178 rreshtat e parë.
ما برگشتیم.
کار ما با نون بریوش تموم شد و گذاشتیمش کنار.
پخت این نون حدوداً ۲۷ ساعت زمان میبره.
حالا میخوام با کارد و چنگالی
که توی ایتالیا توسط یه آهنگر ساخته شده، ببُرمشون.
اگه زمان یا امکانات کافی برای این کار ندارین
جای نگرانی نیست.
درهرصورت، غذاتون مزخرف میشه.
خب، مرحلهی بعدی...
حالا نوبت تخممرغهامونـه که از کیسهپز درآوردیم.
حقیقتاً انجام این کار توی خونه غیرممکنـه
و حتی تماشای این برنامه کاملاً بیفایدهست
ولی باز هم جای نگرانی نداره.
حالا میریم سراغ قارچهای سیاهمون.
میتونین قارچها رو از رستورانهای پنجستاره تهیه کنین
که احتمالاً کیلویی سه تا پنجهزار دلار میشه.
فراموش نکنین که باید
از آشپزی لذت ببرین.
این نشتیِ آب جای نگرانی نداره.
بعدش یه بُرش پیاز برمیدارین
و باهاش غذا رو تزئین میکنین.
اگه غذاتون مزخرف شد، اصلاً جای نگرانی نداره.
در نهایت یه انسان بیهوده و بیعرضه هستین
و حتی لیاقت وقت و انرژی دیگران رو ندارین.
ترجمه و زیرنویس از پوریا هزیمتی ∞ POORUYO ∞
یا خدا.
سلام.
سلام، سید.
چطوری؟ خوبـی؟
خوبـم. تو چی؟
من هم خوبـم. عع...
اول از همه میخواستم بابت صبوریت ازت تشکر کنم.
و اینکه میدونم من خیلی...
خیلی توی ارتباط برقرارکردن خوب نیستم و...
تا حالا چند بار نظرم عوض شده
و میخواستم اول ازت تشکر کنم که صبوری کردی.
قربونت.
ولی فکر کنم نمیتونم...
نمیتونم برای تو کار کنم
و احتمالاً همینجا
پیش خرسها میمونم تا ببینم چی میشه.
بااینحال ممنونـم که صبوری کردی...
- آها. - و من رو درک کردی...
میدونم که نظرم رو زیاد تغییر دادم
و شرایط هم یهکم سخت بود. به نظرم...
به نظرم باید بمونم. شرمندهام که
خیلی زمان بُرد تا نظرم رو بگم.
الو؟ صدام رو میشنوی؟
آره، میشنوم.
آره دیگه. همین.
میخواستم همین رو بگم.
باز هم... شرمندهام.
نیازی به عذرخواهی نیست.
این من نیستم که یه تصمیم احمقانه گرفته.
عع... شرمنده. من...
بهت یه فرصت دادم که بیای اینجا تا کارِت بهتر بشه
ولی میخوای توی کشتیای بمونی که داره غرق میشه.
داری استعدادت رو حروم میکنی.
موفق باشی، سید.
خدافظ.
ممنون که باهام هستی.
چاره چیـه؟ دوستت دارم.
من هم دوستت دارم.
- فکر کنم نوبت توئـه. - نهخیر. نوبت توئـه.
ای بابا.
سنگکاغذقیچی کنیم؟
سلام.
خوشت میآد؟
آره؟
دقیقاً همین.
منظورت چیـه؟
نمیشه همهش همینطوری بمونیم؟
به نظرت میشه؟
فکر نکنم.
همینطور ساکت.
آره. آروم.
ولی اینطوری عجیب نمیشه؟
- که زیادی آروم باشه؟ - آره.
خیلی عجیبـه.
آره، راست میگی. باید یهکم براش شیطونی کنیم.
آره. یهکم براش الگوی نامناسب باشیم.
آره. بدجنس باشیم.
مثل دیوونهها.
- روانیبازی دربیاریم. - حسابی خطرناک بشیم.
جیگرشو.
به نظرت چجور آدمی میشه؟
مثل تو میشه.
الان وقت زنگزدن بود؟
آره به خدا.
کارمی دربارهی یه عکس بهش گفته و اون هم هی بهم زنگ میزنه.
حقیقتاً به تخمکم هم نیست، ولی خب.
ای بابا.
صبح بهخیر.
صبح بهخیر، دیدی.
این هم قرصهای هفت روز آیندهتون، جناب.
ممنون که زحمت میکِشی.
شما رحمتـی.
ممنون.
توی گوشیت یادآور گذاشتم.
صدای بیببیب مال قرصهاست.
و بیببیببیب برای آبـه.
باید آب زیاد بخوری.
الان چطوری؟
عین سه دقیقهی پیشـم.
و عین یه هفتهی پیش. خوبـم.
خدا رو شکر.
من میرم سر کار.
تا ۱۲:۳۰ اونجام
ولی اگه کارم داشتی، دَهدقیقهای میرسم.
راحت با تاکسی میآم.
میشه بگی چی شده؟
الان من خوبـم و مشکلی ندارم. میخوام روی تو تمرکز کنم.
نوبت توئـه.
واقعاً چیزیم نیست.
باورم شد.
الان خوبـم.
جدی میگم.
این هم دوای درد بچهها.
دستت درست، پدر جان!
- صبح بهخیر، دوستان. - صبح بهخیر.
- چطوری، چاک؟ - صبح بهخیر، چاکی.
صبح بهخیر.
سلام.
چی شده؟
۳۰ ثانیه کم میآرم.
اگه نمیتونی، ولش کن دیگه.
آره، باید یه روش جدید پیدا کنم.
همهچی رو بهترتیب پختی؟
آره. البته فکر کنم.
پس همهکار کردی دیگه.
زمانی که...
زمانی که دستیار کارمی بودم، بهم میگفت گوشت واگیو خشک کنم.
اوه اوه.
آره، داستان داشتم.
جالبـه هر بار که توی خونه
با گوشتهای مختلف تمرین میکردم
یا هرچیزی که دستم میاومد
قشنگ میترکوندم. خب؟
هر غذایی که بود.
ولی وقتی نوبت واگیو توی همچین جایی میشد...
آره، میفهمم...
- استرس میگرفتم. - آره.
چطوری از این استرس خلاص میشی؟
فکر کنم به درجهای میرسی که دیگه نمیخوای خلاص بشی.
اولش این استرس برات سختـه.
همون باعث میشه که کار رو خراب کنی.
همهش مزاحمت میشه
ولی کمکم یاد میگیری باهاش کنار بیای و حتی در کنارش پیشرفت کنی.
و یه کم بعدش
دیگه معتاد استرس میشی.
تاحدیکه برای آشپزی بهش احتیاج پیدا میکنی.
اونوقت چالش جدید این میشه که آیا میتونی بدون استرس کار کنی؟
تو میتونی؟
فکر نکنم. آخه الان برگشتم که با کارمی کار کنم دیگه...
نباید از من بپرسی
ولی اگه جوابش رو فهمیدی، به من هم بگو.
حتماً.
کاری داشتی، من اون عقبـم.
- ممنون. - مخلصـم.
سال ۱۹۸۸.
سال ۲۰۰۱.
ای بابا.
هنوز هم فرقش رو نمیفهمم.
الان ما...
الان چیکار کنیم؟
نمیدونم.
باید زورمون رو بزنیم.
هنوز دَه ساعت تا سرو شام مونده.
باشه.
- ببینیم چه میکنی. - بریز.
آره.
فهمیدم.
انگور ممتازه.
بله که ممتازه.
- قرمز ایتالیاییـه. - بله، درستـه.
No comments yet. Be the first to leave one.