20 rreshtat e parë.
هنوز يکم از مزه ي تو توي دهنم مونده
هنوزم يکم از شک و ترديدم نسبت به تو مونده
هنوزم يکم سخته که بگم چه اتفاقي افتاده ؟
هنوز هم يکم روح تو حاظره که شهادت بده
هنوزم يه کوچولو از صورتت مونده که من نبوسيدم
تو هر روز يه قدم کوتاه نزديکتر ميشي
به اين دليله که من نميتونم بگم چه اتفاقي افتاده
سنگها به من پرواز کردن آموختند
عشق به من دروغ آموخت
زندگي به من مرگ آموخت
خب حالا ديگه سقوط کردن سخت نيست
وقتي که مثل يه گلوله ي توپ شناور باشي
هنوز يکم از آهنگ تو توي گوشم مونده
هنوز يکم از حرفاي تو که خيلي وقت پيش شنيدم مونده
تو هر روز يه قدم کوتاه به من نزديکتر ميشي
اينقدر نزديک که ديگه نمي تونم ببينم چه اتفاقي افتاده
سنگها به من پرواز کردن آموختند
عشق به من دروغ آموخت
پس زودباش شجاعت
به من ياد بده که ترسو نباشم
No comments yet. Be the first to leave one.