The Bear

The Bear

Shkarko Titrat Farsi Persian

Sezoni 4

Informacioni i lëshimit

The Bear S04E08 WEB Farsi Sub 30NAMA POORUYO
Një Komentar nga bezzad

Etiketat

webdl
Publikuar më: 2025-07-05
Shkarkime: 59
Dëgjim i Dëmtuar: No

Pamje paraprake e titrave në Farsi Persian

178 rreshtat e parë.

‫ما برگشتیم.

‫کار ما با نون بریوش تموم شد ‫و گذاشتیمش کنار.

‫پخت این نون ‫حدوداً ۲۷ ساعت زمان می‌بره.

‫حالا می‌خوام با کارد و چنگالی

‫که توی ایتالیا توسط ‫یه آهنگر ساخته شده، ببُرمشون.

‫اگه زمان یا امکانات کافی ‫برای این کار ندارین

‫جای نگرانی نیست.

‫درهرصورت، غذاتون مزخرف می‌شه.

‫خب، مرحله‌ی بعدی...

‫حالا نوبت تخم‌مرغ‌هامونـه ‫که از کیسه‌پز درآوردیم.

‫حقیقتاً انجام این کار ‫توی خونه غیرممکنـه

‫و حتی تماشای ‫این برنامه کاملاً بی‌فایده‌ست

‫ولی باز هم جای نگرانی نداره.

‫حالا می‌ریم سراغ قارچ‌های سیاه‌مون.

‫می‌تونین قارچ‌ها رو ‫از رستوران‌های پنج‌ستاره تهیه کنین

‫که احتمالاً کیلویی ‫سه تا پنج‌هزار دلار می‌شه.

‫فراموش نکنین که باید

‫از آشپزی لذت ببرین.

‫این نشتیِ آب جای نگرانی نداره.

‫بعدش یه بُرش پیاز برمی‌دارین

‫و باهاش غذا رو تزئین می‌کنین.

‫اگه غذاتون مزخرف شد، ‫اصلاً جای نگرانی نداره.

‫در نهایت یه انسان بیهوده ‫و بی‌عرضه هستین

‫و حتی لیاقت ‫وقت و انرژی دیگران رو ندارین.

‫ترجمه و زیرنویس از پوریا هزیمتی ‫∞ POORUYO ∞

‫یا خدا.

‫سلام.

‫سلام، سید.

‫چطوری؟ خوبـی؟

‫خوبـم. تو چی؟

‫من هم خوبـم. عع...

‫اول از همه می‌خواستم ‫بابت صبوری‌ت ازت تشکر کنم.

‫و این‌که می‌دونم من خیلی...

‫خیلی توی ارتباط برقرارکردن خوب نیستم ‫و...

‫تا حالا چند بار نظرم عوض شده

‫و می‌خواستم اول ‫ازت تشکر کنم که صبوری کردی.

‫قربونت.

‫ولی فکر کنم نمی‌تونم...

‫نمی‌تونم برای تو کار کنم

‫و احتمالاً همین‌جا

‫پیش خرس‌ها می‌مونم ‫تا ببینم چی می‌شه.

‫بااین‌حال ممنونـم که صبوری کردی...

‫- آها. ‫- و من رو درک کردی...

‫می‌دونم که نظرم رو زیاد تغییر دادم

‫و شرایط هم یه‌کم سخت بود. ‫به نظرم...

‫به نظرم باید بمونم. ‫شرمنده‌ام که

‫خیلی زمان بُرد تا نظرم رو بگم.

‫الو؟ صدام رو می‌شنوی؟

‫آره، می‌شنوم.

‫آره دیگه. ‫همین.

‫می‌خواستم همین رو بگم.

‫باز هم... شرمنده‌ام.

‫نیازی به عذرخواهی نیست.

‫این من نیستم که ‫یه تصمیم احمقانه گرفته.

‫عع... شرمنده. ‫من...

‫بهت یه فرصت دادم ‫که بیای اینجا تا کارِت بهتر بشه

‫ولی می‌خوای توی کشتی‌ای بمونی ‫که داره غرق می‌شه.

‫داری استعدادت رو حروم می‌کنی.

‫موفق باشی، سید.

‫خدافظ.

‫ممنون که باهام هستی.

‫چاره چیـه؟ دوستت دارم.

‫من هم دوستت دارم.

‫- فکر کنم نوبت توئـه. ‫- نه‌خیر. نوبت توئـه.

‫ای بابا.

‫سنگ‌کاغذقیچی کنیم؟

‫سلام.

‫خوشت می‌آد؟

‫آره؟

‫دقیقاً همین.

‫منظورت چیـه؟

‫نمی‌شه همه‌ش همین‌طوری بمونیم؟

‫به نظرت می‌شه؟

‫فکر نکنم.

‫همین‌طور ساکت.

‫آره. آروم.

‫ولی این‌طوری عجیب نمی‌شه؟

‫- که زیادی آروم باشه؟ ‫- آره.

‫خیلی عجیبـه.

‫آره، راست می‌گی. ‫باید یه‌کم براش شیطونی کنیم.

‫آره. ‫یه‌کم براش الگوی نامناسب باشیم.

‫آره. بدجنس باشیم.

‫مثل دیوونه‌ها.

‫- روانی‌بازی دربیاریم. ‫- حسابی خطرناک بشیم.

‫جیگرشو.

‫به نظرت چجور آدمی می‌شه؟

‫مثل تو می‌شه.

‫الان وقت زنگ‌زدن بود؟

‫آره به خدا.

‫کارمی درباره‌ی یه عکس بهش گفته ‫و اون هم هی بهم زنگ می‌زنه.

‫حقیقتاً به تخمکم هم نیست، ولی خب.

‫ای بابا.

‫صبح به‌خیر.

‫صبح به‌خیر، دی‌دی.

‫این هم قرص‌های ‫هفت روز آینده‌تون، جناب.

‫ممنون که زحمت می‌کِشی.

‫شما رحمتـی.

‫ممنون.

‫توی گوشی‌ت یادآور گذاشتم.

‫صدای بیب‌بیب مال قرص‌هاست.

‫و بیب‌بیب‌بیب برای آبـه.

‫باید آب زیاد بخوری.

‫الان چطوری؟

‫عین سه دقیقه‌ی پیشـم.

‫و عین یه هفته‌ی پیش. ‫خوبـم.

‫خدا رو شکر.

‫من می‌رم سر کار.

‫تا ۱۲:۳۰ اونجام

‫ولی اگه کارم داشتی، ‫دَه‌دقیقه‌ای می‌رسم.

‫راحت با تاکسی می‌آم.

‫می‌شه بگی چی شده؟

‫الان من خوبـم و مشکلی ندارم. ‫می‌خوام روی تو تمرکز کنم.

‫نوبت توئـه.

‫واقعاً چیزیم نیست.

‫باورم شد.

‫الان خوبـم.

‫جدی می‌گم.

‫این هم دوای درد بچه‌ها.

‫دستت درست، پدر جان!

‫- صبح به‌خیر، دوستان. ‫- صبح به‌خیر.

‫- چطوری، چاک؟ ‫- صبح به‌خیر، چاکی.

‫صبح به‌خیر.

‫سلام.

‫چی شده؟

‫۳۰ ثانیه کم می‌آرم.

‫اگه نمی‌تونی، ولش کن دیگه.

‫آره، باید یه روش جدید پیدا کنم.

‫همه‌چی رو به‌ترتیب پختی؟

‫آره. ‫البته فکر کنم.

‫پس همه‌کار کردی دیگه.

‫زمانی که...

‫زمانی که دستیار کارمی بودم، ‫بهم می‌گفت گوشت واگیو خشک کنم.

‫اوه اوه.

‫آره، داستان داشتم.

‫جالبـه هر بار که توی خونه

‫با گوشت‌های مختلف تمرین می‌کردم

‫یا هرچیزی که دستم می‌اومد

‫قشنگ می‌ترکوندم. خب؟

‫هر غذایی که بود.

‫ولی وقتی نوبت واگیو ‫توی همچین جایی می‌شد...

‫آره، می‌فهمم...

‫- استرس می‌گرفتم. ‫- آره.

‫چطوری از این استرس خلاص می‌شی؟

‫فکر کنم به درجه‌ای می‌رسی ‫که دیگه نمی‌خوای خلاص بشی.

‫اولش این استرس برات سختـه.

‫همون باعث می‌شه که کار رو خراب کنی.

‫همه‌ش مزاحمت می‌شه

‫ولی کم‌کم یاد می‌گیری باهاش کنار بیای ‫و حتی در کنارش پیشرفت کنی.

‫و یه کم بعدش

‫دیگه معتاد استرس می‌شی.

‫تاحدی‌که برای آشپزی ‫بهش احتیاج پیدا می‌کنی.

‫اون‌وقت چالش جدید این می‌شه ‫که آیا می‌تونی بدون استرس کار کنی؟

‫تو می‌تونی؟

‫فکر نکنم. آخه الان برگشتم ‫که با کارمی کار کنم دیگه...

‫نباید از من بپرسی

‫ولی اگه جوابش رو فهمیدی، ‫به من هم بگو.

‫حتماً.

‫کاری داشتی، من اون عقبـم.

‫- ممنون. ‫- مخلصـم.

‫سال ۱۹۸۸.

‫سال ۲۰۰۱.

‫ای بابا.

‫هنوز هم فرقش رو نمی‌فهمم.

‫الان ما...

‫الان چی‌کار کنیم؟

‫نمی‌دونم.

‫باید زورمون رو بزنیم.

‫هنوز دَه ساعت تا سرو شام مونده.

‫باشه.

‫- ببینیم چه می‌کنی. ‫- بریز.

‫آره.

‫فهمیدم.

‫انگور ممتازه.

‫بله که ممتازه.

‫- قرمز ایتالیاییـه. ‫- بله، درستـه.

More Farsi Persian subtitles for The Bear

Komentet

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left