200 rreshtat e parë.
در سیستم عدالت کیفری
جرایم جنسی بهطور ویژهای شنیع محسوب میشن
در شهر نیویورک، کارآگاهان فداکاری که
دربارهی این جنایات وحشیانه تحقیق میکنن
عضو یک واحد نخبه هستن
که به واحد قربانیان ویژه معروفه
اینها داستانهای اونهاست
مامان؟ مامان، منم
ببخشید، متاسفم
میدونم دیره
ببخشید که نگرانت کردم
باید بیای دنبالم
خیلی دورم
مامان، بهم... بهم حمله شده
بهم تجاوز شده
آره، همین رو گفتم
خیابان بیستویکم و هفتم
نه، خوب نیستم
این مرده... من رو برد به یه زمین خالی
یه تفنگ درآورد
بهم گفت پیاده شم و بعد اون کار رو کرد
بهت تجاوز کرد؟
آره. گفت اگه به کسی بگم، من رو میکشه
چرا سوار ماشینش شدی؟
همینطوری سوار شدم
همینطوری سوار شدی؟
بله
چرا؟
یه جورایی میشناختمش
فکر کردم غریبه است
بود
توی یه چتروم با هم آشنا شدیم
آهان، یعنی توی اینترنت
آره، توی ایمیلها و همهچیز، آدم حسابی به نظر میومد
پس میشناختیش؟
این اولین باری بود که از نزدیک میدیدمش
بعداً ازت میخوایم
که با یه چهرهنگار همکاری کنی
باشه، میتونم این کار رو بکنم
خب از کجا فهمیدی خودشه؟
گفته بود با یه "مرکوری سِیبل" کرمرنگ میآد
و ساعت ۷ من رو
از جلوی کافیشاپ سوار میکنه
اسمش چی بود؟
فقط اسم کاربریش رو میدونم: "قایقران"
"قایقران"؟
فکر کردم با همچین اسمی، حتماً آدم متشخصی باشه
ببین آدم چقدر میتونه اشتباه کنه
یه دختر ۱۶ ساله به اسم کارن ری
این طرحها رو به ما داده؛
طرح مردی که بهش تجاوز کرده و دزدیدتش
دزدیده؟ چه اتفاقی افتاده؟
از اون آدمرباییهای غریبهوار نبوده، نه اونطوری
فکر کنم این اسمی نیست که مادرش روش گذاشته باشه
"قایقران"
شاید بهتره با گارد ساحلی همکاری کنیم
جان، این اسمِ چترومه. آنلاین با هم آشنا شدن
فعلاً تنها چیزیه که داریم
عاشق این بزرگراه اطلاعاتیام
میتونی بدون اینکه از جای گرم و نرمت تکون بخوری
با آدمای روانی از سراسر دنیا آشنا بشی
حال قربانی چطوره؟
دیشب که حسابی ترسیده بود و لرز داشت
ولی امروز صبح دوباره ازش بازجویی میکنیم
تا آزمایشگاه بخواد چیزی بهمون بده
این یارو میتونه اون سر دنیا باشه
پس باید بجنبیم، همین الان
دلم میخواد به کامپیوترش دسترسی داشته باشم
این مستقیمترین راه برای رسیدن به این یاروئه
آره، همینطوره
خانوادهی ری توی بروکلین با مادرش زندگی میکنه
تو و مانچ برید کامپیوتر رو بیارید
ببینید میتونید هویت این "قایقران" رو پیدا کنید یا نه
میلیون آدم توی اینترنت هستن ۷۰
و تکتکشون هم مظنونن
حدود ساعت ۷ سوار ماشینش شدی؟
آره، حدودای ۷ بود
ساعت ۱۱ و خردهای پذیرش بیمارستان شدی
درسته؟
تقریباً همون موقعها بود
قبل از حمله چی شد؟
باهاش حرف زدی؟
البته
دربارهی چی حرف زدید؟
مدرسه، خانوادهام
خیلی مشتاق بودم ببینمش
احمقانه است، نه؟
شما دوتا یه مدتی بود
که با هم نامهنگاری میکردید، درسته؟
منظورتون ایمیله؟
حدود سه چهار ماه
چرا دیشب رو برای دیدنش انتخاب کردی؟
خب، یه مدتی بود داشتیم دربارهاش حرف میزدیم و
میدونید، یعنی آنلاین حرف میزدیم و من، خب
احساس کردم دیشب وقت مناسبیه
کی تاریخ رو تعیین کرد، تو یا اون؟
من
خب چرا دیشب؟
فکر کردم میتونم از خونه بزنم بیرون
سهشنبه شبها مامانم برای شبنشینی میره بیرون
تمرین گروه کُر
پس فقط سوار ماشینش شدی و سه چهار ساعت
همینطوری چرخ زدید؟
زمان زیادی به نظر میآد
آره، خب همهاش رو رانندگی نمیکردیم
یه مدت هم فقط یه جا پارک کرده بودیم
بسیار خب
میدونی فکر میکنم چیکار باید بکنیم؟
بیا سوار ماشین بشیم
مسیرت رو دوباره بریم
شاید اینطوری یادت بیاد چی شده
منظورتون اینه که دوباره همهی اون جاها بریم؟
آره
مجبوریم؟
کارن، این تنها راهیه که میتونیم اون یارو رو پیدا کنیم
خانم ری، دخترتون دیشب چه ساعتی از خونه رفت؟
ساعت ۶:۱۵ دم کتابخونه پیادهاش کردم
وقتی ۸:۳۰ رفتم سراغش، اونجا نبود
رفتید چکش کنید؟
بله، رفتم سراغش
اگه تمرین گروه کُر نداشتم
تمام شب همونجا میموندم
پس بهش اعتماد ندارید؟
بهش اعتماد دارم ولی همونطور که رونالد ریگان میگفت:
"اعتماد کن، اما کنترل کن."
توی اون سنه
چه سنی؟
سنی که هیکلش زنونه شده
ولی قدرت تشخیصش هنوز مثل بچههاست
آهان. قبلاً با دوستپسراش مشکلی داشته؟
اون هنوز برای دوستپسر داشتن خیلی بچه است
درک میکنم ولی غیرعادی نیست
که دختری در سن اون، با کسی قرار بذاره
خب، اون قرار نمیذاره
فقط اجازه داره توی برنامههای کلیسا یا مدرسه شرکت کنه
اونم به شرطی که یه همراه داشته باشه
میتونه یه پسر رو هم به خونه بیاره
البته به عنوان دوست
تا حالا این کار رو کرده؟
نه
تازه، من فکر کردم
اون آدم روانی که این کار رو کرده، مال اینترنت بوده
صرفاً چون اون یارو رو نمیشناخته
دلیل نمیشه که اون یارو دخترم رو نمیشناخته
میشه به کامپیوترش نگاهی بندازیم؟
من عمراً توی خونهام کامپیوتر بذارم
کامپیوتر توی آپارتمان پدرشه
شما طلاق گرفتید؟
ما اصلاً ازدواج نکردیم چون وقتی سن کارن بودم
کسی نبود که مثل الانِ من که مراقب کارن هستم
مراقبم باشه
بهش اجازه میدید بره پیش پدرش؟
من اجازه نمیدم
حکم دادگاه گرفت
و مجبورم کرد که یه هفته در میون آخر هفتهها بذارم بره اونجا
اگه به نظرتون منطقیه، به منم بگید
همینجا بود که سوارت کرد؟
آره
خب، کدوم گوشه؟
درست همونجا
به کدوم سمت میروند؟
به این سمت
خیلی خب، تو فقط بگو کجا بپیچیم، باشه؟
سریع بپیچ چپ
اینجا که ورود ممنوعه
فقط میتونم بپیچم راست
خب، انگار اشتباه کردم
برو راست
مطمئنی کارن؟
گفتم برو راست، باشه؟
خیلی خب
کارن بچهی خوبیه
خیلی درس میخونه
شاگرد اوله؟
شما بودید؟
راستش رو بخوای بودم
البته به جز علوم و اسپانیایی
استفادهاش از کامپیوتر چطوره؟
کلی آهنگ دانلود میکرد
چک میکردید کجاها میره؟
ای بابا، کارن بیشتر از من
از این چیزا سر درمیآره
چی رو باید چک کنم؟
میگه که توی اینترنت با اون کسی که بهش حمله کرده آشنا شده
میدونم
اشکالی نداره اگه کامپیوترتون رو برای چند روز
باهامون ببریم؟
چی؟
چند تا عکسِ لختی هم اونجا هست
مال اون نیستنا
مال شماست؟
مسائل مستهجن و اینا نیست
عکسهای هنریه؛ زنهایی که با گربهسانان بزرگ عکس گرفتن
شیر، پلنگ، از این جور چیزا
رمز عبور داره
اون اصلاً نمیتونه بازش کنه
مطمئنم هیچوقت چیزی ندیده
همینجا اتفاق افتاد؟
آره
اینجا که پر از آدمه
No comments yet. Be the first to leave one.