Wormtown

Wormtown

Shkarko Titrat Farsi Persian

Informacioni i lëshimit

Wormtown 2025 1080p AMZN WEB DL
Një Komentar nga Don Milo

Etiketat

webdl
Publikuar më: 2025-11-25
Shkarkime: 124
Dëgjim i Dëmtuar: No

Pamje paraprake e titrave në Farsi Persian

200 rreshtat e parë.

‏‫بازم ممنونم که‬ ‏‫منو اینقدر دیر پذیرفتید.‬

‏‫من حتی روزها هم‬ ‏‫پرده‌هام رو باز نمی‌کردم،‬

‏‫چه برسه به بیرون رفتن.‬

‏‫و پوستم از بین میره، میسوزه.‬

‏‫پس فقط به چشم‌ها‬ ‏‫مربوط نمیشه، آقای شهردار.‬

‏‫نه.‬

‏‫آه، اما الان،‬

‏‫هر وقت گوشی‌ام رو‬ ‏‫روشن می‌کنم، سعی می‌کنم تلویزیون ببینم،‬

‏‫فشار خونم... میره بالا.‬

‏‫قفسه سینه‌ام درد می‌گیره.‬

‏‫می‌دونید، شاید همسایه‌های‬ ‏‫آمییش ما،‬

‏‫شاید نکته‌ای رو کشف کرده باشن، هان؟‬

‏‫خب، آقای شهردار،‬

‏‫من میگم روی حساسیت‬ ‏‫به نور تمرکز کنیم،‬

‏‫و بقیه مسائل‬ ‏‫می‌تونه علائم جسمانی باشه.‬

‏‫اگه توی سرمه، بهم بگید،‬

‏‫چطور توی تاریکی‬ ‏‫همه چیز رو می‌بینم؟‬

‏‫خط اول: ای. خط‬ ‏‫آخر: اِی-زی-اِل-وی-اِی-اِن.‬

‏‫می‌تونم کل پرونده‌تون رو بخونم.‬

‏‫انگار نوری،‬

‏‫از چشم‌هام بیرون میاد‬ ‏‫و تاریکی رو روشن می‌کنه.‬

‏‫واقعاً چیز قشنگیه.‬

‏‫باشه، یه نگاه بنداز.‬

‏‫باشه. تکون نخور.‬

‏‫وای.‬

‏‫چیه؟ بگو دکتر.‬

‏‫چی می‌بینی؟‬

‏‫و این شهردار جاشواست، که یه شب‬ ‏‫دیگه عالی‬

‏‫آرامش و صلح رو اینجا‬ ‏‫در اَشلند، اوهایو، به پایان میرسونه.‬

‏‫پیش‌بینی آب و هوای امروز،‬

‏‫آسمون صاف، روشن و آفتابی.‬

‏‫پس لطفاً ایمن باشید‬ ‏‫و هر احتیاطی رو انجام بدید.‬

‏‫مثل همیشه، یه تشکر ویژه‬ ‏‫از نیروهای کلاهدارمون‬

‏‫به خاطر تمام خدمتشون.‬

‏‫- به حساب من. - ممنونم.‬

‏‫بیایید از دامدارامون‬ ‏‫مراقبت کنیم،‬

‏‫همون‌طوری که اونا از ما مراقبت می‌کنن.‬

‏‫و با پایان یافتن شب،‬ ‏‫برای همسایه‌هامون دعا کنیم‬

‏‫که هنوز زیر نور خیره‌کننده‬ ‏‫خورشید قدم می‌زنن.‬

‏‫تا ما بتونیم‬ ‏‫نور حقیقی رو بهشون نشون بدیم.‬

‏‫شما نور جهان هستید.‬

‏‫شهری که بر بلندای کوه‬ ‏‫قرار گرفته، پنهان نمیشه.‬

‏‫خدا برای همه ما برنامه‌ای داره.‬

‏‫- برای خیر بزرگتر. - برای خیر بزرگتر.‬

‏‫و یادتون باشه، قبل از اینکه‬ ‏‫به ایمانتون شک کنید،‬

‏‫به شک‌هاتون شک کنید. - به شک‌هاتون شک کنید.‬

‏‫نه، نه نمی‌تونم.‬

‏‫می‌دونی که باید بره.‬

‏‫می‌دونی. می‌دونی که باید بره.‬

‏‫حالا قراره ایمن باشیم.‬ ‏‫قراره ایمن باشیم.‬

‏‫خب، صبح بخیر،‬

‏‫و آسلند، خواب‌های شیرین ببینی.‬

‏‫شهردار جاشوا، خداحافظ.‬

‏‫پنج دقیقه دیگه برمی‌گردم،‬

‏‫بهتره آماده خواب باشی، بچه.‬

‏‫تامی، پاشو!‬

‏‫تامی، پاشو!‬

‏‫تامی؟‬

‏‫تامی! بیا تو!‬

‏‫پاشو! توروخدا!‬ ‏‫تامی! پاشو!‬

‏‫بجنب مرد!‬ ‏‫تامی، پاشو!‬

‏‫مامان!‬

‏‫لعنتی! لعنتی!‬

‏‫مامان!‬

‏‫مامان!‬

‏‫تامی!‬

‏‫مامان!‬

‏‫خدایا!‬

‏‫نه، توروخدا.‬

‏‫مامان!‬

‏‫تامی!‬

‏‫نه!‬

‏‫تامی!‬

‏‫صبح بخیر.‬

‏‫آره.‬

‏‫گرگ؟ منم.‬ ‏‫فقط داشتم حالمو می‌پرسیدم.‬

‏‫گرگ؟‬

‏‫می‌دونی، فکر نمی‌کنم سالم باشه‬

‏‫که انقدر ذهنت درگیر گذشته باشه.‬

‏‫می‌دونی، یه روز تو هم بالاخره‬ ‏‫یکی رو پیدا می‌کنی. تو...‬

‏‫وای خدای من، رُز. خفه شو.‬

‏‫تو روانشناس من نیستی.‬

‏‫اوه، خوبه.‬

‏‫رُز، اینو دوست خواهی داشت.‬

‏‫ببخشید بچه.‬

‏‫باشه.‬

‏‫باشه.‬

‏‫خب شما اینجا داخل حفره سینه رو می‌بینید.‬

‏‫به نظر میاد غلظت بیشتری‬

‏‫ازشون اینجا باشه تا توی اندام‌ها.‬

‏‫لعنتی!‬

‏‫رُز!‬

‏‫امیدوارم بتونی ببینیش. ها! درست می‌گفتی.‬

‏‫کاملاً دور قلب رو گرفته.‬

‏‫اما خیلی تنگه.‬

‏‫قلب در چند نقطه پاره شده.‬

‏‫واکنش به خورشیده.‬

‏‫هی!‬

‏‫حیوان عوضی، ولش کن!‬

‏‫شیت!‬

‏‫اون پسر منه!‬

‏‫هی کارا.‬

‏‫کارا!‬

‏‫چیه؟‬

‏‫میخوای یه سیگنال‬ ‏‫۲.۵ گیگاهرتزی ببینی؟‬

‏‫بلوتوثه. روی کرم‌ها.‬

‏‫باشه. پیام دریافت شد.‬

‏‫جس؟‬

‏‫کجا؟ کجا؟‬

‏‫اوضاع بده.‬

‏‫اوه، گردن، صورت،‬

‏‫شاید هم بیشتر.‬

‏‫خون من نیست.‬

‏‫چشماتو ببند.‬

‏‫ببخشید، تکون نخور.‬

‏‫بذار یه نگاهی بندازم‬ ‏‫که چیزی همراهت نیست.‬

‏‫امروز دیدمش. کرم قلب. حق با تو بود.‬

‏‫از جریان خون تغذیه می‌کنه.‬

‏‫این یکی زیر آفتاب مرد،‬

‏‫ولی کرم قلب بود‬ ‏‫که اونو کشت.‬

‏‫نمونه‌های خوبی برات پیدا کردم.‬

‏‫من، می‌دونم نمونه چشم می‌خواستی،‬

‏‫ولی این خیلی از بین رفته بود.‬

‏‫جس، چیکار کردی؟‬

‏‫خراب کردم.‬

‏‫سُر خوردم.‬

‏‫ولی اون شیرینی‌هات رو برات آوردم.‬

‏‫من تظاهر می‌کنم. خشک شدن.‬

‏‫اوه، خیلی عصبانی هستی.‬

‏‫اشکالی نداره، درسته؟‬

‏‫هنوز بهت احتیاج دارم.‬

‏‫خودتو به میز تکیه بده.‬

‏‫من، من دارم درش میارم.‬

‏‫اوه، اون چیز تمیزه؟‬

‏‫همین حالا! قبل از اینکه‬ ‏‫بیشتر نفوذ کنه.‬

‏‫آخ!‬

‏‫اوه، لعنتی، لعنتی، لعنتی.‬

‏‫لطفاً ساکت شو! ساکت شو!‬

‏‫پنج. چهار. سه.‬

‏‫آخ، لعنتی! تو همیشه روی سه این کارو می‌کنی!‬

‏‫تکون نخور! بس کن! بس کن!‬

‏‫فشار بده.‬

‏‫خواهش می‌کنم.‬

‏‫و مجدداً به خونه خودتون‬ ‏‫خوش آمدید به یک شب دیگر‬

‏‫آرامش و سکوت.‬

‏‫آرامش و سکوت.‬

‏‫مثل دوتا 'آرامش' توی یه غلاف، درسته؟‬

‏‫پس لطفاً، دوستان، یادتون باشه‬

‏‫که سلاح گرمتون رو‬ ‏‫ایمن قفل کنید.‬

‏‫صدای شلیک گلوله و صداهای بلند دیگه‬ ‏‫مهمون‌های ما رو می‌ترسونه.‬

‏‫بدن ما معبد ماست.‬

‏‫که جای خوبی برای‬ ‏‫مسابقات تخریب نیست.‬

‏‫یادت باشه، ماشه رو بکشی،‬ ‏‫قلبت رو نابود می‌کنی.‬

‏‫ارمیا هشدار داد، قلبم.‬

‏‫قلبم. از درد می‌پیچم به خودم.‬

‏‫قلبم توی سینه‌م می‌کوبه.‬

‏‫آرام و قرار ندارم چون‬ ‏‫صدای جنگ رو شنیدم.‬

‏‫تا کی می‌خوایم مثل راکون‌ها‬ ‏‫زندگی کنیم؟‬

‏‫باید برم یه کم هوا بخورم.‬

‏‫کارا، بیا بریم.‬ ‏‫تقریباً تاریکه.‬

‏‫و شب‌زنده‌دارها‬ ‏‫یه کارایی دارن می‌کنن.‬

‏‫ما دوستت داریم.‬

‏‫آره، منم دوستتون دارم.‬

‏‫زود برمی‌گردم.‬

‏‫اشعیا‬ ‏‫هشدار داد: در شب‬

‏‫جهان ویران و‬

‏‫ساکت شده است.‬

‏‫بر سر همه‌شون‬ ‏‫کچلی خواهد بود‬

‏‫و همه از شدت گریه‬ ‏‫جیغ و ناله خواهند کرد.‬

‏‫ویرانی، اندوه‬ ‏‫و اندوهی شدید.‬

‏‫خیلی بد به نظر میاد.‬

‏‫ولی اشکِلند، ما با لبخند‬ ‏‫به استقبال شب می‌ریم.‬

‏‫به شک‌هات شک کن. به شک‌هات شک کن. به شک‌هات شک کن.‬

‏‫منم دوست دارم.‬ ‏‫خیلی دوست دارم.‬

‏‫هرزه‌ها.‬

‏‫ای زباله‌گردای کثافتکار.‬

‏‫میشه مدرک شناسایی‌تون رو ببینم؟‬

‏‫گیج شدم.‬ ‏‫شما پلیس هستید؟‬

‏‫تفویض اختیار اضطراری‬ ‏‫توسط خود شهردار، خانم.‬

‏‫یک تخلف بزرگ‬ ‏‫رخ داده است.‬

‏‫یک کسب‌وکار بد با‬ ‏‫جسد یک پسر جوان‬

‏‫در حالی که همه تو شهر خواب بودن.‬

‏‫خب--‬

‏‫شاید همه نه.‬

‏‫خب؟‬

‏‫خب، شما با مشخصات‬ ‏‫جور درمی‌آی.‬

‏‫باید بذاریم شاهد‬ ‏‫این قضیه رو روشن کنه،‬

‏‫فقط یه دقیقه طول می‌کشه.‬

‏‫بیا بالا. این ماشین محشره.‬

‏‫منظورت صندلی عقبه؟‬

‏‫صندلی عقب برای مجرم‌هاست. تو مجرمی؟‬

‏‫-نه.‬ ‏‫-البته که نه.‬

‏‫و ما پلیس نیستیم.‬

‏‫پس به باغاتون رسیدگی کنید‬

‏‫و به دامدارانمون اعتماد کنید تا از‬ ‏‫سرزمینمون محافظت کنن.‬

‏‫به لطف اون‌ها، غارتگرها،‬ ‏‫متجاوزها،‬

‏‫باندهای بی‌قانونی که‬ ‏‫در سراسر دنیا می‌چرخن،‬

‏‫بیرون مرزهای ما نگه داشته می‌شن.‬

‏‫عیسی به ما آموخت که باید برای درو‬ ‏‫صبور باشیم‬

‏‫تا گندم رو از علف‌های هرز‬

Wormtown subtitles in other languages

Komentet

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left