Kung Fu

Kung Fu

Shkarko Titrat Farsi Persian

Sezoni 2

Informacioni i lëshimit

Kung Fu S02E10 WEBRip x264-ION10-GOSSIP
Kung Fu S02E10 WEBRip x264-ION10-PECULATE
Një Komentar nga Ariyaw
ترجمه اختصاصی فیلامینگو | ◆ 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼 ◆ | https://b2n.ir/filamingo

Etiketat

webrip
web
x264
BRip
Publikuar më: 2022-06-19
Shkarkime: 19
Dëgjim i Dëmtuar: No

Pamje paraprake e titrave në Farsi Persian

200 rreshtat e parë.

از سر راه برید کنار- مشکل چیه؟-

گلوله شلیک شده به سینه‌ی راست

.با خون‌ریزی شریانی شدید

.ببخشید .ببخشید، برید کنار

.ببخشید .ببخشید

به ما گفتن که بیایم اینجا

...پسرمون بستریه .رایان شن

.خانم، از این لحظه به بعد فقط بیماران و کارمندها می‌تونن وارد بشن

.من دیدمش

متأسفم- بوبو-

.نباید وارد بشید

بوبو- مامان؟-

چیزی نگفتن؟

.هیچی نگفتن چجوری اومدین اینجا؟

.سریعاً خودمونو رسوندیم

حالت خوبه؟- آره-

هی، برادرم اینجا بستریه

.همونی که بهش شلیک شده بود

اطلاعاتی نیست که بخواید بهمون بدید؟

.ضربان قلبش بدتر و بدتر شده

.پر از مایعات آی‌وی

.و خون زیادی از دست داده

.پزشک‌ها تمام تلاششون رو می‌کنن

...پسرم

...پسر طفلکی

.خیلی‌خب، حالش خوب می‌شه

.انتخاب بانو

حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم می‌کند

...می‌دونم که شب سختی بوده

.ماجرای اون پسره شن

.راسل تان این کارو کرده، نه تو

برای همین تو اومدی پیش من

که مجازاتش کنیم

.و جونش رو بگیریم

.من آماده‌م

.ما چیزی ندیدیم

وقتی که خبر به گوشم رسید

.آمبولانس رفته بود

.آلتیا

...اوه

.باهاشون صحبت می‌کنم

.اونا نمی‌دونن چه اتفاقی افتاده

.تقصیر منه

.هرگز نباید خانواده‌م رو درگیر می‌کردم

.این نقشه اشتباه بود

.نباید از رایان می‌خواستم مراقب میا باشه

.من در معرض خطر قرارش دادم

.نیکی، اینطور نیست

...اگه اون

.هی، اون از پسش بر میاد

.خون شن‌ها تو رگاشه

.بابامه

.باید جواب بدی .شاید کار مهمی داشته باشه

آره؟- اوهوم-

.باشه .زود برمی‌گردم

مامان؟ بابا؟

چه اتفاقی افتاد؟

تان داشت فرار می‌کرد

.میا رفت دنبالش

میا؟ اون توی این ماجرا دست داشته؟

.نه نه

.فکر کنم تان بهش شلیک کرد

اصلاً رایان اونجا چیکار می‌کرد؟

.بهش گفتم که حواسش به میا باشه

میا؟ چرا؟

.اون از موقعیت خبر داشت

چه موقعیتی؟

وقتی میا مریض بود

و می‌خواستیم نجاتش بدیم

.یه زنی بود...به اسم شائو

.یه چیزی درمورد میا بهم گفت

.گفت که میا خطرناکه

من حرفشو باور نکردم

ولی از رایان خواستم حواسش بهش باشه

.فقط محض اطمینان

.تو همه‌ی حقایق رو به ما نگفتی نیکی

می‌دونستی این کار ریسکیه

.ولی مارو در جریان نذاشتی

...و حالا برادرت

.خیلی‌خب .خیلی‌خب

.بیا، مشکلی نیست

...مامان

.بیا .بشین

بشین، باشه؟

همه‌چیز درست می‌شه، خب؟

...هی

هی، همه‌چیز خوبه؟

اوضاع خوبه؟

خبر جدیدی نیست؟

بابات چی گفت؟

اون و وان زای

.ماموریتشون توی ایرلند موفقیت‌آمیز بوده

.اونا آیین استخراجو پیدا کردن

این اتفاق بزرگیه

.یه فرصت فوق‌العاده برای متوقف کردن تان

.برو .کمکشون کن

مطمئنی؟

.آره

.دوستت دارم .هرخبری شد بهم زنگ بزن

خانم و آقای شن؟

ما گلوله رو در آوردیم

اما پسرتون خون زیادی رو از دست داده

.و ریه‌ی سمت راستش به شدت آسیب دیده

.داره بهبود پیدا می‌کنه، اما هنوز بیهوشه

این به چه معناست؟

.طی ساعات آینده متوجه می‌شیم

.تنها چیزی که الان می‌تونم بگم همینه

...مامان

.با هنری صحبت کردم

.بهش گفتی

.تو راهه، داره میاد اینجا

.این برای سال‌ها گمشده بود

.بدون کمک اون هرگز نمی‌تونستیم پیداش کنیم

.حق داره که اینجا باشه

دنی، شاید هنری پسرت باشه

.اما اون وان زای نیست

وقتی وان زای برای اولین بار شکل گرفت

تنها هدفش

.این بود که نداره زنگوله زنگ بخوره

.این خیلی مهمه .من بهش اعتماد ندارم

.قبلاً راجع‌بهش حرف زدیم

.اون ازت خیلی چیزارو مخفی می‌کنه

چه چیزایی؟

درمورد افسانه‌ی سویین چیزی شنیدی؟

.فایل‌های وان زای درمورد افسانه‌های مختلف رو خوندم

.اون یه دورگه‌ی جنگجو و نگهبان، بود

و خب، اون دیوونه شد

.و هرچیزی که سر راهش بود رو نابود کرد

این چه ربطی به پسر من داره؟

یه دورگه‌ی جدید وجود داره

و پسرت، همراه دوست دخترش

.اونو از ما مخفی نگه داشتن

چی؟ از کجا می‌دونی؟

.جاسوسی‌ش رو می‌کردی

.چاره‌ی دیگه‌ای نداشتم

.می‌دونستم چقدر دلت می‌خواست یه فرصت دوباره با اون داشته باشی

.عشق چشم‌هاتو کور کرده

.عادلانه نیست

.اسمش میاست .با نیکی نسبت داره

اگه اونارو درگیر کنیم

.اونا کاری که لازمه رو انجام نمی‌دن

.یه چیزی هست که بهم نمی‌گی

.من در حال مطالعه بودم

اثرات جانبی

.و عواقبی وجود خواهد داشت

...مامان

.اون از پسش بر میاد

.راسل تان سزای کارشو می‌بینه

.نمی‌ذارم قسر در بره

...نیکی

.جلوشو می‌گیرم

.قبل از اون میا رو پیدا می‌کنم

...هرکاری بتونم می‌کنم

.برام مهم نیست

.این پسرمه

.مامان

.نیکی، شاید بهتر باشه بری

.هی

.اوه، نیکی اشکالی نداره

.گوش کن، اون حالش خوب می‌شه خب؟

.اون از همه‌ی ما قوی‌تره

هی، اون اردوی سال اول دانشگاه رو یادته؟

که پاش زخم شده بود؟

.عفونت کرد و خونش سمی شد

همه‌مون ترسیده بودیم

.و اون اصلاً براش مهم نبود

.فقط کنجکاو بود

می‌خواست بفهمه

.بدنش چطور قراره با سم بجنگه

.آره

.همون موقع تصمیم گرفت بره پزشکی

.با آلتیا صحبت کردم

...بهت گفت

فکر کنم مامانت یکم زمان می‌خواد

و درحالی که منتظریم تا خبرهای جدید برسه

تو باید مواظب خودت باشی

یه چیزی بخوری

.یا یکم مدیتیشن کنی

این این اوضاع مدیتیشن غیرممکنه

و میا چی؟

.راسل دنبالشه

...باید یه جوری پیداش کنم، این

من با رابط‌های قدیمی‌م در تماس بودم

.حتی با نادیا هم صحبت کردم

...ممنونم

.خواهش می‌کنم

اما فکر کنم بدونم کجا رفته

.یا حداقل اینکه با کیه

کی؟

قبل از محاصره

.ژیلان با میا ارتباط برقرار کرد

بعد از اتفاقات دیشب

فکر کنم احساس کرده

.کس دیگه‌ای رو نداره که بره پیشش

.می‌دونم ژیلان می‌خواد ازش استفاده کنه تا راسل تان رو بکشه

خب، اگه میا از این مرزها عبور کنه و اونو بکشه

.دیگه اون اون سابق نمی‌شه

.باید جلوشو بگیرم

.ولی نمی‌دونم چجوری

یوئان درحال ترجمه‌ی متن بوده

More Farsi Persian subtitles for Kung Fu

Komentet

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left