Chance

Chance

Shkarko Titrat Farsi Persian

Sezoni 2

Informacioni i lëshimit

Chance S02E05 WEB x264-PBS
Chance S02E05 WEB h264-TBS
Chance S02E05 1080p WEB h264-TBS
Chance S02E05 720p WEB h264-TBS
Chance S02E05 WEB h264-Persian
Një Komentar nga iredprincess
►►| iredprincess | ارائه شده توسط وبسایتِ ۳۰نما ◄◄

Etiketat

web
x264
1080
720p
720
Publikuar më: 2019-01-24
Shkarkime: 37
Dëgjim i Dëmtuar: No

Pamje paraprake e titrave në Farsi Persian

200 rreshtat e parë.

...‫ آنچه در "چنس" گذشت

،‫پسرِ من خطرناکه

.‫نه فقط برای خودش، بلکه برای همه

‫فازت چی بود وقتی داشتی ‫اونطوری با نیکول حرف میزدی ؟

،‫کارِ خوبی بود دکتر .‫نیکول میخواست که تو روش وایسه

.‫کاری که امروز با پِپِر کردم، خیلی حال داد

.‫تو میدونی که، تجاوز به حریمِ شخصی دیگران جرم محسوب میشه

‫خب من چی میتونم بهشون بگم ؟

‫اینکه کاراگاه هاینز یواشکی اومد ‫توی خونم و سنگم و دزدید ؟

،‫سلام فرنک لمبرت هستم .‫دستیار بازپرس بخش قضایی

‫می‌خواستیم ببینیم که شاید ‫شما بتونید یه سری اطلاعات

‫ درموردِ جوزِفا با توجه به روابط .‫دکتر و بیماری‌ـتون بهمون بدید

‫اون داستانی که درموردِ اون پسرِ توی

‫ایستگاهِ قطار و بهت گفتم یادته ؟

.‫خدا ازم خواست که بکشمش

‫زنی که روی سکوی ایستگاه بود .‫مادرِ تو بود

.‫پسره هم تو بودی

،‫هنوزم لازمه که بهم اعتماد داشته باشی .‫ولی نداری

‫تا وقتیکه بهم اعتماد نکنی، فکر نمی‌کنم .‫بتونیم دیگه ادامه بدیم

‫دکتر، تو باعث شدی کاسه صبرِش .‫لبریز بشه

‫دیگه ممکنه چه کاری در حقش کرده باشی ؟

‫مطمئنی مشکلی نداره اینکار ؟

‫ما که نمی‌خوایم به کسی صدمه بزنیم، درسته ؟

-| آخرين اخبار دنياي فيلم و سريال در تلگرام و اينستاگرام ما |- .:. @OfficialCinama .:.

«:: مــتـرجـم: نهــــــال ::» |^| iredprincess |^|

‫بله ولی گفتن که شما ‫بهترین گزینه توی شهر هستید

.‫برای پیدا کردنشون

‫شما با کسی حرف زدید که .‫واقعا مطلع بوده

.‫اوه چه خوب

‫اما متاسفانه تا بحال .‫بهشون برنخوردم

.‫خیلی متاسفم

.‫مشکلی نیست

.‫فروشگاه زیبایی دارید

.‫ممنونم

.‫و ممنون بابت وقتی که گذاشتید

.‫- باز هم تشریف بیارید .‫- قطعا

.‫روز خوبی داشته باشید

.‫خدافظ

‫چی میخواست ؟

‫کنجکاو بود بدونه که تا حالا به یه جفت کمد

.‫از دوران پادشاهی جورج سوم برخوردیم یا نه

‫چطور مگه ؟

.‫چون مسلح بود

‫عجیبه که یه خانمِ مسلح دنبالِ

.‫کمدهای قرنِ هجدهم بگرده

‫خب جُرم، جرمه دیگه

‫اونم با مرضِ مسریِ اینروزهای ملت

‫واقعا انقدر عجیبه برات ؟ هوم ؟

‫و اصلا چه اهمیتی داره ؟

.‫چون شاید از طرفِ انگلهارت بوده باشه

‫لابد میخواسته بفهمه وقتشه که بیاد اون کاسه‌ی

.‫قوم مایا رو که براش جا به جا کردی و بدزده

.‫یا شایدم موضوع چیز دیگه‌ـس

.‫توهم زدی پسر

‫شاید، هرچی میخوای اسمش و بذار

.‫اما درموردِ اون خانم یه کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه هست

.‫توی دفتره

‫خب زنگ زد که بگه مریضه ؟

.‫مهم نیست

‫گوش کن، میتونی منو به آنجلا وصل کنی ؟

.‫سلام آنجلا، دکتر چنس‌ـم

،‫سعی کردم که با لوسی تماس بگیرم

.‫باید قرار ملاقاتم و کنسل کنم

.‫یه مورد اضطراری برام پیش اومده

.‫ درِ ورودی باز شد

...‫عالیه ممنون، و اگه لوسی

.‫بیخیال

.‫بهم زنگ زد... آقای وینتر

.‫طبقه بالاست

.‫میبرمت پیشِش

.‫انگار خودش نیست

.‫اون نه آدمِ عصبی‌ایه و نه مخرب

‫چجور آدمیه پس ؟

‫باهاش چیکار کردی ؟

‫- کِی ؟ ‫- کلا.

.‫نمیدونم چجوری کارات و انجام میدی

،‫تنها چیزی که میدونم .‫اینه که تا حالا توی این وضعیت ندیدمش

،‫آقای وینتر ضربه‌ی روحی دیده

‫که باعث شد مشکلاتی براش پیش بیاد ‫و خواست که خودش و

.‫درمان کنه

‫خودش میخواد، یا اینکه فقط خواسته‌ی توعه ؟

.‫هردومون

،‫میگه که باید به تو و روش کارِت اعتماد داشته باشه

.‫ولی من مجبور نیستم و ندارم

‫حالت چطوره ؟

.‫بنظر میرسه دستیارت لیندزی، نگرانته

‫تو چی ؟

‫تو نگرانمی ؟

،‫تو منو تا لبه‌ی پرتگاه بردی ‫و خیلی راحت ولم کردی ؟

‫نگران شدی اصلا ؟

‫درموردِ اینکه ممکنه چه کاری کنم ‫وقنی از پیشم رفتی ؟

‫وقتی دیدیش، چه اتفاقی افتاد ؟

‫لیندزی ؟

،‫نه

.‫ اون

،‫مشخصه که رفتی اونجا ،‫به اون مکان

.‫اون دیوونه‌خونه‌ی لعنتی

.‫پیداش کردی و دیدیش

‫چی گفت بهت ؟

.‫نمی‌خواست اونکاری که کرد و انجام بده

.‫سعی کرد، با خودش جنگید که اینکارو نکنه

‫داری شوخی میکنی باهام ؟ سعی کرد که نکنه اینکارو ؟

‫و بعدشم درهرصورت اینکارو کرد ؟

.‫عادت داشت برام آواز بخونه

‫بهت گفته اینو ؟

.‫هر شب

.‫حتی یه شبم جا ننداخت

.‫یه آهنگی که می‌گفت توی ذهنش میشنوه

‫میخواست یه کاری کنه که بهش .‫اجازه بدم که بهم آسیب برسونه

.‫که منو قربانیِ راضیِ خودش کنه

.‫من خیلی بچه بودم برای دونستن این چیزها

."‫فقط اسم آهنگش و گذاشتم آهنگِ "مرگ

.‫مادرت خیلی مریضه رایان

.‫آره، آره

.‫همه مریض‌ـن

.‫همه مریضن

.‫از نظرش تو واقعی نیستی

‫فکر میکنی میخواست بکشدتت ؟

،‫سعی کرد یکی رو بکشه .‫ولی نه تو

.‫تورو نمیشناسه

.‫از نظرش وجود نداری

،‫رایان، اون فکر میکنه که تورو کشته .‫ولی اینطور نیست

.‫تو اینجایی

.‫فکر کنم دیگه باید بری

.‫اه لعنتی

‫چطوری سید ؟

.‫تو نمیتونی بیای اینجا، خودتم میدونی

‫فقط اومدم ازت تشکر کنم

.‫بخاطر زنگِ خطری که درموردِ ترویس دادی

‫این همه راه و از فریمونت کوبیدی ‫اومدی اینجا که فقط بهم بگی

‫برای چیزی که قبلا تشکر کردی بازم میخوای تشکر کنی ؟

.‫درموردِ اجسادی که توی هدلند پیدا کردی بهم بگو

.‫شوخیت گرفته ؟ زود باش

‫همشون زن بودن درسته ؟

،‫بنظرم هیچ سرنخی درموردِ دلیلِ مرگشون پیدا نکردی

‫اما مطمئنم درموردِ رنجِ سنیشون

.‫وقتی که مُردن خبر داری

‫این یکیم شناسایی کردین ؟

...‫- من بهت خبر دادم ازروی احترامی که برات قائلم ‫- بچه داشت ؟

‫از روی اینکه اگه خودم بودم چقدر میخواستم

.‫درمورد گمشده‌ای که دوسش داشتم خبردار بشم

.‫- فقط همین ،‫- حتی اگه بقیه رو شناسایی نکنی

‫از روی استخونای اجساد میتونی .‫بفهمی که بچه داشتن یا نه

‫ببین، میشه لطفا بس کنی ؟

.‫نمیخوام اینکارو کنم

.‫نمیخوام اینکارو کنم

.‫اونم با تو

،‫سید تو جسدِ ترویس و پیدا کردی

‫بعد از توی زمین درِش آوردی

‫و بعدش همه‌ی اجساد و وقتیکه زیرش .‫دفن شده بودن پیدا کردی

‫این همون افکارِ قابل تامل‌ـیه

‫که اگه بهشون دقت کنی

‫میفهمی که رایان وینتر !‫همشون و کشته

‫فقط برای اینکه تو فکر میکنی رایان وینتر !‫ترویس وبر و کشته

،‫لعنتی بیخیال .‫کشتتش دیگه

،‫و برای هزارمین بارِ لعنتی دارم بهت میگم

!‫هیچکس جز تو اینطوری فکر نمیکنه

.‫آره

‫وقتی که برای اولین بار به تیمِ اس‌تی ملحق شدم ،‫تو طناب‌هارو بهم نشون دادی

‫و تنها کسی بودی که بهم گفتی مواظب باش

‫که زاویه دیدت و فقط به چیزی ،‫که داری میبینی محدود نکنی

‫و چشمات و به روی .‫بقیه‌ی چیزها نبندی

‫ماشین رایان وینتر اون شب

‫توی خیابون تولند چیکار می‌کرد ؟

‫اونجا چیکار داشت سید ؟

.‫- بهم بگو !‫- گم شده بود

،‫وقتیکه داشت دنبال مسیرِ بزرگراه می‌گشت

‫یا شایدم زده بود کنار یه .‫کاری انجام بده

.‫من چمیدونم

،‫هیچوقتم نخواهم فهمید !‫و توهم همینطور

!‫گمشو بیرون

"‫"گمشو بیرون

‫حالا بهم بگو چند مدته ‫که همدیگرو می‌شناسیم

.‫و چه‌چیزایی بهت یاد دادم

‫ای کاش فقط یکم بیشتر

.‫تو این مورد به حرفام اهمیت میدادی

.‫آره خب این مشکل توعه

‫چون امیدوار بودن به این‌چیزاعه .‫که هر دفعه تورو به دردسر انداخته

‫بیشتر افرادی که پنجشنبه ‫میخوان سخنرانی کنن

.‫خودشون شخصا داوطلب شدن

‫هیئت سخنرانان برای انجام همین اموره که .‫تشکیل شده

‫بنظرم اولین کاری که باید بکنی

‫چک کردنه اینه که حتما ‫آب یا قهوه باشه

‫و آدرس‌های ایمیل و جمع آوری کنی

.‫و افرادیم هستن که بخاطر هروئین از حال میرن

.‫فقط میخواستم ببینم به حرفام گوش میدی یا نه

‫ببین نیک، هیئت سخنرانان ‫یه گروهِ فداکار و خوش قلبیه

‫برای بهبودیِ قربانیان، خب ؟

‫اونا... اونا سعی میکنن که ‫به جامعه امید بدن

‫با نشون دادنِ اینکه درمانِ .‫خشونت چجوریه

،‫فکر میکردم تنها قراره بیاد

‫واسه همینم اومدم پایین تا .‫ببینم در چه حاله

.‫شرمنده باید زنگ میزدم

...‫من... من... برنامه‌ـم خالی شده بود و

.‫اشکالی نداره

‫تو نیکولی ؟

.‫وای آره شرمنده، خودشه

.‫من دکتر کلیتونم، کریستن

.‫چیزای خیلی خوبی راجع‌بهت شنیدم

‫مثلا اینکه دماغِ یکیو

More Farsi Persian subtitles for Chance

Komentet

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left