200 rreshtat e parë.
یک میلیون دقیقه
نینا، عزیزم، میآی؟
نینا
نینا، بجنب، باید بریم
سلام؟
سلام
سلام. خوشحالم اینجا میبینمت
مامان؟
جانم؟ بابا این دفعه کجاست؟
نیویورکه. ولی این دفعه فقط سه روزه
خب، اینجا. دقیقاً همینجا
باشه
من این مدها رو درک نمیکنم
کتونی سفید، آخه چرا؟
چون یه کلاسیکِ همیشه مده
سبک و راحته
من که نمیفهمم
بدو، شروع کردن
یواشتر مامان. عجله نکن
سخنرانی خوب از آب دراومد
حتماً یه سری نکته داره
اگه لازم باشه میتونم جلسه با بلژیکیها رو عقب بندازم
اینطوری یکم وقت پیدا میکنیم
فکر خوبیه
بجنب عزیزم. میتونیم یکم تندتر بریم
زود باش نینا
صبح بخیر. صبح بخیر
سخنرانی خوبیه
من اگه بودم پایانش رو احساسیتر میکردم، کمتر فنی باشه
جلسه بلژیکیها رو عقب میاندازم. ای وای، با اونا هم قرار داریم
انگار قراره فرقی هم بکنه
دیگه به اجلاسهای محیط زیستی که توشون تصمیمی گرفته نمیشه نیاز نداریم
اسمش رو بذارید تغییر بزرگ یا نقطه عطف
ولی سیاستمدارها باید همین الان وارد عمل بشن
سریع، موثر و پایدار
به عبارت دیگه، باید برعکسِ کاری رو انجام بدن که تو
سال گذشته انجام دادن ۳۰
آیا کسی اینجا هست
چه دانشمند و چه روزنامهنگار
که هنوز به دادهها شک داشته باشه
یا به ضرورتِ فوریِ اقدام کردن؟
پس بیاید همین حالا با هم وارد عمل بشیم
متشکرم
عالیه! ببین میتونی حیوونای بیشتری پیدا کنی
بله، عالیه
خب، ظرفِ نخود عالیه
اگه هر روز انجام بشه بهتره. ۱۰ تا ۱۵ دقیقه کافیه
برای رشد حسی-حرکتیش خیلی مفیده
سعی کنید چیزهای مختلفی رو توش قایم کنید
گاهی هم شکلات. باشه
اوه، شن. شن برای نینا حتی بهتر هم هست
اگه تو حیاط جعبه شن دارید
نه، ما آپارتماننشینیم. ولی زیاد میریم پارک
خوبه
این روزها کی میتونه یه خونه حیاطدار بخره
الان دیگه قیمتشون به میلیونها میرسه، درسته؟ مامان؟
بله؟ یک میلیون چقدره؟
یه عدده. یه یک با شش تا صفر
از پنج بیشتره؟ بله، یک میلیون خیلی بیشتر از پنجه
هزار برابر بیشتره ۲۰۰
واو
جامعه جهانی توافق کرده که برای حفاظت از تنوع زیستی قاطعانهتر عمل کنه
از جمله اینکه حدود یکسوم از کل مناطق خشکی و دریایی
باید تا سال ۲۰۳۰ تحت حفاظت قرار بگیرن و کشورهای فقیرتر
در زمینه حفاظت از گونهها، مورد حمایت مالی گسترده قرار میگیرن
دبیر کل سازمان ملل... هی
از یه توافق صلح با محیط زیست صحبت کرد
هی
هنوز بیداری
بابتِ نیویورک تبریک میگم
ممنون
خیلی دیوانهوار بود
عجیب بود
همه چی رو به راهه؟
اتفاقی افتاده؟
نه ولف، اتفاقی نیفتاده
"اینجا" اتفاق افتاده. "خانواده" اتفاق افتاده
خیلی خستهام
دیگه نمیتونم همینطوری ادامه بدم
برای پنج سال آینده
نمیتونم این کار رو بکنم و
راستش نمیخوام هم بکنم
من اینطوری خوشحال نیستم، ولف
آره، میفهمم ورا
قبلاً هم چند بار دربارهش حرف زدیم
آره، ولی هیچی عوض نمیشه
تلاش میکنیم
میریم تراپی
سعی میکنم تا جای ممکن بیشتر اینجا باشم
بچهها رو ازت تحویل میگیرم
دیگه واقعاً نمیدونم چیکار باید بکنم
ببین ولف، بحث این نیست که سعی کنی "تا جای ممکن" اینجا باشی
نمیفهمم چرا هنوز متوجه نمیشی
مشکل فقط این نیست که اینجا نیستی
بلکه اینه که خودت نمیخوای اینجا باشی
یا نمیتونی اینجا باشی
اینطوری نیست
معلومه که دلم میخواد اینجا باشم
تا اونجایی که بشه
آره، دقیقاً همینجاست ولف. چرا "تا اونجایی که بشه" بیشتر از این نیست؟
خب شغلمه دیگه ورا
لطفاً دوباره شروع نکن. من مجبورم سفر برم
نمیتونم با یه تماس تلفنی سر و تهش رو هم بیارم
زمین تا آسمون فرق میکنه که دور یه میز نشسته باشی یا نه
دقیقاً
و تو اینجا، سرِ میزِ ما نیستی. تکلیف اون چی میشه؟
ای خدا، آخه من چی بگم؟
برای منم راحت نیست. فکر کردی این همه کار رو برای کی انجام میدم؟
برای خودت
برای خودم؟
جدی میگی؟
همهش فقط برای من؟
پولی که خرج خونواده میشه؟ تمام هزینههای ثابت؟
همهش برای من؟ کار کردن برای اقلیم؟ همهش فقط برای منه؟
تلاش برای تنوع زیستی؟
میدونی همین الان تو نیویورک به چی رسیدیم؟
ما سالها جنگیدیم
"هرگنرات" از خوشحالی اشک ریخت
اونوقت باید ساعت دو نصفشب به این اراجیف تو گوش بدم؟
دفعه بعد که اومدی خونه برات دست میزنیم. اصلاً بچهها رو بیدار میکنم
این حرفت خیلی کثیف بود ورا
منم به اندازه تو بچههامون رو دوست دارم، باشه؟
و هر روز دارم تمام تلاشم رو میکنم
ولی هیچوقت برای تو کافی نیست
برای خودت چی، ولف؟ کافیه؟
برای خودت کافیه؟
معلومه که دلم میخواست بیشتر اینجا باشم. شک نکن
ولی کارها که خودشون انجام نمیشن
تازه قراره سختتر هم بشه
موقع برگشتن، هرگنرات ازم خواست مدیریت تیم مذاکرهکننده رو به عهده بگیرم
دو سال آینده یه چالش بزرگ در پیشه
باید هر چیزی رو که خواستیم، عملی کنیم
خل شدی؟
چطور میتونی همچین حرفی بزنی؟
یعنی چی که "دو سال آینده یه چالش در پیشه"؟
تو باید همچین چیزی رو با من در میون بذاری
ولف، یه نگاه به ما بنداز
من بریدم
نینا به کلی مراقبت ویژه احتیاج داره
منم کار دارم، یه بچه یکساله هم دارم
اونوقت تو میای خونه و میگی:
"ببخشید، دو سال آینده قراره چالشبرانگیز باشه."
ولف، دخترت تأخیر در رشد داره
یا یه سندروم دیگه
و هر شش ماه یه دکتر پیدا میشه و یه تشخیص جدید میده
این فقط یه "ویژگی خاص" یا "تفاوت" نیست ولف
این یه چالش فوقالعاده سخته
و تو من رو تنها گذاشتی. نه، نذاشتم
گذاشتی. نه، تو متوجه نیستی
چند بار بهت پیشنهاد دادم که یه پرستار بگیریم؟
"نه، برام سخته یه غریبه تو خونه باشه."
دیگه واقعاً نمیدونم باید چیکار کنم
بحث یه پرستار لعنتی نیست
بحث ماست، به عنوان یه خانواده
ای خدا
دیگه نمیکشم. واقعاً نمیکشم
میرم بخوابم
یادت نره، فردا با "فینکلباخ" قرار داریم
آره
آره، یادمه
آره، فردا ساعت ده
خوبه. حالا دوباره برگرد
تموم شد
عالی بود نینا. حالا میتونی برگردی پیش مامان و بابات
آفرین
خب نینا، یه سوال آخری هم دارم
اون چیه که خیسه و از آسمون میافته؟
یه روباه
یه روباه؟
یکم دربارهش فکر کن
چی خیسه و از آسمون میافته؟
آهان، فهمیدم
یه روباهِ پشمالویِ سیاه
باید استخر توپت رو بذاری زیرش
اونوقت میتونی باهاش بازی کنی
نینا
لطفاً الان جدی بگو
مهمه
چی خیسه و از آسمون میافته؟
ولی اول با سشوار خشکش کن چون روباههای خیس بو میدن
تازه چون پرواز کرده سردش شده
یا شاید هم باد خودش خشکش کرده باشه
اینطوری هم خشکه و هم خیس
اسمش هم "پاچینو"ئه
شاید، ممکنه اسمش این باشه
چه اسم قشنگی، پاچینو. اسم کوچیکه یا فامیلی؟
نینا جان، کارت تموم شد
برو پیش خانم "هنینگ". برات یه اسباببازی کوچولو داره
باید چند لحظه با مامان و بابات حرف بزنم
برو ته راهرو، خانم هنینگ همونجاست
منظورم اینه که، روباه... خب این
نینا واقعاً نسبت به سنش خیلی باهوشه
بله، و قوه تخیل خیلی قویای داره
تو این شکی نیست
ببینید
ناحیه آبی مقادیرِ متناسب با سنش رو نشون میده
نتایج تست نینا، یعنی خط قرمز، کاملاً زیر حد معموله
این خیلی
اونطور که میبینم، شما یه مسیر طولانی و سخت رو برای تشخیص گذروندید
بله، خب، فکر کنم فقط میخوایم بدونیم قضیه چیه
No comments yet. Be the first to leave one.