200 rreshtat e parë.
راوی: در سیستم قضایی
تخلفات با ماهیت جنسی، بهخصوص فجیع تلقی میشوند
در شهر نیویورک، کارآگاهان وظیفهشناسی
که روی این جنایات شرورانه تحقیق میکنند
عضو یک واحد زبده هستند
که به عنوان «واحد قربانیان ویژه» شناخته میشود
اینها داستانهای آنهاست
جرایم جنسی؟
اولیویا بنسون
الیوت استابلر
۲۷ فرانک برمر، حوزهی
یه مرد سفیدپوست، حدوداً ۳۵ ساله، با چندین ضربهی چاقو
دلار توی جعبه سیگار مونده ۴۰
گواهینامهی تاکسیرانی به نام ویکتور اسپایسر
دلار دیگه هم توی کیف پولش بود ۱۲
توی جیب شلوارش بود. کارت شناسایی نداره
خب، پس سرقت نبوده
ولی چاقو خوردن لزوماً جنسی نیست
میدونی که، گاهی اوقات یه سیگار فقط یه سیگاره
دلیل خاصی داشت که ما رو صدا کردید؟
هر کسی که این کار رو کرده، «سیگارش» رو بریده
و با خودش برده
این به اندازهی کافی خاص هست؟
برای من که هست
با حمایت مالی NBC/UNIVERSAL
ببخشید دیر کردم
همین الان با ونبیورن حرف زدم
۲۷ اونجا توی حوزهی
اون کپی تمام مدارک ما رو میخواد
چون اونا اول سر صحنه بودن
در چه حالیم؟
کالبدشکافی امروز بعدازظهره. خب؟ کی انجامش میده؟
راجرز
به نظر نمیرسه روی علت مرگ شک و شبههای باشه
فکر میکنی این پرشهای بلندت به سمت نتیجهگیری
به خاطر شخصیتته یا جنسیتت؟
نمیدونم، جان
نظرت در مورد استنتاج منطقی چیه؟
اوه، جداً؟ آره ارواح عمهت
یه بار توی بالتیمور موردی داشتم که شبیه چاقو خوردگی بود
کاشف به عمل اومد یارو داشت طلاق میگرفت
لوله بازکن خورده بود
و وقتی بیوهی آیندهاش
جنازهاش رو پیدا کرد، دید از نفقه خبری نیست
از روی حرص ۱۵ بار بهش چاقو زده بود
کاپیتان؟
چیه؟
افسر نگهبان همین الان یه تماس داشت
۹۶ برای کارآگاه جرایم جنسی توی ایستگاه متروی خیابون
چرا؟
یه نفر داشته به یه جسد تعرض میکرده
اوه، واقعاً که عالی شد
نوبت کیه؟
من و مانچ
خب گوش کن، فکر کنم از پس یه جسدِ مورد تعرض واقع شده
یه کارآگاه هم بربیاد
کَسیدی، تو برو
مانچ، تو هم استابلر و بنسون رو از تجربیات
بیکرانت در مورد زخمهای ناشی از اشیاء نوکتیز بهرهمند کن
قربان، اگه طرف مرده باشه
باز هم جرم جنسی محسوب میشه؟
فقط برو
میدونی که، تحقیق کن، بازجویی کن
و یه گزارش دیدی-۵ بنویس
بنسون، تو چرا پیگیر شرکت تاکسیرانی نمیشی؟
چون شیفت شب آدرس خونهی مقتول رو نداشت
منم آمار گواهینامهها رو درمیارم. شریک سابقت چطور؟
اوه، خیلی دوست داشتم جان، ولی حضورم
امروز صبح توی دادگاه الزامیه
توی اخبار خوندم. همون عضو شورای شهر، درسته؟
همون منحرفی که خودنمایی میکرد
مرد: کارآگاه استابلر
شما قبلاً شهادت دادید
که وقتی اولین بار در پارک به متهم نزدیک شدید
داشت به کبوترها غذا میداد
درسته؟
درسته
و زیپ شلوار آقای کلوستر بسته بود
اون موقع، بله
خب، پس طبق اطلاعات شخصی شما
شلوار آقای کلوستر هرگز در ملأعام باز نبوده
مچمو گرفتی وکیل
چون اون جلوی من خودنمایی نکرد
پس چرا بازداشتش کردید؟
چون دو تا زن جلوی ماشینم رو گرفتن
و گفتن که متهم داشته عورتنمایی میکرده
پس شما موکلم رو صرفاً بر اساس
اتهامات تایید نشدهی اونها بازداشت کردید
اون و این واقعیت که من پنج ساله
هر دوی اون زنها رو میشناسم، بله
پس اونها رو خوب میشناسید
بله
رابطهی نزدیکی دارید؟
مسخره بازی درنیار
ما همسایهایم
خب، شما عضو واحد قربانیان ویژه
اداره پلیس نیویورک هستید، درسته؟
بله، همینطوره
و این واحد توی اداره پلیس
به عنوان واحد جرایم جنسی شناخته میشه؟
بله درسته
آیا شما وسواس جنسی دارید کارآگاه؟
اعتراض دارم
وارد است
این یه واحد داوطلبانهست
مگه نه؟
بله، همینطوره
میتونید به دادگاه بگید چرا داوطلب شدید؟
من درخواست این ماموریت رو دادم چون جرایم جنسی
یکی از مشکلات اصلی اجرای قانونه
پس شما خودتون رو «کِن استارِ» اداره پلیس میبینید
بهندرت
من فکر میکنم سکس باید یکی از بهترین بخشهای زندگی باشه
نه بدترینش
من خودم رو پدر چهار تا بچه میبینم
که دوست ندارم هیچکدومشون با «کم و کاستیهای»
آقای کلوستر روبرو بشن
کم و کاستی؟
کم و کاستی؟
کم و کاستی عمته مرتیکهی احمق
قاضی: نظم! نظم دادگاه رو رعایت کنید
کم و کاستی، ها؟
یه نگاه بنداز. نگاه کن
هی، چطور پیش رفت؟
فرستادنش تیمارستان بِلوو
هیئت منصفه به این زودی نظر داد؟
قبل از اینکه فرصت کنن، خودش پرچمش رو براشون تکون داد
کسی هم بهش سلام نظامی نداد
اوکی
خب، متأسفانه پروندهی قتل ما
به این زودیها بسته نمیشه
یه مشکل کوچیک داریم
خب، بگو
رفتم اداره تاکسیرانی
مقتول ما، ویکتور اسپایسر
گواهینامهاش وقتی به خاطر ضرب و شتم ۱۱ ماه حبس گرفت، تعلیق شد
خب
اون هنوز توی زندان رایکرزه
به کامپیوترها نمیشه اعتماد کرد
اطلاعاتشون عقبه و تاریخ آزادیها رو وارد نمیکنن
واسه همین با افسر نگهبان حرف زدم
و ازش خواستم شخصاً چک کنه؛ اسپایسر هنوز اونجاست
خب، چرا این پرونده دست ماست؟
چون قاتل آلت مقتول رو بریده
سوابق اسپایسر رو چک کردم
تنفروشی
درخواست رابطه، سرقتهای خرد
اون همچنین موفق شده بود
باعث بازداشت دو تا از مشتریهاش بشه که هر دو متاهل بودن
پس اون یه لجن به تمام معناست، ولی یه لجنِ مُرده نیست
پس این جنازه کیه؟
خب، طبق گواهینامهی تاکسیرانیش
اون ویکتور اسپایسره
هیچ مدرک شناسایی دیگهای روی جسد یا توی تاکسی نیست
کارِ پلیسی یعنی این
درزها لنگه به لنگهست
خب، من یه سری به زندان رایکرز میزنم
تا ببینم آقای اسپایسر فکر میکنه دشمنی داره یا نه
باشه
خواهش میکنم
اسپایسر: شاید برم انفرادی، ها؟
برو اون تو
اوه
پلیسها
چرا؟
واسه یه آدم مرده، خیلی سرحال به نظر میای ویکتور
منظورت چیه؟
منظورم اینه که دیشب یه نفر توی تاکسیت تو رو کشته
قبل از اینکه برم رقص
یا بعدش؟
سوال اینجاست
کی دلش میخواد آلتت رو ببره؟
صف بکشید
مقتول داشت از گواهینامهی تو استفاده میکرد
اون زن داشت
و یه بچهی کوچیک
آره؟ آره
خب که چی؟
خب، یه اسم به ما نمیدی؟
کاری میکنیم آخر هفته رو بری عشق و حال
آره، گواهینامه رو به یه پسره فروختم
درست قبل از اینکه بیام اینجا
صد دلار
اسمش رو نمیدونم
خب، اگه میخوای کمکت کنیم
باید یه کم بیشتر تلاش کنی
آره، آره
توی خیابون برادوی بود
۱۲۵ درست نزدیک ایستگاه متروی خیابون
درسته، درسته
پسره یه بچه هم باهاش بود
نمیدونم، چهار پنج ساله
پس تو توی خیابون برادوی، توی روز روشن
همینطوری میری سمت یه نفر و اون بهت ۱۰۰ دلار میده
و تو هم گواهینامهی تاکسیرانیت رو بهش میدی؟
یه آقای خارجی توی قهوهخونهای که پاتوقمه ردیفش کرد، باشه؟
اسمها
۱۱ خیابون ۴۳ و
پاتوق راننده تاکسیهاست
اسمش رو نمیدونم
No comments yet. Be the first to leave one.