200 rreshtat e parë.
به نظرت چند تا نادان از خودشون پرسیدن که
«چرا ستارهها از آسمون نمیافتن؟»
اما شما که آموزههای خردمندان رو شنیدین
میدونین که ستارهها نه بالا میرن و نه پایین
اونها فقط از شرق به غرب میچرخن
و کاملترین مسیری که تا حالا تصور شده رو دنبال میکنن؛ یعنی دایره
چون دایره بر آسمانها حکمرانی میکنه
ستارهها هیچوقت سقوط نکردن و نخواهند کرد
اما اینجا روی زمین چطور؟
اینجا، اجسام سقوط میکنن
اما حرکت اونها دایرهای نیست، بلکه خطیه
دوباره نگاه کنین. دوباره نگاه کنین
نه، رهاش کن، رهاش کن
خب، به نظرتون چه رازِ شگفتانگیزی
ممکنه زیر زمین پنهان شده باشه که باعث میشه تکتک آدمها
و حیوانات و اشیاء و بردهها اونجا مستقر بشن؟
چی ممکنه باشه؟
سنگینیشون، بانو. نه
سینسیوس؟
وزنشون
نه، هر دوی شما دارین دربارهی یک چیز حرف میزنین
اما به علت اصلی اشاره نمیکنین
هیچکدوم از شما تا حالا به این فکر کردین که
که پاهاتون
پاهاتون درست روی مرکزِ کیهان ایستاده؟
همون مرکزی که همه چیز رو کنار هم نگه میداره و به سمت خودش میکشه؟
اگه مرکزی وجود نداشت، جهان بیشکل میشد
بیکران، بیقاعده و آشفته
اونوقت دیگه فرقی نمیکرد که ما اینجا باشیم یا اونجا یا هر جای دیگه
و بهتر بود که اصلاً به دنیا نمیاومدیم
خداوندا، پدر ما، سرورِ کائنات، سرچشمهی همهچیز
نیروی ابدیِ کیهان
اونجایی که همهچیز از اونجا آغاز میشه و به اونجا ختم میشه
سراپیسِ قادر، ایزیس، هوروس، آنوبیس و همهی خدایانی که ما رو
با حمایتتون هم در آسمان و هم در زمین در بر میگیرین
نمیدونم توی بازار چه خبره، اما
میخوام این چیزهای شگفتانگیز رو بهت نشون بدم
میفهمم. بانو
اورستس
اگه فقط یه لحظه بذاری حرف بزنم. خواهش میکنم
میدونم تو هم یه چیزی حس میکنی
میفهمم. دیدمت
به ارباب بگو داریم میریم
باورت میشه طوری ازم خواستگاری میکرد که انگار یکی از معشوقههاشم؟
این اورستس هم مثل پدرش احمقه
در واقع، بهش پیشنهاد دادم که قلبش رو وقفِ الههی دیگهای کنه
یکی که زیباتر از
کی؟ موسیقی
موسیقی؟
زیاد براش جالب نبود
اما چطور ممکنه ۲۲۷ تبدیل به ۱۶ بشه؟
۱۴ ببین، شد
اونها مثل آدمها رفتار میکنن! میخورن، مینوشن و همبستر میشن
اگه خدایانِ من میخورن و مینوشن و عشقبازی میکنن، نوشِ جونشون
این رو بدونین! این رو بدونین
شما که خودتون رو با بتهای مشرکانه تسکین میدین
مردان، زنان، پرندگان، خزندگان
سراپیس
سراپیس! کی میتونه به خدایی که گلدون روی سرشه اعتماد کنه؟
اوه، شما مسیحیها
حالا که امپراتوری بهتون اجازهی حیات داده، چقدر متکبر شدین
پدربزرگم اونها رو دیده بود
که توی سیرک سلاخی میشدن و خوراکِ شیرها میشدن
بسه! بسه! تماشا کنین. تماشا کنین
من الان از وسطِ آتش رد میشم
اگه خدای من
اگه خدای من خدای حقیقی باشه، هیچ آسیبی نمیبینم
اما اگه خدایان شما وجود داشته باشن، من رو مثل خوک کباب میکنن
دیوونه شدی
میسوزی
به سزای عملت میرسی
حالا ببینیم میتونی از توی آتیش رد بشی یا نه
داری چیکار میکنی؟
داری چیکار میکنی؟
بسه، بسه، بسه، نمیتونی این کار رو بکنی. بذار مرد بره
ساکت باش بتپرست، وگرنه تو رو هم میندازیم توش
این مال کیه؟
این مال کیه؟
چند بار باید حرفم رو تکرار کنم؟
امروز مسیحیها یه مرد رو سوزوندن
درست وسط آگورا
من اجازه نمیدم این اتفاق توی خونهام بیفته. نه توی خونهی تئون
بدش به من
بدش به من
ارباب، برای کنیزتون تقاضای بخشش دارم. داووس
بلند شو. تو ربطی به این موضوع نداری. من هم یک مسیحی هستم
چی گفتی؟
من هم یک مسیحی هستم. من رو به جای هر دومون مجازات کنین
حالا دیگه اونا میخوان به ما رحم و مروت یاد بدن؟
یه شلاق بیار. پدر
لطفاً صبر کن تا آروم بشی و بعد
پدر، ازت خواهش میکنم. ازت خواهش میکنم
توی یه روشناییِ خیرهکننده پیچیده شده بود. به خاطرِ شعلهها بود، احمق
پس چرا مثل اون بتپرست نسوخت؟ بهم بگو
تنهامون بذار
بیا اینجا
و زانو بزن
بهم بگو، راسته که تو مسیحی هستی؟
نمیدونم چی بگم بانو. چرا؟
اگه بگم بله، دروغه
اگه بگم نه، یعنی به اربابم دروغ گفتم و نمیدونم کدومش بدتره
پس بهتره اصلاً هیچی نگی
بیا
ممنونم
میخوام بدونی که ارباب از این بابت از دستِ خودش ناراحته
اون چیه؟
چیزیه که خودم ساختم، بانو
اما شبیه یه
اون چیه؟
این منظومهی بطلمیوسه. خودشه
تو این رو ساختی؟
زمین مرکز کیهانه
و خورشید به دورش میچرخه
و اون پنج سرگردان: عطارد، زهره، مریخ، مشتری و زحل
که سرسختانه از قانونِ دایره سرپیچی میکنن
با این حال، بطلمیوس به ما نشون میده که اونها هم ازش پیروی میکنن
اینکه میبینیم اونها به صورت حلقهای حرکت میکنن، به خاطرِ تأثیرِ همزمانِ دو تا دایره است
یکی که به دور زمین میچرخه
و یه دایرهی کوچکترِ دیگه که مخصوصِ هر کدوم از اون سرگردانهاست
ببین، دایرههای فرعی. پس میبینی، آسمان نیست که اشتباه میکنه
بلکه چشمهای ما هستن که ما رو فریب میدن
خوب گفتی داووس. میخوام بدونی که توضیحاتت
به من نشون میده که تو دقتِ بیشتری داشتی
نسبت به یکی دو نفرِ دیگه که اینجا هستن
بهتون بگم، خدایان باید قبل از خلقِ هر چیزی با من مشورت میکردن
چرا این حرف رو میزنی اورستس؟
همه چیز خیلی هوسبازانه به نظر میاد. چرا تأثیرِ همزمانِ دو دایره؟
بهتر نبود اگه سرگردانها سرگردانی نمیکردن
و یه دایرهی واحد به همهچیز معنا میداد؟
اورستس، تو با چه اعتباری دربارهی کارِ خدا قضاوت میکنی؟
شما مسیحیها چِتونه؟
یه آدم دیگه نمیتونه توی این شهر دهنش رو باز کنه؟
اگه از خلقت انتقاد کنی، داری از پروردگارِ ما انتقاد میکنی و به ما توهین میکنی
بهتره بری توی بیابون زندگی کنی
اونجا دیگه چیزی نمیشنوی که بهت توهین بشه
هیچکدومتون نمیدونین دارین چی میگین. هیچکدومتون
سینسیوس، اولین قاعدهی اقلیدس چیه؟
چرا میپرسی؟ فقط جوابم رو بده
اگه دو چیز با چیز سومی برابر باشن
پس اونها با هم برابرن. خوبه
حالا، مگه شما دو نفر شبیه من نیستین؟
بله. و تو چطور اورستس؟
بله
حالا، من این حرف رو به همهی کسانی که توی این اتاق هستن میگم
چیزهایی که ما رو متحد میکنه بیشتر از چیزهاییه که جدامون میکنه
حالا، هر اتفاقی که توی خیابونها بیفته، ما با هم برادریم
ما با هم برادریم
میخوام یادتون باشه که دعوا و مرافعه مالِ بردهها و اراذل و اوباشه
حالا، فکر میکنم همه باید داووس رو با یه تشویقِ جانانه و شایسته تشویق کنیم، پس
تا دربارهی همهی ما، زنده و مرده، قضاوت کنه! و اونوقت دیگه خیلی دیر شده
چون فقط کسانی که به عیسی ایمان آوردن نجات پیدا میکنن
منتظر چی هستین؟ منتظر چی هستین؟
پادشاهیِ خدا نزدیکه
میفهمین دارم چی بهتون میگم؟
بله. بله
آره، اما مثل مردها میفهمین یا مثل گوسفند سرتون رو تکون میدین؟
به چی نگاه میکنی؟
بله، با توام. به چی نگاه میکنی؟
تو آمونیوس هستی؟ همون مردی که معجزه کرد؟
میخوای یه معجزه ببینی؟
تو همونی؟ بله خودم هستم
باهام بیا
عیسی در تمامِ جلیل گشت و در کنیسههایشان تعلیم داد
و مژدهی پادشاهیِ خدا را موعظه کرد
و هر بیماری و رنجی را در میان مردم شفا داد
آوازهی او در تمامِ سوریه پیچید
و مردم از سراسرِ جهان برایش نامه نوشتند
اون تئوفیلوسه، اسقف
«...زیرا پادشاهیِ آسمان از آنِ آنهاست
«خوشا به حالِ ماتمزدگان، زیرا تسلی خواهند یافت
«خوشا به حالِ حلیمان، زیرا وارثِ زمین خواهند شد
«خوشا به حالِ گرسنگان و تشنگانِ عدالت
«زیرا سیر خواهند شد.» کلامِ خدا
«خوشا به حالِ رحمکنندگان، زیرا بر آنها رحم خواهد شد
«خوشا به حالِ پاکدلان، زیرا خدا را خواهند دید.»
خدا با تو باشد. با تو هم همینطور، پارابالانو
خب، چطور تونستی از شعلههای آتیش فرار کنی؟
خدا با تو باشد. و با تو
فکر میکنی چیکار کردم؟ دعا کردم
تو احتمالاً حتی نمیدونی چطوری، نه؟
توی اون کیسه چی داری؟ توش غذا داری؟
برای اربابمه. برای اربابمه
توات چیه؟ باید پولِ اون رو از جیبِ خودم بدم
پول رو برای چی میخوای؟ به چهرههاشون نگاه کن
بیا. میخوام خودت امتحانش کنی
و بعدش بهت یاد میدم چطوری دعا کنی
برو جلو
خدا با تو باشد. خدا برکتت بده
دیدی؟ معجزه همینه
ادامه بده، به کارت برس
خدا با تو باشد. خواهش میکنم. خواهش میکنم
ممنونم. ممنونم
خدا خیرت بده پارابالانو. خدا برکتت بده
خدا برکتت بده
هی، برده. اسمت چیه؟
داووس
داووسِ برده
حالا دیگه مثل یه پارابالانوی واقعی شدی. یه سربازِ واقعیِ مسیح
این بار دارن چی میگن؟ میگن برقصن
مردها دیگه حسابی مست کردن
No comments yet. Be the first to leave one.