Meat Kills

Meat Kills (Vleesdag)

Shkarko Titrat Farsi Persian

Informacioni i lëshimit

Meat Kills 2025 edited
Një Komentar nga Don Milo

Etiketat

webdl
Publikuar më: 2025-11-06
Shkarkime: 96
Dëgjim i Dëmtuar: No

Pamje paraprake e titrave në Farsi Persian

200 rreshtat e parë.

‏‫هی، داری از ما فیلم می‌گیری؟ برو کنار

برو کنار. بس کن.‬

‏‫میرت.‬

‏‫نه.‬

‏‫وقتی برادرم میگه بایست، باید بایستی.‬

‏‫باورم نمیشه این از طرف تو باشه.‬

‏‫چرا؟‬

‏‫یونا، من...‬

‏‫میرت فان در مولن.‬

‏‫ممنون که در مزرعه خوک‌داری هیرِما کار می‌کردی.‬

‏‫متأسفانه باید اخراجت کنیم.‬

‏‫ما اینجا قوانین سخت‌گیرانه‌ای داریم. ورود گوشی به محیط کار ممنوعه.‬

‏‫فقط دردسر درست می‌کنه. / تو داری قوانین رفاهی اتحادیه اروپا رو نقض می‌کنی.‬

‏‫قوانین رفاهی؟‬

‏‫تو از این چیزا چی می‌فهمی؟‬

‏‫قوانین ما میگه: ورود گوشی به محیط کار ممنوعه.‬

‏‫این خوک‌ها لایق یه زندگی بهتر هستن. بهتر از این.‬

‏‫اگه ما نبودیم، اصلاً اینجا هم نبودن.‬

‏‫بلکه به خاطر ما زنده موندن.‬

‏‫و چگونگی این موضوع به من ربط داره، نه تو.‬

‏‫واقعاً تأسف‌باره. مخفیانه فیلم می‌گیری تا زندگی منو خراب کنی.‬

‏‫برای نشون دادن حقیقت. اگه قلب داشته باشی... / من دارم.‬

‏‫برای خانواده‌ام و مزرعه‌ام. / تو به این خوک‌ها اهمیتی نمی‌دی.‬

‏‫اگه جای تو بودم، دیگه برنمی‌گشتم اینجا.‬

‏‫این تهدیده؟‬

‏‫گوشی‌ات رو جا نذار.‬

‏‫روز کشتار‬

‏‫نه، نذار.‬

‏‫خوک‌ها هر روز اینطوری کشته میشن. هیچ‌کس لایق مردن اینجوری نیست.‬

‏‫روت رو برنگردون. این همون چیزیه که می‌خورید. این حقیقته.‬

‏‫چرا باید روت رو برگردونیم؟‬

‏‫در هلند هر سال ۲۵ میلیون خوک متولد میشن،‬

‏‫و بیشترشون حتی شش ماه هم عمر نمی‌کنن.‬

‏‫هی. همه چی مرتبه؟‬

‏‫می‌خوام بدونم می‌تونی یک بار دیگه هم بپرسی؟‬

‏‫اگه ناشا بگه نه، یعنی نه.‬

‏‫و من سعی خودم رو کردم. خودت می‌دونی. ولی اون تو رو اصلاً قبول نداره.‬

‏‫این کافی نیست؟‬

‏‫اوه خدای من، میرت. / من داشتم فیلم می‌گرفتم.‬

‏‫داشتی فیلم می‌گرفتی؟‬

‏‫نمی‌تونم قول چیزی بدم. ناشا به هیچ‌کس اعتماد نداره.‬

‏‫نمی‌خوای دشمنش بشی. / من می‌خوام کاری انجام بدم.‬

‏‫گوشت یعنی قتل.‬

‏‫امشب بیا اینجا.‬

‏‫میرت، اومدی. / آره.‬

‏‫ناش...‬

‏‫اینم هست. جاسوس کوچولوی ما.‬

‏‫میرت.‬

‏‫به ارتش حیوانات خوش اومدی.‬

‏‫می‌خوام معرفیت کنم.‬

‏‫اثر هنری روی مبل، دوناست.‬

‏‫هانی رو می‌شناسی.‬

‏‫و اون مرد عصبانی اونجاست، اسماعیل.‬ ‏‫ما 'نیروی حیوانات' رو با هم راه انداختیم.‬

‏‫اسما...‬

‏‫اون ویدیو رو خودت گرفتی؟‬

‏‫میرت چهار هفته‌ست اونجاست.‬ ‏‫/ تقریباً.‬

‏‫چطور تونستی بری تو؟‬

‏‫دنبال کارگر فصلی بودن. من درخواست دادم و قبولم کردن.‬

‏‫من نمی‌تونستم اون کار رو بکنم. اون خوک‌ها رو ببینم و فقط فیلم بگیرم.‬

‏‫آره، یه کم سخته.‬

‏‫اما می‌خواستم فیلم بگیرم.‬ ‏‫مردم باید ببینن چی داره می‌گذره.‬

‏‫راحت می‌شه وانمود کرد که نیست.‬ ‏‫اما وقتی می‌بینیش، حسش می‌کنی.‬

‏‫وای. مردم وقتی اینو ببینن،‬ ‏‫حسش می‌کنن.‬

‏‫خب؟ گیر افتادی حین فیلمبرداری؟‬ ‏‫/ نه. مرخصی گرفتم. دیگه برنگشتم.‬

‏‫میرت، بیا اینجا.‬

‏‫می‌تونم میرت صدات کنم؟‬ ‏‫/ البته.‬

‏‫بیا اینجا.‬

‏‫می‌تونیم از این استفاده کنیم؟‬

‏‫آره. هدف همینه.‬ ‏‫همه باید این رو ببینن.‬

‏‫موافقم. چیزی که فیلم گرفتی‬ ‏‫خیلی غم‌انگیزه. دلخراشه.‬

‏‫هر حیوانی حق داره‬ ‏‫عشق رو دریافت کنه.‬

‏‫اون خوک‌ها نباید اونجا باشن.‬

‏‫پس...‬

‏‫امشب آزادشون می‌کنیم.‬ ‏‫/ امشب؟‬

‏‫امشب عالیه. میرت دقیقاً می‌دونه‬ ‏‫چطور بریم تو و کجا بریم.‬

‏‫ناس، آوردنش امشب عاقلانه نیست.‬ ‏‫بیا تیم رو کوچیک‌تر کنیم.‬

‏‫میرت می‌تونه انجامش بده.‬ ‏‫تازه ما بهش احتیاج داریم.‬

‏‫اون خبرچین ماست.‬

‏‫اگه منو بشناسن چی؟‬ ‏‫/ ناس.‬

‏‫می‌دونم مضطربی.‬ ‏‫این مهمه. می‌تونی مضطرب باشی.‬

‏‫اما این وظیفه ماست. تو هم‬ ‏‫وقتی فیلم می‌گرفتی حسش کردی.‬

‏‫که این وضعیت نمی‌تونه ادامه پیدا کنه.‬

‏‫خیلی‌ها نظر دارن، اما از اقدام کردن‬ ‏‫می‌ترسن.‬

‏‫اما ما اینطور نیستیم.‬

‏‫ما فرصت داریم‬ ‏‫جون‌هایی رو نجات بدیم.‬

‏‫به لطف تو.‬

‏‫با اون صورت قشنگت.‬

‏‫مطمئنی می‌خوای این کار رو بکنی؟‬

‏‫خب، خبرچین، ما رو هدایت کن.‬

‏‫چه کسی شیفت داره؟‬ ‏‫/ شب‌ها کارمندی نیست. فقط خانواده‌ها هستن.‬

‏‫دوربین‌ها؟‬ ‏‫/ دم دروازه.‬

‏‫باید از دشت رد بشیم.‬

‏‫همه جا خوک هست.‬

‏‫مطمئنی اینجاست؟‬ ‏‫/ آره، من چند هفته‌ست اینجا بودم.‬

‏‫پس کجان؟‬ ‏‫/ لعنتی.‬

‏‫دیر رسیدیم.‬

‏‫اون فیلم‌ها مال کی هستن؟‬ ‏‫/ مال پریروز.‬

‏‫پر از خوک شده.‬ ‏‫/ می‌دونن ما داریم می‌آییم.‬

‏‫غیر ممکنه.‬ ‏‫/ یکی لو داده.‬

‏‫و حالا اون حرومزاده‌ها دارن می‌کشنشون.‬ ‏‫قاتلن.‬

‏‫متاسفم. من نمی‌دونم...‬

‏‫این یک درسه.‬ ‏‫منتظر نباش، عمل کن.‬

‏‫اون حیوانات بیچاره‬ ‏‫به کمک نیاز دارن و ما دیر کردیم.‬

‏‫نذار دوباره این اتفاق بیفته.‬ ‏‫/ موافقم.‬

‏‫حالا چیکار کنیم؟‬ ‏‫/ متوقفش کنیم.‬

‏‫ما بهشون درسی می‌دیم‬ ‏‫که هرگز فراموش نکنند.‬

‏‫و باور کن، موثره.‬ ‏‫/ ما فرصت داریم کار درست رو انجام بدیم.‬

‏‫تا تفاوت ایجاد کنیم.‬

‏‫وگرنه یه سری خوک کوچولو جدید می‌رسن‬ ‏‫که بی‌رحمانه کشته می‌شن.‬

‏‫ما می‌تونیم جلوی اینو بگیریم.‬

‏‫کسی که عمل نکنه،‬ ‏‫در جرم شریکه.‬

‏‫می‌خوای عمل کنی، درسته؟ پس عمل کن.‬

‏‫فقط یه اخطار بود.‬

‏‫ورودی خونه کجاست؟‬

‏‫زود باش. کشاورزه دیوونه‌ست.‬ ‏‫اگه گیرمون بندازه...‬

‏‫امیدوارم سکته قلبی کنه.‬

‏‫کسی داره میاد.‬

‏‫لعنت به این شانس.‬

‏‫قاتل‬ ‏‫گوشت نمی‌خوریم‬

‏‫فعالای عوضی.‬

‏‫هیچ‌کس نباید بره‬ ‏‫تا وقتی همه چی تمیز بشه.‬

‏‫هیچ‌کس نباشه.‬ ‏‫/ آروم باش.‬

‏‫همون‌جا وایسا.‬

‏‫همون‌جا وایسا.‬ ‏‫/ آروم باش.‬

‏‫همون‌جا وایسا.‬ ‏‫/ آروم باش.‬

‏‫آروم باش.‬ ‏‫/ همون‌جا وایسا.‬

‏‫دیگه کی اینجا هست؟‬ ‏‫/ گفتم که. فقط منم.‬

‏‫بقیه‌شون کجان؟‬ ‏‫/ لعنتی. فقط منم.‬

‏‫فکر می‌کنی می‌تونی منو بترسونی؟‬ ‏‫/ پاشو.‬

‏‫پاشو.‬

‏‫بریم.‬

‏‫نِیشا.‬

‏‫تو خیلی قوی هستی.‬ ‏‫منم دفعه اول ترسیده بودم.‬

‏‫تمرکز کن.‬ ‏‫/ اگه پلیس بیاد چی؟‬

‏‫دستگیر شدن چیز ترسناکی نیست.‬ ‏‫یه سلول مشترک می‌افتیم. بعداً بهش می‌خندیم.‬

‏‫پس می‌خوایم چیکار کنیم؟‬ ‏‫/ هر کاری لازم باشه.‬

‏‫این. برای آروم شدن.‬ ‏‫/ نه، ممنونم.‬

‏‫تو هم منو عصبی می‌کنی.‬

‏‫زبانتو بیار بیرون.‬

‏‫بیا.‬

‏‫قهرمان مسابقات گوشت سال ۲۰۰۸‬

‏‫دیگه کی تو خونه هست؟‬ ‏‫/ گفتم که. کسی نیست.‬

‏‫فقط منم.‬

‏‫بیا.‬

‏‫جاناتان، جریَن، پاشید.‬ ‏‫/ خفه شید.‬

‏‫فقط کاری که گفتم رو بکن.‬

‏‫نترس.‬

‏‫اسمت چیه؟‬

‏‫جریَن؟ درست تلفظ کردم؟‬

‏‫من بهت آسیب نمی‌زنم.‬

‏‫بقیه اعضای خانواده کجان؟‬

‏‫خواهر ما طبقه بالاست.‬ ‏‫ولی خواهش می‌کنم آزارش ندهید.‬

‏‫مادرمان تازه فوت کرده‬ ‏‫و پدرمان خانه نیست.‬

‏‫و اون خوک‌ها کجان؟‬

‏‫فکر می‌کنی؟‬

‏‫پدرم می‌دانست که اتفاقی می‌افتد.‬ ‏‫/ واقعاً؟ چطور ممکنه؟‬

‏‫فکر می‌کنی این بامزه است؟‬ ‏‫حیوان بیچاره رو سلاخی می‌کنی؟‬

‏‫ولم کن، روانی.‬ ‏‫/ من روانی‌ام؟‬

‏‫تویی که حیوان‌ها رو شکنجه‬ ‏‫می‌دی و می‌کشی.‬

‏‫اینقدر ضایع نباش.‬ ‏‫/ باشه.‬

‏‫کمی استرس داری، نه؟‬ ‏‫/ اینو ضبط کن.‬

‏‫بیا، این کار رو نکن.‬

‏‫این مزرعه مسئول‬ ‏‫کشتار هزاران خوک در سال است.‬

‏‫آنها فکر می‌کنند مجازات نخواهند شد،‬ ‏‫اما ما اینطور نگاه نمی‌کنیم.‬

‏‫این دوتا قاتل‌ها هستند.‬ ‏‫اما از بیرون نمی‌توانی ببینی.‬

‏‫ما مطمئن می‌شویم که آنها را بهتر بشناسی،‬ ‏‫با امضای خودمان روی آنها.‬

‏‫این کار رو نکن.‬

‏‫این همون چیزیه که همه‬ ‏‫اون خوک‌ها می‌گفتن اگه زبون داشتن.‬

‏‫نه، بس کن.‬

‏‫تا حالا فکر کردی خوک‌ها‬ ‏‫چه می‌خوان بهت بگن؟‬

‏‫اونا باهوش‌ترن‬ ‏‫از بعضی آدم‌ها.‬

‏‫یا اصلاً فکر نمی‌کنی؟‬ ‏‫می‌فهمی چرا جیغ می‌زنن؟‬

‏‫کافیه. / نه، دست‌هاشون‬ ‏‫پر از خونه.‬

‏‫اونا سزاوار این کار هستن.‬

‏‫فقط یه سوراخه.‬

‏‫آروم باش.‬

‏‫مریضی؟‬

‏‫خیلی سنگینه.‬

‏‫تو حیوان دوست داری؟‬

‏‫لازم نیست حرف بزنی.‬ ‏‫می‌تونی فقط سرت رو تکون بدی.‬

‏‫منم همینطور. خیلی دوستشون دارم.‬

‏‫می‌دونی بابات قاتله؟‬

‏‫بابات حیوان می‌کشه.‬ ‏‫می‌دونی اینو؟‬

‏‫عجیب نیست که من یه چاقو بردارم‬ ‏‫و...‬

‏‫...عروسک‌های حیوانیت رو پاره کنم؟‬

‏‫من نمی‌تونم این کار رو بکنم، درسته؟‬

‏‫این دیوونگیه.‬

‏‫لوس نشو. تو هم با اون خوک‌ها‬ ‏‫همین کار رو کردی.‬

‏‫گوشت کمترین درد رو برای سوراخ کردن داره.‬

‏‫می‌خوای بعدی رو‬ ‏‫به بیضه‌هات وصل کنم؟‬

‏‫کجا می‌ری؟‬ ‏‫/ این درست نیست.‬

‏‫نرو. ما با هم می‌مونیم.‬ ‏‫/ ولم کن.‬

‏‫اینجا می‌مونی؟‬

‏‫تمومش کن.‬

‏‫این دیوانگیه.‬

‏‫فقط یه هشداره.‬ ‏‫اون سوراخ زود خوب می‌شه.‬

‏‫این انسان‌ها هستن.‬ ‏‫/ اونایی که اشتباه کردن.‬

‏‫اونا کارهای وحشتناکی کردن.‬ ‏‫سزاوار این کارن.‬

‏‫این خیلی هم بد نیست. نَس کارهای‬ ‏‫بدتری هم انجام داده.‬

‏‫خیلی بد نیست؟‬ ‏‫/ تو منو وادار به این کار کردی.‬

Meat Kills subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Meat Kills

Komentet

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left