196 rreshtat e parë.
قسمت هفتم
چی کار می کنید؟ نمیاید داخل؟
.الان میایم
.بعدا با هم حرف می زنیم
.اوه گوشیم. تو زودتر برو داخل
.بله. بله
.شنیدم تو منبع آبُ باز کردی
.بله
.باید سخت بوده باشه
.نه نبود
اوه، ساعت 7؟ پس اون روز واستون خوبه؟
!اوه، متاسفم! دیر کردم
اینجایی؟
.اوه، اینجایی؟ بیا، بیا، بیا اینجا بشین
.اوه، یو کیونگ
آه، اونجا. صبر کن. اونجا
.نه، نه. اونجا. اونجا، اونجا
.نه، یه چیزی اونجا لکه انداخته
.هیچی نیست
.نگران نباش. چیزی نمی گم
.مونده بودم چرا یه دفعه ای به من اهمیت می دی
.بیا، بشن اینجا
.نه. بیا اینجا
.اوه، بیا اینجا. بشین
.چرا نمی شینی؟ کلی جا هست
.می خوای بیای اینجا؟ بیا اینجا. بشین
.بله
.ایش. برو اونور
.اونجا خوراکی نیست
.اینُ ببین
نوشیدنی داری؟
.بیا
.ممنونم
.اینُ ببین، حتی ارشد
.نا می ره خیلی محبوبه
.هی، رییس بخش خبره
.رییس بخش خبره
.به خاطر موفقیت امروزمون زنگ زده تبریک بگه
.بله رییس
هی، ولگردها چرا تلفن هاتونُ جواب نمی دید؟
.متاسفم. گوشیم روی سایلنت بود
شماها، چرا اطلاعات ایستگاه مترو رو برای ما نفرستادید؟
.می دونید که هر کس یه وظیفه ای داره
این خبر بود، یه خبر ویژه. پس چرا شماها انجامش دادید؟
.اگه ما بودیم، می تونستیم خیلی بهتر فیلمبرداریش کنیم
.هی، کیم شین اونجاست. درسته؟ گوشیُ بده بهش
.دارم می شنوم- کیم شین -
هنوزم یه گوینده ای؟
.دیگه نیستی، درسته؟ کشیدی کنار
.پس باید بری یه جای نرم و آروم بخندی و خوش بگذرونی
یه دفعه ای این ایستگاه قطار چی بود؟
همچین داستان معجزه آسایی
"فکر کردی می گیم: "ای وای، ما متوجه نشده بودیم
و برت می گردونیم به گویندگی؟
.هی عوضی. تو یه گوینده ای
.سرپرست نا. این بارُ چشم پوشی می کنم .فقط تمام فایل های مربوطه رو بفرست بیاد
همینطور، خودمون بقیه گزارش هاشُ پوشش می دیم
از الان یه کلمه هم در مورد این اتفاق حرفی نزنید
.فکر کنم بخش "سلطنتی" واقعا با ما فرق دارن
.چون اونها حمایت کامل کمپانیُ دارن
.تکبرشون از سقف هم رد شده
آه. می خوام یه برنامه ی جدید و .خیلی خوب بسازم که همه رو خفه کنه
.آره. منم همینطور
چرا؟
چطور می شه اگه یکی بسازیم؟
تا حالا نمی دیدی چه خبره؟
.فقط چون یه بار جلوشون وایسادیم سعی کردن بفرستنمون مناطق
همینطور وقتی یه برنامه ی عالی درست کردیم سرزنشمون می کنن، توی همچین موقعیتی برنامه ی جدید؟
.فقط یه رویاست
می ره، تو نمی دونی زندگی کاری چطوریه؟
.اگه بهت بگن، بمیر هم باید بمیری
.همون کاری که بهت می گنُ باید بکنی
.حتی منِ خبرنگار آزاد هم باید این کارُ بکنم
کمپانی های پخش یه کم متفاوت نیستن؟ .اینجا هم مثل بقیه ی محیط های کاری دیگه است-
.مثل هر دفتر کاری دیگه ای
...می دونی که آب
فقط از بالا به پایین می ریزه، این دقیقا توی .محیط های کاری هم صدق می کنه
.اگه آب از پایین بزنه بالا، یه خیانته. کودتاست
.برای بالا دستی ها، مثل اینه که آب دستشویی زده باشه بالا
پس ما دستشویی هستیم؟
.درسته
.ما فاضلاب نیستیم
حالا که تا اینجا رسیدیم، چطوره بیشتر سعی کنیم و چاه بکنیم؟
.بیایید کاری کنیم آب بزنه بالا
چی؟
برنامه ی جدید؟
اوه، اون...ما
بعد از انجام اون برنامه در مورد ایستگاه ،مترو، کلی انرژی و اعتماد به نفس گرفتیم
بنابراین با این انرژی خوبمون می خوایم یه برنامه ی جدید بسازیم
.بیایید یه برنامه ی بی نظیر بسازیم- چرا اینقدر انرژی دارید؟-
.شما از بخش خبری یه برنامه دزدیدید
سرپرست نا، شما از دزدی انرژی می گیرید؟
.نه
.خب، ما زودتر در مورد اون خبر فهمیدیم
.اینم خودش یه مشکله
شکایاتی هست که می گه شما این برنامه رو .از روی حرف های عجیب یه پیشگو ساختید
نمی دونید کلی بحث در این مورد هست؟
خدا رو شکر که درست بود، اما اگه نبود چی؟
.توی تلویزیون یه اتفاق بزرگ می افتاد
.آره، اما... به خاطر اون داستان کلی نظر همه رو جلب کردیم
.حتی از خارج از کشور
واسه معروف شدنتون پاداش می خواید؟
دارید تهدیدم می کنید؟
.متاسفم
.فقط روی کارم توی برنامه ی صبحگاهی تمرکز می کنم
ببین! چی بهت گفتم؟
.خیلی خب، پس بیا بریم همون شبکه های محلی
.بیا بریم اونجا و خودمون یه برنامه ی جدید بسازیم
اونجا هیچ کس توی کارمون دخالت نمی کنه. پس بیا بریم اونجا و هرکاری می خوایم بکنیم. همینطور هم اونجا ساعت های اصلی رو داریم
.بیا خودمون انجامش بدیم- ...گوینده کیم به لطف برنامه های زنده اش به یک ستاره تبدیل شد -
...زمانی که در برنامه ی صبحگاهی بود
.کیم شین. من اون حکم جا به جایی ها رو کنسل کردم
حتی اگه بهترین کارمون رو هم انجام بدیم بازم فقط ازمون انتقاد می کنن، چه فایده داره تو سئول بمونیم؟
.بیا بریم شبکه های محلی
می دونی که این روزها همه ی برنامه های خوب رو شبکه های محلی می سازن، درسته؟
.اما هنوزم، سئول خیلی بهتره
اگه به این فکر کنیم که چه تاثیری می تونه داشته باشه، اینجا خیلی بهتره
.یه بار در هفته
بیا یه شاهکار هنری 60 دقیقه ای .بسازیم و توی ساعات اصلی پخشش کنیم
،هزینه ی ساخت
.رو برای برنامه ی صبحگاهی 10% افزایش می دم
می تونیم این کارُ بکنیم. دارم می گم می تونیم .یه برنامه ی جدید توی شبکه ی محلی بسازیم
!بیا بریم! بیا از اینجا بریم بیرون- !باشه-
.همینجا بسازیدش. توی سئول
.اما، این یه برنامه ی آزمایشی می شه
می دونید که برنامه های جدید سریع پخش نمی شن، درسته؟
بهتون یه ماه وقت می دم که یه برنامه .ی آزمایشی بسازید و پخشش کنید
اگه بتونید آمار 10 درصدی از بیننده ها .بگیرید، اونُ یه برنامه ی دائمی می کنم
...10درصد یه کم
.این قانون امتحان کردن برنامه های جدید توی قسمت آزمایشیشونه
.قوانین و اصولی که کیم شین خیلی دوست داره
.خوبه
خوبه، خوبه، فقط یه کم بیاریدش پایین تر. خوبه. حالا خوب شد
.سرپرست، یه کم قهوه بخورید .اوه، قهوه. ممنونم-
قهوه ی تبریک
.اگه این کارُ بکنیم، موفق می شیم
هی! عالی انجامش بدیم. عالی انجامش بدیم
.بیایید ما هم همون کارُ بکنیم
.خیلی احمقانه و بچه گانه است
.بازنده باید هل بده !سنگ، کاغذ، قیچی
!ها! من بردم
...پس اگه اینُ خوب انجام بدیم و واکنش خوبی ببینیم، اونوقت
.این برنامه یه وقت دائمی می گیره و پخش می شه
.یه برنامه ی 60 دقیقه ای. هفته ای یک بار
.باید با برنامه ی صبحگاهی که هر روز پخش می شه متفاوت باشه
...داستان باید عمق داشته باشه و موضوع
آه، چرا اینقدر سخته؟
.اگه همینطوری پیش برم نمی تونم به داداش و نویسنده به کمک کنم
.باید بیشتر درس می خوندم
بعد از پخش وقت داری؟
بیا درسمونُ اون موقع تموم کنیم
منظورم اینه که باید اصول رو یاد بگیری، درسته؟
!اوه
این ها واسه چیه؟
،داداش
تمام این مدت خیلی از من بدت میومد، درسته؟
به خاطر چرت و پرت گفتنم توی تلویزیون .حتی مجبور شدی نامه ی عذرخواهی بنویسی
و به خاطر اینکه درمورد ایستگاه مترو اشتباه .کردم، نزدیک بود حادثه ی بزرگی اتفاق بیوفته
.واقعا متاسفم
.عیبی نداره
.به خاطر شما، فرصت ساخت یه برنامه ی جدیدُ گرفتم
...اما...مشکل اجاره خونه اتون
کی حل می شه؟
،به هر حال
.دارم سعی می کنم خیلی سریع و بی سر و صدا حلش کنم
،فقط اگه اون خوب پیش بره
.کار می ره هم خوب پیش بره
.همینطور منم می تونم باز ببینمت
چیُ باز ببینید؟
حتی وقتی خونه بگیرید هم باز میاید اینجا؟
،نمی تونم بیام اینجا
...اما
.بخور
.بله
.طعمش مثل مال مامانمه
می ره بهتون یاد داده؟
.نه
.منم از مامانم یاد گرفتم
هوم؟
.مامانم گفت خودش اختراعش کرده
.خوشمزه است
واقعا؟
.این. اینُ امتحان کن
.اختاپوس نمک زده که دوست داری
...همینطور هم سوپ
آه، چی کار کنم؟
.فلفل قرمز
.اوه، تند دوست دارم اما عیبی نداره
.کلی خذای دیگه واسه خوردن هست
!یه لحظه داداش
.خوبه همین
.الان یه کم قاچ می کنم می ریزم توش
اوه، غدای من. چطوری همش تموم شد؟
.5دقیقه، می خرم و بر می گردم
.لازم نیست
.چند لحظه داداش
No comments yet. Be the first to leave one.