The Young Indiana Jones Chronicles

The Young Indiana Jones Chronicles

Shkarko Titrat Farsi Persian

Sezoni 1

Informacioni i lëshimit

The Young Indiana Jones Chronicles S01E15 WEB-DL DSNP
Një Komentar nga warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 15 The Young Indiana Jones Chronicles زیرنویس فارسی سریال

Etiketat

webdl
Publikuar më: 2025-12-23
Shkarkime: 15
Dëgjim i Dëmtuar: No

Pamje paraprake e titrave në Farsi Persian

200 rreshtat e parë.

ژنرال: نشانه‌گیری کنید و منتظر دستور آتش من باشید

افسر: نیوزلندی‌ها در جناح چپ

صبر کنید تا پیاده بشن، بعد بهشون شلیک کنید

فرمانده: ایست! پیاده شید

یالا بچه‌ها، یه تکونی به خودتون بدید

توپخانه اصلی، آتش

آتش

قربان، اون وسط رو ببینید

نیروهای اصلی بریتانیاست

پخش بشید بچه‌ها! سرعتتون رو کم نکنید

هوای پشت سرتون رو داشته باشید! یالا

هیچ پیشرفتی نداریم

شاید بهتر باشه به فرستادن استرالیایی‌ها فکر کنید

ارتش بریتانیا به هیچ کمکی نیاز نداره، قربان

آخ

آخ

آخ

تو صف بمونید

آماده باشید

نگران نباش. این دفعه وارد عملیات می‌شیم

دلت رو صابون نزن

دستور عقب‌نشینی بده

سرباز: عقب‌نشینی کنید! یالا بریم

عقب‌نشینی! یالا بریم

آخ

پیشروی متوقف شد. بریتانیایی‌ها دارن فرار می‌کنن

تو به بئرشبع می‌ری

توی راه، وجب به وجب خط دفاعی‌مون رو چک می‌کنی

دارم تو رو به عنوان رئیس اطلاعات خودم منصوب می‌کنم

و می‌فرستمت به بئرشبع

بله، قربان

از بئرشبع، شخصاً به خودم گزارش می‌دی

که آیا برای نگه داشتنش به نیروی بیشتری نیاز هست یا نه

بئرشبع نیازی به نیروی کمکی نداره، ژنرال

اون بزرگ‌ترین متحد دنیا رو کنارش داره

بیابون

بچه‌ها، دلی از عزا دربیارید

افسر: خیلی خب، شنیدید چی گفت

یه آبی بخورید

یه جنگ لعنتی دیگه که از دستش دادیم

اصلاً چه فایده‌ای داره که تو این خراب‌شده باشیم

وقتی نمی‌ذارن بجنگیم؟

منم نمی‌دونم

ما اینجا توی غزه به ترک‌ها حمله کردیم

هر دو حمله شکست خورد

قصدم اینه که تا کریسمس

توی اورشلیم باشم

و چطور می‌خواید به این هدف برسید، قربان؟

ژنرال: با دور زدن جناح دشمن

با انجام کاری که فکر می‌کنم توی محافل ورزشی

بهش می‌گن «دور زدن از کناره»

به عبارت دیگه آقایان، با گرفتن بئرشبع

حمله به بئرشبع یعنی گذشتن از دل بیابون

بین اینجا تا اونجا یه قطره آب هم پیدا نمی‌شه

توی بئرشبع تا دلتون بخواد آب هست

سرهنگ ماینرتزهاگن

اگه سربازها سبک‌بار حرکت کنن

سبک‌بار؟

پنجاه هزار نفر

روزی چهارصد هزار گالن آب لازم دارن

نه اگه با یه یورش برق‌آسا از بیابون رد بشن

و بئرشبع رو قبل از اینکه ترک‌ها بفهمن از کجا خوردن، تصرف کنن

و به شرطی که چاه‌های بئرشبع هنوز سالم باشن

وقتی که نیروهای شما خط رو می‌شکنن

از این ایده خوشتون نمیاد، سرگرد لورنس؟

من از ایده بودن توی اورشلیم تا کریسمس خوشم میاد قربان

ولی پیاده‌روی توی بیابون اصلاً کار راحتی نیست

پس همه چیز به اون چاه‌های بئرشبع بستگی داره

با یه غافلگیری درست و حسابی، می‌تونیم از پسش بربیایم

من یه عملیات جاسوسی بزرگ راه می‌ندازم

تا فکر کنن قراره به حملات اصلی‌مون

به غزه ادامه بدیم

باید یه نفر رو بفرستید داخل بئرشبع

تا مراقب اون چاه‌ها باشه

من اونجا رابط‌هایی دارم

اما باید یه آدم خاص رو بفرستم

یه مامور آموزش‌دیده

کسی که هم عربی بلد باشه و هم ترکی

و کاملاً قابل اعتماد

من اون کسی که می‌خواید رو می‌شناسم

اون برای اطلاعات فرانسه توی قاهره کار می‌کنه

یکی از بهترین‌هاست و یه دوست قدیمی

بیاریدش

صدقه برای فقرا. صدقه برای معلولین

برکات الهی همراهتون

گدا نمی‌خوایم. راهت رو بگیر و برو

از خدا بخواه که ببخشدت

خدا بهت برکت بده

بخشندگی شما زبانزده

خدا بهتون اجر بده

حتماً تو اون دنیا. قهوه می‌خوری؟

چه خبر؟

دستورات جدید. ماموریتت عوض شده

ماموریت جدید؟ ولی ما بالاخره داریم اینجا به یه جاهایی می‌رسیم

پس تکلیف این عملیات چی می‌شه؟

در مقایسه با این یکی، اولویت پایینی داره

تو رو به بریتانیایی‌ها سپردن

برای یه ماموریت خاص

ماینرتزهاگن مسئول عملیاته

حداکثر تا چهارشنبه خودت رو به نرافیا معرفی کن

ماینرتزهاگن؟

آفریقا. ماینرتزهاگن توی بخش اطلاعات بریتانیاست

اون من رو با یه مشت پیرمرد فرستاد تا یه قطار آلمانی رو منفجر کنیم

یارو دیوونه‌ست. نزدیک بود به کشتنم بده

خب، به نظر میاد این ماموریت قراره جالب از آب دربیاد

سرباز: یالا بچه‌ها، از تمام زورتون استفاده کنید

اون چادرها رو محکم ببندید

خب، می‌خواید به کدوم اردوگاه برید، قربان؟

بریتانیایی‌های اون طرف یا استرالیایی‌های این طرف؟

دنبال یه افسر بریتانیایی می‌گردم

ولی فکر کنم برای استرالیایی‌ها کار می‌کنه

خب، پس همین‌جا پیادت می‌کنم

ایندیِ پیر: ممنون. خداحافظ

کاپیتان دفانس، از ارتش بلژیک؛ طبق دستور خودم رو معرفی می‌کنم، قربان

آه، بالاخره اومدی

خیلی خوشحالم که دوباره می‌بینمت

از اینکه ازم خبری شنیدی تعجب کردی؟

می‌شه این‌طوری گفت، قربان

من که همین الان گفتم

حالا اون وسیله‌ی لعنتی کجاست؟ دیروز همین‌جا بود

کشوی پایینی. باید حدس می‌زدم

آه، دوربینم. اینجاست

خب، دقیقاً به موقع رسیدی

بریم؟

بریم چیکار؟

تماشای پرنده‌ها، رفیق

و از این سوالت خجالت نمی‌کشی؟

ماینرتزهاگن: شاهین بیابون. چقدر زیباست

جک: آره، زیباست

البته اگه این تپه‌ها پر از ترک‌های لعنتی نبود

مهمل نگو! اینجا دشمنی نیست

گروهبان، تو اصلاً از پرنده‌ها چی می‌دونی؟

می‌دونم بال دارن

استرالیایی هستی؟

آره. جان اندرس، از سواره‌نظام سبک چهارم

دوستام بهم می‌گن جک

هانری دفانس. دوستای منم بهم می‌گن هنری

پس دست بده هنری

لحنت شبیه بلژیکی‌ها نیست. فکر کنم آمریکایی باشی

تصمیم گرفتم ثبت‌نام کنم. می‌خواستم منم سهم خودم رو ادا کنم

من و فیلیس هم همین‌طور، برای پادشاه و میهن

فیلیس؟

اسم اسبمه

فکر کردیم دنیا رو می‌گردیم و سرزمین‌های عجیب و غریب رو می‌بینیم

و ملت با تیربار بهمون شلیک می‌کنن

مگه نه عزیزم؟

خب، اون چیه؟

هوم؟ یه هدهد سینه‌سرخه

عجب شانسی

بیا، اینم از نیزه‌دار سینه‌سرخِ لعنتیت

لعنتی

ماینرتزهاگن: وای خدای من! ترک‌ها

آخ! (ناله می‌کند)

تیر خورد

ولش کن

یالا

پرتش کن این‌ور

ای لعنت

گروهبان، حواست به اسب‌ها باشه

کاپیتان هم ترتیب درمان

پزشکی من رو می‌ده

من می‌رم دکتر بیارم. روی زخمت فشار بیار

اوه، انقدر شلوغش نکن. فقط یه خراش کوچیکه

در واقع، حتی خراش هم نیست

قربان، این

خون گوساله‌ست، از آشپزخونه آوردم

فقط کیسه رو گذاشتم زیر بغلم

و یه فشار حسابی بهش دادم

صحنه‌سازی خوبی بود، نه؟

من رو که بدجوری گول زدی

پس اینجا چه خبره؟

فریب. حقه

یه کلک برای اینکه ترک‌ها رو متقاعد کنیم

که اون کوله‌پشتیِ خونی که جا گذاشتم

واقعی بوده

همون کوله‌پشتی؟

خب، توش مدارکی بود که نشون می‌داد

قصد داریم یه حمله تمام‌عیارِ دیگه

تا هفته‌ی آینده به غزه بکنیم

این یه دروغه، ولی اگه باورش کنن

اونوقت تمام توان دفاعی‌شون رو اونجا متمرکز می‌کنن

و هدف واقعی رو بی‌پناه می‌ذارن

خب هدف واقعی چیه؟

تی.ئی. لورنس: بئرشبع

نِد؟

باورم نمی‌شه. تو اینجا چیکار می‌کنی؟

تو هم توی این بازی دست داری؟

نه. من فقط دارم یه سری اطلاعات به ماینر می‌دم

مثلاً همین که تو

به سرویس اطلاعاتی ملحق شدی

پس همه‌ش تقصیر توئه

اتهام رو می‌پذیرم

خبر این ماجراجویی کوچیکت داره توی کل اردوگاه پخش می‌شه

عالیه

با این همه جاسوسی که دور و بر اردوگاه پرسه می‌زنن

خبر حتماً به گوش ترک‌ها می‌رسه

سرهنگ عصمت‌بیگ: ممکنه یه تلاش هوشمندانه برای فریب دادن ما باشه

کاپیتان شیلر: چرنده

به کسی که این رو انداخته بود شلیک شده

به خون روی اون دقت کنید

The Young Indiana Jones Chronicles subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for The Young Indiana Jones Chronicles

Komentet

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left