Informacioni i lëshimit

Baahubali The Beginning 2015 1080p BluRay DDP5 1 x264-ZoroSenpai
Një Komentar nga warez
Translated subtitle from English to Persian Bãhubali: The Beginning 2015 زیرنویس فارسی فیلم

Etiketat

bluray
Publikuar më: 2025-12-06
Shkarkime: 35
Dëgjim i Dëmtuar: No

Pamje paraprake e titrave në Farsi Persian

200 rreshtat e parë.

با هوبالی - سرآغاز

رویاهای طلایی

و رنج بزرگ دل

در ژرفای جان می‌جوشند

از این رودخانه که نامش زندگی‌ست

وقتی کوهستان‌های عظیم

سر راهش قرار می‌گرفتند

تنگه‌های عمیق در دل سنگ‌ها می‌تراشد

تا جاری بماند! قلمرو کونتالا

این رودخانه مهارنشدنی! سینگاپورام، لانه راهزنان

نامش زندگی‌ست. مخفیگاه کونتالا

این رود زندگی

پایان‌ناپذیره

ای شیوا

برای تمام گناهانی که مرتکب شدم

اگر مرگ تنها راه رستگاریه، پس جانم رو بگیر

اما این پسر باید زنده بماند

او باید زنده بماند برای مادرش که چشم به راهش است

او باید زنده بماند تا بر تخت پادشاهی ماهیشماتی بنشیند

ماهندرا باهوبالی باید زنده بماند

وای من

منتظر چی هستی؟ عجله کن

هِی! مواظب باش

چی شد؟ نمی‌دونم، سرورم

با اون همه جواهر که بهش بود، حتماً یک ملکه بوده

با دستِ بالا گرفته مرده

سرورم

چی شد؟ - حتماً اومده بودن که بکشنش

به نظر میاد که اون از پسشون براومده

سرورم

یا خدا! یه غار

ما اصلا نمی‌دونستیم همچین چیزی هست

انگار تا بالای کوه می‌ره

اگه اون خانم بچه رو در آغوش داشته و به بالا اشاره می‌کرده

یعنی می‌خواسته ما بچه رو به اونجا برگردونیم

دیوونه شدی؟

اونا سرباز فرستادن تا یک نوزاد رو بکشن

فکر می‌کنی چه خطراتی در انتظارشه

اگه اونو برگردونی اونجا؟ اما، سانگا

اون پسر منه

من که فرزندی ندارم، ایزدبانوی رودخانه این پسر را به من هدیه داده

اگر کسی از شما اعتراضی داره، گردنش رو زیر پا له می‌کنم

منتظر چی هستید؟ غار رو ببندید

اینجا چیکار می‌کنی عزیزم؟

اون بالا چیه، مادر؟

اون بالا پر از جن و دیوه

اونا بچه‌های کوچیک رو شکار می‌کنن و می‌خورن

ولی من می‌خوام برم اون بالا، مادر

دیگه هیچ‌وقت این حرف رو نزن! بریم

چند بار بهت گفتم اونجا بالا نرو؟

چرا باز هم این کار رو می‌کنی؟

تو عزیز دل منی، درسته؟ دیگه این کار رو نمی‌کنی، درسته؟

انگار این بار موفق میشه

محاله! به کوه آب نگاه کن

تا اون بالا، توی ابرها میره

چند بار از اون صد فوت افتاده؟

صد بار افتاده حتماً

نگاه کن! باز هم سر می‌خوره میاد پایین. - آره

نه! شیوا

مادرت اونجا داره یه کارایی می‌کنه

خدای شیوا

این پانزدهمی بود

هزار و یک بار دیگه بریز تا دعاهات مستجاب بشه

ای حکیم، اگه این کارو بکنم، پسرم حرفمو گوش می‌کنه؟

دست از تلاش برای بالا رفتن از اون کوه برمی‌داره؟

معلومه که آره! فکر می‌کنی خدای شیوا کیه؟

این آب رو با تمام وجودت روی شیوا بریز

و او پسرت رو به راه راست هدایت می‌کنه

باشه، حکیم

مادر، شما که جوون‌تر نمی‌شید، مگه نه؟

اگه اینقدر این ور اون ور بدوی، کمکی بهت نمی‌کنه

برو کنار! مادر، لطفا به حرفم گوش کن

واسه چی باید گوش کنم؟ مگه تو اصلا به حرف من گوش میدی؟

پدر، میشه لطفا بهش بگی بس کنه؟

سانگا... چی؟

گل‌ها کجان؟ پدر

ولم کن

خیلی خب! بذار من به جای تو انجامش بدم. باشه؟

عمرا! خدای شیوا قبول نمی‌کنه

اونی که نذر کرده، خودش باید آبو بریزه

مرشد، به کارت برس

درود بر پروردگار شیوا

مادر، وایسا. باز چته؟

چطور اگر من تو رو بلند کنم... اوه

و تو آب رو روی پروردگار شیوا بریزی؟ نظرت چیه؟

عمراً! پروردگار شیوا این رو قبول نمی‌کنه

اونی که نذر کرده، باید آب رو بریزه

و اون باید پیاده بره تا آب رو بریزه

مرشد، تو و شیوات می‌خواید مادرم رو بکُشید؟

من چه می‌دونم پروردگار چه سرنوشتی رقم زده؟

پروردگار شیوا

سانگا! - بله؟ ببین پسرکت باز داره چه بلایی سر خودش میاره

این بار دیگه چیه؟

شیوا، وایسا

بابت این کفرگویی می‌ری جهنم

شیوا، وایسا

شیوا

شیوا

شیوا، صبر کن

پروردگار شیوا که سرش ستایش شده

از امواج خروشان رود آسمانی

در چاه عمیق گیسوان رهایش به تلاطم درآمده

آنکه آتشی فروزان دارد

بر پیشانی‌اش شعله‌ور است

و هلال ماه بر سر دارد، او را با جدیت می‌جویم

این مرد کیست که تو را بلند کرده؟

چه مادری این قهرمان را زائیده است؟

چیزی که نه دیده شده و نه شنیده

شاید لینگا آرزوی رسیدن به گانگا را داشت

خودش تصمیم گرفته به آن برسد

تمام موجودات هستی در فکر اوست

آنکه همدم بازیگوش و پر شور است

همراه الهه پارواتی

آنکه بر سختی‌های تسخیرناپذیر غلبه می‌کند

با جریان نگاه پر شفقتش

آنکه در همه جا حاضر است

مار قهوه‌ای مایل به قرمز با کلاه خود بر بازوانش می‌خزد

و درخشش گوهر گرانبهایش را می‌پراکند

رنگ‌های گوناگون را می‌پراکند

بر چهره‌های زیبای دوشیزگان چهار جهت

آنکه با جامه‌ای درخشان آراسته است

ساخته شده از پوست یک فیل مست

آیا می‌توانم لذت شگفت‌انگیز دیدار خدای شیوا را بجویم؟

که پشتیبان تمام موجودات زنده است؟

مادر

نه فقط هزار بار شستشو برای پروردگارت

حالا همیشه حمام خواهد کرد. الان خوشحالی؟

آره

ای حکیم، درست همان شد که پیش‌بینی کردی

پسرم از آن آبشار رو برگردانده بود

از دو هفته پیش

آیا قدرت خدای شیوا را دست‌کم می‌گیری؟

اما حالا نشسته و به ماسک چوبی خیره شده

که از بالا روی لینگا افتاد

این چیه؟

کی می‌دونه! خدای شیوا به روش‌های مرموز کار می‌کنه

فقط اوست که می‌دونه

ای حکیم، یه پرسش کوچیک دارم

از آنجا که پسرم کسی بود که اطمینان حاصل کرد

که لینگا همیشه شستشو شود

آیا آرزویش برای بالا رفتن از کوه برآورده می‌شود

یا آرزوی سانگا که اینجا بماند، به حقیقت می‌پیوندد؟

شک‌هات به درک! پسرم این کار رو برای من کرد

آرزوی من برآورده می‌شه. درسته؟

خدای شیوا هر چه صلاح بداند انجام می‌دهد

زنده باد خدای شیوا

چی گفت؟

شیوا

تا کی می‌خوای اون ماسک چوبی رو نگه داری؟

اون بالا کسی هست

شاید باشه، ولی مادرت داره صدات می‌زنه

بریم خونه. تو برو. من بعدا میام

بریم، پسرا

تو کی هستی؟ چرا به سراغ من آمدی؟

ای جوان دلربا

مرا دوست داری؟

علاقه‌ات اینقدر شدید است؟

این دلبر از دنیای دور از دسترس، تو را می‌خواند

با نوید خواسته‌های شورانگیز، منتظرت هستم

ای قهرمان! تو شیردلی

تو نیرومند، استوار و ژرف هستی

ای قهرمان! تو شیردلی

تو نیرومند، استوار و ژرف هستی

ای جوان دلربا

شاید خسته و کوفته باشی

می‌خواهی در آغوشم آرام بگیری؟

می‌خواهی راهنما تو باشم؟

می‌خواهی در این سفر همدمت باشم؟

هر چه پیش آید، من با همه ناملایمات می‌جنگم

و شتابان به سوی تو می‌آیم

هنگامی که رود از قله کوه فرو می‌ریزد

گویی از سر خدای شیوا

من مقابلش می‌ایستم و پیش می‌تازم

من با شهامت به سوی تو می‌دوم

ای خشمگین، ای مظهر دلیری

خشم تو ترسی نو در دل می‌نشاند

ای خشمگین، ای مظهر دلیری

خشم تو ترسی نو در دل می‌نشاند

برخیز و با قامت بلند پیش بتاز

شتاب من آرزوی بازگشت تو را دارد

قدم‌هایت باید افسانه شود

آن‌گاه که به سوی آسمان هدف می‌گیری

فاتح دشمنان! ای سرشار از قدرت

رئیس قبیله! تو فرمانروایی

تویی که غرش ویرانگرت در آسمان‌ها طنین‌انداز می‌شود

قلبت مالامال از شوق پیروزی است

ترس‌آفرین چون دریای مواج

شورش برای خوبی‌ها. بدیمن برای بدی‌ها

ترس‌آفرین چون دریای مواج

شورش برای خوبی‌ها. بدیمن برای بدی‌ها

ترس‌آفرین چون دریای مواج

شورش برای خوبی‌ها. بدیمن برای بدی‌ها

ای قهرمان! تو شیردلی. رعب‌انگیز

چون دریای مواج. تو نیرومندی

شورش برای خوبی‌ها... ...استوار و ژرف

ای قهرمان! تو شیردلی. رعب‌انگیز

چون دریای مواج. تو نیرومندی

شورش برای خوبی‌ها... ...استوار و ژرف

ای قهرمان

ای قهرمان! - تو شیردلی. بیا و به من برس

More Farsi Persian subtitles for Bahubali: The Beginning

Komentet

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left