Informacioni i lëshimit

Fix You E10-[@AirenTeam]
Soul Repairer E10-[@AirenTeam]
Një Komentar nga AirenTeam
کانال تلگرامی ما:@AirenTeam

Etiketat

other
Publikuar më: 2020-06-05
Shkarkime: 9
Dëgjim i Dëmtuar: No

Pamje paraprake e titrave në Farsi Persian

200 rreshtat e parë.

::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::

داریم قرار میذاریم؟

بله؟ - یکم پیش اینو گفتی -

که داریم قرار میذاریم

چرا زانو زده بودی؟

این ارزش زانو زدن رو داشت؟

داشتم بازیگری میکردم

بازیگری؟ - اره -

جدی نبودم داشتم بازی میکردم

یه بازیگر نمیتونه اینطوری بازی کنه؟

زانو زدن و التماس کردن بازی بود؟

چرا؟

تحت تاثیر قرار گرفتی؟

از معاون مدیر هنوز جوابی نگرفتم

معاون مدیر نبود که قراردادت رو کنسل کرد

پس کی بود؟

کی اخراجم کرده؟

مهم نیست کی بوده

مطمئن میشم اینطوری کارتو از دست ندی

به من میسپاریش؟

سعیمو میکنم و حلش میکنم

فقط بهم اعتماد کن و صبر کن

یکم راه بریم؟

زود تر میری؟

چرا همون دیشب بهم نگفتی؟

باید منفجر میشدی

نگهش داشتم

خیلی عالیه

خیلی عجیب بود که

بعد از ۶ ثانیه حالم بهتر شد

همون موقع که تونستم خودمو نگه دارم ، تونستم از اول فکر کنم

آفرین کارت خوب بود

به هر حال ، چرا انقدر باز گفتینش؟

چیو؟

شما دو تا قرار میذارین ، مگه نه؟ - همینطوره -

که چی؟

خیلی محکم و با انرژی

منم بازی کردم - چی؟ -

چطور ، منم بازیگر خوبیم ، نه؟

باید برگردم سر کار

خدافظ

این طرفی نیست

خدافظ

شنیدم دستور شما بوده

چرا اینکارو کردین؟

بذار بپرسم تو چرا اینکارو کردی

بهت گفتم که مراقب باشی

گفتم که کاری نکنی که سوء تفاهم براش ایجاد شه

در موردش جدی هستی؟

اره

چرا همه چیزو برای خودت سخت میکنی؟

بهتر از هر کس دیگه ای میدونی که بیمار های مرزی چقدر خطرناکن

جلوی تو خودشو کشت

و الان داری با یه مرزی دیگه قرار میذاری؟

... من خودم

خیلی زیاد و سخت بهش فکر کردم

"چرا من اینطوریم؟"

" ... چقدر احمق باید باشم"

" که یه کارو دو بار انجام بدم؟ "

وقتی دیدمش نمیدونستم یه بیمار مرزی ئه

وقتی فهمیدم ، سعی کردم متوقفش کنم

حتی از درمانش دوری کردم

، سعی کردم ازش دوری کنم

ولی نتونستم

هر چقدر سخت تلاش کردم ، نتونستم

نمیتونی یه فرد عادی رو دوست داشته باشی؟

فرق نرمال و غیرنرمال چیه؟

نمیتونی با یه فرد معمولی قرار بذاری؟ یه فردی که مریض نباشه؟

! منم یه مریضم

داشتم برنامه میریختم تا خانم هان استعفا بده

ولی نه اینطوری

باشه

مجبورت نمیکنم رهاش کنی از اون جایی که یه مریضه

ولی باید صحنه درمانی رو ترک کنه

حتی مدیر هم میخواد بره

! دکتر پارک - همینطور فکر میکنم‌ -

به کسی نیاز داری که راهنماییت کنه

از امروز ، من بالادست توام

بیا درست پیش بریم ، باشه؟

لطفا دوباره بهش فکر کن

فکر کردن این که میتونی همه رو درمان کنی رو تمومش کن

اون جلوی تو خودشو کشت

و الان داری با یه بیمار مرزی دیگه قرار میذاری؟

نمیتونی یه آدم نرمالو دوست داشته باشی؟

این دفعه فرق میکنه

... قول میدم که

متفاوتش کنم

ممنون که امروز بیمارهارو اینجا اوردید

همه با روحیه های بالا رفتن

به جز دعوای آخر سر

آتیش نشانی که مشت خورد ، صورتش خوبه؟

ازم خواست تا از بیمار به خاطر مشت زدن بهش تشکر کنم

قبلا زیاد اینو میگفت

، که اگه آتیشو زودتر خاموش میکرد

اون بچه ها دیگه نمیمردن

میخواست که تنبیه بشه

درسته

چطوریه که افرادی که باید احساس گناه کنن ، خوبن

و آخرش افراد بی گناه احساس گناه میکنن؟

همینو بگو

تو دوست صمیمی شی جون هستی؟

چرا میپرسی؟

چون مریضیش کامل دست و بالشو بسته

مدام باهاش ملاقات کن

مشکلی براش پیش اومده؟

نه ، مشکلی نداره

فقط این که یکم زیادی روی بیمارهاش تمرکز میکنه

هنوزم توی دفترش میخوابه

دوست خوبی براش میشم

دکتر - مدت زیادی میگذره -

یه ماشین پشتمه ، باید برم

منم میام

باید یه چیزی بهت بگم

چی میخوای بگی؟

دکتر جی

چرا یکم پیش منو نادیده گرفتین؟

به خودم مربوطه

کجا بریم؟

شنیدم بیمار وو جونگ مرده

منم شنیدم ، راسته؟

تعجب نکردم

اتفاق میفته

میخواستم روانپزشکی رو انتخاب کنم تا از خون دوری کنم

فقط اینجا یه انترن ئم

ولی فکر میکنم چیزهایی بدتر از خون اینجا اتفاق میفته

شما بچه ها

... میدونید اولین وضعیت

تبدیل به یه روانپزشک چیه؟

همدلی نسبت به بقیه؟

نه ، فکر میکنم دقیقا برعکسش

نباید کمتر همدلی کنی؟

نباید زیاد گریه کنی و باید یه قلب از یخ داشته باشی

یا این که داستان های مریض ها دیوونه ات میکنه

گونگ جی هی - بله -

مشکلی پیش اومده؟

نه ، چیزی نیست

ممنون برای غذا - متشکرم -

بعدی چیه؟

جی هی

تو زودتر برو - باشه -

چیه؟ باید زود برگردم

چرا هیچی نخوردی؟

مشکلی پیش اومده؟

چرا وو جو داره با دکتر لی قرار میذاره؟

تو میدونستی ، مگه نه؟ - اوه ، اون؟ -

داستانش درازه

مشکل وو جو چیه؟

چرا دکتر لی بین این همه مرد؟

قرار نمیذارن‌ ، فقط وو جو دوستش داره

یکم پیش همه چیو دیدم

چون هیچ کس دیگه ای نیست دکتر لی رو از راه به در کرده؟

چقدر طول میکشه؟

فقط به دکتر لی آسیب میزنه

مراقب حرفات باش ، این یه تهمته

کی کیو از راه به در کرده؟

و وو جو کسیه که همیشه آسیب میبینه ، هیچ وقت به بقیه آسیب نمیزنه

باید جلوشو میگرفتی - گرفتم‌ -

فکر میکنی وو جو مناسب دکتر لی ئه؟

گونگ جی هی ، داری چیکار میکنی؟

یادت رفته وو جو برات چیکارا کرده؟

... خیلی افتخار میکرد که توی مدرسه کارت خوب بوده

و بهت یه عالمه پول داد ، برات کامپیوتر گرفت

هر چیزی که از کلاس های بازیگری میگرفت ، میداد به تو

چرا یهویی این موضوعو پیش میکشی؟

چون داری از بالا بهش نگاه میکنی ، این کاری نیست که داری میکنی؟

خدای من ، باورنکردیه

میخواستم ببینمتون

واقعا؟ - ... میخواستم عذرخواهی کنم‌ -

برای رفتار دفعه پیشم

و یه چیزی هست که میخواستم باهاش باهاتون صحبت کنم

الان دکتر لی رو داری

از حالا به بعد باید با اون صحبت کنی

خوب نیست که انقدر زود به زود دکترهاتو عوض کنی

بله ، موضوع اینه که

در مورد دکتر لی ئه

چیه؟

امروز

... یه چیزی رو به معاون مدیر

اعلام کرد

بهش گفت که ما قرار میذاریم

یه جور خیلی باحال

و الان خیلی هیجان زده ام

ولی از یه طرف

نگرانم

نمیدونم چقدر طول میکشه

نگرانم دوباره رها بشم

و نگرانم که اگه این اتفاق بیفته ، نتونم تحملش کنم

... پس میخوام بدونم

وقتی هنوز اوضاع خوبه باید فرار کنم

مشکل چیه؟

میخوام خیلی با دقت بهم گوش بدید

باشه - ... ازم میخوای که یه دکتر باشم‌ -

یا یه دوست؟

یه دوست

وو جو

میدونی برای عاشق بودن یه فرد به چی نیاز داریم؟

باید بتونیم بدون هیچ قید و شرطی بهش اعتماد کنیم

اگه نتونی به هیچ کس اعتماد کنی لیاقت عاشق بودن رو نداری

و همه ی اینا بستگی به تو داره

اگه همیشه مشکوک ، عصبانی و اعصاب خورد کن باشی

Komentet

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left