200 rreshtat e parë.
هی، دیشب "صبحهای خاکستری" رو دیدین؟
وای! خیلی خوب بود. اون پایانش؟
نه، نه، نه. هیس
بروس، تو دیدی؟
"صبحهای خاکستری"؟
آره، البته. هیچوقت از دستش نمیدم
هرچی خاکستریتر، بهتر
بروس یه عادت رو اعصاب داره که پز میده
در مورد این درامهای بریتانیایی سطح بالا
که هیچکس دیگهای ندیده
واسه همین تصمیم گرفتیم در مورد یه سریالی حرف بزنیم
که عاشقشیم ولی بروس نمیتونه ببینه
چون اصلاً وجود خارجی نداره
بعد اونجایی که آقای پاتر چشمبندش رو برداشت چی؟
آه، بله، همون چشمبند
باید برداشته میشد
و اون رابطهاش با دوشس؟
با دوشس. عجب رسواییای بود
خب، "دِیم" مورد علاقهات کیه؟
اوه، دِیم مورد علاقه. سوال خوبیه
سوال عالیایه
دِیم، دِیم
سخته فقط یکی رو انتخاب کنی. اِ
کی محبوب منه؟
ببخشید، من
اوه خدای من
کیث مُرد. صبر کن، چی؟
چی؟ وای خدای من. چی شد؟
صبر کن، کیثی که اینجا کار میکنه؟ نه
منظورت چیه؟ بروس
کیث حالش خوبه
آره، فقط لازم بود یه جوری از اون موقعیت بیام بیرون
آره، واقعاً به عواقب این یکی فکر نکرده بودم
تازه، علاوه بر همهی اینها
مجبور شدم مثلاً ۸۰ دلار هم بابت کارمزد بلیت بدم
شوخی میکنی؟ - میدونم
ولی مگه چارهی دیگهای هم داشتم؟
بحثِ بت میدلره
نه، این پیام رو ببین
قراره بعداً یه مهمونی "بوتاکس و شامپاین" راه بندازم
و پرستارم درست لحظهی آخر کنسل کرد
اوه
به خدا این پرستارها خیلی بدقولن
مهمونی بوتاکس و شامپاین دیگه چیه؟
کار جانبیِ سریناست
فقط یه مشت خانمِ خوشگذرون دور هم جمع میشن
شامپاین میخوریم و غیبت میکنیم و بعدش
منم به صورتشون سم تزریق میکنم تا جلوی پیر شدنشون رو بگیرم
تو که یه پرستار تماموقتی
دیگه چرا به شغل دوم نیاز داری؟
آخه زندگی خرج داره
آره، بعضی وقتا مو کوتاه میکنم. - اوه، نمیدونستم
آره، راستش موهای داکوتا رو هم خودم کوتاه کردم
اوه، چه خوب
از برادرزادهی احمقم پرستاری میکنم
شغل دوم ندارم ولی من و زنم، لیندا
عضو جامعهی "فایر" هستیم
یعنی استقلال مالی و بازنشستگی زودهنگام
تا جایی که بشه کم خرج میکنیم
میوههای لکدارِ تخفیفی میخریم و گوشت چرخکردههایی که تاریخشون داره تموم میشه
نه بابا. خیلی خب کیث، بسه دیگه
ساعت ۱۰ صبحه
هیچکس نمیخواد تو و زنت رو موقع خوردن اون گوشتها تصور کنه
شاید بگید قدیمی فک میکنم ولی همیشه معتقدم
اگه درست پسانداز کنی، کارت راه میافته
سر این موز ۳ سنت سود کردم
باید قبل از اینکه پشهها از توش بزنن بیرون بخورمش
به به، به به
ممم
اصلاً لازم نیست بجویش
چطوری جذاب؟
پایه هستی واسه این قضیه بوتاکس
بعداً با من بیای؟
خوش میگذره، جو باحالیه، کلی خانومِ باحال هستن
اوه، امشب برنامه دارم
اوه، راست میگی، شبِ تاکو
وای، واقعاً
خیلی ضایعست که تو اینو میدونی
اوم، باشه، میدونی چیه؟ آره، اتفاقاً
میام. جدی؟
آره، چرا که نه؟
همیشه میگم باید بیشتر بزنم بیرون
اوه، عالیه
قسم میخورم خوش میگذره
کلاً ده دقیقه آماده کردن سوزنهاست
ولی بعدش در واقع بهت پول میدن
دلار میگیری که فقط خوش بگذرونی ۱۵۰
عاشقشم
هم با دوستم میگردم، هم ۱۵۰، ۲۰۰ دلاری کاسب میشم
همون ۱۵۰ تائه. - که اونم عالیه
متیو، همونطور که لابد میدونی
تازگیها یه رابطهی طولانیمدت رو تموم کردم
آره، متأسفم بابتش
نه، نباش، چون دارم بهترین روزای عمرم رو میگذرونم
به هر حال، سندرسون اشلی همین الاناست که برسه
و باید این کارتن رو ببره
فعلاً با هم حرف نمیزنیم
و میخوام این آشغالها از اینجا بره بیرون
فقط یه سری وسیلههای شخصیه
لباس شناش و کارت تخفیف رستورانش
اوه، این پلاک دندون شباشه
حواست باشه حتماً اینو بهش بدی
وگرنه بالش طبیاش رو تیکه و پاره میکنه
مشکلی نیست. از پسش برمیآم
وایسا، وایسا
سندرسون الان تو وضعیت خیلی حساسیـه، خب؟
پس ازت میخوام ملایم ولی خیلی قاطع باشی
متوجهی؟ آلدنته
مت، دارم واقعاً ناامید میشم
بیا یکم نقش بازی کنیم
نشونم بده چطوری قراره اینو بهش بدی
باشه
اینو جویس داده
نه، نه
باید همینطوری ولش کنی بره، بیخیالتر باش
اینو جویس داده
اوه، اینو جویس داده
اینو جویس داده. اینو
جویس داده. اوکی
تو اون لحظه خودت دستت میاد چیکار کنی
اوکی، ردیفش میکنیم
اینو جویس داده. نه، نشد
خب، باید بپرسم
با پولات چیکار میکنی پیرمرد؟
همینطوری میخوابونیش تو بازار، هان؟
صندوقهای ایتیاف؟ از اینایی هستی که تو «ونگارد» سرمایهگذاری میکنن؟
خب، پساندازه دیگه، پس تو حساب پساندازمه
اوه، حساب پسانداز؟
آهان، اوکی
پس مثل اینه که پولتو بذاری تو لنگه کفش کهنه، منتها تو بانک
اوه، چه بامزه
یه نگاه به این بنداز
ماههاست که چشمم دنبال این صندلی ماساژه
واسه همین هر برج موقع حقوق، یه ذره از اون پولو برمیدارم
میذارمش تو صندوقِ صندلیم
و تو ۱۲ تا ۱۸ ماه... آره، من همین الان یکی خریدم
میذارمش تو اتاق کارِ خونهم که بتونم به عنوان هزینه از مالیات کمش کنم
چی؟
رانی، گوش کن چی میگم
فقط با سودهای کریپتوم، اونقدر سریع نمیتونم خرج کنم
که بتونم مالیات رو خنثی کنم
حرف من کلاً اینه
خب، اینا سرمایهگذاریهای منان، خب؟
و اینم ارزش حساب پسانداز توئه
نه، ببخشید
یادم رفت تورم رو هم حساب کنم
پس، پِتتت
اونم که ماژیک شارپیه
نه، این دیگه پاکبشو نیست
مهم نیست. اصل مطلب همونه که گفتم
چقدر ژاکتت قشنگه
اوه، مرسی
فقط خوشحالم یه چیزی پوشیدم که
روش لکهی سس ماکارونی نیست
آخه بچه دارم
واسه همین وقتی خودم ماکارونی میخورم، کثیفکاری نمیشه
تعریف از خود نباشه
خیلی خندهدار بود. مرسی
منو یاد واندا سایکس میندازی
خب، من برم یه ته-بندی بکنم
ولی از جات تکون نخوریا. اوه
اوه
خدایا، عاشق این دخترام. مگه نه؟
آره. دیدی گفتم
وای، اون دختره چقدر جوون میزنه
اون کیه؟ دخترِ کسیه؟
اوه، نه، اون کیتیه. از مشتریهای همیشگیه
فکر میکردم واسه بوتاکس باید بالای ۱۸ سال باشی
آره، بالای ۱۸ سالشه
اوه. ولی... مطمئنی؟
آخه خیلی خیلی جوون به نظر میاد
الکس، همه اینجا بالای ۱۸ سالن
فقط سخت نگیر
داری پول میگیری که خوش بگذرونی
پس خوش بگذرون دختر. باشه
دارم خوش میگذرونم
عملیات خوشگذرونی از همین الان شروع شد
ساندرسون؟
اوه
از کراواتت خوشم میاد. مرسی
برند هیلفیگره
جویس کجاست؟
اوه، اون ازم خواست که
این از طرف جویسه
که اینطور
خاطرات زندگی گذشته
لطفاً اینو از طرف من بده به جویس
ببخشید، یه کم نم داره
تو ماشین یه ذره از نوشیدنی رژیمیم ریخت روش
اوه، آره، همینجا
اوه، ساندرسون؟
خودتی؟ اینجا چیکار میکنی؟
سلام
فقط اومدم وسایلمو ببرم
اوه، قرار بود امروز بیای؟
کلاً یادم رفته بود
همین الان تو دفترت در موردش حرف زدیم، مثلاً
فقط ساکت شو. اوه، آره
ام، واو
خیلی حرفهای به نظر میای
No comments yet. Be the first to leave one.