180 rreshtat e parë.
(صدای شلیک)
اوه
یا خدا
دکتر جونز، این اون چیزی نیست که گفتی قراره باشه
پسش گرفتم برات، مگه نه؟ آره، ولی تا کی؟
اوه خدای من، خیلی عمیقه
دستفرمونت خوبه. میدونی که، اولین بارم نیست
انگار طوفان تو راهه. خوبه، این بهمون کمک میکنه
ایندی: این خوبه
برف رد پاهامون رو میپوشونه
اگه زود یه پناهگاه پیدا نکنیم، دیگه فرقی نمیکنه
نگاه کن
بیا بریم
واقعاً امیدوارم بتونی ما رو از این وضعیت خلاص کنی
اوه، آروم باش "ابر خاکستری"
تا طوفان فروکش نکنه، کسی دنبالمون نمیاد
این احتمالاً مقدسترین اثر بهجامونده از گذشتهی قوم منه
خب، اینم یه اثر مقدس از گذشتهی منه
منو یاد دورانی میندازه که داشتم تو دانشگاه شیکاگو درس میخوندم و خرجمو درمیآوردم
تو اونو میزدی؟
نه. نه، من پیشخدمت بودم
ولی اونم واسه خودش یه هنره
میدونی، آدم از اون بالاها شروع نمیکنه
کمکم میای بالا، سبک خودت رو به کمال میرسونی
تا وقتی که برسی به اون بالا. مثل رستوران کولوسیمو
بهترین غذا، بهترین سرویس و بهترین جاز توی شیکاگو
من دیوونهی جاز بودم
هی بچه. هی، هی. این چیه؟ این اون چیزی نیست که سفارش دادم
جونزی، جونزی، مشکلی پیش اومده؟
بهم بگو که اینجا مشکلی نداریم. نه
من اوسوبوکو سفارش دادم
این به نظر من ماهی میاد
جونزی همین الان ردیفش میکنه
دور بعدی چای سرد مهمون من باشین
هی، ماهی من چی شد؟ بفرما، اونجاست
جونز، بیدار شو. اینم از اوسوبوکو
یالا
این برای ارکستره؟ اومهوم
معرکه بود. واقعاً عالی بود
شب خوش، ایندی. شب خوش، بَبز
میدونی، وقتی ۱۲ سالم بود، نوازندگی کینگ الیور رو توی نیواورلئان شنیدم
هیچوقت شد باهاش همنوازی کنی؟
یه نفر داره باهات حرف میزنه، سیدنی
بچه، اون وقتی هنوز شلوارک میپوشید با "کینگ" همنوازی میکرد
چرا سیدنی با بقیه حرف نمیزنه؟ خب، با کسایی که دوست داره حرف میزنه
آرته: هیچوقت با من حرف نمیزنه. پیانیست: آره، این خودش نشونهست
الیوت: ایندی، میشه پنجره رو ببندی؟ خیسِ آب شدم
این نسیم باعث میشه سینهپهلوی بگیرم
من گرممه. خب، من دارم یخ میزنم
بیخیال الیوت، بیا بریم بیرون. امشب نمیتونم درس بخونم
دیوونه شدی؟ نیمهشبه. فردا ساعت ۸ کلاس حسابداری دارم
بیا بریم "رویال گاردنز" فقط یه اجرا گوش بدیم
بیخیالش شو
الیوت
فقط دیگه ازم نخواه که توی اون یکی از مهمونیهای شام عمهت همراهیت کنم
تو چقدر اُمُلی
چرا، چون نیاز دارم شب خوب بخوابم؟
تو جوانترین پیرمردِ نُنُرِ دنیایی
نیستم
به عنوان یه رفیق بهت میگم، تو یه بچهی ۷۰ سالهای
باید یه کم خودت رو رها کنی
حالا کتت رو بردار
نگاه کن، اون بیبی دادزِ روی درامز و برادرش جانی هم روی کلارینت
اینجا مثل مهمونی رقصِ رُزمونت نیست
حالتون چطوره آقایان؟ چی میل دارین؟
اوم، دو تا آب، لطفاً
زل نزن. زل نزدم
نگاه کن، اون بشه است
به اون سنکوپ گوش کن
گوش بده، گوش بده
دا، دا... نتها بین ضربها میان
اوه، آره، تفاوتش همینه
بله، ریتم سنکوپِ جاز، اونو پشتِ ضربها میزنن
نگو که فکر میکنی این از موتسارت یا پوچینی بهتره
الیوت
این دیگه چه کوفتیه؟
فکر کنم جین باشه. فکر کردم آب سفارش دادی
لابد از این آبهایِ دورانِ منعِ الکل بهمون دادن
میدونی که شوهرخواهرم توی ادارهی تحقیقات کار میکنه
اگه کسی منو اینجا ببینه، اصلاً براش خوب نمیشه
آروم باش، کسی نمیدونه اینجایی
پدر و مادرم منو میکشن! من دارم میرم
هی، جلوی پات رو بپا بچه! متأسفم آقا، اتفاقی بود
من از اتفاقها خوشم نمیاد. (صدای برخورد)
مرد: یالا، از اینجا گمشو بیرون. ببخشید
یالا، بزن به چاک
الیوت، بلند شو
کلاهم رو گم کردم. بلند شو
هی، دنبال این میگشتی؟ هی
الیوت: ببخشید، میشه لطفاً کلاهم رو بدین؟
نه، نه، نه، نه! آقا! آقا! الیوت: ببخشید. ای بابا
بیا دیگه
هی، هی
ببخشید. هی
ببخشید. خانم، خانم
هی! هی، شما بچهها! زود از اینجا گمشین بیرون
میخوام فقط پشت سرتون رو ببینم
صدام رو میشنوی؟ داریم میریم آقا. الان میریم
داریم میریم. کی داره اینجا رو به هم میریزه؟
این بچهها دارن اینجا رو داغون میکنن، اونا دارن به هم میریزن
سید مَن، همهش واقعاً یه سوتفاهمِ بزرگه. در واقع
سید، این بچهها رو میشناسی؟ این یکی رو
آره، من و سید مَن با هم رفیقیم. توی کولوسیمو با هم کار میکنیم
اون تأیید میکنه
سید، من فقط میخوام بندازمشون بیرون
از نظر من مشکلی نیست
از اینجا بندازشون بیرون. یالا راه بیفتین
بندازشون بیرون
حالا، به رفتن ادامه بدین
از اینجا برین بیرون و دیگه برنگردین
میخواستم بابت دیشب معذرتخواهی کنم
ما برای دردسر درست کردن اونجا نبودیم. ما فقط
ما فقط میخواستیم گوش بدیم
روشِ گوش دادنت عجیبه
اونجا سالِ پیش به خاطر شورش تعطیل شده بود
تو فکرِ راه انداختنِ یکی دیگهای؟
نه، نه، من... یه کم هیجان هیچوقت به هیچ کلوپی آسیب نزده
اصلاً شما بچهمدرسهایها دور و بر کلوپ چیکار میکنین؟
به خاطر موسیقی
من با گوش دادن به تام تورپین، اوبی بلیک و جِلی رول مورتون بزرگ شدم
همهی آهنگهای اسکات جاپلین رو دارم
وقتی رفتم نیواورلئان
پدر و مادرم مجبور شدن منو به زور از "پرزرویشن هال" بکشن بیرون
من اونجا ساز زدم
و "لیبرتی هال". اومهوم
و "پیتمن". آره
هی، اونجا دیگه آخرشه. آره
پس بهترینها رو شنیدی
عادت داشتم تمام شب پشت پنجرهی هتل بشینم
و فقط به نوازندههای خیابونی گوش بدم
بدجوری گرفتارش شده
سید مَن، بهتره معذرتخواهیِ این آقا رو قبول کنی
وگرنه تمام شب مخت رو میخوره
فکر کنم واقعاً همینطوره
بعضیها فکر میکنن جانی دادز توی کلارینت بهترینه
ولی من مینم اگه باهاش کلکلِ نوازندگی راه بندازی
حسابی لولهش میکنی. این دیگه هندونه زیر بغل گذاشتنه، سید
اونقدر داری چربزبونی میکنی
که میشه باهاش روی تمومِ نونهای شیکاگو کره مالید
خب، واقعاً امیدوارم معذرتخواهی منو بپذیری
خودت هم میزنی؟
خب، وقتی بچه بودم کلاس پیانو میرفتم
و یه سری فلوتهای باستانی هم زدم
پنفلوت. پنفلوت؟
یه چیزی مثل فلوته. دیگه چی؟
خب، توی ارتش ساکسیفون سوپرانو یاد گرفتم
یه کم. فقط
گفتی ساکسیفون سوپرانو، هان؟
خب، زیاد فرصت نکردم بزنم. تازه شروع کرده بودم، یه جورایی
ساکسیفون سوپرانو داری؟
آره. تازه از یه امانتی خریدمش
یه ذره باهاش ور رفتم
ولی فکر کنم از این شیپورهای صاف خوشم میاد
اِ
صدای خوبیه، ولی نمیتونم اونطوری که باید ازش صدا دربیارم
نفسِ زیادی میخواد
یه امتحانی بکن
من؟ چی؟
گفتی بلدی بزنی. آره، ولی
خب، فکر کردم هر کسی که عاشق جازه ممکنه بخواد با ساز زدن سرگرم بشه
حتماً. مطمئنی؟
باشه، واو
شاید یه روز بتونم باهات همنوازی کنم
چرا یه کم تمرین نمیکنی؟
آره، این عروسک رو پیش خودت نگه دار و... بزن
باشه
خب، شماها میخواین برین سری به کلوپ بزنین ببینین کی داره میزنه؟
نه، داریم میریم "فور دوسز" برای همنوازی
واقعاً؟
شرط میبندم حسابی میترکونین، نه؟
پسر، ما آتیش به پا میکنیم
پسر، اونقدر داغ میزنیم که آتشنشانی دمِ در پارک میکنه
خب، واقعاً دوست دارم بشنوم
مگه کارهای دانشگاه نداری؟
خب، ترجیح میدم همنوازی شما رو بشنوم
پس دردسر درست نکن، دعوا راه ننداز
حتماً. خیالت تخت. اصلاً دور دردسر نمیگردم
ایندی: تا حالا توی یه میخانهی زیرزمینی نبودم
سیدنی: تنها فرقش اینه که اونجا وقتی نوشیدنی سفارش میدی
مجبور نیستی بهش بگی چای
No comments yet. Be the first to leave one.