200 rreshtat e parë.
ما آتشباری مداوم توپخانه را علیه
دشمن در تمام خط مقدم، از جمله بخش شمالی
رودخانه جیمز، تا زمانی که هوا برای حرکت به اندازه کافی روشن شد، ادامه دادیم
که حدود ساعت یک ربع به پنج صبح بود
در آن ساعت، سپاهیان «پارک» و «رایت» طبق دستور
به راه افتادند، موانع درختی را از مقابل خود کنار زدند و
زیر آتش سنگین تفنگها و توپخانهها پیشروی کردند
و بدون هیچ لرزشی مستقیماً پیش رفتند تا اینکه از
جانپناهها بالا رفته و خود را به داخل
خطوط دشمن انداختند
در پی شکست نیروهای کنفدراسیون در «فایو
فورکس»، گرانت تصمیم گرفت ضربه سختی به «پیترزبورگ» وارد کند
او دستور آتشباری مداوم توپخانه را در طول خطوط دشمن
در تمام طول شب اول آوریل صادر کرد
ساعت چهار صبح روز دوم آوریل
سپاههای نهم و ششم حمله خود را
در جبهههای مربوط به خود آغاز کردند
سپاه ششم به سنگرهای کنفدراسیون در امتداد
جاده تختهکوب «بویدتون» یورش برد
سپاه نهم قرار بود به مواضع تحت اشغال کنفدراسیون در
قلعه «ماهون» حمله کند
سرگرد «الیور بازبیشل» همراه با هنگ ۴۸ پیادهنظام
در سپاه نهم حضور داشت و یورش به
قلعه ماهون، یا به قولی که خودش میگفت، «قلعه جهنم» را توصیف کرد
ساعت چهار صبح روز دوم
آتشباری سنگین توپخانه در سرتاسر
خطوط شورشیان آغاز شد
نیروهای خطشکن به جلو رانده شدند
و در ساعت چهار و نیم، سربازان
با اشتیاق و چالاکی بسیار به سمت
استحکامات شورشیان پیش رفتند
در حالی که فقط نیمجیره داشتند و قهوه داغ را با عجله سر کشیده بودند
هنگ چهل و هشتم به سمت پشت
قلعه «جهنم» حرکت کرد
با هجومی وحشیانه، به خط نگهبانی شورشیان رسیده و
بدون درگیری چندانی آن را تصرف کردند
توپهای قلعه ماهونِ شورشیان، «دوزخی» واقعی از
گلوله و خمپاره به میان صفوف ما بیرون میریختند
سربازان با عزم جزم برای تصرف آن شکنجهگر
پیر و مخوفی که تمام زمستان آنها را آزار داده بود، به پیش راندند
حمله تقریباً بیمحابا و پرشتاب بود
حمله اولیه سپاه نهم موفقیتآمیز بود و
سه آتشبار نیروهای کنفدراسیون را به تصرف درآورد
جنوبیها با کمبود نیروی انسانی مواجه بودند و
خطوط دفاعیشان بسیار ضعیف و آسیبپذیر شده بود
اما استحکامات سنگری کنفدراسیون که پیش از این هم مانع
حملات اتحادیه شده بود، پیشروی را دوباره متوقف کرد
سپس نیروهای کنفدراسیون موفق شدند توپهای سنگین خود را
به سمت نیروهای فدرال نشانه بروند
اما همانطور که «بازبیشل» از هنگ ۴۸ توصیف میکند:
نیروهای اتحادیه دست از نبرد نکشیدند
ژنرال کورتین که ظاهراً در زیرِ
طوفان گلوله و خمپارهای که بر سر یگان میبارید، بیباک بود
دستور داد پرچمهای هنگ را نزد او بیاورند
سربازان به دور درفش خود گرد آمدند
و به رهبری کورتینِ شجاع
حمله را از سر گرفتند، از میان موانعِ
درختی و خندق گذشتند و از خاکریزها بالا رفتند
و بر فراز دیوارها موضع گرفتند
در همین حال، هنگ سیونهم نیوجرسی از راه رسید
پرچمدار دلاورانه درست به میان
شورشیان جهید؛ عملی متهورانه که تحسینِ
تمامی شاهدان صحنه را برانگیخت
سروان جان ال. ویلیامز، از گروهان اِف، فریاد زد:
«به پیش بچهها، و پرچم جرسی را نجات دهید.»
مردان با یک خیز به جلو شتافتند
نبردی تنبهتن درگرفت
که تنها لحظهای به طول انجامید؛ شورشیان مغلوب گشتند
دژ تصرف شد و دشمن به عقب رانده شد
تا مسافتی قابل توجه
سپاه نهم سنگرهای نیروهای مؤتلفه را درنوردیده بود
اما مقاومت جنوبیها بسیار سرسختانه بود
ساعتها به درازا کشید تا توانستند بر قلعه ماهون غلبه کنند
و آن را حفظ نمایند، که این امر تا حد زیادی مدیون موفقیتِ
سپاه ششم بود
سپاه ششم با نیروهای تحت فرمان سپهبد «ای. پی. هیل»
و سپاهی از کهنهسربازان روبرو گشت
اما باز هم خط دفاعی نیروهای مؤتلفه ضعیف و کمتعداد بود
پیش از سپیدهدم، سپاه ششم شکافی را در
خطوط نیروهای مؤتلفه در جاده «بویدتون پلنک» ایجاد کرده بود
سپاه بیستوچهارم به درون آن شکاف سرازیر شد
آنها با عبور از جادهی «بویدتون پلنک»، به سمت شمال پیش رفتند
پیش از رسیدن به شهر، سپاه بیستوچهارم میبایست
بر دژهای «گرگ» و «ویتورث» غلبه میکرد
آنها در پی نبردی سخت، موفق به تصرف هر دو دژ شدند
این نبرد به قیمت جان یکی دیگر از ژنرالهای جنوب تمام شد
«ای.پی. هیل» با شنیدن این خبر که
نیروهای اتحادیه خطوط دفاعیاش را درهم شکستهاند، به صحنه شتافت
او کوشید تا نیروهایش را منسجم کند، اما هدف گلوله قرار گرفت و جان باخت
گروهبان یکم «آزبورن» از کارولینا، بعدها نوشت:
حدود ساعت ۱۱ صبح، یک واحد توپخانه در سمت راست قلعه «ماهون»
مامور شد تا به سمت پشت قلعه حرکت کند
عملیات بهسرعت انجام شد؛ در کمتر از ۳۰ دقیقه
دیگر حتی یک یانکیِ زخمی هم باقی نمانده بود
آنها به درون دره عقبنشینی کردند
و تا رسیدن به استحکامات خود، از حرکت نایستادند
فضای باز قلعه «ماهون» به معنای واقعی کلمه پوشیده شده بود
از اجساد سربازان آبیپوش
با همان یک رخنه در خطوط دفاعی کنفدراسیون
مواضع دفاعی جنوبی در اطراف شهر، دیگر واقعاً غیرقابل دفاع شده بود
پس از نه ماه طولانی نبرد در سنگرها که نظیرش
تا زمان جنگ جهانی اول دیگر تکرار نشد
محاصره «پترزبورگ» به پایان رسید
نیروهای کنفدراسیون عقبنشینی کرده
و به لایههای دفاعی داخلی شهر پناه برده بودند
«گرانت» قصد داشت بمباران توپخانهای دیگری را
در ساعت پنج صبح روز سوم آوریل آغاز کند و به دنبال آن حملهای دیگر
در یک ساعت بعد صورت گیرد
اما ژنرال «رابرت ای. لی» شبانه شهر را تخلیه کرد
«لی» به سمت غرب عقبنشینی کرد
به این امید که به نیروهای ژنرال «جوزف ای. جانستون»
در کارولینای شمالی ملحق شود
اما ارتش خودش در حال از هم پاشیدن بود
و در طول مسیر، سربازان بسیاری از آن فرار میکردند
با وجود هر آنچه که هنوز در اختیار داشتند
کنفدراسیون دیگر نیروی انسانی کافی برای مقابله با شمال را نداشت
نیروهای جنوب تحلیل رفته و فرسوده شده بودند
اما در حقیقت، هنوز یک منبع نیروی انسانی وجود داشت
که میتوانستند برای پر کردن صفوف خود به آن روی آورند: بردگان
نیروهای اتحادیه مشغول جذب مردان آفریقاییتبار بودند
هم بردگان و هم سیاهپوستان آزاد، آن هم از زمان صدور
۱۸۶۳ اعلامیه آزادی در اول ژانویه
در واقع، برخی از واحدهای رزمیِ تماماً سیاهپوست
حتی پیش از آن زمان سازماندهی شده بودند
تمرکز گستردهای از «نیروهای رنگینپوست ایالات متحده»
در محاصره پترزبورگ نقش داشتند
پانزده تن از این مردان، به پاس دلاوریهایشان در نبرد
موفق به دریافت «مدال افتخار» شدند
پس اگر شمال - که قطعاً تعصبات نژادی
خاص خود را برای غلبه داشت - ارزشِ
آفریقاییتبارها را به عنوان سرباز پذیرفت، چرا جنوبیها نتوانستند؟
تعداد معدودی از جنوبیها این کار را کردند
در دسامبر ۱۸۶۳، ژنرال کنفدراسیون «پاتریک کلبرن»
یادداشتی برای همقطاران خود آماده کرد
«کلبرن» استدلال کرد که با توجه به برتریِ عددیِ
چشمگیرِ نیروهای اتحادیه
جنوبیها باید مایل به رها کردن بردگان خود باشند
پیش از آنکه خود به بردگی کشیده شوند
برخی از همقطاران «کلبرن» با او موافق بودند
اما برخی دیگر برآشفتند و حتی او را خائن خطاب کردند
با این حال، سرانجام این یادداشت به دست
رئیسجمهور «جفرسون دیویس» رسید
کابینه او چنان واکنش تندی نشان دادند
که «دیویس» به «جوزف جانستون»
فرمانده ارتش «تنسی» دستور داد تا تمام
بحثها پیرامون پیشنهاد «کلبرن» را سرکوب کند
اما با به درازا کشیدن جنگ
جنوبیهای بیشتری به امکانِ
بخشیدن آزادی به بردگان در ازای خدمت
در ارتش کنفدراسیون، فکر کردند
تا اواخر سال ۱۸۶۴، ژنرال رابرت ای. لی
و وزیر امور خارجه، جودا بنجامین، در تلاش بودند تا
در صورت جنگیدن بردهها، به آنها آزادی بدهند
تا برای کنفدراسیون نبرد کنند
اگرچه اکثر مردم هنوز از این ایده خشمگین بودند
اما کنگره کنفدراسیون سرانجام طرحی را برای
سربازگیری از بردهها در ۱۳ مارس ۱۸۶۵ تصویب کرد
کنفدراسیون موفق شد به سرعت دو گروهان
از سربازان سیاهپوست تشکیل دهد، اما آنها هرگز وارد نبرد نشدند
هنگامی که لی مجبور به تخلیه پیترزبورگ شد
دیگر حفظ ریچموند امکانپذیر نبود
پایتخت کنفدراسیون باید تسلیم میشد
در حالی که رئیسجمهور جفرسون دیویس در دوم آوریل در کلیسا بود
پیامی از سوی لی دریافت کرد
پیترزبورگ سقوط میکرد و ریچموند نیز به دنبال آن
دولت کنفدراسیون باید فوراً تخلیه میشد
دیویس و کابینهاش با آخرین
خط راهآهن موجود از ریچموند گریختند
آنها مدافعان شهر
خزانهداری و هر سندی را که میتوانستند با خود حمل کنند، بردند
هر چیز دیگری که ارزش نظامی
صنعتی یا اطلاعاتی داشت، سوزانده شد
هنگام عقبنشینی سربازان، به آنها دستور داده شد تا
اسلحهخانه، پلها و انبارها
و تمام تدارکات باقیمانده را بسوزانند
آتش از کنترل خارج شد
و بخشهای وسیعی از شهر را نابود کرد
همانطور که جیمز مکفرسونِ تاریخنگار نوشت
«جنوبیها بیشتر از آنچه دشمن در آتلانتا یا کلمبیا سوزانده بود
پایتخت خودشان را به آتش کشیدند.»
سرانجام، روز بعد، شهردار ریچموند به سمت
خطوط نیروهای اتحادیه در شرق شهر رفت
و رسماً پایتخت را تسلیم کرد
سپس نیروهای اتحادیه آتشهایی را که
توسط کنفدراسیونها برافروخته شده بود، خاموش کردند
ژنرال گرانت وضعیتی را که ارتشش با آن روبرو شد، چنین توصیف کرد
«من پیامی از ژنرال ویتزل دریافت کردم
که به من اطلاع داد او ریچموند را به تصرف درآورده است؛
حوالی ساعت ۸:۱۵ صبحِ آن روز
یعنی روز سوم، و اینکه او شهر را در دو نقطه غرق در آتش یافته بود
شهر در آشفتگیِ مطلق به سر میبرد
مقامات احتیاط کرده و تمام
مشروبات را در جوی آب خالی کرده و آذوقههایی را که
دولت کنفدراسیون باقی گذاشته بود، بیرون ریخته بودند
تا مردم آنها را جمعآوری کنند
شهر توسط مقامات کشوری و لشکری رها شده بود
بدون هیچگونه اطلاعی مبنی بر اینکه
آنها قصد ترک شهر را دارند
در حقیقت، تا همان لحظه تخلیه، مردم
به این باور سوق داده شده بودند که لی به پیروزی مهمی دست یافته است.»
No comments yet. Be the first to leave one.