200 rreshtat e parë.
چی شده؟
اون چیه؟- عکس بگیر-
ببخشید
کسی مرده؟
...اوه، نه
!هه سو
!هه سو
!هه سو
سلام
جواب تلفنتون و ندادین، برای همین خودم اومدم
معذرت می خوام
برای یه بار خوب خوابیده بودم
اوه
وقتش رسیده؟
می خواین از صحنه عکسبرداری دیدن کنین؟
اوه، عکس برداری
...دوست دارم بازدید کنم اما
فراموشش کن
...فقط کاری می کنم که همه احساس ناراحتی کنن
و نق بزنن
ترجیح میدم به خودم سخت نگیرم
باشه پس
من طبق خواسته تون عمل می کنم و به جاش یه قرار شام میچینم
همین کار و بکن
حتما
باید بگم هه سو از نظر احساسی ناپایدار بوده؟
...اون غیر قابل پیش بینی بود
و همین باعث دعوا شده
میشه اون رو هم جذابیت دونست؟
این روزا خیلی عیب به حساب نمیاد
اما اگه اون موقع خرد شدن و حس می کردی
مردم بهت می گفتن دیوونه
برای همین بود؟
همیشه یکم مرموز بود
مثل کسی بود که انگار تمام مشکلات دنیا رو به دوش میکشه
این چیزی بود که همه درباره اش پچ پچ میکردن
مثل یه بمب ساعتی بود
...چرا کسی مثل هیون ووک
باید دیووانه وار عاشقش باشه؟
و در آخر اون بمب منفجر شد
و به هیون ووک ضربه مستقیم زد
::::::::: آيـــ(پاشنه بلند)ـــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: (قسمت پنجم) :::::::: ::::@AirenTeam::::
آروم
باشه
نگاهش کن- خدای من-
اون از هیون پول قرض گرفته؟
نه اینجوری نیست
من فکر می کنم توی اون چشم ها عشق موج میزنه
ع-ش-ق
می دونی این حرف خطرناکیه، مگه نه؟
عشق حالت های مختلفی داره، می دونی
می دونی چی میگم؟
خب، تخصص من عشق و عاشقی نیست
پس حرفی ندارم- باشه، کات-
حالت خوبه؟
سلام، خانم کی
بله
ما سر آخرین فیلم برداری هستیم
امروز عصر؟
یه حس بدی بهش دارم
متوجه شدم
امشب یه چیز خوشمزه می خوریم
با سختی زیاد
من حس می کنم حالم خوب نیست
ما فقط باید بخوریم و بدون اینکه کسی بفهمه جیم شیم
تنش خیلی زیاده و شما فقط یه صحنه رو درست می کنین
زمانی که ما داریم روی چیزی کار می کنیم، رئیس همیشه سر میزنه؟
اولین باره
منتظرم ببینم چقدر می خواد فشار بیاره
اگه کارش تموم شده بود می تونست بره خونه
باید حتما یه سری هم میزد؟
داره میاد
برای همین نمی خواستم بیام اینجا
همگی بشینین
خانم کی حتما بهتون گفته
اما من برای این که تشویق تون کنم اومدم سراغتون
می خوام که استراحت کنین و از شامتون لذت ببرین
ممنون که حضوری اومدین
حرفش رو هم نزن
خب، فیلم برداری خوب تموم شد؟
،با لطف کمک شما
...و به لطف مدل عالی مون، تونستیم موفق بشیم
خودم خجالت می کشم اینو بگم ولی کیفیتش بی سابقه اس
خیلی کنجکاوم
منتظر کلیپ می مونم
حتما
خانم وو کجاست؟
هنوز نیومده
بهش یه زنگ بزنم؟
بیا اومد
ببخشید دیر کردم
مشکلی نیست، بشین
،اگه همه هستن
آقای لی، یه سخنرانی برامون می کنین؟
بیا و امشب از خیر این قضیه بگذر
نه دیگه، یه چیزی بهمون بگین
دوست دارم بدونم چه حرفی برامون دارین
واقعا؟
پس خیلی کوتاه و مختصر میگم
انتخاب شنبه وو هیون» پروژه ی جدید ماست»
امیدوارم با این همه تلاش نتیجه ی خوبی نصیب تون بشه
،تا وقتی که به یه برنامه اصلی در یونی تبدیل بشه
بیاین همه با لذت و شادی کار کنیم
به سلامتی
به سلامتی- به سلامتی-
سایزش رو ببین- خدای من-
ببخشید- !اون خیلی بزرگه-
بیا یه عکس بگیریم
جه سو، میشه دیگه مشروب نخوری؟
منم می تونم به اندازه ی بقیه بخورم
این که نوشابه نیست
اگر می خوای به خاطر شیرین بودنش همه اش و بخوری از حال می ری ها
خدایا، اونقدر بزرگ شدم که از پس خودم بربیام
سن ربطی به غش کردن نداره
هیچکس مراقبت نیست اگه اینجا تلف شی
بهت هشدار دادما
حتما
!خانم! نکن! نه! نکن
امتحانش کردی؟- آره-
خدایا
آقا، وقت رفتنه
خدایا، به این زودی؟
از زمانی که شروع به خوش گذرونی کردم همین جوری زمان میگذره
دارین میرین؟
چرا فردا نمیرین؟
باید ترتیب یه کاری رو بدم
برای همین مجبور شدم این دم آخری برنامم و عوض کنم
اگر من عقب نکشم شما نمی تونین ازش لذت ببرین
من می دونم کی باید بکشم کنار و الان باید برم
و یه چیز دیگه این وعده غذایی به حساب منه
برای همین می خوام نهایت لذت و ببرین
و همه تون رو تو شرکت می بینم، کاملا سرحال
خانم کی امشب رو استراحت کن
و فردا روش وقت بذار
باید شما رو بدرقه کنم، قربان
باشه، نوش جان
خداحافظ
اوه، زودتر از چیزی که فکرشو میکردم تموم شد
درسته، حتی نمیتونستم لب به غذا بزنم
چی؟ بنظر میومد که غذارو خیلی دوست داشتی
توروخدا نگاش کنین، یجوری رفتار میکنه انگار از هیچی خبر نداره
به هرحال
شبمون تازه شروع شده، مگه نه؟
بیاین بازم غذا سفارش بدیم- من یه لحظه میرم بیرون-
چه شب قشنگیه- باشه-
و من نمیتونم بیخیال خوردن کل این بطری شامپاین بشم
بیا اینجا، اینو امتحان کن- این مشروب کجاس؟-
مشروب؟- این مشروب مورد علاقته؟-
بنظر میرسه که حالتون خوبه
جداً؟ انقدر معلومه؟
اوه، اصلا خوب نیس
...یکی بهم گفته بود که
یه مدیرعامل موفق نباید احساساتشو بروز بده
حدس میزنم امروز بازم شکست خوردم
صبر کنین
خانم وو
دوست دارم تا بیرون از اینجا بدرقه تون کنم
اوه
خانم کی میشه چند لحظه مارو تنها بذارین؟
حتما، شبتون بخیر
...نمیدونم
از این که میخواین منو بدرقه کنین باید چه برداشتی بکنم؟
شما خیلی جدی هستین
هیچ منظور پنهانی پشت این ماجرا وجود نداره
...شما نگرانین که این سوتفاهم
ممکنه به حقیقت تبدیل بشه
من فقط میخواستم از دوستی که بهم کمک کرد تشکر کنم
فکر کنم تا این حد رو میتونم
بنظرم اشکالی نداره
شماهم زود سرپا شدین
میدونستم، تو این سفر و برام تبدیل به با ارزشترین سفر زندگیم کردی
...امیدوارم که بتونین خاطرات خوب امروز رو هم
به خاطر بسپرین
تا همینجا هم ارزششو داشت
...به لطف شما، من تونستم در مورد
رویاهام فکر کنم
من میخواستم که پیداشون کنم
و حتما اینکارو میکنم
جدی میگین؟
من از صمیم قلب تشویقتون میکنم
صبر کنین
یه چیز آشنا در مورد
بوی عطرتون وجود داره
انقدر آشناس که احساس گیجی میکنم
اوه، دوباره دارم حرف بیخود میزنم
از این که دارم میرم ناراحتم
سفرتون به سلامت
تو سئول میبینمتون
ما باهم دوستیم
دست دادن که مجازه، نه؟
چند نفر اونجان؟
دلم میخواد دوباره برم سئول و بمیرم- اوه-
عزیزم، ما فقط یه بار زندگی میکنیم
چرا نمیای خوش بگذرونی؟- خدای من، سونگ وو-
اون واقعا داره بهش خوش میگذره
میدونستم
برگرد تو اتاقت
چی؟ نه
من مطمئنم که میتونم کلی خوش بگذرونم
No comments yet. Be the first to leave one.