200 rreshtat e parë.
تنش بالا میگیره، سقف رو میشکافه و با یه صدای بلند تلپی میخوره زمین
من یه کم میگو میخوام
فقط میگو داریم، متأسفانه
تنهایید؟ بله
پس یه سالاد میخوام. با ژامبون پارما؟ پنیر پارمزان؟
بعدش چی؟ ماهی سالمون داریم... پنیر
عالی به نظر میاد ولی فکر نکنم پولم بهش برسه
پولمون به یه آب معدنی میرسه؟ یا از شیر بخوریم؟
یه آب معدنی. یه آب معدنی. حتماً
سالادتون... نوش جان
بیا دیگه
نه. آره، بیا دیگه
نه، نه
استوفر، اونو بردار! کلاوس داره میآد
سلام
سلام، سلام
استوفر، فکر نکنم اونا فکر کنن این خندهداره
چیزی برای ترسیدن نیست، اتفاقی نمیافته
هیچ اتفاقی نمیافته
سلام، سلام. سلام، سلام
سلام
ببخشید... هنریک، آروم باش
باید کنترلش کنید
کاری نمیکنه. باید مراقب مشتریهای دیگه هم باشم
هنریک، هنریک کجا داری میری؟
کجا داری میری؟ کلاوس داره میآد
بیاید دوباره بشینیم، همونطور که گارسون میخواد
خفه شو
آخه... تولدشه. تولدش مبارک، ولی اینطوری نمیشه
استوفر، یالا، داریم میریم خونه
نه! آروم باش حالا
استوفر، استوفر، آروم باش. هیچ اتفاقی قرار نیست بیفته
خفه شو. اینجا موندنِ ما فایدهای نداره، مگه نه؟
یالا کریستوفر، داریم میریم
من و تو؟ بریم بیرون با هم؟
میری؟ اگه خودش بخواد
خیلی خوشحال میشیم
کلاوس داره میآد. آره، شاید همین الانشم بیرون باشه
خداحافظ. خداحافظ و ممنون
خیلی خب استوفر، ولش کن دیگه
اون دیگه جلوتر نمیاد. ولش کن دیگه
استوفر، ول کن
مهم نیست. ول کن! این خانم نمیاد
استوفر، ول کن. دیگه کلافه شدم
دیگه بسمه. اگه بخوای اینطوری رفتار کنی
به نظرم اصلاً خندهدار نیست
ببخشید سوزان. آره، ببخشید
چه غلطی میتونستیم بکنیم؟ اون ناهار یه ثروت خرج برمیداشت
پول کرایه رو داری، نه؟ معلومه که دارم
اونا فقط... بهشون توجه نکن
نگران نباش
کارن آخرین کسی بود که به گروه ملحق شد
واقعاً آدم خوبی بود. بحث اون نبود
کارن واقعاً خوب بود ولی اون همچنین
فکر کنم تو هر چیزی شرکت میکرد
نمیدونم چهطوری سر از کارخونه درآورد، ولی خب اومد
نمیدونم... نمیدونم چه فکری میکرد
حق با اون بود وقتی گفت: "دارید مسخرهبازی درمیارید"
آره، داشتیم مسخرهبازی درمیآوردیم
سلام استوفر
سلام
حالا دوباره از ماشین پیاده میشیم، درسته؟
شما همونی هستی که باهاش حرف زدم؟ به کارخونه خوش اومدید
اوه، ویلچر آوردید؟
جا نذاریدش
ممکنه یه کم... یه کم کسلکننده به نظر بیاد
ولی وقتی بشناسیدش، میبینید که واقعاً محصول جذابیه
هی، نه، نه! نباید اون کار رو بکنی
این را ببین
میخوام کل تولیدِ "پشمِ سنگ" تو دانمارک رو متوقف کنم
و متوقف شد. نه
نه! نگران نباشید
هی، تو! بیا اینجا! نترس
دکمهی سبز رو فشار بده. میبینیش؟ یالا
همونطور که میبینید ضد حریقه. هیچی آتیش نمیگیره
نترسید، اتفاقی نمیافته، منتظر اون صدای بلند باشید
نوشابه بخوریم؟ آره
اونو فشار نده. فقط بذار همونجا آویزون باشه
حالا دربارهی پشم سنگ و طرز کارش شنیدید
حالا ازتون میپرسم
کدوم یکی از این خونهها با پشم سنگ عایقبندی شده؟
بله؟
بیا بالا
تقریباً درست بود
کسایی که فکر میکنن این یکی با پشم سنگ عایق شده، دستاشون رو ببرن بالا
تعدادتون زیاده
فکر کنم صدای مینیبوستون رو میشنوم
فکر کنم دارن میرن. جا نمونی
آها. تقریباً بهترین جا همینه
خداحافظ. فعلاً
همهاش همینه. یه دستی بهمون برسون، کارن
کی... اون داره رانندگی میکنه؟
مسئولیتپذیری براشون خوبه. نه، نه
واقعاً ایدهی خوبیه؟ مشکلی پیش نمیاد، کارش خوبه
دنده عقب، دنده عقب
ممنون که اومدید
ما یه راننده داریم که یه کم خُله
تو اردوگاهمون، تو اردوگاهمون
ما یه راننده داریم که یه کم خُله
تو اردوگاهمون، جایی که هستیم
نظرت چیه؟
فکر نکنم زیاد خندهدار بوده باشه
چرا؟
شما مسخرهبازی درمیارید
اونا هستن که مسخرهبازی درمیارن. استوفر، آروم باش
تویی، کارن؟
یِپه وسط کار جازد و این بدجوری اعصابمو خورد میکنه
اون جازدنی نبود
ولی تو اینطوری فکر میکنی؟ اون اصلاً اونجا نبود
از قیافهاش معلوم بود
باید لعنتی قشنگ همکاری میکردی
ولش کن
به نظر تو هم من بد بودم؟
من حواسم به کسی نبود
داشتم سعی میکردم خودم حسش کنم
لابد این اجازه رو دارم، نه؟
نمیتونم بگم خوب بودی یا بد
چی داری مینویسی؟ اینکه خوب بودم یا بد یا...؟
مینویسم که تو
بد بودی
اگه بخوای میتونی اینجا بخوابی. جا به اندازه کافی هست
من اینجا نمیخوابم
فقط میخوام یه کم بشینم
به نظر من یِپه خوب بود
کجای کارِ یِپه خوب بود آخه؟ کنار اون دستگاه خوب بود
کنار دستگاه هیچ غلطی نکرد. هیچ غلطی
میدونم. دقیقاً همینش باحال بود
یه خلاصه از اینکه تو چه فاز و حالی بودیم؟
نه، یه خلاصهی قابل فهم. ۱۷ تا روایتِ مختلف شنیدم
یه خلاصهی سریع؟ میخواستن تا جای ممکن با بقیه سکس کنن
تو کوتاهترین زمان ممکن. مگه نه، اکسل؟
اکسل میگه ایدهی خودش بود. من فکر کنم ایدهی استوفر بود
ایدهی من بود ولی استوفر بود
که میخواست واقعاً انجامش بده
جالبه؛ هیچکدوم از بقیه نمیگن ایدهی تو بوده
چهطور؟ هیچکدومشون
استوفر هم میگه که این فقط یه بازی بود؟
نه، فکر نکنم
ولی واقعاً بود؟ آره، واقعاً بود
صبح بخیر. صبح بخیر عزیزم
صبح بخیر. صبح بخیر
اکسل، ملاقاتی داری
در واقع، کاترینه. اوه، لعنت
سلام. سلام کاترین
من چیزی رو اشتباه متوجه شدم؟ مگه نرفتی یوتلاند؟
چرا. یوتلاند بودم
چون فکر میکردم این اَداهای خُلبازی واقعاً رقتانگیزه
پس چرا گورت رو گم کردی اومدی؟ نظرم عوض شد
"نظرت عوض شد؟" آره. مگه ایرادی داره؟
شاید اومده باشی که دوباره منو برگردونی، نه؟
آخه منِ بدبخت مگه چی تو تو دیدم، مرد؟
اوه، کاترین... خیلی خودتو بالا میگیری
دست بهم نزن
دروغ از سر و روت میباره
مشکلت چیه؟ مشکلی نیست
اگه حست اینه، بیا دیگه
میخوای بریم بیرون؟ باشه
استوفر؟
اکسل بهم میگه گورمو گم کنم
خیلی عجیبه وقتی اومدم که خُلبازی دربیارم
اون برگشته که منو اذیت کنه. کی برگشته؟
سه بار حدس بزن. یه چیزی بهش بگو
کاترین، اومدی خُلبازی دربیاری یا اومدی اکسل رو برگردونی؟
اومدم خُلبازی دربیارم
داری چیکار میکنی یِپه؟
دارم اینو میبندم... اول دورِ دریاچه
نه، بیرون از دریاچه، دورِ نخل، توی دریاچه
اگه کسی بخواد خشن باشه یا مسخرهبازی دربیاره، من نمیام
لیزه و خطرناکه، ممکنه بیفتی و صدمه ببینی
منظورت اینه که توی استخر لیزه؟
اکسل، میخوای خشن باشی؟
دور دریاچه... به من نگاه نکن
من از گرهزدن هیچی حالیم نیست
ای بابا! این توش گره افتاده
این مسخرهبازیهای پیشاهنگی واسه چیه؟
امروز کی مراقبه؟ تو دیروز مراقب بودی
دور نخل، توی دریاچه. نخل؟ اون دیگه چیه؟
فکر کردی چی؟ گوش بدید
دیوانگیه اگه فقط من بخوام مراقب باشم
این غیرمنطقیه
جوزفین حتی نمیتونه مراقب خودش باشه. خیلی ممنون واقعاً
کارن؟ تو چهطور؟
قبول میکنی؟ آره، کارن
چرا دوباره داری بازش میکنی؟ بس کن... بس کن دیگه
من میبندمش. سوار ماشین شو
دورِ اون نخلِ لعنتی و بیرون از اون دریاچهی نکبتی
نه، توی دریاچه
خیلی خب. زیاد سفت نیست
داری منو دیوونه میکنی لعنتی
دارن میرن. دور دریاچه
بیرون از دریاچه، دور نخل، دوباره توی دریاچه
خیلی خب
ترجیح میدم تو این مسخرهبازیها کمک نکنم
این قضیهی مسخرهبازی رو از کجا درآوردی؟
هی بچهها، یه دستی میرسونید؟
خراب شده؟ سر در نمیآرم ازش
کاترین، باید با هم حرف بزنیم. من زن و بچه دارم
اینطوری نمیشه
چی میخوای؟
شاید یه سایز کوچیک خریدمش
No comments yet. Be the first to leave one.