200 rreshtat e parë.
بله؟
دکتر؟
یه تماس مبنی بر اینکه مریض طبقه ی یک رسیده دریافت کردم
مریض؟
الآن؟
بله
گفته که از دوستان شماست
دوست من؟
بله
بذار بیاد داخل
...ببخشید
کانگ مین هستین؟
بله، خودمم
!شما مدیر و نماینده ی کلاسین
!منم سونگ کیو، چوی سونگ کیو
چقدر طول کشیده؟
آه، بله؟
!دبیرستان شین سوک
اوه
من، لی کی وون
بله
! هی لی کی وون، چوی سونگ کیو
واو
میدونستم اینکار رو میکنه
این عوضی همیشه میگفت میدونه قراره یه اتفاق بیفته
جدی میگم- دیگه حالا از آب گل آلود ماهی نگیر که-
اینجاست
اینم انعامت، سو جین
لازم نبود اینکار رو بکنی
نه نه، من ممنونم، غذا خوشمزه بود
ممنونم قربان- ممنونم-
واو، درست همونجور که انتظار میرفت
درست همونجور که میشد از یه دکتر انتظار داشت
تو توی یه لول دیگه ای، مین
! هی
! من میدونستم اون یه دکتر میشه
واو
هی، روراست باش- چیه؟-
این دلیلی نیست که اومدی بابتش مین رو ببینی؟
یعنی چی مرد؟
من بعد از بیست سال اومدم دیدنش چون رفیقیم
جدی؟
ممنونم که برای دیدنم اومدی
گاهی احساس میکنم زندگیم اینجوری حوصله سر بره
همیشه به وقت هایی که باهم میگذروندیم فکر میکنم
آره مگه نه؟
منم همین احساس رو داشتم
واو، خوشحالم
که اینجوری دوباره همدیگه رو میبینیم
هی، اینقدر لوس نباش
چی؟
!هی مین
چوی سانگ کیونگ برای یه کمپانی داروسازی کار میکنه
بخاطر همین اومد اینجا، که ازت کمک بخواد
کمک؟ غیرممکنه- آرهه-
روراست باش عوضی
منظورت چیه؟
اون الان دیگه توی بانک کار میکنه
اون باهات در ارتباطه تا سرور بانکیشه تبلیغ و پروموت کنی
فقط شمارش رو الان بلاک کن
چیو بلاک کنم احمق؟
بسه، بچه ها
شماها هنوزم همونید، یه مشت بچه
فایده ی رفاقت چیه؟
این نیست که وقتی نیازه به هم کمک کنیم؟
اگه کمکت رو بخوام، بهت میگم
جدی؟
آره
یه لحظه
این یه داروی جدید از کمپانی ماست یه نگاه بهش بنداز
نمیشه فقط امروز بریم بنوشیم؟
هاه؟ آو اوکی باشه
!باشه
اینو بگیر
!با دو تا دست
چی؟
گفتم باید با دوتا دست انجامش بدی
اوه
بله، من لرزش دست دارم برای همین باید اینجوری بگیرمش
! هی، با دوتا دستت هم بریزش
بله، حتما
هی، تو باید دستات رو از روی میز برداری
آه، بله
بله
! هی پسر! اینو
دستات میلرزن چون کلیه ات ترکیده
یه راست بیا بیمارستان و چکآپ کن
بله، باید انجام بدم
من هم نیاز به کمک دوستم دارم، درسته؟
خوش به حالت
! بچه ها
چجوری فهمیدین اینجا و توی این بیمارستان کار میکنم؟
داری راجع به چی حرف میزنی؟
تو اول از طریق ایمیل با من صحبت کردی
تو آدرس بیمارستانتو دادی و ازم خواستی بیام
منم به همین خاطر اومدم
من دادم؟
تو هم یه ایمیل برام فرستادی
یه لحظه
چی؟ بذار چک کنم
ببین
(کانگ مین به:من)
سونگ کیو، من نمیاینده ی کلاس، کانگ مینم
جطوری؟
دلم برات تنگ شده
توی بیمارستان دانشگاهی کوانگ هونگ مشغول به کارم
بیا و گاه گاهی بهم سر بزن
نجاتم بده
! لعنت بهش
این چیه؟
یه کالیبر ۳۸. تفنگ یه پلیسه
!جونگ سوک
مثل بقیه نباش
تو باید به ما ملحق شی
!جانگ جونگ سوک
مشکلت چیه؟این تو نیستی
اگه خیلی مضطربی
چاره ای جز طرح سوال رسمی ندارم
من چیم؟
طوری با من حرف نزن که انگار منو خوب میشناسی
یه مکعب
مکعب مال کیه؟
!جونگ سوک
!همهچیز رو به یاد بیار
!جونگ سوک
!همهچیز رو به یاد بیار
آقای کارآگاه؟
!آقای کارآگاه
چرا اینجا خوابیدی؟
یک سال بعد از اینکه کیونگ مین برگشت خونه ی پدریش
علائمش چطور بود؟
!لطفا بیا داخل
باشه، ممنون
،آقای کارآگاه
شما و کیونگ مین همدیگر رو میشناسید، درسته؟
...چون
...تو زودتر کیونگ مین صداش کردی پس
بله
ما از دوران راهنمایی با هم دوست بودیم
...اوه
آره
بعد از بازگشت به خونه والدینش
اون محتاطانه با من برخورد میکرد
خیلی وقت ها هم قرار ملاقات رو کنسل میکرد
وقتی اونو دیدم، حرفی نزد و فقط برای گرفتن داروی تجویز شده پیش من اومد
،به همین خاطر من از مینجو
در مورد وضعیت کیونگ مین هم پرسیدم
،اما طبق گفته هاش
،کیونگ مین گاهی با خودش حرف میزد
درست مثل اینکه داشت با یکی دیگه حرف میزد
شاید این آغاز توهم باشه
این اولین نشانه اختلال هذیانی هست
...باید چیکار کنم
اگه دچار توهم بشم؟
کی اتفاق افتاد؟
از زمانی که شروع کردی به بررسی پرونده کیونگ مین شروع شد؟؟
تو هم مثل کیونگمین وقتی راهنمایی بودی اون چیزهارو تجربه کردی؟
چیزی که هرگز نمیتونستی تا آخر عمرت فراموش کنی؟
یا چیزی بود که بعد از رهایی خاطراتت نتونستی مدیریتش کنی؟
...میتونم
یکم دارو بگیرم؟
تو هم دقیقا مثل اونی
هیچی جواب نداد و فقط دارو خواست
فقط وقتی قلبت شروع کرد به طور غیرطبیعی سریع تپیدن از این بخور
به طور موقت بهت کمک میکنه
ممکنه بخاطر استرس زیاد باشه
پس اگه وضعیتت بدتر شد، لطفاً فوراً به ما سر بزن
باشه، مرسی
آقای کارآگاه
..در هر صورت
اگه توهم دارید
فقط به هر چیزی که می بینی یا می شنوی جواب نده
لحظه ای که با یک توهم صحبت می کنیم
این توهم هم میتونه واقعی بشه
بعدش خطرناک میشه
،آقای سرپرست تیم
ببخشید که این موقع زنگ زدم بهتون
اسلحه توسط مظنون به سرقت رفته؟
مقتول رو با اسلحه پلیس کشته؟
اون دیوونس
کس دیگه ای میدونه؟
نه
دهنتو بسته نگه دار
فهمیدم
قبلا بهت گفتم، درسته؟
توانایی واقعی
فقط وقتی آشکار میشه که مردم به آخرش برسن
برگ برنده ی تیم ما اونیه که بتونه ورق بازی رو برگردونه
شونه هات رو صاف کن
فقط عجله کن و اون ولگرد دیوونه رو بگیر
،فقط در اون صورت
رئیس ما میتونه فکر کنه این فقط یه تصادف جزئیه
به هر حال اسلحه شما رو پس گرفتیم
بله، فهمیدم
...اونی که از ایستگاه پلیس سودونگ اعزام شد
اسمش چی بود؟
خانوم ستوان کانگ جینآه
پس درواقع، اون یکی از اعضای ارتش هست
اون یکی از ما نیست
پس فقط فاصلت رو حفظ کن
No comments yet. Be the first to leave one.