200 rreshtat e parë.
... آنچه در "چنس" گذشت
،پسرِ من خطرناکه
.نه فقط برای خودش، بلکه برای همه
فازت چی بود وقتی داشتی اونطوری با نیکول حرف میزدی ؟
،کارِ خوبی بود دکتر .نیکول میخواست که تو روش وایسه
.کاری که امروز با پِپِر کردم، خیلی حال داد
.تو میدونی که، تجاوز به حریمِ شخصی دیگران جرم محسوب میشه
خب من چی میتونم بهشون بگم ؟
اینکه کاراگاه هاینز یواشکی اومد توی خونم و سنگم و دزدید ؟
،سلام فرنک لمبرت هستم .دستیار بازپرس بخش قضایی
میخواستیم ببینیم که شاید شما بتونید یه سری اطلاعات
درموردِ جوزِفا با توجه به روابط .دکتر و بیماریـتون بهمون بدید
اون داستانی که درموردِ اون پسرِ توی
ایستگاهِ قطار و بهت گفتم یادته ؟
.خدا ازم خواست که بکشمش
زنی که روی سکوی ایستگاه بود .مادرِ تو بود
.پسره هم تو بودی
،هنوزم لازمه که بهم اعتماد داشته باشی .ولی نداری
تا وقتیکه بهم اعتماد نکنی، فکر نمیکنم .بتونیم دیگه ادامه بدیم
دکتر، تو باعث شدی کاسه صبرِش .لبریز بشه
دیگه ممکنه چه کاری در حقش کرده باشی ؟
مطمئنی مشکلی نداره اینکار ؟
ما که نمیخوایم به کسی صدمه بزنیم، درسته ؟
-| آخرين اخبار دنياي فيلم و سريال در تلگرام و اينستاگرام ما |- .:. @OfficialCinama .:.
«:: مــتـرجـم: نهــــــال ::» |^| iredprincess |^|
بله ولی گفتن که شما بهترین گزینه توی شهر هستید
.برای پیدا کردنشون
شما با کسی حرف زدید که .واقعا مطلع بوده
.اوه چه خوب
اما متاسفانه تا بحال .بهشون برنخوردم
.خیلی متاسفم
.مشکلی نیست
.فروشگاه زیبایی دارید
.ممنونم
.و ممنون بابت وقتی که گذاشتید
.- باز هم تشریف بیارید .- قطعا
.روز خوبی داشته باشید
.خدافظ
چی میخواست ؟
کنجکاو بود بدونه که تا حالا به یه جفت کمد
.از دوران پادشاهی جورج سوم برخوردیم یا نه
چطور مگه ؟
.چون مسلح بود
عجیبه که یه خانمِ مسلح دنبالِ
.کمدهای قرنِ هجدهم بگرده
خب جُرم، جرمه دیگه
اونم با مرضِ مسریِ اینروزهای ملت
واقعا انقدر عجیبه برات ؟ هوم ؟
و اصلا چه اهمیتی داره ؟
.چون شاید از طرفِ انگلهارت بوده باشه
لابد میخواسته بفهمه وقتشه که بیاد اون کاسهی
.قوم مایا رو که براش جا به جا کردی و بدزده
.یا شایدم موضوع چیز دیگهـس
.توهم زدی پسر
شاید، هرچی میخوای اسمش و بذار
.اما درموردِ اون خانم یه کاسهای زیر نیمکاسه هست
.توی دفتره
خب زنگ زد که بگه مریضه ؟
.مهم نیست
گوش کن، میتونی منو به آنجلا وصل کنی ؟
.سلام آنجلا، دکتر چنسـم
،سعی کردم که با لوسی تماس بگیرم
.باید قرار ملاقاتم و کنسل کنم
.یه مورد اضطراری برام پیش اومده
. درِ ورودی باز شد
...عالیه ممنون، و اگه لوسی
.بیخیال
.بهم زنگ زد... آقای وینتر
.طبقه بالاست
.میبرمت پیشِش
.انگار خودش نیست
.اون نه آدمِ عصبیایه و نه مخرب
چجور آدمیه پس ؟
باهاش چیکار کردی ؟
- کِی ؟ - کلا.
.نمیدونم چجوری کارات و انجام میدی
،تنها چیزی که میدونم .اینه که تا حالا توی این وضعیت ندیدمش
،آقای وینتر ضربهی روحی دیده
که باعث شد مشکلاتی براش پیش بیاد و خواست که خودش و
.درمان کنه
خودش میخواد، یا اینکه فقط خواستهی توعه ؟
.هردومون
،میگه که باید به تو و روش کارِت اعتماد داشته باشه
.ولی من مجبور نیستم و ندارم
حالت چطوره ؟
.بنظر میرسه دستیارت لیندزی، نگرانته
تو چی ؟
تو نگرانمی ؟
،تو منو تا لبهی پرتگاه بردی و خیلی راحت ولم کردی ؟
نگران شدی اصلا ؟
درموردِ اینکه ممکنه چه کاری کنم وقنی از پیشم رفتی ؟
وقتی دیدیش، چه اتفاقی افتاد ؟
لیندزی ؟
،نه
. اون
،مشخصه که رفتی اونجا ،به اون مکان
.اون دیوونهخونهی لعنتی
.پیداش کردی و دیدیش
چی گفت بهت ؟
.نمیخواست اونکاری که کرد و انجام بده
.سعی کرد، با خودش جنگید که اینکارو نکنه
داری شوخی میکنی باهام ؟ سعی کرد که نکنه اینکارو ؟
و بعدشم درهرصورت اینکارو کرد ؟
.عادت داشت برام آواز بخونه
بهت گفته اینو ؟
.هر شب
.حتی یه شبم جا ننداخت
.یه آهنگی که میگفت توی ذهنش میشنوه
میخواست یه کاری کنه که بهش .اجازه بدم که بهم آسیب برسونه
.که منو قربانیِ راضیِ خودش کنه
.من خیلی بچه بودم برای دونستن این چیزها
."فقط اسم آهنگش و گذاشتم آهنگِ "مرگ
.مادرت خیلی مریضه رایان
.آره، آره
.همه مریضـن
.همه مریضن
.از نظرش تو واقعی نیستی
فکر میکنی میخواست بکشدتت ؟
،سعی کرد یکی رو بکشه .ولی نه تو
.تورو نمیشناسه
.از نظرش وجود نداری
،رایان، اون فکر میکنه که تورو کشته .ولی اینطور نیست
.تو اینجایی
.فکر کنم دیگه باید بری
.اه لعنتی
چطوری سید ؟
.تو نمیتونی بیای اینجا، خودتم میدونی
فقط اومدم ازت تشکر کنم
.بخاطر زنگِ خطری که درموردِ ترویس دادی
این همه راه و از فریمونت کوبیدی اومدی اینجا که فقط بهم بگی
برای چیزی که قبلا تشکر کردی بازم میخوای تشکر کنی ؟
.درموردِ اجسادی که توی هدلند پیدا کردی بهم بگو
.شوخیت گرفته ؟ زود باش
همشون زن بودن درسته ؟
،بنظرم هیچ سرنخی درموردِ دلیلِ مرگشون پیدا نکردی
اما مطمئنم درموردِ رنجِ سنیشون
.وقتی که مُردن خبر داری
این یکیم شناسایی کردین ؟
...- من بهت خبر دادم ازروی احترامی که برات قائلم - بچه داشت ؟
از روی اینکه اگه خودم بودم چقدر میخواستم
.درمورد گمشدهای که دوسش داشتم خبردار بشم
.- فقط همین ،- حتی اگه بقیه رو شناسایی نکنی
از روی استخونای اجساد میتونی .بفهمی که بچه داشتن یا نه
ببین، میشه لطفا بس کنی ؟
.نمیخوام اینکارو کنم
.نمیخوام اینکارو کنم
.اونم با تو
،سید تو جسدِ ترویس و پیدا کردی
بعد از توی زمین درِش آوردی
و بعدش همهی اجساد و وقتیکه زیرش .دفن شده بودن پیدا کردی
این همون افکارِ قابل تاملـیه
که اگه بهشون دقت کنی
میفهمی که رایان وینتر !همشون و کشته
فقط برای اینکه تو فکر میکنی رایان وینتر !ترویس وبر و کشته
،لعنتی بیخیال .کشتتش دیگه
،و برای هزارمین بارِ لعنتی دارم بهت میگم
!هیچکس جز تو اینطوری فکر نمیکنه
.آره
وقتی که برای اولین بار به تیمِ استی ملحق شدم ،تو طنابهارو بهم نشون دادی
و تنها کسی بودی که بهم گفتی مواظب باش
که زاویه دیدت و فقط به چیزی ،که داری میبینی محدود نکنی
و چشمات و به روی .بقیهی چیزها نبندی
ماشین رایان وینتر اون شب
توی خیابون تولند چیکار میکرد ؟
اونجا چیکار داشت سید ؟
.- بهم بگو !- گم شده بود
،وقتیکه داشت دنبال مسیرِ بزرگراه میگشت
یا شایدم زده بود کنار یه .کاری انجام بده
.من چمیدونم
،هیچوقتم نخواهم فهمید !و توهم همینطور
!گمشو بیرون
""گمشو بیرون
حالا بهم بگو چند مدته که همدیگرو میشناسیم
.و چهچیزایی بهت یاد دادم
ای کاش فقط یکم بیشتر
.تو این مورد به حرفام اهمیت میدادی
.آره خب این مشکل توعه
چون امیدوار بودن به اینچیزاعه .که هر دفعه تورو به دردسر انداخته
بیشتر افرادی که پنجشنبه میخوان سخنرانی کنن
.خودشون شخصا داوطلب شدن
هیئت سخنرانان برای انجام همین اموره که .تشکیل شده
بنظرم اولین کاری که باید بکنی
چک کردنه اینه که حتما آب یا قهوه باشه
و آدرسهای ایمیل و جمع آوری کنی
.و افرادیم هستن که بخاطر هروئین از حال میرن
.فقط میخواستم ببینم به حرفام گوش میدی یا نه
ببین نیک، هیئت سخنرانان یه گروهِ فداکار و خوش قلبیه
برای بهبودیِ قربانیان، خب ؟
اونا... اونا سعی میکنن که به جامعه امید بدن
با نشون دادنِ اینکه درمانِ .خشونت چجوریه
،فکر میکردم تنها قراره بیاد
واسه همینم اومدم پایین تا .ببینم در چه حاله
.شرمنده باید زنگ میزدم
...من... من... برنامهـم خالی شده بود و
.اشکالی نداره
تو نیکولی ؟
.وای آره شرمنده، خودشه
.من دکتر کلیتونم، کریستن
.چیزای خیلی خوبی راجعبهت شنیدم
مثلا اینکه دماغِ یکیو
No comments yet. Be the first to leave one.