200 rreshtat e parë.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم میکند
چند وقته که دارین تعقیب میکنین؟
شش دقیقه، با سرعت زیاد
متهم مسلح هست به همراه دوست دخترش
شلیک شده، شلیک شده - دریافت شد، شلیک شد -
این باعث میشه تماسای دیگه هم شروع بشه
قراره چه روزی بشه
911، مورد اورژانسی شما چیه؟
آره، دوست پسر من داره ماشینی که شما تعقیب میکنین رو میرونه
داری چه غلطی میکنی؟ - دارن مطمئن میشم که اینا میدونن -
من هیچ نقشی تو این قضایا ندارم - همین الان قطعش کن -
آیا آسیبی دیدین خانوم؟ - نه، ولی این منو به کشتن میده -
اون تلفن رو قطعش کن، زنیکه ی روانی
دورین، تو باید بهش بگی که بزنه کنار
و صلحآمیز خودش رو تسلیم کنه - گوش نمیده به حرفام -
باشه، روی خط بمون
من دوست دخترش رو روی خط دارم
بهش بگو که متوقفش کنه
بهش گفتم، گوش نمیده پسره
دوباره تلاش کن
میدونی کجا قراره بره؟ - احتمالا به سمت خونه مامانش -
توی ودرلی زندگی میکنه
هر وقت مشکلی داره میره پیشش
دیوونه شدی؟ اینو بهشون نگو بدش به من ببینم
اوکی، مادر متهم در ودرلی زندگی میکنه
ممکنه که اون سمتی بره - اعزام نیروهای بیشتر به محل -
استفاده از مانع میخی چطوره؟ - موقعیت انجام دادنشو ندارن -
اوضاع چطوریه دورین؟
داره سرعتش رو کم میکنه داره سرعتش رو کم میکنه
دوست دخترش گفت سرعتش رو داره کم میکنه
حالا هرچی، بچه ننه - تمامی نیروها، تمامی نیروها، هشیار باشین -
متهم ماشینش رو داره ترک میکنه
متهم آماده ی پیاده شدن هست
ناوگان هوایی آماده و تو مسیره - چه عجب -
داره میدوعه، باید چیکار کنم؟
اوکی، تو ماشین منتظر بمون و منتظر دستورات پلیس باش
اسلحهشو جاگذاشت یا با خودش برد؟
همراهشه
تمامی نیروها، متهم همچنان مسلح هست
دوست دختر هنوز تو ماشینه، غیر مسلحه و منتظر دستورات شماست
اسمش دورین هست
کلادت، من هفته پیش اینجا یه تعقیب و گریز داشتم
متهم به کوچهای فرار کرد
که بین خیابون آرمادیل و یورکه
پشت برگر فروشی، بهشون بگو که
بریدگی کوچه رو بگیرن آرمادیل و یورکو
الان نه. لیندا، یه چی بهم بده
ناوگان هوایی هم به صحنه رسید و به تعقیب پیوست - باشه -
خونه ی مادره شش بلوک فاصله داره
نیروهام تو راهن که مسیرش رو قطع کنن
و من ساده هم فکر میکردم که برای یه بار
ما این شیف رو بدون هیچ تعقیب و گریزی تموم میکنیم
جاش، تو بهتر از این میدونستی که روش شرط نبندی
44. الان ما پیاده داریم تعقیب میکنیم
به آرمادیل نزدیک میشیم - دریافت شد، تعقیب به صورت پیاده -
نیروها، اگر شما کوچه ی بین آرمادیل و یورک رو بگیرین،
میتونین راه متهم رو ببندین
41 دریافت شد، کوچه آرمادیل رو میگیریم
آدام 33 در منطقه
ما خیابون یورک رو پوشش میدیم
ایست! دستات رو نشون بده - روی زمین، همین حالا -
مرکز، ما کد چهاریم
دریافت شد
کد 4 - متهم دستگیر شده -
آفرین
بستن راه از کوچه خیلی خوب بود
آره، به نظر که مشخص ترین تصمیم بود
"تصمیم مشخص"؟ آره، مشخص چون من بهش گفتم که انجام بده
پس تو اعتبارش رو میخوای
من فقط میخوام همه بدونن
که کسای دیگه ای هم توی دنیای اون زندگی میکنن
اصن نمیدونین که چه شکلیه - اوه، نه، من مدل آدما رو میشناسم-
من یه چندتایی گروهبان مثل اون داشتم
آره، این نوع رفتارها خیلی وقت پیش منسوخ شد اصن
اون یه دایناسوره، یه زورگوعه
فقط باید جلوش وایسم، میدونم
آره، از خودت دفاع کن
باهاش صحبت کن، با هم کنار بیاین
راستش من فکر میکردم که انجامش دادیم ولی با کلادت اینجوریه که
دو قدم میری جلو، بعد یهو از پشت خنجر میزنه
اگر چیزی هلم میده که برم دانشگاه، اونه
نه، تو انجامش میدی چون خودت میخوای که بری
نه به خاطر این که اونجا فراریت دادن
خب، مرسی بچه ها
و ممنونم بابت صبحانه - اوهوم -
روز عالی ای داشته باشی عزیزم
مرسی، من یه شیفت دیگه دارم
بسیار خب، برو و بترکون
هی، شاید تو باید با دایناسور صحبت کنی
نه نه نه، من به مِی قول دادم که اینکار رو نکنم
در مورد سو چی؟ قول دادی با اون هم صحبت نکنی؟
پس تو فکر میکنی که من باید اجازه بپرسم تا با مدیریت صحبت کنم؟
آره، و اگر تو انجام ندی، من انجام میدم
فکر نمیکنی یکم زیادهرویه؟
که کاپیتان آتش نشانی اومده مرکز که
یه شکایت رو مطرح کنه؟
با بچه م در بیوفتی، با من در افتادی
میدونی منظورم چیه
اوه، میدونم، و خیلی هم شیرینه
ولی تو اونجا نمیری، بابا خرسه
متوجه شدم
اون بهترین دفتر اجارهای بود که توش بودم تا حالا
فکر کنم تو اون دفیوزر اکالیپتوس بود، نه؟
اوکی، پلازای اورینگتون
اوه، اینجا عالیه، استخر بزرگ، استخر آبگرم
و باشگاهش دستگاه نارسیسیس رو داره
واو، میدونی، این زمان، تاریخیه
هست؟
آلبرت، یه زمانی توی زندگی هر برادر بزرگتری میاد
که دیگه آزاد شده
آزاد از نگرانی برای آخر عاقبت برادر کوچیکش
او خدا - خودتو ببین آخه -
روزای خوابیدنت رو مبل بقیه، به دنبال اتاق مهمان گشتنت و
به طور کلی زندگی زالویی ت داره تموم میشه
انقدر مطمئن نباش از این چیزی که میبینی من حتی نمیدونم که اصن از این خوشم اومده یا نه
بعدشم، دفتر اجاره گفتش که
اونا ماه به ماه نمیگیرن
اگر تو شش ماه من کار نداشتم چی؟
چرا کار نداشته باشی؟
اخراج مخراج که داری نمیشی، میشی؟
من فقط فکر میکنم این کار از اونچیزی که فکر میکردم
ممکنه سخت تر باشه
سال اول همیشه سخته
یه مدت طول میکشه تا جای پات رو محکم کنی
یکم باید دووم بیاری
سال کارآموزی (آزمایشی) من تقریبا تموم شده
نباید تا الان جا پام محکم میشد؟
شاید...من واسه یه همچین چیزی ساخته نشدم
بیخیال، تو داداشمی
تو واسه این کار زاده شدی اصلا، مثل من
باز ولی از اینجا خوشم نمیاد
پس ما همینجوری میگردیم باشه داداش کوچولو؟
تری؟
حتما باید همون روزی که من تبلتم مشکل داره
به بی کاغذی میخوردیم؟
دوباره؟ - احتمالا ارور کاربریه, دوباره-
وقتی اینا رو جابجا کردم یه نگاهی بهش میندازم،
بعدشم شماها میخواستین بدون کاغذ بشین
اصلاح میکنم، اون میخواست
فکر نمیکردم که قراره اینجوری بشه خب
اسکنر رو دوعه، پس ما مجبوریم که
باید قشنگ تمام کاغذ بازیارو، از اول تا آخر، بیاریم
بیشتر شبیه باله ست
نظرت در مورد توآلای بیشتر و فاسی کمتر چیه؟
سعی م رو میکنم
البته بعد از اینکه گوگل کردم دیدم معنیش چیه
قهوه ت چطوره؟
باید بگم که اصلا هیچوقت، فکرش رو نمیکردم که
که یه غذای چرب آماده از
شیر نارگیل و جلبک های دریایی انقدر دل ببندم و خوشم بیاد
کلسیم رو از جلبکا میگیرن
تو واقعا یکی از ما شدی
آره
ولی شاید نمیخوای واسه همیشه یکی از ما باشی؟
آه...
تمام اون موارد در مورد میز و اینا واسه من جدیده
من عادت دارم به اون بیرون بودن، سواری کردن
شیلنگ ها رو حرکت دادن، عرق ریختن - تو با توییت کردن -
عرق نمیریزی؟ - یه نوع دیگه از عرق ریختن -
وقتی بیست سالم بود،
مامانم مرتبا میگفت که:
"لیندا، تو میتونی به خودت خیلی گیر بدی و سخت بگیری،
فقط واسه اینکه کاریو پیدا کنی که مناسبت باشه
ولی آخرش، این خداست که بهت میگه توی این دنیا
کجا باید باشی" - اممم -
خب، امیدوارم که زود ندا رو بهم بده - آره -
تو آمبولانس منو گرفتی؟
ببخشید؟؟
تو به آمبولانس منو مسیر جدید دادی - اون نیرو -
به یه موقعیت مهمتر نزدیک تر بود
یه ریسک جانی بیشتر
ولی من به تماس گیرنده گفته بودم که...
یه نیرو رو به اونجا رسوندی؟ - آره -
و وقتی که قطع شدی قربانی هنوز زنده بود؟
موضوع این نیست
ولی هست عزیزم موضوع دقیقا همینه
ما بچه نیستیم که سر بهترین لگوها مسابقه بدیم
که برج های آسمان خراش الکی مون رو باهاشون بسازیم
ما یه تیمیم - جدی اینیم؟ -
ما یه تیمیم؟ چرا به ذهن خودم نرسید؟ - نمیدونم -
جوونی؟ بی تجربگی؟
بیخیالی؟ تو بهم بگو - نه -
بقیه ی ماها یه تیمیم ولی تو نه
عزیزم... - من عزیز تو نیستم -
بسه! با من بیا
جلوی دخترت رو بگیر بابا، سو - جفتتون، بریم -
تری، هنوز وقت ناهار نشده و روزم خیلی بدجور شده
تبلتم کار نمیکنه، کلی جعبه روی مرکز تلفنی م دارم
چجوری دیگه میخوای دنیام رو زیر و رو کنی؟
میتونم کمکتون کنم؟
تو تری نیستی - نه -
همین الان رفت - باشه -
پس من، آه...
شما کی هستین؟
کارسون، من دارم سیستم جدید مامور تمیز رو نصب میکنم
اوه، مامورین تمیز
خیلی بهتر از مامورین کثیفه، مگه نه؟
درسته
این یه سیستم اطفاء حریقه
اوه، میدونم، مرکز اعلامیا همه اینجور چیزا رو میدونن
No comments yet. Be the first to leave one.