Game of Thrones

Game of Thrones

Shkarko Titrat Farsi Persian

Sezoni 5

Informacioni i lëshimit

Game of Thrones S05E09 HDTV x264-ASAP
Game of Thrones S05E09 720p HDTV x264-0SEC
Game of Thrones S05E09 PROPER HDTV x264-KILLERS
Game of Thrones S05E09 INTERNAL HDTV x264-BATV
Game of Thrones S05E09 INTERNAL 720p HDTV HEVC x265-RMTeam
Game of Thrones S05E09 HDTV XviD-iFT
Game of Thrones S05E09 INTERNAL HDTV XviD-AFG
Game of Thrones S05E09 VOSTFR 1080p HDTV AC3-RMTeam
Game of Thrones S05E09 INTERNAL 480p HDTV x264-mSD
Game of Thrones S05E09 SD HDTV 2CH x265 HEVC-PSA
Një Komentar nga Em@d
www.9movie.in | مترجمین : مهرزاد و عماد

Etiketat

HDTV
hdtv
x265
HEVC
HD
2CH
x264
XviD
720p
720
480p
480
AC3
1080
Publikuar më: 2015-06-08
Shkarkime: 117
Dëgjim i Dëmtuar: No

Pamje paraprake e titrave në Farsi Persian

200 rreshtat e parë.

بازی تاج و تخت : فصل پنجم، قسمت نهم « رقص اژدها ها »

!مراقب باشید - !آتیش! آتیش -

یه گروه 20 نفره، شاید هم کمتر

قبل از اینکه کسی متوجه اونا بشه، اومدن و رفتن

انبارهای غذامون رو با ،خاک یکسان کردن

تمام سلاح‌های محاصره‌مون نابود شده

...حدود بیست و چهارتا از چادرها - اسب‌ها چی؟ -

،هنوز چندتایی موندن ولی نزدیک صدتاشون مُردن

20 نفر اومدن توی اردوگاه ما، بعد حتی یه نگهبان هم متوجه اونا نشده؟

شمالی‌ها سرزمینشون رو خیلی بهتر از ماها می‌شناسن

تمام نگهبان‌های دیشب رو دستگیر کنین

یا اینکه خوابشون بُرده بوده یا اینکه با دشمن همدست بودن

حقیقت رو پیدا کنین و بعدش هم دارشون بزنین

سرورم

،ما نمی‌تونیم به سمت وینترفل حرکت کنیم ،مگه اینکه برف‌ها آب بشه

و غذا هم به اندازه‌ی کافی برای اینکه به قلعه‌ی سیاه برسوندمون نداریم

ما به قلعه‌ی سیاه برنمی‌گردیم

،من رو ببخشید سرورم

من هیچوقت ادعا نکردم که توی ،مسائل نظامی واردم

ولی اگه نتونیم به جلو لشگرکشی کنیم ...و یا نخوایم که به عقب برگردیم

اسب‌های مُرده رو بگو قصابی کنن واسه غذا

!بایستید

!بایستید

!رسیدیم

دروازه‌ها رو باز کنین

یه شکست بود

نه نبود

.من رفته بودم نجاتشون بدم شکست خوردم

تو اونا رو ناامید نکردی

یا اونو

یا اون یکی رو

تک تک اونا فقط بخاطر تو الان زنده هستن، نه کسِ دیگه

فکر نمی‌کنم این حقیقت تأثیری روی اونا داشته باشه

،تو قلب مهربونی داری جان اسنو

قلبت هممون رو به کُشتن می‌ده

از سر راهم برید کنار

فرستاده بودین دنبال من، سرورم؟

چندتا اسب سالم و چند نفر که بتونن ازت محافظت کنن رو پیدا کن

می‌خوام تو رو بفرستم به قلعه‌ی سیاه

به لرد فرمانده بگو که پادشاهش بهش دستور می‌ده

که براش غذا، مهمات و اسب‌های تازه بفرسته

،در ازاش ،وقتی که تخت پادشاهی رو گرفتم

حتماً به نگهبانان شب، هرچی نیرو بخواد، می‌فرستم

اگه بخواد، می‌تونه از تمام 19 قلعه‌ی روی دیوار هم محافظت کنه

،سرورم شما من رو بعنوان دست خودتون منسوب کردین

بله

،دست پادشاه، نباید پادشاهش رو ترک کنه

مخصوصاً در زمان جنگ

،تو من رو ترک نمی‌کنی داری از دستورم اطاعت می‌کنی

یه پسر می‌تونه این طومار رو به اونها تحویل بده

و اگه جان اسنو اون پسر رو ،با این طومار قبول نکنه

اون پسر چی می‌خواد بگه؟

من تو رو بخاطر مهارتت توی مسائل نظامی دست پادشاه نکردم

.برگرد به قلعه‌ی سیاه دست خالی برنگرد

سرورم، شاید ملکه سلیس

و شاهزاده شیرین بتونن همراه من بیان

خونواده‌ی من پیشم می‌مونه

لااقل بذارین شیرین رو با خودم ببرم

یه محاصره، جای دختر بچه‌ها نیست

خونواده‌ی من پیشم می‌مونه

این یکی دیگه چیه؟

"رقص با اژدهایان: یک داستان واقعی"

نوشته‌ی استاد اعظم مانکِن

خب بنظر داستان خوبی میاد

سر "بایرن سوان" می‌خواسته اژدها، وِیگار رو بکشه

اون یک هفته انقدر سپرش رو جلا داد، که عین آیینه شده بود

و خودش پشت سپرش قایم شد ،و به جلو حرکت کرد

امیدوار بود که اون اژدها فقط تصویر خودش رو توی سپر ببینه

ولی اژدها یه مرد احمق رو دید که یه سپر آیینه‌ای دستش گرفته

و اونو سوخاری کرد

بنابراین کارِ کشتنِ اژدهای

سر بایرن سوان تمام شد

برات یه چیزی درست کردم، شاهزاده

ازش خوشت میاد؟

اون خیلی خوشگله

مرسی - خواهش می‌کنم -

می‌شه یه آهوی ماده هم براش درست کنی؟ که تنها نباشه؟

البته که درست می‌کنم

ولی برای چی بهم هدیه دادی؟

بخاطر این لیاقت هدیه گرفتن رو داری

،پسرم همیشه پدرم منو در میاورد سعی می‌کرد یادم بده چطوری بخونم

خدایا، چقدر من کله‌شق و نادون بودم

که تا الان بدون خوندن و نوشتن، به اینجا برسم

بنظرم میومد که باید می‌مُردم

ای‌ کاش به حرفاش گوش می‌کردم

این کمترین کاریه که می‌تونم برای تشکر کردن ازت بکنم

بخاطر اینکه یادم دادی یه مرد بالغ بشم

من چند روزی نیستم، شاهزاده

وقتی برگشتم دوست دارم تمام این داستان "رقص با اژدهایان" رو گوش کنم

خودت می‌خونیش

شاهزاده دوران

.ما رو ببخش بدون تو شروع کردیم

خواهش می‌کنم، بشین

شاهزاده میرسلا

دایی

چه لباس قشنگی

ازش خوشتون نمیاد؟ - سردت می‌شه -

نه اصلاً. آب و هوای دورنیشی باهام سازگاره

شاهزاده تریستان

فک‌ات چطوره؟

یه نیش پشه بیشتر نبوده

توی دورن چیکار می‌کنی؟

،اومدم مراقب سلامتی خواهرزاده‌ام شاهزاده میرسلا باشم

و ترجیح دادی بجای اینکه ،مستقیماً با من صحبت کنی

مخفیانه وارد کشور من بشی

و به زور مهمون ما رو بدزدی؟

ما یه پیغام تهدید‌آمیز دریافت کردیم

گردنبند شاهزاده، که به آرواره‌ی یه مار افعی آویزون شده بود

اون گردنبند از توی اتاق من دزدیده شده بود

اوه، این عالیه

آخرین وعده‌ی غذایی قبل از گردن زدن من؟

اوه، من نمی‌تونم گردن تو رو بزنم

خیلی‌ها توی دورن دلشون جنگ می‌خواد

ولی من جنگ رو با چشمام دیدم

من دیدم که جسدها توی میدون نبرد روی هم انباشته شدن

دیدم که خیلی از یتیم‌ها توی شهرها از گرسنگی مُردن

من نمی‌خوام مردمم رو به این جهنم بکشونم

نه، تو می‌خوای با لنیسترها هم سفره بشی

و این دقیقاً کاریه که داریم می‌کنیم

،بیایید به سلامتی تامن ،اولین پادشاه از نام او

پادشاه‌ آندال‌ها ،و اولین افراد

و فرمانروای هفت اقلیم، بنوشیم

پادشاه تامن اصرار داره

که خواهرش به پایتخت برگرده؟

متأسفانه بله

من نمی‌تونم از دستورِ پادشاهم سرپیچی کنم

اون همراه شما به مقر فرمانروایی برمی‌گرده

و پسر من، شاهزاده تریستان هم هر دوی شما رو همراهی می‌کنه

اگه قراره که دوستيِ بین تخت آهنین ،و دورن ادامه پیدا کنه

ازدواج اونها باید سرجاش بمونه

قبول می‌کنم

.یه چیز دیگه برادر من برای قرار گرفتن

در شورای کوچک، قبل از مرگش منسوب شده بود

پدر شما اهمیت این رو کاملاً درک می‌کرد

که دورن رو باید همراه با خودش نگه داره

حالا که اوبرین مُرده، تریستان جای اون رو توی شورای کوچک پُر می‌کنه

بهتون قول می‌دم

قولِ یه شاه‌کُش

.تعجبی نداره که نمی‌تونی رو پات وایسی جرأت و جربزه نداری

،تو مادر چهارتا برادرزاده‌های من هستی

دخترایی که خیلی دوسِشون دارم

بخاطر اونها، امیدوارم که زندگی طولانی و شادی داشته باشی

،یه بار دیگه اینطوری با من حرف بزنی دیگه اون زندگی رو نخواهی داشت

می‌تونم بپرسم چه بلایی سر جنگجوی من، بران میاد؟

،بهم بگو، سر جیمی ،توی مقر فرمانروایی

،کسی که به یه شاهزاده ضربه می‌زنه چه مجازاتی براش در نظر می‌گیرن؟

اون که همین الان گفت فقط یه نیش پشه بوده

تقصیر من بوده

بران فقط یه سرباز بوده که از دستورات من اطاعت می‌کرده

،اگه کسی باید مجازت بشه اون منم

شاهزاده تریستان، اگه قراره یه روزی فرمانروایی کنه، باید قضاوت کردن رو یاد بگیره

میذارم خودش تصمیم بگیره

من ارزش بخشش رو از پدرم یاد گرفتم

من سرباز شما رو آزاد می‌کنم - مرد خیلی خوبی هستی -

به یک شرط

چرا داریم بازی می‌کنیم؟ من بهتر از تو‌ام

من همیشه بهتر از تو‌ام

تا حالا شده یکی نزده باشم؟

.فکر نمی‌کنم یادم نمیاد

.حتماً تحقیر شدن رو دوست داری یا درد رو

،کدوم رو بیشتر دوست داری تحقیر شدن یا درد؟

این یکی خیلی درد داشت، مگه نه؟

می‌خوای گریه کنی؟

تسلیم شو، خواهر کوچولو

بالاخره یکی رو نمی‌زنی - اوه، هیچوقت این اتفاق نمی‌افته -

.چرا می‌افته تو خیلی فکر می‌کنی

.حالا هم مضطرب شدی اگه درست بگه چی؟

شانس آوردی - حالا نوبت منه -

تو خیلی کُندی

همیشه کُند بودی

قراره آخر این پیاده‌روی اتفاق خوبی بی‌افته؟

خودت بزودی می‌فهمی

یه بار دیگه بگو ببینم، خوشتیپ

من کی‌ام؟

زیباترین زنِ دنیا

و این یه حقیقته

جنده

،شاهزاده دوران

سر بران از بلک‌واتر

نمی‌دونستم شوالیه‌هایی هم هستن که اهل بلک‌واتر باشن

فقط یه دونه هست

فکر کنم قبلاً با شاهزاده تریستان آشنا شدی

شاهزاده

بخاطر اون روز عذر می‌خوام

شاهزاده تریستان، مرد بسیار بخشنده‌ایه

اون با آزاديِ تو موافقت کرده

خوشحالم اینو می‌شنوم

این پای بنظر خوشمزه میاد

فقط یه شرط گذاشت

شاید الان بتونی بجاش یه ذره سوپ بخوری

!صدف بدم، حلزون بدم، میگو بدم

!صدف بدم، حلزون بدم، میگو بدم

!صدف بدم، حلزون بدم، میگو بدم

...صدف بدم، حلزون بدم، میگو بـ

حلزون‌ِ خودت چنده خوشگله؟

!صدف بدم، حلزون بدم، میگو بدم

!صدف بدم، حلزون بدم، میگو بدم

بیا اینجا

چندتا صدف بهم بده، دخترجون

با تو دارم حرف می‌زنم

More Farsi Persian subtitles for Game of Thrones

Komentet

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left