200 rreshtat e parë.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
خیلی وقته تو سئول رانندگی نکردم
کوه بوکهانُ کلی برف پوشونده
اون کوه بوکهانه؟
اسپا، اسپاست
سلام
عه، یه گروه فیلمبرداریه
آدم معروفی اونجاست؟
چی؟ اونو ببین
چه بانمکه
گوگولی
بذار ببینم
کجا باید همو ببینیم؟
کجا باید برم دنبالش؟
هی، بپر بالا
"هی، بپر بالا؟"
اوپا- عجبا-
چند وقت گذشته، اوپا؟- والا همینو بگو-
اوپا؟- بله؟-
ولی یه ذره هم عوض نشدی ها
مثل خودت
چطوری میشه آخه؟- هی، دخترک ججویی-
اونجوری صدام نکن
من اون جی وون از جکسکیز هستم
من لیدر فینکلی، لی هیوری هستم
حال و احوالت خوبه؟- اوپا، تکون نخوردیا-
توام همینطور
دقیقا همون شکلی که بودی موندی- نه بابا، پیر شدم-
بیخیال بابا
نگران پیست اسکی بودم، ولی کلی برف باریده
تو قراره تا اونجایی رانندگی کنی برامون؟- آره-
دست فرمونم خوبه
نمیشه که فقط خودمون دوتا بریم اونجا
چرا نمیشه؟- خب، من متاهلم مثلا-
تو متاهل نیستی، ولی من که هستم- خب که چی؟-
نمیشه که فقط خودمون دوتا پاشیم بریم اسکی
واقعا؟- واسه همین چندتا از بچههارو دعوت کردم-
رفیقای قدیم الایاممونن- رفیقای قدیم الایام؟-
یه چندتا رفیق از ایام قدیم دعوت کردم
یعنی کیا میتونن باشن؟
میشناسیشون
::::::::: آيـــ(سئول چک-این)ـــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
وای، چه مدت تو جزیره ججو زندگی کردی؟
الان دیگه 9 سالی شده
تو چند وقت از طلاقت گذشته؟
33سالگی ازدواج کردم و 35 سالگی طلاق گرفتم
اونموقع بود که طلاق گرفتی؟- درسته-
دقیقا دهمین ساله که از طلاقم میگذره
الان کسیُ نمیبینی؟ دوست دختری چیزی؟
نه- علاقهای هم نداری؟-
ندارم
ولی دیگه باید شروع کنی به قرار گذاشتن
الان دیگه بالغ و پخته نیستی؟
راهی واسه اینکه بفهمی عاقلی یا نه هست؟
نیست- میتونی بگی؟-
...خب، فهمیدهتر شدی
و بیشتر آدم بسازی شدی
،خب، اونو که
قبلا هم همینجوری بودم
جدی؟ کسی بهم نگفته بود اینو
منظورت چیه که کسی بهت بهت نگفته؟- هنوزم بازی میکنی؟-
نمیکنی؟
...میتونی بر اساس اینکه
بازی میکنم یا نه تعیین کنی که چقدر بالغ شدم
این یعنی هنوزم بازی میکنی؟ یعنی انقدر حال میده؟
خب یه چیزی هست اونا مدام بازیهای جدید عرضه میکنن
پس همش بازی جدید بازی میکنی؟- دقیقا-
ولی خوشحالم که رو یه چیزی تمرکز کردی اوپا
...اگه بخوای هیچکاری نکنی
کارِت تو خوندن جیپیاس خوبه؟
آره
بگم بهت؟- مسیرا رو بهم بگو-
بپیچ راست
عجبا- بپیچ راست-
اونو که خودمم میدونم
این چرخشه ممکنه یکمی گیج کننده باشه
این روزا بیشتر با کیا وقت میگذرونی؟
با آدمای آژانسم- آها که اینطور-
با منیجرات؟- آره-
همیشه همینجوری بوده
حقیقتش، خیلی سخته برام که با آدمای جدید آشنا شم
هنوزم با کسی از هم دورهای های خودمون در ارتباطی؟
یه وقتایی اعضای گروهمو میبینم- هر از چند گاهی؟-
برنامهمون "کمپینگ کلاب" رو دیدی؟
دیدم
،هی، وقتی همه اونجا بودن
حس عجیبی داشت
اون روزا، معذب بودم
بدون هیچ دلیلی اعصاب خوردکن بود، میدونی؟
حالشون چطوره؟- عالیان-
میتونم بفهمم که چرا اینجوریان
هنوزم با هم حرف میزنین؟- اوهوم-
عالیه پس- ،بعد از اون برنامه-
به هم نزدیکتر هم شدیم
تونستیم عمیقترین احساساتمون رو به هم بگیم
الان تو کدوم آژانسی اوپا؟
الان تو وایجی ام
وایجی؟- آره-
چرا تو وایجی ای؟ واسه چی خواستنت؟
چرا خواستنم؟- آره-
چرا پیرمردی مثل تو رو خواستن؟
خیلی وقت پیش باهاشون قرارداد بستم
نمیتونی اینو ازم بپرسی- جدی؟-
بلک پینک تو آژانس شماست؟
آره- چی؟-
چیه؟ چرا سورپرایز شدی؟- چی؟-
فکر میکردم مثل من قدیمی زوال در رفتهای ولی مثل اینکه اینجا اوضاعت خوب بوده
من موفق نیستم
آلبوم نمیخوای منتشر کنی؟
فقط تو برنامهها بازی میکنی؟
...آلبوم منتشر میکنم
چون میخوام کنسرت اجرا کنم
شنیدم مردم کم کم دارن کنسرت برگزار کردنا رو شروع میکنن
درسته میدونم
...ولی نمیتونیم همه صندلیها رو
بخاطر فاصله اجتماعی پر کنیم- درسته-
بنظرم از الان به بعد دیگه همیشه قراره همینجوری باشه
،درسته، حتی اگه تو جای کوچیک هم اینکارو بکنم
...میخوای محل برگزاریه- باید با صندلی پرش کنم-
شلوغ باشه- درسته-
بازم میفهممش، میدونی؟
پس هنوزم طرفدارای وفادارتُ از ایام قدیم داری؟
هنوز زنده و سُر و مُر و گندهان- واقعا؟-
فکر کردی قراره نباشن؟- نه بابا-
الان حسابی هم اوضاعشون خوبه
...طرفدارای گروهای مردونه
راحتتر متحد میشن باهم- یه چیزی هست-
طرفدارای نسل ما خیلی وفادارترن
وقتی آلبوم منتشر میکنی، مراسمای خوانندگی برگزار میکنی
طرفدارات میان به اون مراسما؟
اگه قرار باشه کسی نیاد چرا باید اون مراسما رو برگزار کنم؟
دست بردار
تو لی هیوری ای ناسلامتی- نه خب-
میدونی چجوریه دیگه- از آخرین باری که یه مراسم داشتم کلی وقت میگذره آخه-
تو بعد از منتشر کردن آلبوم مراسم خوانندگی برگزار میکنی که
نه خیلی وقته که مراسم خوانندگی برگزار نکردم
لازم نیست از اون مراسما بگیری هنوزم خوب پیش میری، مگه نه؟
اینطور نیست؟
نه آخه گوش کن پس هنوزم هستن کسایی که مثل قدیما صف بکشن؟
نه نمیکشن سیستم قرعهکشی داریم
آها- حالا دیگه تصادفی انتخاب میشن-
انتخاب میشن؟- آره انتخاب میشن-
،باید اون مراسما رو مرتب برگزار کنیم، وگرنه
درسته- ...طرفدارامون ممکنه که-
از انتظار خسته بشن
ولی اونا خیلی وفادارن- درسته-
اوهوم، بهت که گفتم- حرف ندارن-
رنگ گروهتون زرد بود اوپا؟
آره مال تو قرمز بود
،اون زمان وقتی کنسرت رویایی رو برگزار کردیم
کلی از طرفدارای اچاوتی رو دیدیم- کلیشون بودن-
،و وقتی طرفدارای تو اون وسطشون بودن
شبیه زرده تخممرغ شده بودن
با همدیگه شبیه نیمرو شده بودن
گروه تو و گروه من توی یه آژانس شروع به کار کردن
چرا داری اذیتم میکنی؟
میدونی چی میگم؟- ...نه آخه، شماها همیشه میگفتین-
که شبیه زرده تخممرغ بودین یادت نمیاد؟
بخاطر اینکه چپ و راست مسخرهمون میکردین وانمود کردیم
کِی تاحالا مسخرهتون کردیم آخه؟
،نمیدونی که تو اعماق وجودمون
شماها رو تشویق میکردیم؟
وقتی شماها باختین ما کلی گریه کردیم واقعا گریه کردیما
یادم نمیاد دیده باشمش
هی، حتی یه بارم ندیدم خدایا
نه، چون تو یه آژانس بودیم، از نظر روحی کلی روتون حساب کرده بودیم
واقعا؟
هی، ما حتی به اسایاس نگاهم نکردیم
حالا انگار حقیقت داره
رودخانه هان خیلی خفن بنظر میرسه
اون رودخونه هان نیست که
آره هست اگه نیست پس چیه؟
هنوز کنار رودخونه هان ایم؟
هی، ما... ما هنوز کنار رودخونه هانیم؟
رودخونهای که تو سئوله رودخونه هانه دیگه پس چیه؟
تنها رودخونه که نیست- چرا هست-
چه رودخونه های دیگهای تو سئولن؟
رودخونه ماکدونگ یا رودخونه تومِن
همچین رودخونههایی- چرا باید تو سئول باشن خب؟-
ولی ما تو سئول نیستیم که
هنوز تو سئولیم
خدایی؟- هنوز از عوارضی هم رد نشدیم حتی-
اوپا، اسکولی ها
واسه همین میتونی تو ورایتیا باشی- واه-
همون وقتی که از پرواز کردن هواپیماها تعجب کردی میدونستم
یا خدا- من اونقدرام باسواد نیستم-
فکر کردم هنوز هیچ اطلاعات عمومیای نداری
...درسته، فقط ترسیده بودم از اینکه
از چی؟- اون هواپیماهای سنگین میتونن پرواز کنن-
ولی اینجوری نیست که از پشتشون آتیش بزنه بیرون که
و کشتیهام همینطور
این حقیقت که اون کشتی های سنگین میتونن روی آب شناور بمونن
واسه همینه که خطرناکن
ساندویچ توتفرنگیهای اسبیاس رو میخوام
ولی جمع شده- جدی؟-
خود کافه تریائه تعطیل شد
صبر کن ببینم دوباره راهش انداختن؟
یه قرن از وقتی اونجا بودم میگذره- یهویی حسابی معروف شد-
...شنیدم که ساندویچا حتی
تو فروشگاههای رفاه هم هستن- درسته-
No comments yet. Be the first to leave one.