200 rreshtat e parë.
صدای گونگ
صدای انفجار خفه
نریشن روی فیلم: «گزارش شده که
«تعداد ناوگان زیردریاییهای یو-بوت نازیها از ۵۰۰ فروند فراتر رفته است
«هیتلر بهخوبی میداند بریتانیا در جنگ قبلی در سال ۱۹۱۷ چقدر به فاجعه نزدیک بود؛
«زمانی که تهدید زیردریاییها چیزی نمانده بود
«مسیرهای تدارکاتی دریایی ما را کاملاً فلج کند
«ما مردمی جزیرهنشین هستیم
«بدون ارتباطات دریاییمان، بقای ما ممکن نیست
«هیتلر این حقیقت را بهخوبی میداند
«این تصاویر از یک فیلم خبری غنیمتی دیگر از آلمانیها
«واقعیت تلخ تهدید شبانهروزی را بهوضوح نشان میدهد
«تهدیدی که متوجه تمام کشتیرانی ماست.»
آقایان، این همان چیزی است که باید متوقفش کنیم
شاید باورکردنی نباشد، اما در حال حاضر
تنها یک دلیل وجود دارد که نمیتوانیم جلویش را بگیریم: ناو تیرپیتز
تیرپیتز در ۶۰ مایلی خشکی، در اعماق یکی از آبدرههای نروژ لنگر انداخته است
و بهخاطر تهدیدی که این ناو ایجاد کرده
ناچاریم نیمی از ناوگانمان را برای پاییدن آن معطل کنیم
کشتیهای هدررفته، آقایان
کشتیهایی که برای محافظت از کاروانهایمان در اقیانوس اطلس، شدیداً به آنها نیاز داریم
نیروی هوایی سلطنتی دو بار حمله کرده اما موفقیتی حاصل نشده است
صخرههای اطراف آبدره چنان شیب تندی دارند
که انگار ناو در یک پناهگاه ضد هوایی قرار گرفته است
آقایان، به هر شکلی که شده، تیرپیتز باید از کار بیفتد. اما چطور؟
با اژدرهای انسانی، قربان
دو نفر که با عبور از دریای شمال
روی نیم تن مواد منفجره بنشینند؟ این کار عملی نیست
بله، فریزر؟
عملی است، قربان
ظاهراً هیچکس اینجا متوجه نیست که چنین عملیاتی چقدر میتواند ساده باشد
مسلماً چندان هم ساده نیست
من نیروهایش را دارم، قربان
تجهیزات را به ما بدهید تا تیرپیتز را برایتان از پا درآوریم
خیلی مطمئن به نظر میرسید، فرمانده فریزر
بله قربان، کاملاً مطمئنم
آقای کوربت. / بله قربان
از پایگاه ساحلی داوطلب شدید، درست است؟ / بله قربان
کاغذبازی زیاد و کارِ کم، هان؟ / بله قربان
خب، فکر میکنم بتوانیم این وضعیت را تغییر دهیم
آقای دافی. / بله قربان
این دیگر چیست؟ / یک پلیور است، قربان
لابد در نیروی دریایی استرالیا از اینها میپوشند؟ / خیر قربان
در این نیروی دریایی هم از این خبرها نیست، آقای دافی
حالا گوش کنید... صرفاً چون داوطلب خدمت ویژه شدهاید
دلیل نمیشود که لباسهای عجیب و غریب بپوشید
مثل یک مشت خلبان جنگنده
این را به خاطر داشته باشید
گفتید چند سالتان است، آقای آبرکرومبی؟ / نوزده سال، قربان
دنبال کمی هیجان هستید؟ / بله قربان
خب، توی این گروه لازم نیست زیاد دنبالش بگردی. خودش یهو میکوبه تو صورتت
رمزی، ما توی مدیترانه با هم بودیم، مگه نه؟ بله قربان
حال همسرت چطوره؟ الان خوبه قربان
پسره یا دختر؟ پسره قربان
خدا رو شکر
اسمارت
فکر میکنی این کار رو بیشتر از مهمانداری دوست داشته باشی؟
هنوز نمیدونم قربان
یه امتحانی به ما میدی، نه؟ هر چیزی رو باید یه بار امتحان کرد، قربان
هاچینز، ما قبلاً با هم خدمت کردیم، نه؟ بله قربان
هوم. هنوز ازدواج نکردی؟ نه قربان
هنوز زن ایدهآلت رو پیدا نکردی؟ از نظر من همهشون عالیان قربان
بله. خب، فکرت رو روی کارت متمرکز کن
روی همین کار، هاچینز. بله قربان
قصد جسارت به جمع رو ندارم، اما فقط یه افسر نیروی دریایی انگلیس
به سرش میزنه یه همچین چیزی بسازه
و بعدش توش رو پر از آب کنه
بسیار خب، ترتیب صعود اینطوریه: آقای دافی، آقای کوربت
آقای ابرکرومبی، رمزی... رئیس
مهماندار اسمارت... رئیس
سرناوی هاچینز... رئیس
بسیار خب، کلاس آمادهی صعوده، رئیس
حالا، یادتون نره، بازدم کنید
خوبه. من میرم ببینم در چه حالن. بله قربان
اوه
تامِ پیر جوری قدم برمیداشت انگار داره میره پای چوبه دار
تو چی، دیگر؟ قیافت عین گچ سفید شده بود
احساس میکنم از کریسمس تا حالا دستشویی نرفتم
اخماتو وا کن ارنی. دیگه تموم شد. پوووه
تا پله. دفعه بعد منم از راه تو میام ۲۰۰
تلفاتی داشتیم؟ همگی: نه قربان
آه. پس باید به فکر یه راه دیگه باشیم، مگه نه؟
خیلی ممنون، قربان
حالتون خوبه آقایان؟ حالا اون یکی دست
یالا استن، فشار بده
فشار بده. دارم فشار میدم دیگه
راحت و نرمه، قربان؟ ای بابا
وقتی برید توی آب بهتر میشه، قربان
خب، از این بدتر که نمیشه
یالا. ممکنه وضعیت اضطراری پیش بیاد
همین الانشم وضعیت اضطراریه، قربان
بسیار خب، سرت رو بگیر بالا
خوبه؟ اومهوم
فشار بده
چطوره استن؟ عالیه (!)
چی؟ گفتم عالیه (!)
اوه. قشنگ فیتِ تنته پسر
بسیار خب، بفرستیدش داخل
پری دریایی چیزی ندیدی، تام؟
بله، دوتا، ولی اونا به کمتر از
یه فرمانده رضایت نمیدادن! هه
عجله کنید جناب دافی. نوبت شماست
روحیه
در بالاترین سطح خودش قرار داره
چیزی که الان بهش نیاز داریم
تجهیزات بیشتر
و اقدامات تهاجمی واقعیه
خبردار
لطفاً راحتباش بدید. راحتباش
حالا، میخوام بخشی از نامهای رو براتون بخونم
که امروز صبح از طرف فرماندهی کل نیروی دریایی دریافت کردم
«در رابطه با درخواست شما برای انجام عملیات تهاجمی
۱ توسط اژدر سرنشیندار مارک
سیاست نیروی دریایی هرگز بر این نبوده که جان افراد را بیدلیل به خطر بیندازد
آن هم با سلاحهای آزمایشنشده و تجربی
اژدر سرنشیندار مارک ۱ وسیلهای اثباتنشده است
علاوه بر این، یادآوری میشود که خدمهی آن نیز هنوز امتحان پس ندادهاند.»
و اینقدر برای خودتون قیافه بدبختبیچارهها رو نگیرید
اینو میبینید؟
نیروی دریایی نباید چنین نامهای برای ما مینوشت
مخصوصاً وقتی ناوگان اصلی درست بیخ گوش ما داره تمرین میکنه
همهچی ردیفه؟ بله قربان
حالا گوش کنید، اونا دو تا تور ضدزیردریایی پهن کردن
و یکی هم ضداژدر؛ و حواستون به قایق گشتی باشه
طوری به نظر میرسه که انگار میدونستن داریم میآییم
نه، نه، این فقط روال عادی کاره
حالا، میخوام تمام چاشنیها تا ساعت ۲۲:۳۰ کار گذاشته شده باشه
و میخوام تا اون موقع همگی مأموریت رو تموم کرده باشید
مفهومه؟ بله قربان
حالا، فراموش نکنید که باید
حداقل در یک مایلی هدف غواصی کنید و این کار سادهای نخواهد بود
خب، موفق باشید. ممنونم قربان
اِم، حدس میزنم اینها چاشنیهای مشقی باشن. اوه، بله قربان
خوبه، چون قراره من دقیقاً روی اونا بنشینم
هی، حالت خوبه رفیق؟
ردیفم. برای یه پیشخدمت، منفجر کردنِ دریادارها اوج لذته
همهچی حاضره؟ عالیه
زود باش تیمی. ما میریم و برمیگردیم
قبل از اینکه اون پسرا بتونن از تورها رد بشن
جناب دریادار منتظر شما هستن، قربان
لابد باز اومدی در مورد اون زیردریاییهای اسباببازیت به من پیله کنی
اوه، بحث پیله کردن نیست قربان
ابایی ندارم که صادقانه اعتراف کنم باهاشون مخالفم
اوه، از شنیدنش متأسفم قربان. فکر کنم خلافش بهتون ثابت بشه
حالا شد یه حرفی، پسر جون
حدس و گمان و اشتیاق یه چیزه
ثابت کردنش یه مقوله کاملاً جداست. بله قربان
ممنونم قربان
کاش زودتر ساعت ۱۲ بشه. بیا بریم بخوابیم
ایتالیاییها اونا رو توی مدیترانه آزمایش کردن
اما سالهاست که دارن با زیردریاییهای اسباببازی ور میرن
در حالی که... موضوع چیه، فریزر؟
چیزی نیست قربان. حوصلهتون رو که سر نبردم؟
اوه، ابداً قربان
پس محض رضای خدا، دست از ور رفتن با اون ساعت لعنتی بردار
اوه، متاسفم قربان
دقیقاً برای چه موضوعی میخواستی منو ببینی؟
خب... ر-ر-راستش
چ-چیز خاصی نیست قربان
فقط میخواستم نظرات کلی شما رو در مورد کاربردهای تاکتیکی «ارابهها» بدونم
رک و پوستکنده بهت بگم
فکر نمیکنم هیچ کاربرد تاکتیکی داشته باشن
تا وقتی که قابلیتشون ناشناخته باقی بمونه
اثبات نشده. بله قربان
شما... شما فکر میکنید باید بهتون مدرک نشون بدم، قربان؟ بدون شک
این دیگه چه کوفتی بود؟ مدرک، قربان
مدرک؟ بله قربان
اونها بمبهای مشقی روی بدنه این کشتی بودن
اگه مشقی نبودن
الان تا آخر جنگ، ته دریا بودید قربان
نمایش فوقالعادهای بود، وینلی. صد در صد. فکر کنم متقاعدشون کردیم
آقای آبرکرومبی و رمزی هستن، قربان
مگه برنگشتن؟ بله قربان
حالشون خوبه؟ خوب میشن، قربان
اگه مجبور میشدیم یه نفر رو بکشیم، اصلاً خندهدار نمیشد
تا به خواستهمون برسیم، مگه نه؟
حرفمون رو به کرسی نشوندیم، قربان؟
آره
خداحافظ، قربان
قربان؟
زرنگه. بله قربان
میتونم یه لحظه باهاتون صحبت کنم، قربان؟
خب، البته. چی تو ذهنته؟
ببخشید که این وقت شب مزاحمتون میشم، قربان
اوه، دیر وقت نیست
خیلی در این مورد فکر کردم، قربان
و فکر کردم که اگه بتونم با کسی حرف بزنم
من میترسم، قربان
از غواصی؟ بله قربان
حالم خوبه قربان، واقعاً حالم خوبه
تا وقتی که سنگینی فشار آب رو روی خودم حس میکنم
و بعدش انگار از درون دچار وحشت میشم
من که متوجهش نشدم. نه قربان
نکته قطعاً همینه. من که متوجه نشدم
هنوز هم هست قربان. و من احساس کردم... سیگار؟
اوه، خیلی ممنون قربان
میدونی، دو نوع شجاعت داریم، مگه نه؟
یکی شجاعه چون اصلاً نمیدونه ترس چیه
اون یکی شجاعه چون با اینکه میترسه
باهاش میجنگه و بروزش نمیده
No comments yet. Be the first to leave one.