200 rreshtat e parë.
جین آستن زندگیمو به باد داد
این نیموجبی کیه؟ اینجا چیکار میکنی؟
پیژامههات تو لباسشوییان؟
آره
عجب بالشِ راحتیه
چه نرم و باحاله
مامانت کجاست؟
خوابه. یه آقا تو تختشه
تو از کجا میدونی تو تختِ من کسی نیست؟
تا حالا ندیدم کسی اونجا باشه
شاید زیرِ تختم قایم شده
هی
تام پسرم، و آگات خواهرم
و ایشون هم
رافائل. گابریل
سلام
خداحافظ وروجک
دیرم شد، باید ساعت ۸ استخرو باز کنم
یه چای سبز خیلی میچسبه
قهوه بهم نمیسازه
ببخشید
خداحافظ گورخر کوچولو. موقع عصرونه میام دنبالت
فعلاً
خداحافظ، اِم، رافائل. گابریل
درسته
یکم مشکل حافظه دارم
چقدر لفتش میدی آخه
خدای من، چقدر کُندی
حالت خوبه؟
لعنتی، ببخشید
پاک خل شده
رازِ کوچولوی من پیازداغشه
ببین، باز خودشه
دیگه نمیتونم تحملش کنم
تا حالا چیزی درباره اصطلاح «تو آبنمک خوابوندن» شنیدی؟
نه، هیچوقت
انگار مخصوصِ تو ساخته شده. چیه مگه؟
به دخترا توجه میکنی
امیدوارشون میکنی که خبریه، ولی هیچوقت زیر بار تعهد نمیری
میذاری همهچیز تو خماری بمونه
دخترا، پیازها
میبینی؟
همهشون رو معلق نگه میداری
هی! ...محض احتیاط دیگه
بیخیال بابا! تو اصلاً چی میدونی؟
تنها رابطهای که داری با ساندویچته
چقدر بددهنی شما، مادام
با اون قطره سسی که روی لبت چسبیده، تو هم چندشآوری
نه، تمومش کن
لعنتی
روبهراهی؟
صبر کن
آخرین بار کی رابطه داشتی؟
درست حرف بزن. نمیفهمم چی میگی
بیخیال، راستشو بهم بگو
دهنتو ببند
منتظر چی هستی؟
مارک دارسی؟
میترسی هیچوقت پیداش نشه؟
نمیترسم. معلومه که میترسی
میترسی از رابطههای عاطفی ضربه بخوری، یا اهلِ رابطههای یه شبه باشی
از این اپلیکیشنهای دوستیابی میترسی
تو میترسی. زندگی نمیکنی، فقط خودت رو قایم میکنی
نه اینطور نیست، فقط موضوع اینه که
من اهلِ سکسِ سفارشی و دمِدستی نیستم
من اهلِ دنیای دیجیتال نیستم. نمیخوام مجبور باشم پسرا رو «لایک» کنم
یا صدای نوکپا رفتنشون رو بشنوم که دارن جیم میشن تا بیدارم نکنن
من متعلق به این قرن نیستم
آگات؟ بله
ولش کن
مطمئن نیستم بتونم برای یه آدمِ مرده نامه بنویسم
کسی مجبورت نکرده اینجا باشی
تو فقط رمانهای عاشقانه آبکی سر هم میکنی
بد نیست یه سری هم به چیزای دیگه بزنی
آگات، باید با زمانه پیش بری
ببخشید
میتونم نسخه مخصوص خانمها رو داشته باشم؟
الان یکی براتون میارم. ممنون
مهمونِ ما باشید
مرسی
جورابهای سبزت رو بپوش. جورابهاتو عوض کن
فلیکس داره روی کاناپهمون خروپف میکنه
بازم؟
بیدارش کن. بگو برات نون تست درست کنه
پاهاش بو میدن
میدونم، ولی پسرِ مهربونیه
ببخشید، ببخشید
تو چرا هنوز اینجایی؟
هی، جنابِ بوکوفسکی، نمیخوای بری یه دوش بگیری؟
تو یکی دیگه شورشو در نیار
خوندیش؟ هنوز حتی تموم هم نشده
فلیکس، این کار درست نیست. آروم باش
خوبه
حتی خیلی خوبه
جدی میگم. مثلِ خودت یه ذره عجیبه، اما
تاثیرگذاره
اصلاً بد نیست
بعدش چی میشه؟
مثل همیشه، نمیدونم
این صدمین داستانیه که شروع کردم و نمیتونم تمومش کنم
باید تمومش کنی. میخوام بدونم تهش چی میشه
انگلیسی نوشتن بهت میآد
واقعاً خوبه
برای هر موقعیتی یه جین آستن تو آستینت داری؟
آره
به من چی پیشنهاد میدی؟
منسفیلد پارک
هنری کرافورد خودِ تویی. چرا؟
اون یه آدمِ دروغگو و اغواگره
یه کازانووا که وقتی عاشق میشه، تو بازی خودش گیر میافته
و تو کی هستی؟
آن الیوت در رمان «ترغیب»
چرا؟
چون اون یه پیردختره
که مثلِ یه گلِ تشنه، پژمرده شده
گذاشته زندگی از کنارش رد بشه
برای یه گلِ خشکیده، بوی خیلی خوبی میدی
اون چیه؟
یه دعوتنامه از طرفِ «اقامتگاه جین آستن»
برای گذروندنِ دو هفته در اردوی نویسندگیشون
یعنی از فصلهای اولِ کتابم خوششون اومده؟
لعنتی، نگو که کارِ تو بوده
یه هُل لازم داشتی تا راه بیفتی
ممنون
اما نمیتونم
چرا؟ خودت میدونی چرا
جا نزن. چطوری برم اونجا؟ با دوچرخه؟
ایده عالیایه
بیا به مونا زنگ بزنیم و جشن بگیریم
نه، بیخیال شو. نظرم عوض نمیشه
خیلی رو مخی. دلم میخواد یه گازِت بگیرم
خوبی وروجک؟ آره
خوب خوابیدی؟ آره
اردو کی شروع میشه؟
تام، دوست داری بریم باغوحش؟
آره! میرم لباس بپوشم
میتونم یه چیزی بگم؟ نه
در هر صورت میگم
سه روز دیگه شروع میشه
من میتونم تو کتابفروشی جات بایستم
پس حله
میخوای کلِ زندگیت رو با دوچرخه تو پاریس بچرخی
و از خشک شدنِ قلمت ناله کنی؟
دست از سرم بردارید شما دوتا! نمیتونم برم، فهمیدید؟
نمیتونم دوباره سوارِ ماشین بشم
حالا به اندازه کافی روشن شد؟
چه غلطی داری میکنی؟
خب معلومه، دارم میخورم. گشنمه
اوه، واقعاً؟
پاستای سرد ساعت ۲ صبح؟
نمیتونی مثلِ «مارگریت دوراس» باشی؟
ویسکی بخوری، قرص بندازی بالا... یه کارِ یه ذره باکلاستر و پر سر و صداتر؟
چه جالب. ممنون
هی
آخه تو رو چه مرگته؟
میدونم ناامید شدی ولی این سفر از توانِ من خارجه
آخه چقدر تو نفهمی
از این اراجیفت خسته شدم
از وقتی اون تصادف شد، زندگیت رو متوقف کردی
پات رو تو «برژرونت» نمیذاری
مجبور بودم هر سال تابستون برم اونجا
با تام تنها باشم، از همون موقعی که به دنیا اومد
متاسفم
حالت خوبه؟
نه. دارم پانیک میکنم
نفس بکش، نفس بکش، نفس بکش
نمیتونم. یالله، نفس بکش
یه سیگار بهم بده. نه! با بدبختی ترک کردی
یه سیگارِ صاحبمرده بهم بده! وایسا، آروم باش
بیا، بگیر
یکی هم به من بده
داری چیکار میکنی؟ تمومش کن
آگات، خیلی رو مخی
ببخشید، یه فردِ خطرناک
بینِ گروهِ شما قایم شده
بیخیال بابا
فلیکس، واقعاً فکر میکنی
من در حد و اندازه نویسندههایی هستم که کتاب چاپ کردن؟
معلومه! تو فقط دچار سندروم ایمپاستری
نه، من واقعاً یه متقلبم
تو قلبم یه آهنگِ بامزه سیسیلی دارم
که تو از بَرِش داری، چون زندگیم شبیه مالِ توئه
بیشتر از آتشفشانهای ایتالیا دوستت دارم
اینو یادته؟
به سبک ایتالیاییها دوستت دارم
قلبم تند میزنه
با دستهام حرف میزنم
و خون جلوی چشمامو میگیره وقتی با بقیه حرف میزنی
وقتی بادِ جنوب موسیقی مینوازه
همراهش فقط برای تو آواز میخونم
به سبک ایتالیاییها دوستت دارم
دیدنِ دریا چه حسی خوبی داره
حق با تو بود
دلم برای برژرونت تنگ شده
میدونم
بیا
واسه اعصابت، نصفِ قرص رو تو کشتی بخور
و نصفِ دیگه رو قبلِ خواب
حالت بهتر میشه، باشه؟
از کجا میدونی شوکِ آنافیلاکسی بهم دست نمیده یا
No comments yet. Be the first to leave one.