200 rreshtat e parë.
ساکت! همگی ساکت، گرانکه
باز این کیه؟
باید با فرهنگمون آشنا شی، ما مرکز دنیاییم
راب گرانکاوسکی
چهار بار قهرمان سوپر بول شده و پنج بار هم تو تیم منتخب بوده
متولد اردیبهشته، طالعش هم تو میزانه
نمیخوای جواب بدی؟
باشه فرانک، یه نفس عمیق بکش
چه خبری گرانک؟ ۸۷ محبوب من چطوره؟
معلومه که برات پارتیبازی میکنم. کمک واسه اسبابکشی میخوای؟
توپ پرتاب کنیم؟
مشکل زنونه؟
اوه، بیرونی
یادت باشه، غذای موردعلاقهش علفه
ورزش موردعلاقهش هم فوتبالِ زنانه
خوب ازش مراقبت کن. چطوری رفیق؟
سلام... فرانک، این یه گورخر واقعی همراشه
آره دیگه، تامی چند ماه پیش اینو داد به من
تام بردی. آها
اونم از جولز گرفته بودتش
جولیان ادلمن
آره. داداش، یه کم فاصله بگیر
بگذریم، تامی بهم گفت این از نژاد مینیاتوریه
که خیلی عالیه چون من عاشق چیزهای کوچولوام
وای خدای من، من فسقلیام. من فسقلیام
کسی بهم نگفت که این همینجوری بزرگ میشه
خیلی باحاله ولی این خطهای سیاه و سفیدش
یه جوریه، رو مخمه
خلاصه، میتونید یه جای خوب براش پیدا کنید؟
آره، خب... نمیدونم واقعاً بشه واسه یه گورخر صاحب پیدا کرد
خب
میتونم یه لحظه باهات حرف بزنم؟ جمع شید اینجا
ما این کار رو میکنیم. نه، اصلاً و ابداً
ما همینطوری هم به زور میتونیم واسه تولهسگهای ناز صاحب پیدا کنیم
چه برسه به یه اسبسانِ دشتهای آفریقا
ببین، من که زیاد چیزی نمیخوام
تو که همش در حال درخواست کردنی
خیلی خب، در بدترین حالت
هوا که تاریک شد تو پارکینگ باغوحش رهاش میکنیم
خبر خوب! ما قبولش میکنیم
حس خیلی خوبی به این کار داریم
اوه، دمت گرم مرد
اوه، کارمون همینه دیگه
یعنی منظورم اینه، این کار و البته آبجو زدن
پایهای یه بار بریم آبجو بزنیم؟
حتماً. بهت زنگ میزنم
من و گرانک داریم میریم آبجو بزنیم
اون اصلاً بهت زنگ نمیزنه
چرا میزنه، خودِ گرانک گفت
فقط باید حواسم باشه که صدای گوشیم همیشه باز باشه
دارم با گرانک میرم آبجو بزنم
صحنهی غمانگیزیه، نه؟
ببخشید
وقتی بچه چهارمت به دنیا بیاد
این نوشیدنیهای کافئیندار دیگه روت اثر نمیذاره
صدای خمیازهته که خیلی رو اعصابمه
اون سیم رابط بزرگ رو اونجا میبینی؟
خب، تا سه میشمارم، یه قدم برمیداری
آروم سه قدم برمیداریم. آره. باشه، فقط... پارکر
خواهش میکنم، من خوبم. فقط نمیخوام تو
چرا طوری راه میری انگار قراره بری
جایزهی یک عمر دستاورد هنری بگیری؟
چون موقعی که داشت عطسه میکرد
وسط پرتاب توپ بسکتبال، پاش گیر کرد
انداختش تو گل. آره، لازم نیست دروغ بگی
اینها میدونن من کیام
وسط یه نقشبازیِ جنسیِ جذاب بودیم
اون یه لرد قرن هفدهمی بود
منم خوکِ شیرخوارش بودم، و
از روی میز ناهارخوری لیز خوردم
فقط یه کم کمرم رگبهرگ شده، خوبم
میرم داروخانه
ببینم کیسه یخ مخصوصِ باسن دارن یا نه
این کار رو نکن. عیبی نداره، خوبم
تقصیر خودمه که قبل از اینکه اون سیب رو تو دهنم بذاری
چند تا حرکت یوگای کبرا انجام ندادم
اگه چیزی لازم داشتی بهم زنگ بزن، باشه؟
صندوق صوتیم تقریباً پُره، پس همینجور امتحان کن
آره، باشه. خداحافظ
خداحافظ. خداحافظ
دمای اینجا چنده؟ اون دماش رو رو ۷۰ درجه دوست داره
سلام همگی
یه خبر ناراحتکننده دارم
کارل به خاطر بیماری زنش میره مرخصی مطالعاتی
ایول! ایول
ای بابا. آه، ببخشش
فکر کنم داره شادی میکنه چون این یعنی
اون نمایندهی موقت اتحادیه میشه
آره، سمتی که باید تو تمام این مدت مال من میبود
اون انتخابات یه خیمهشببازی بود
اوه، راسته. من دو بار به فرانک رای دادم
و میدونی، نمیخوام واضحات رو بگم
ولی نمایندهی اتحادیه خیلی مهمتر از
افسر ارشده
من کنترل این کلانتری رو از چنگِ تمپلتون درآوردم
همون آدمِ رو مخ و نچسب
در واقع اینجا کلانتریِ منه، ولی
و تو هیچی رو از چنگ کسی در نیاوردی
این مرد جلوی هیچکسی سر خم نمیکنه
دیزی، خواهش میکنم
الان وقتیه که باید با هم متحد بشیم
چی؟
چه خبره؟
خب فرانک، اولین وظیفهت به عنوان نمایندهی اتحادیه اینه که
تو جلسهی کمیتهی انضباطی، وکیلِ مدافع تمپلتون باشی
عمراً. دستور بعدیِ کار اینه که من یه کارآموز میخوام
احتمالاً بهتره یکی رو که تازه از آکادمی فارغالتحصیل شده بیاریم
تا بتونم اونو طبقِ الگوی خودم بسازم
چی؟ مگه میشه کارآموز گرفت؟ منم کارآموز میخوام
نه، هیچکس کارآموز نمیگیره
و اما تمپلتون
این دفعه مرتکبِ چه عملِ شنیعی شدی که قطعا مقصری؟
هیچی، و مطمئنم فیلمِ دوربینِ روی لباسم
بیگناهیم رو ثابت میکنه
خیلی خب، بذار صحنه رو براتون توصیف کنم
گزارش شده بود که یه سگ کوچولو گم شده
تو خیابون دیدمش، زدم کنار، ولی غیبش زد
حدس زدم دزدی شده، واسه همین طبق پروتکل عمل کردم
آقا، شما تو شلوارتون سگ دارید؟
چی؟ ناحیهی لگنتون، قربان
من قشنگ دارم یه جنبوجوشی میبینم و فکر کنم یه سگ نژاد یورکیه
پس ازتون میخوام بیاریدش بیرون
یا شلوارتون رو دربیارید
از من دور شو، مرتیکهی روانی
صبر کن، نه! برگرد
داری چه غلطی میکنی؟
هوی، برگرد اینجا
خب، بسه دیگه. نتونستم بگیرمش، پس
رفیقمون مثل اسبهای سرعتیه، واسه مسافت طولانی ساخته نشده
باهام رک باش. اوضاع خیلی خیطه؟
فقط وقتی که از دریچهی
رفتارِ نرمالِ انسانی بهش نگاه کنی
من نباید سرِ این موضوع کلهپا بشم
منو میفرستن اتاقِ تعلیق
مگه بعد از اون افشاگری، اونجا رو تعطیل نکردن؟
ببخشید، اتاق تعلیق دیگه چیه؟
اونجاییه که کارمندهای تعلیقشدهی شهرداری رو میفرستن
باحالترین جای دنیا رو که پُر از آدمهای خفن باشه تصور کن
اینجا دقیقاً برعکسشه
اجازه نداری کار کنی
اجازه هم نداری بری خونه
نمیتونی بری خونه؟
نه تا ساعت ۵ بعدازظهر
حتی اگه به نظرم آدمِ وقیحی نبودی
که البته هستی، بازم این پرونده غیرقابلبرنده شدنه
پس بهتره که برنده بشی
چون در حال حاضر تو نمایندهی موقت اتحادیهای
من رایها رو دارم. اوه، واقعاً داری؟
یادت رفته که وقتی کلانتریهامون ادغام شد
من ده تا افسر با خودم آوردم؟
ما همگی با هم رای میدیم. مگه نه پسرا؟
اوهوم
باشه. لعنتی
خب، مثل اسپارتیهای باستان
با شجاعت و عضلات شکمِ سفت، با این شرایطِ غیرممکن روبرو میشم
ولی... من به تمامِ حقایق نیاز دارم
و حتماً باید کارآموزِ خودم رو داشته باشم
نه. به هیچ وجه قرار نیست کارآموزی در کار باشه
خب... باشه، همگی برگردیم سرِ کار
شرد، میتونم دربارهی موجودیِ غذای خشک باهات حرف بزنم؟
آره، حتماً. باشه
خب. وایسا، وایسا، وایسا
در واقع آوردمت به پاتوقمون تا یه چیزی ازت بپرسم
عاشق اینم که یه پاتوقِ مخفی داریم
اینجا هم خیلی باحاله
اوه، مرسی. راستش یه کم جارو زدم
و قفسهها رو مرتب کردم
یه کم هم از عطرم زدم
روی کیسههای غذای گربه
آره، داشتم فکر میکردم چرا این ترکیبِ غذاهای دریایی
داشت حالم رو جا میآورد
وایسا، وایسا. خب، نه
میخوام یه سوال ازت بپرسم
بپرس
دلت میخواد بریم
مثلاً یه قرارِ واقعی؟
مثلاً بیرون تو یه رستوران؟
مثل یه قرار رسمی؟ آره
آره، ولی فکر کردم نمیتونیم چون ممکنه برات دردسر بشه
فکر کنم از پسش بربیایم
یه رستوران پیدا کردم... اوهوم
تو تاکوما
و میدونی واسه چی معروفن؟
واسه اینکه به طرز وحشتناکی از محل زندگیمون دورن؟
پای لیموترش. عاشق پای لیموترشم
میدونم که هستی
اوه
چقدر شیرین
اوه، وایسا
دو دقیقهمون تموم شد
خب، باشه، پس وقتی از اینجا رفتیم بیرون، کاملاً عادی رفتار کن
باشه. حله؟
حله
این لبخندهای ژوکری واسه چیه؟
هیچی
داشتیم دربارهی چیزی حرف میزدیم که خنده به لبمون آورد
چی؟
پای لیموترش
اوهوم
عاشق پای لیموترشم
No comments yet. Be the first to leave one.