستان این کارو ممنوع کرده
کنارش میمونم
اگه ببریش بیرون؛ ریتم خوابش به هم میخوره
و مراقبت ازش سخت تر میشه
پاریس؛ توکیو؛ هرجایی
پارک لو - من نمیرم -
بریم قدم بزنیم؟
حالش بهتر بنظر میرسه
اتاقش حتما باعث میشه کلاستروفوبیک بشه
اولین بار وقتی تو کره تو اتاق کوچیک بود
شروع به توهم زدن کرد
اتاق بیمارستان حتما وضعشو بدتر کرده
برا همین اوردیش بیرون؟
چرا تو مغز یک بچه 15 ساله این همه چیز هست؟
دکتر لی فکر میکنی شکستن قوانین مشکلی نداره؟
پرستار اوه عصبانی شده بود
برا همین قدم زدنو پیشنهاد کردم
چی؟
هروقت منو میبینه بدخلق میشه
میخواستم فرار کنم
لو لو عزیزم - لو -
هی لو کجا میری؟ هی
لو
اگه بگیرمت
لو؛ خطرناکه
کجا میری؟
مواظب پله ها باش؛ خطرناکه
وایسا؛ خدای من
هی؛ اون عوضی
لو
مرکز روانپزشکی زودتر از موعد ساخته میشه
اوه؛ واقعا؟
دکتر این با من صادق باش
اولین کسی که رئیس میشه کیه؟
میتونم صادق باشم؟
بله
حدس میزنم که دکتر پارکه
خیلی صادق بودی
اما شخصا میخوام تو باشی
چون میخوام مرکز جدید
از روش های تو استفاده کنه
و قطعا هم دلیلش اینه
که من الان تو همون مسیرم که تو بودی
واقعا اینو میخوای؟
خودت دیدی که صادق بودم
پس به کمکت نیاز دارم
چه کمکی؟
نقطه ضعف شی جون رو برام پیدا کن
چیزی که بتونم باهاش دکتر پارک رو تحت فشار قرار بدم
مدیر بیمارستان و دکتر پارک فارغ التحصیل یک دبیرستانند
اینو نمیدونستی؟
نه نمیدونستم
بخاطر قدرت نمیخوام رئیس بشم
منم یک دکترم
به اندازه بقیه به بیمارهام اهمیت میدم
اما اگه اجازه بدم دکتر پارک و شی جون این کارشونو ادامه بدن
بیمارستان در نهایت بسته میشه
فکر نکنم خیلی از شماها اینو بدونید
اما بیماریهای روانی مسری ان
اطرافمونو ببین
خیلیا اختلال هراس دارن
و با گذشت زمان بدتر میشه
نمیتونیم بیشتر از این اجازه بدیم شی جون اینجارو اداره کنه
No comments yet. Be the first to leave one.