Foyle's War

Foyle's War

Shkarko Titrat Farsi Persian

Sezoni 3

Informacioni i lëshimit

Foyles War S03E04 A War of Nerves 1080p ITV WEB-DL AAC2 0 H 264-WILLOW
Një Komentar nga warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 3 قسمت 4 Foyles.War زیرنویس فارسی سریال

Etiketat

webdl
Publikuar më: 2025-12-23
Shkarkime: 7
Dëgjim i Dëmtuar: No

Pamje paraprake e titrave në Farsi Persian

200 rreshtat e parë.

باز هم همون قبلی؟ نمی‌دونم جک

تازه ساعت نه و نیمه. من باید ساعت شش بیدار شم

کشتی‌سازی

تو که تمام روز رو روی صندلیت می‌شینی. دیگه نگرانیت واسه چیه؟

تد، باز هم همون قبلی

یالا آقایان. دیگه به اندازه کافی نوشیدید. وقتشه برید خونه

راست میگه جک. بیا بریم. خودم تا خونه می‌رسونمت. دست بردار

جک. لازم نیست من رو تا خونه برسونی. من که بچه نیستم

منظورم اون نبود. فکر کردی از تاریکی می‌ترسم؟

هان؟ اینجا دعوا مرافعه راه نندازید. آروم برید بیرون وگرنه به پلیس خبر می‌دم

من از هیچ‌چی نمی‌ترسم! یالا جک، بیا بریم

فقط دستت رو از روی من بردار

لعنتی

تو نمی‌دونی ترس یعنی چی، درک

تو یه کار نون و آب‌دار و راحت داری

نماینده کارگرا. فرض کن یکی یه گلوله درست وسط پیشونیت خالی کنه

اون لعنتی رو از کجا آوردی؟

یالا

بذارش زمین

زمان داره می‌گذره، درک

حالا می‌فهمی چه حسی داره

ده، نه

هشت... ببخشید

بزن به چاک. راستش من با پلیس هستم

پلیس؟ خب، یه جورایی

داشتم نوشیدنیم رو می‌خوردم، و واقعاً فکر می‌کنم بهتره اون رو بذاری زمین

چرا مجبورم نمی‌کنی؟ تو که به کسی شلیک نمی‌کنی

ما همه‌مون تو یک جبهه هستیم. پس چرا اسلحه رو نمی‌ذاری زمین؟

می‌شینیم و با یه آبجوی دیگه دربارش گپ می‌زنیم

اون دیگه چیزی نمی‌خوره. یالا

نمی‌خوای بیشتر از این توی دردسر بیفتی، مگه نه؟

اسلحه رو بده به من

هر چی اون خانم میگه انجام بده جک. یالا

فقط می‌خواستم یه چیزی رو ثابت کنم. همین

بله، فکر می‌کنم حرفت رو ثابت کردی

خودشه. داشت اسلحه می‌کشید

بهتره با من بیای. اسمت چیه؟

اسمش جک آرچره. مهندس سلطنتی هستی؟ خب، یالا راه بیفت

منم میام. رفیقشم. وودگیت هستم

کارتون خیلی شجاعانه بود، خانم

این‌طور جلوش ایستادید! واقعاً نه

فکر کنم فقط داشت خودنمایی می‌کرد. حتی فکر نمی‌کنم اسلحه پر بوده باشه

اه

پوف

صبح بخیر. دستیار کمیسر، رُز هستم

با بازرس ارشد، فویل کار دارم

منتظر شما هستن، قربان؟ اینش مهم نیست

می‌تونید من رو به دفترشون راهنمایی کنید؟

از این طرف، قربان

فویل. کمیسر

امیدوارم مزاحم نشده باشم

حالا که گفتید، زمان‌های بهتری هم بود، اما

مشغولی؟ بله

مشغول چی؟ خب، راستش

یه گروهی اینجا در طول ساحل فعالیت می‌کنن

از لاستیک گرفته تا فولاد و الوار، هر چی گیرشون میاد می‌دزدن

و اونا رو به پیمانکارهای خصوصی می‌فروشن

فکر نمی‌کنم با گم شدن چند تا لاستیک

تلاش‌های جنگی لطمه‌ای ببینه. من دقیقاً باهاتون موافق نیستم

نیستی؟ نه، نیستم

کاروان‌های اقیانوس اطلس آسیب می‌بینن، چون کشتی‌سازی‌ها نمی‌تونن شناورها رو تعمیر کنن

وقتی ورق‌های جوشکاری ناپدید شده باشن

قطارهای حامل سربازها بدون مصالح لازم برای تعمیرات نمی‌تونن حرکت کنن

جرم‌های کوچیک، اما با تأثیری بزرگ بر روند جنگ

بله، بله. بسیار خب. حالا می‌خوای چی کار کنی؟

اوه، ما موفق شدیم یه شرکت فروش مصالح ساختمانی راه بندازیم

که خودمون اداره‌اش می‌کنیم؛ سه ماه طول کشید تا این کار رو بکنیم

مطمئنم می‌تونی کار رو به بقیه بسپری. موضوع دیگه‌ای پیش اومده

می‌خوام شخصاً مسئولیتش رو به عهده بگیری

تا حالا چیزی شنیدی

در مورد «مجمع خلق»؟

خب... روشنفکرهای چپ‌گرا که مقرشون در لندنه

روشنفکر؟! اونا آشوبگرهای کمونیست هستن

بی‌دلیل دارن بلوا به پا می‌کنن

از حکومت مردمی و صلح مردمی حرف می‌زنن

خزعبلاتِ خطرناکِ ستونِ پنجم

هرچند تا جایی که می‌دونم، دقیقاً غیرقانونی نیست

یکی از رهبرهاشون مردیه به اسم ریموند کارتر

خبر رسیده که داره میاد به این طرف‌ها

همراه با نامزدش توی هتل ریجنسی اینجا در هیستینگز اتاق رزرو کرده

می‌خوام تحت نظر داشته باشیش. قربان، من یکم وقتم کمه

اونی که تصمیم می‌گیره با وقتت چی کار کنی، من هستم

کارتر با اتحادیه‌های کارگری و شوراهای محلی صحبت می‌کنه. گوش کن

تو همونی بودی که داشتی درباره خطوط راه‌آهن و کشتی‌سازی‌ها حرف می‌زدی

اون یه بلشویکِ فتنه‌انگیزه. می‌تونه آسیب‌های جبران‌ناپذیری بزنه

و با افکارش کار روزمره رو مختل کنه

من که نمی‌تونم جلوی جلساتش رو بگیرم. خب

اگه لازم شد، می‌تونی به جرم فتنه‌انگیزی بازداشتش کنی

یادمه همین اواخر لازم شد که من رو به جرم فتنه‌انگیزی بازداشت کنن

خب... اون یه سوءتفاهم بود، مگه نه؟

مگه این نیست؟

این همون چیزیه که می‌خوام بررسی کنی

زیر نظر داشته باشش

ببین با کی ملاقات می‌کنه

کارهایی از این قبیل. بعدش گزارش بده

و پیشنهادتون چیه که با بقیه کارها چی کار کنم؟

اولویت با اینه

پل

می‌تونم کمکتون کنم؟

شما رئیس هستید، درسته؟

درسته

خبردار شدم که شاید بتونم کمکی بهتون بکنم

متأسفم. ما جای خالی برای استخدام نداریم

دنبال کار نمی‌گردم

پس چطور می‌تونید کمکم کنید؟

دنبال مصالح می‌گردید؟

همه دنبال مصالح هستن

خب، همه جای درست رو نمی‌گردن

دنبال چی هستید؟

تو «ایست‌بورن» یه پروژه دارم. پناهگاه ضد هوایی خصوصی

چاله رو کندیم، اما باید دیواره‌هاش رو محکم کنیم و براش سقف بذاریم

خورده‌ریزه‌های دیگه. یه نگاهی بندازید

من می‌تونم همه این‌ها رو تهیه کنم

از کجا؟

سوال نپرس تا دروغ نشنوی

شعرش که این‌جوری میگه

بسیار خب

چقدر؟ این شد یه حرفی

پوند پیش‌پرداخت. ۱۵ پوند هم موقع تحویل ۱۵

پوند پول زیادیه که بخوام به کسی بدم که تا حالا ندیدمش ۱۵

چطور بدونم می‌تونم بهتون اعتماد کنم؟

باز هم دارید سوال‌های احمقانه می‌پرسید

خیلی خب. اسمتون رو بگید

شما اسم من رو می‌دونید. فکر کنم باید دوطرفه باشه

اسمم کیمبل هست. ایان کیمبل

چقدر طول می‌کشه؟

همین امشب می‌تونیم انجامش بدیم. به یه کامیون احتیاج دارید

بعد از کار. ساعت هشت، خوبه؟

کارخانه قدیمی ترانسفورماتور در انتهای خیابان بلک‌وود

بله، می‌شناسمش. اونجا می‌بینمتون

بقیه پول رو هم بیارید، و نمی‌خوام کسی همراهتون باشه

یکی رو لازم دارم که برای حمل و نقل وسایل کمکم کنه

یک نفر. یک کامیون

همون کافیه

ببین کجا میره

صدای آژیر کارخانه

دوشیزه استوارت

می‌شه یک لحظه وقتتون رو بگیرم؟

نگید که باز هم جلوی ورودی پارک کردم. نه

نه. درباره اون قضیه اون شب در مهمان‌سرای کینگز هِد هست

چی؟ اون جوونی که اسلحه داشت

اوه. چطور دربارش شنیدید؟

مگه دعوت‌نامه به دستتون نرسیده؟ جک آرچر

همونی که قراره با گون ازدواج کنه؟ بله

کارتش روی تاقچه شومینه‌ام بود

متوجه نشده بودم که همون جک آرچره

با هم هم‌مدرسه‌ای بودن. همیشه خاطرخواه هم بودن

ای وای. یکم خجالت‌آوره. واقعاً همین‌طوره

خب... فقط یکم مست بود، همین

می‌دونم. در واقع پسر خوبیه

واسه همین می‌خواستم بدونم حاضر هستید براش وساطت کنید

شما اونجا بودید. می‌دونید که واقعاً نمی‌خواست به کسی صدمه بزنه

می‌خواید برم دادگاه؟ فقط فکر کردم

اگه به عنوان شاهد مقابل قاضی حاضر بشید

با خوشحالی. گون چطوره؟ خیلی وقته ندیدمش

سر کار بوده. دلیلش همینه

با این عروسی که در پیش دارن! اون یه مهندس تخریبچیه

تصور می‌کنم باید تحت فشار زیادی باشه

اوه، بله. قطعاً همین‌طوره

مدل ۱۵ هست. مم-هم

رینگ رو باز کردی؟

آره

پس از نوع خرچنگیِ مستقیمه. بله

و سرش رو به بالاست. شانس آوردیم

بله، جک. امروز واقعاً روز شانسِ فوق‌العاده‌ایه

من با تو و یه بمب، توی یه گودال بزرگ توی گل و لای گیر کردم

در حالی که می‌تونست شانسم بگه و داشتم با مارگارت لاک‌وود چای می‌خوردم

به نظر خطرناک میاد

چیه؟ ۲۰۰۰ پوندیه؟

کارت تموم شد؟ آره

پس از اینجا برو بیرون و بذار من کارم رو بکنم. بله قربان

می‌خواید این مردم رو به عقب هدایت کنم؟ اگه بخواید می‌تونم این کار رو بکنم

همه‌چیز مرتبه؟

چی؟ چاشنی رو درآوردی؟

ارنی، چای رو بیار

زیاد حرف نمی‌زنه

چون زیاد نمی‌شنوه. دلیلش اینه

جای تعجب نداره، انداختن بمب وسط زمین بازی بچه‌ها

شرط می‌بندم قصدی این کار رو کردن

چقدر طول می‌کشه؟

نه، ممنون. خیلی لطف دارید، اما خودم از پسش برمیام

لئونارد، واقعاً که! می‌تونم چمدون‌هام رو خودم بیارم

نیازی به کمک یه پسر ۱۴ ساله ندارم

واجبه درباره هر چیزی اظهار نظر کنی؟ البته

بله. آقای و خانم کارتر. امروز صبح تماس گرفتن

اما هنوز نرسیدن

متوجهم. ممنون

عصر بخیر. ریموند کارتر هستم

اتاق رزرو کرده بودم. بله قربان. این آقا

همین الان سراغ شما رو می‌گرفتن. اوه، واقعاً؟

خوشبختم. اسم من فویل هست. اما این موضوع می‌تونه منتظر بمونه

فکر نمی‌کنم قبلاً همدیگه رو دیده باشیم. نه، حق با شماست. ندیدیم

فکر کنم ایشون پلیس هستن. درسته

آه. به این زودی اومدید آمار من رو بگیرید. خیلی سریع بود

نه. فقط می‌خواستم... مطمئن بشم که به سلامت رسیدید

می‌خواستید مطمئن بشید که رسیدم. این دوتا یکی نیستن

الان نمی‌تونم با شما صحبت کنم. سفر خیلی خسته‌کننده و بدی داشتیم

من و همسرم نیاز داریم که یکم به سر و وضعمون برسیم

البته

آقای فویل، چطوره فردا برای ناهار به ما ملحق بشید؟

Komentet

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left