Cougar Town

Cougar Town

Shkarko Titrat Farsi Persian

Sezoni 6

Informacioni i lëshimit

Cougar Town S06E09 Two Men Talking 720p DSNP WEB-DL DD 5 1 H 264-playWEB
Një Komentar nga warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 6 قسمت 9 Cougar Town 2009 زیرنویس فارسی سریال

Etiketat

webdl
Publikuar më: 2025-12-28
Shkarkime: 14
Dëgjim i Dëmtuar: No

Pamje paraprake e titrave në Farsi Persian

200 rreshtat e parë.

وقتم رو تلف نکن. کمتر از چهل درصد باشه، می‌کشیم کنار

به به، عجب قهوه‌ایه

نگاه کن تو رو خدا

بابایِ خونه‌نشین، تمام روز فقط نشستی و می‌خوری و می‌خوابی

اون وقت زنت باید جون بکنه تا خرجت رو بده

لابد خیلی به مردونگیت برمی‌خوره

این‌همه ول‌گشتن واقعاً افتضاحه. دارم زجر می‌کشم

ولی تو از کارت لذت ببر امروز

می‌دونی چی رو نمی‌فهمی؟

برای اینکه من خوشحال باشم، باید جلوی دست و پام نباشی

اوه! اصلاً دلم نمی‌خواست جای اون یارو باشم

دارم با تو حرف می‌زنم عزیزم

پاشو از رو صندلی من! آخ

عجب قهوه‌ای

دلم نمی‌خواد کار به دادگاه بکشه، ولی اگه لازم باشه می‌کشم

و اگه این کار رو بکنم، پشیمون می‌شی

واسم شراب بریز، چشم‌قشنگ

همین الان منو دک کردی

عینکم رو ندیدی؟

اون "اِلیِ کاری" بود. فقط به فکر بیزنسه

این یکی "اِلیِ رفیق‌باز"ـه. فقط دنبال خوش‌گذرونیه

می‌دونی، یادم رفته بود یه دفتر حقوقی چقدر می‌تونه شلوغ‌پلوغ باشه

خیلی خوشحالم که تو هیچ‌وقت سر کار نیستی تا یه نفر باشه که موقع ناهار باهاش بزنم بر بدن

هی، من کار می‌کنم‌ها

مثلاً همین امروز، غرقِ کاغذبازی بودم

خیلی کلی و مشکوک به نظر می‌رسه

بیشتر بگو ببینم

هی بابا. کجا داری می‌ری؟

اوه، جای خاصی نه. فقط می‌خوام یه چرخ تو مرکز شهر بزنم

تنهایی؟ می‌خوای منم بیام؟

یه ماست‌بستنی می‌خوریم، شاید یه فیلم هم دیدیم

نه. مطمئنم کلی کار داری که باید انجام بدی

خروار خروار! عملاً دارم اینجا لای کاغذها غرق می‌شم

خفه شو

خیلی خب. پس، فعلاً

بابام به نظر تنها میاد؟ آره

نه بابا. صداش طوری بود که انگار می‌خواد از این خونه بزنه بیرون

خیلی باهوشه

پسر، این بیزنسِ سیار شراب واقعاً پراسترسه

همین الان یه اخطاریه از طرف یه شراب‌فروش بهم رسید که می‌گه:

من دارم "پارامترها رو زیر پا می‌ذارم"

"و وارد حریم تجاریِ تعیین‌شده می‌شم"؟

خب، بده ببینم

این فقط یه ترفنده که بترسوننت

بیخیال. این بازنده رو با خاک یکسان می‌کنم

عالیه. ممنون

خیلی جالبه که چطوری می‌تونه یهو فازش رو این‌قدر سریع عوض کنه

واو. یعنی منم می‌تونم؟

"من جولزِ معمولی‌ام. خوشحالم."

"اَه! دارم لای کاغذبازی‌ها غرق می‌شم!"

این عینک کیه؟ مال بابام

می‌تونم آینده رو ببینم

نمی‌دونستم تو و اِستن میاین این پارک

آره. می‌خوام یه کم انرژیش رو اینجا خالی کنه

می‌دونی، برای یه مدت خیلی طولانی

فکر می‌کردم پارک فقط جاییه که ملت می‌رن تا

نصفه‌شب تو زمین بازی لاس بزنن و مواد ردیف کنن

اصلاً یادم رفته بود پارک برای بچه‌هاست

هی اِستن، از تو زمین ماسه بیا بیرون

اندی، چرا اینجا تک و تنها نشستی؟

چرا با بقیه پدر و مادرها نمی‌گردی؟

آخه ضایع‌ست. کسی رو نمی‌شناسم

اون مامان‌های اون‌وری چی؟

اونا گروه "لیاها" هستن. اسم همه‌شون لیاست

البته به جز بکا و لین

پسر، عجب کلاسی دارن، چه تیپی، هیکل‌هاشون که دیگه حرف نداره

کارهای باحالی هم می‌کنن، مثلاً می‌رن گالری هنری

و کلاسِ دوچرخه ثابت و موهیتو می‌خورن

انگار یکی واسه این مامان‌پلنگ‌ها بدجوری دلش رفته

مسخره‌-لیا بازی درنیار

راستش این اسم واسه یه رپرِ زن فوق‌العاده‌ست

نمی‌دونم. رپ واقعاً سخته

وقتی می‌بینم بابام این‌قدر تنهاست، می‌فهمم

آدم‌ها جفتی چقدر بهترن

حس می‌کنم باز قراره

یه وسواس فکریِ جدید و کاملاً بی‌خودت رو بشنوم

بابام به یه رفیق صمیمی نیاز داره. بفرما، همون که گفتم

ببین جولز، همه‌ی آدم‌ها که لازم نیست دور و برشون شلوغ باشه

اونم همیشه. چرا، لازمه

همه نیاز دارن، به جز شاید قاتل‌های زنجیره‌ای

البته اونا هم یه مدتی آدم دورشون هست... تا وقتی که دیگه نیست

ولی بعدش یکی دیگه رو پیدا می‌کنن

ای بابا، منظورم رو گرفتی دیگه. اینکه قاتل‌های زنجیره‌ای رفیق می‌خوان؟

نه، اینکه بابام به یه رفیقِ شفیق نیاز داره

ولی اون رفیق نمی‌تونه من باشم

چون اون‌ وقت فکر می‌کنه دلم واسش سوخته

باید یه مَرد باشه، کسی که... کسی که بتونم بهش اعتماد کنم

یکی که مهربون باشه، ولی نه خیلی زیاد. بابام از آدم‌های زیادی مهربون بدش میاد

اوه، کسی که عشقِ ورزش و آبجو باشه

نه

من قرار نیست رفیق صمیمیِ "چیک" بشم

من با بابات رفیق صمیمی می‌شم

بابای من هنوز مُرده‌ست. یه احضارکننده‌ی روح می‌شناسم

"چیک" حرف نداره، خب؟ ولی در عین حال بدقلق و بادداره

هفتاد و چهار سالش هم هست

دوسش دارم، ولی هیچ‌وقت قرار نیست رفقای فابریکی بشیم که

با دوچرخه دونفره برن ماست‌بستنی بخورن

امم

تو فقط "دوچرخه دونفره" رو شنیدی، نه؟

وای، دوتایی خیلی بامزه می‌شید

ممنون که اون یارو شراب‌فروشه رو واسم داغون کردی

آخرش قیافه‌ش خیلی غمگین و شکست‌خورده شده بود

عاشق اینم که حالِ آدم‌ها رو اون شکلی کنم

این جمله‌ایه که تا حالا هیچ‌وقت نگفتم:

این ونِ خیلی خوبیه

می‌دونم. راحته، بی‌صداست

یه چیزی درباره ماشین در حال حرکت هست، که

این صدایِ ملایم و تکراریِ "تَق‌تَقِ"

جاده آدم رو آروم می‌کنه

انگار می‌تونی سفره‌ی دلت رو واسه هر کسی باز کنی

من سر کار خیلی پرخاشگرم چون تهِ دلم می‌ترسم شکست بخورم

من بیزنس راه انداختم تا ثابت کنم بدون مامانم هم از پسِ کارهام برمیام

اون رو دیدی؟

"لیا" همین الان با یه مخلوط‌کنِ همراه، اسموتیِ کلم درست کرد

اوه! اگه این‌قدر ازشون خوشت میاد

چرا نمی‌ری باهاشون بپری؟

من؟ با اونا؟ ای کاش می‌شد

فقط برو جلو و با انرژی و اعتماد‌به‌نفس یه سلام بده

و شخصیتِ باحالت رو بهشون نشون بده. زود باش

می‌تونم انجامش بدم. خیلی خب. باشه

دارم می‌رم پیششون. باشه

سلام بچه‌ها! چطوری؟ من اندی‌ام

اوه

اوه! باشه

ای وای، عزیزم، نه

الهی بمیرم

معذرت می‌خوام. واقعاً... تحقیرآمیز بود

پام گیر کرد و خوردم زمین و زدم زیرِ

پارچِ آب و لیمو و نعناشون که واسه لاغری شکم خوبه

خیلی خیلی فاجعه بود

تا اینکه اونا دستم رو گرفتن و بلندم کردن

و دعوتم کردن که باهاشون برم "پاور شاپینگ"

"پاور شاپینگ" چیه؟ نمی‌دونم، ولی من دعوت شدم

ایول! ایول

الان دارن ما رو نگاه می‌کنن؟

آره، و یه کم گیج به نظر می‌رسن

وانمود کن این بخشی از ورزشمونه. بجنب

بابا خیلی خوشحالم که داری با ما میای شام

اگه سینی دسرشون خوب بود، می‌گم تولدمه

تو هم باهام راه بیا

خیلی خوبه. بدم نمیاد سه‌تایی بریم بیرون

عالیه. سه نفر واقعاً عددِ خوبیه

خب، ببینیم چی دارن

اوه! ببخشید

بله، سلام، جولز کاب هستم

اوه، چی گفتی؟

یه وضعیت اضطراریِ املاک؟

الان راه می‌افتم. جدی؟

بچه‌ها شما مجبورید بدون من خوش بگذرونید. شرمنده

واو. واقعاً هم وضعیت اضطراریه

آره، درست کردنش ساعت‌ها طول می‌کشه

حالا وقتی گارسون‌ها واسم آهنگ "تولدت مبارک" رو خوندن

باید حسابی باهاشون همراهی کنی

اوه اوه

وقتی عصبی می‌شی "بیگ چاک" رو رو می‌کنی

ولی وقتی این‌قدر عصبی می‌شی که حس می‌کنی ممکنه "بیگ چاک" رو بشکنی

می‌زنی به جاده‌ی بداهه‌پردازی

خب، من یه شامِ سه‌نفره واسه خودم، گری‌سون و بابام ترتیب دادم

اوه، چه خوب. ولی بعدش یه کارِ اضطراریِ الکی جور کردم

تا اونا بتونن یه قرارِ مردونه با هم داشته باشن

و مطمئنم گری‌سون حسابی قاطی می‌کنه

این جور نقشه‌ها هیچ‌وقت خوب تموم نمی‌شن. این رو باید بدونی

یه بار سعی کردم هم‌اتاقیم تو اولین دوره‌ی کانون اصلاح و تربیت رو

با هم‌اتاقیم تو سومین دوره‌ی کانون بفرستم سر یه قرارِ قهوه

فکر کردم واقعاً با هم می‌سازن

هر دو اهل تامپا، هر دو جوگیر، هر دو عاشقِ آتیش‌بازی

خلاصه بگم، اون کافه دیگه وجود خارجی نداره

پشیمونم که

کلکِ تولد رو جلوی دو تا گارسون مختلف پیاده کردم

این دیگه واقعاً دسرِ "فِلَن"ـش خیلی زیاده

شب بخیر

خب، شام چطور بود؟

و به جز اون کلاه، خوش گذشت؟

وقتی زدی بیرون

با اون ضایع‌ترین تماس تلفنیِ الکی که تا حالا شنیده بودم

این‌قدر عصبی بودم که نزدیک بود یه بوریتو سفارش بدم

من هیچ‌وقت این‌همه کربوهیدرات نمی‌خورم مگه اینکه از رو عصبانیت باشه

البته که همین‌طوره

امم، از این عصبانی‌تر نمی‌تونستم باشم ولی بعدش

یه "ولی بعدش" وجود داره؟ اون چیه؟

"چیک" یه جوک درباره تو گفت که شبیه "جورج کنجکاو" هستی

می‌دونی که، به خاطر گوش‌هات

خب، بعدش من و "چیک" خندیدیم و شروع کردیم به حرف زدن و خوش گذروندیم

راستش واسه فردا هم با هم برنامه ریختیم

اونا رفیق صمیمی شدن! می‌دونستم

من باهوش‌ترین آدمِ دنیام! من باهوش‌ترین آدمِ دنیام

آخ

"بیگ چاک" نبود

واقعاً من باهوش‌ترین آدم دنیام

سلام جِلی. اوه، سلام

هر وقت تو رو بدون بچه‌ت می‌بینم

حس می‌کنم وظیفمه بهت یادآوری کنم که یه بچه داری

محضِ احتیاط، شاید یه جایی جاش گذاشته باشی

بله

اون قطعاً پیشِ جولزه

اوه، هی ترو. چه خبر؟ الی، سلام

خب، این عجیبه

خانم‌ها خستگی در کنید. موهیتوها با من

اینم از زنِ جواهرِ من

پنج‌ تا موهیتو، رفیق

Komentet

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left