200 rreshtat e parë.
تموم کردي؟
آره
با چي ميري خونه؟
اتوبوس
چرا تابلوي سواري-شريکي رو يک نگاهي نميندازي؟
!اوه... عوضي
"سرماي باد"
كاري از گروه باكس فيلم
سلام
ديگه ماشين رو دورتر از اين نميشد از در ورودي پارک کني... نه؟
...خب، آخه... وقتي من اومدم هنوز اينجا پر ماشين بود
...آها
...من فکر کردم ميخوايم زود راه بيافتيم که ديگه به برف نخوريم
ساعت چنده؟
سه و ربع
من شرمنده ام ...بهتر بود بدون من ميرفتي
...اگه من بودم که اينکارو ميکردم
...منو يه جورايي دارن از آپارتمانم ميندازن بيرون... واسه همين
...خيلي خب، ولي آخه ديگه جا نيست که - ...نه، نه، نه -
اصلاً تو چرا نميري ماشينو روشن کني و بذاري بخاري گرم شه؟
من خودم از پس اين بر ميام
مطمئني ميتوني...؟ - آره، آره... کاري نداره -
صبر کن، صبر کن... اين بعضي وقتا گير ميکنه
اين چشه؟ - ...اون تا همونجا بيشتر بالا نميره -
خوب شد... من يکي دو ساعتي دير کردم
!خودش شروع خوبيه
...خب، بگو برام
من الان قراره بوده توي ساحل "کابو" نشسته باشم
اون گفت احتمالاً کساي ديگه اي رو هم ميبينيم ...که اين خودش عاليه
نه... منظورم اينه که... نه ...اصلاً برام مهم نيست
نه، نه... يک ساعت هست که راه افتاديم
شوخيت گرفته؟ اونقدر حوصلم سر رفته که ميخوام گريه کنم
ما هنوز تا پنج ساعت ديگه توي بزرگراهيم
من از کجا بدونم؟ همه بزرگراهها دقيقاً شکل هم ديگه ان
ها... چيه؟
اوه.. اينجا يکي عصبانيه
تو چي فکر ميکني؟ ...همسفرم ديگه
...مواظب خودش باش
يک نگاهي به اون قيافه ات ميندازي...؟ !آقاي قيف
چيه؟
من بايد رانندگي کنم... تو هم بايد با من حرف بزني
چي؟ مگه من مسئول سرگرمي حين پروازم؟
...خب سفر شراکتي روالش همينه ديگه
جداً؟ - تقسيم کار -
ما همه چيز رو پنجاه-پنجاه نصف ميکنيم - ...خب، بايد به عرضتون برسونم که -
هيچي منو بيشتر از موقعي که دارم ...با تلفن حرف ميزنم سرگرم نميکنه
خب، پس تو اهل "ويلمينگتون" هستي...آره؟ - آره -
مدرسه کجا ميرفتي؟
"آکادمي "سنت ويتوس
...سنت ويتوس"؟ اسمشو نشنيدم"
مگه تو همه مدرسه هاي منطقه رو ميشناسي؟
آره... تقريباً
...آره..؟ حتي مدارس کاتوليک رو...؟ چون من اونجا رفتم مدرسه
آکادمي "سنت ويتوس" براي پسران کاتوليک
ما با هم يک کلاس هم داشتيم... ميدونستي؟
مقدمه بر فلسفه مدرن
چيه خب؟ يک ميليون آدم سر اون کلاس بودن ...بيشتر مثل فستيوال "وود استاک" بود
ببينم تو کساي که مذاهب شرقي داشته باشن رو زياد ميبيني؟
رشته تو چيه؟
مذاهب شرقي
پس تو رشته ات فلسفه نيست...نه؟
نه، چرا؟
...نميدونم، فقط فکر کردم که باشه
...آره، خب... مهندسي رو امتحان کن
من فقط فلسفه رو انتخاب کردم چون به امتياز رشته انساني احتياج داشتم
و شنيدم راحت ميشه نمره " آ " گرفت
تو امتحان پايان ترم اون سئوال آخر رو چي جواب دادي؟
تئوري "بازگشت ابدي" نيچه؟
آره.. مثل "حلول مجدد" ميمونه، درسته؟
نه، اونها در واقع يک چيز نيستن - ! لعنتي -
حلول مجدد" به حالتي گفته ميشه که تو" در قالبي متفاوت با اونچه که بودي به دنيا بگردي
و "بازگشت ابدي" اينه که تو يک زندگي رو ...دوباره و دوباره تجربه کني
ساعت شني ابدي هستي دوباره و دوباره چرخيده و در نتيجه تو هم بهمراه اون ميچرخي
"يک دانه شن"
دبيرستان و فلسفه
...اين خودش تقريباً همه چيز رو توضيح ميده اينطور فکر نميکني؟
فکر کنم اين ديگه به بخش سرگرمي پرواز امروز خاتمه ميده
يک لطفي بکن، پمپ بنزين بعدي که ديدي نگه دار ...من بايد برم دستشويي
...باشه... منم پوست چشمامو ميکنم
چي؟
"...نه، اون جمله... "پوست چشماتو بکني
بنظرم خيلي ترسناک اومد
آره.. يه جورايي هم هست...
آره؟ - آره -
...صحبت کندن پوست کره چشم شد
ميدونستي که اين دقيقاً همون روشيه که باهاش عمل تصحيح ديد رو انجام ميدن؟
آره، از ليزر استفاده ميکنن
آره، ولي باز هم لايه برداري از کره چشم انجام ميشه
...تو کانال "اکتشاف سلامتي" ديدم
ميدوني، هر چي که مردم بيشتر از قسمت لايه برداري مطلع ميشدن
...باعث ميشد که درباره انجام کل عمل بيشتر فکر کنن
...کار با ليزر انجام ميشه.. از ليزر استفاده ميکنن
من خودم بعد از تعطيلات عمل تصحيح بينايي دارم
چرا؟ چرا خب...؟ - چون از عينک زدن متنفرم... خب؟ -
...ولي عينک خيلي بهت مياد که
تو از کجا ميدوني؟ من که هيچوقت بيرون از خوابگاه نزدمش
...آها... بيا اينم پمپ بنزين تو
چيه؟ - فکر کردم ميخواستي بري دستشويي -
آره، ولي آخه توقع نداشتم به اين زودي دستشويي پيدا کنيم
ناخنهام هنوز خشک نشدن - ...آها -
...خب - مهم نيست، الان خشک ميشن -
اگه بخواي من ميتوتم کولت کنم - ...من فقط -
نه نميخواد کولم کني - نه، نه، نه... خيالت راحت -
من اينو خوب بلدم... باشه؟ خوب بلدم
آقا جان چيکار ميکني؟ - ...بفرما، رفتيم... فقط -
...تو رو خدا
بعداً ازم تشکر ميکني... خيله خب؟ فقط بازوهاتو دورم حلقه کن
! صبر کن - بيا بالاتر -
خداي من - بفرما رسيديم، حالا در رو ببند -
کار احمقانه ايه - نه، نه... خوبه... -
خوبه
بفرما
در رو بگير... ميبينيش؟ اون توئه
مرسي، لطف کردي
...بذارم پايين... بذارم پايين ديگه
آقا، اينجا دستشويي داره؟
اينجا دستشويي داره؟ - آره، از اون طرفه -
!معرکه شد
يالا
صاحب مرده... يالا
...هي
آهاي... من اين تو گير کردم
!آهاي
آهاي، ميشه...؟
کسي صدامو ميشنوه؟ من اين تو گير کردم
آهاي! من زنداني شدم
آخه چطور ميشه صداي منو نشنوين...؟
يا مسيح... يالا
هي، هي... شماها صداي منو نشنيدين که به در ميکوبيدم؟
کي؟
ببينم، براي تو خنده داره که من اون تو زندوني شده بودم؟ فکر ميکني اين خنده داره؟
چي داري ميگي؟ کجا زندوني شده بودي؟
يعني ميگي تو صداي منو که داشتم ميکوبيدم به در نشنيدي؟ ! من داشتم صداي تو رو ميشنيدم
...گوش کن، من نميدونم راجع به چي داري حرف ميزني
فراموش کن، اصلاً مهم نيست ...فقط بيا راه بيافتيم بريم
يادت باشه، بزرگراه بهترين انتخابته
نگران نباش پسر، خودم هواي همه چيزو دارم
ببينم، ما گمي چيزي شديم؟ - نه بابا، من تا حالا يک ميليون دفعه اين راه رو اومدم -
اين واسه چيه؟ ...اين دونگ بنزين منه
نه، مهم نيست، مهم نيست - بيخيال -
"...منظورت چيه؟ "سفر شراکتي روالش همينه ديگه
"...تقسيم وظايف، "ما همه چيز رو پنجاه-پنجاه نصف ميکنيم
...يالا، بگير پولو ديگه - من از دوستها پول نميگيرم -
!اين ديگه کاريه؟
يک مسير انحرافي پرمنظره - برگرد توي بزرگراه -
...ببين، دوست داري که - نه، دارم جدي ميگم، برگرد توي بزرگراه -
آروم باش - تو اصلاً نميدوني داري کجا ميري -
...خيله خب، ميشه آروم بگيري؟ بنظر که جالب مياد
نه، آروم نميشم، برگرد توي بزرگراه همچنين اتفاقي نميافته
نگاه کن، خونسرد باش... باشه؟ اين يه ميانبره
ما خيلي زود برميگرديم توي بزرگراه
...اه، راديو هم که آنتن نميده
تو اينجا سيگنال نميگيري، ما توي دره هستيم
موجهاي راديويي اف ام توي يک خط راست حرکت ميکنن ...اونا از تپه هاي بزرگ رد نميشن... موج اِي اِم را امتحان کن
تو وقتيکه من داشتم فيزيک سال اول رو ميافتادم کجا بودي...؟
خب... ببينم خانواده تو همه مراسم سنتي کريسمس رو اجرا ميکنن؟
آره
تو چي؟
نه... پدر بزرگ و مادربزرگ من هلندي هستن
...براي همين من با عصاره شيرين بيان و "سانترکلاس" بزرگ شدم
اون با "سانتا کلاوس" خودمون چه فرقي داره؟
خب... اون بجاي قطب شمال تو اسپانيا زندگي ميکنه
و بجاي جن و پري ها اون معاون خودش "پيت سياه" رو داره
پس در کل اون مثل "سانتا کلاوس" شماست ...فقط يک کمي ترسناک تر
!چه جالب
خب، حالا تو بگو کريسمس شما چطوره؟
کريسمس توي کورس من بين مامان و بابا خلاصه ميشه
...که تو سال اول دانشگاه من از هم جدا شدن
...دو تا شام خوراک بوقلمون، دو تا درخت کريسمس
دو سري کادو که پس ميدم تا پولشون رو بگيرم
معمولاً باهاش کنار ميام
ولي امسال مامانم تصميم گرفت لب ساحل يک سوئيت اجاره کنه که انگار
که انگار چي، همش دو ساعت تا اونجا راهه...؟
...نميدونم، ساحل ميتونه تو زمستونا خيلي قشنگ باشه
رومانتيک
خانواده تو اهل "ساحل روبوهوث" هستن يا "بندر استون"؟
"بندر استون"
"آره، ما هميشه ميرفتيم "روبوهوث
من همش به دوستام حسودس ميکردم
که مجبورم بودم تابستونا رو تو ساحل "جرزي" بگذرونم
آره، منم همينطور
...بندر استون" همون "ساحل جرزي" ديگه"
آره - تو اينو ميدوني، درسته؟ -
نه، نه، من ميدونم اون کجاست - تو اهل "دِلاويِر" نيستي... نه؟ -
...نه، موضوع پيچيده است
تو کي هستي؟ - ...چي ميگي؟ من -
اينجا چه خبره؟ - هيچ خبري نيست -
آره... ميگم اينجا چه خبره؟
ميشه آروم باشي، خب؟ - نه، تو داري کفر منو درمياري -
...من توضيح ميدم
خب، توضيح بده... چون من اصلاً هيچ از وضع سر درنميارم
مواظب باش
چراغات روشنن؟ اون اصلاً ما رو نميبينه
آخه چطور ميشه ما رو نبينه؟ - بکش کنار، بذار اين عوضي رد بشه -
...کجا بکشم کنار؟ جا نيست که
نميدونم، آروم کن.. اون واينميسته
!صبر کن! صبر کن
يالا
...يالا، خواهشاً
بجنب
No comments yet. Be the first to leave one.