Rally 'Round the Flag, Boys!

Rally 'Round the Flag, Boys!

Shkarko Titrat Farsi Persian

Informacioni i lëshimit

Rally Round the Flag Boys 1958 720p
Një Komentar nga warez
Translated subtitle from English to Persian Rally 'Round the Flag, Boys زیرنویس فارسی فیلم

Etiketat

other
Publikuar më: 2026-01-08
Shkarkime: 17
Dëgjim i Dëmtuar: No

Pamje paraprake e titrave në Farsi Persian

200 rreshtat e parë.

اینجا روستای "پاتنامز لندینگ"ـه

که در ۵۰ مایلیِ شمالِ شهر نیویورک و در امتداد خلیج "لانگ آیلند" قرار داره

سرشار از تاریخ و سنت‌های قدیمی

پاتنامز لندینگ سال ۱۶۲۸ بنا شد

توسط شخصی به اسم "ساموئل پاتنام"

درباره‌ی ساموئل پاتنام حرف زیادی برای گفتن نیست

چون همون روزی که پاش رو گذاشت اینجا، پوستِ سرش رو کندن

این آخرین اتفاقِ واقعاً جالبی بود که توی پاتنامز لندینگ افتاد

اونم برای بیشتر از ۳۰۰ سال

اینم از قطارِ درجه‌یکِ مسافرهای همیشگی

قطارِ ساعت ۵:۲۹ از ایستگاه "گرند سنترال"

مسیرش رو توی یک ساعت و ۱۰ دقیقه طی می‌کنه

این‌ها هم مسافرهای شاد و خندانِ ما هستن

در طولِ پنج سال گذشته، این ساکنینِ راضیِ حومه‌ی شهر

بار مسیرِ رفت و برگشت رو طی کردن ۱۲۵۰

این یعنی هر کدومشون در مجموع

ساعت و دو سومِ یک ساعتِ کاری رو توی این قطار تلف کردن ۲۹۲۰

هی، یه اسکاچ و سودا

اسکاچ و سودا

هی! بفرمایید قربان

میشه یکی از اون‌ها رو بدی این عقب، لطفاً؟

دابلش کن. دیگه داره دیر می‌شه

هی، هی. من به همون سینگلِ خالص راضی‌ام

ممنونم. واقعاً لطف کردی

این همه طول کشید تا اولین نوشیدنیم رو بگیرم. واقعاً لازمش داشتم

پاتنامز لندینگ

پاتنامز لندینگ! وسایلتون یادتون نره

فکر می‌کنی موفقیت از راه به درت کنه، هری بنرمن؟

سلام آنجلا

بگو ببینم، تو این دور و برا "گریس" رو ندیدی؟

نه. تو "اسکارِ" من رو ندیدی؟

نه. خب، به هر حال توی واگنِ نوشیدنی که نبود

خب، اگه توی واگنِ نوشیدنی نبوده، پس اصلاً توی قطار نبوده

آره، گل گفتی، دقیقاً

الو؟

نه عزیزم، آخه

نه، اوم، فقط موضوع اینه که "دنی" یه چیزی قورت داده

خوشبختانه لوله‌کش اینجاست

اوم... عزیزم، ببین اینجا خیلی شلوغ پلوغه

می‌شه همین یک بار رو با تاکسی بیای؟

خیلی خب

همه چیز ردیفه؟ نه، گریس دستش بنده. ازم خواست با تاکسی برم

اوه، مشکلی نیست. من می‌رسونمت

ببین. تاکسی‌متر هم نداره

خب، ممنون

اوه ببخشید، می‌تونم یه چیزی بگم؟ بفرما

این عطرِ محشری که زدی چیه؟

"پینک بودوار". خب

حالا من می‌تونم یه چیزی بگم؟ راحت باش

این حرفت از تمام چیزهایی که شوهرم از اولِ ازدواجمون بهم گفته، شیرین‌تر بود

امشب که تنها نشستم و دارم زیاده‌روی می‌کنم، یادم می‌مونه

عجب، موندم چرا گریس نیومد دنبالم. لابد دوباره یه جایی گرفتگی پیدا کرده

اوه، مثبت فکر کن. مشکلِ تو اینه که

باید توی قطار یکی دو تا نوشیدنیِ دیگه می‌خوردی

من حتی یه قطره هم نخوردم

چرا؟ خب

قصه‌اش درازه و آخرش هم غم‌انگیزه

اسکار همیشه توی قطار چند تا می‌خوره

تا بتونه خودش رو برای دیدنِ من آماده کنه، فکر کنم

اوه، نمی‌دونم والا

ولی من چند تا دابل می‌خورم، چون به نظرِ من

تحملِ اون دو برابر سخت‌تر از تحملِ منه

نه اینکه دلم براش تنگ شده باشه، ولی کنجکاوم بدونم چه بلایی سرش اومده

نمی‌دونم. این تلویزیونی‌ها

همیشه یهو غیبشون می‌زنه و می‌رن یه جایی

ممم. یه روزی منم

بی‌خبر می‌ذارم می‌رم یه جایی

آره؟ به مقصدِ "رینو" در "نوادا"؟

البته بخشِ غم‌انگیزش اینجاست که واقعاً طلاق نمی‌خوام

منظورم اینه که متأهل بودن رو دوست دارم

فقط دوست ندارم زنِ اسکار باشم

راستش، گریس دخترِ فوق‌العاده‌ایه

راستش، اسکار هم یه جورایی آدمِ نچسبیه

نه. کلِ مشکل اینه که توی پاتنامز لندینگ

هیچ مَردِ مجردِ مناسبی پیدا نمی‌شه

البته اینجا تا دلت بخواد پُر از مَردهای متأهله

می‌تونم هر کدومشون رو که بخوام رو هوا بزنم

هر وقت که اراده کنم، تِق

اون رو به طرفِ من نگیر. من یه... من یه

من یه مَردِ متأهلِ خوشبختم. یه خونه‌ی گرم و شاد دارم

و یه زنِ شاد و دو تا بچه‌ی شاد

از این خوشبخت‌تر نمی‌شم. واقعاً خوشحالم. اوه

اگه... اگه کسی بدبخت بود

تو حتماً می‌تونستی خوشبختش کنی

اوه. منظورم اینه که خیلی جذابی

و خدای من، واقعاً خوش‌بو هستی. ممنونم

فکر نمی‌کنی بهتره حواست به جلوت باشه؟

اوم، نه، همون‌طور که داشتم می‌گفتم، شکی درش نیست

منظورم اینه که اگه... اگه

اگه من به این اندازه‌ای که هستم خوشبخت نبودم

منظورم اینه که دیگه اصلاً جای بحثی نمی‌موند

تو می‌تونستی من رو... می‌دونی چی می‌گم؟

اوه. اوه، منظورِ خاصی نداشتم

آنجلا، واقعاً... منظورم این نبود که... کاش بود

داریم منتظرِ چراغ قرمز می‌مونیم یا چیزی؟

نه

اینم از خونه‌ی شادِ شما

اوه، آره، خودشه. خب، عجب

ممنون بابتِ... ممنون که رسوندی‌ام و کلی خندیدیم، آنجلا

فعلاً، آقای خوشبخت

اوه، دخترِ باحال

سلام بچه‌ها. هیس

هی، بچه‌ها، بابا اومده خونه

مم-هوم. مم-هوم

ممنونم آقایان. واقعاً تحت تأثیر قرار گرفتم

باید یه فکری به حالِ اون تلویزیون بکنیم

ای بابا

کلِ چیزی که داریم همینه؟ مم-هوم

خب، حالا که داری می‌نویسی، می‌شه یادداشت کنی یه کم دیگه ویسکی بگیریم؟

باشه. یه لحظه صبر کن. یه لحظه صبر کن

صبر کن ببینم. قلم رو بذار کنار. داریم چی می‌نویسیم؟

بیعانه برای یه ماشین لباسشوییِ جدید

یه ماشینِ ل

عجب اخلاقِ خوبی داری! توقع داری چه اخلاقی داشته باشم؟

خسته و کوفته میام به این کلبه‌ای که زیرِ کلی وام و بدهیه. بچه‌ها هم که باهام حرف نمی‌زنن

تو "فقط" میای به این کلبه‌ی زیرِ وام

من توی خونه‌ام. منم که باید با

خراب شدنِ لباسشویی و "دنی" که پول توجیبی‌ش رو قورت داده، سر و کله بزنم

همه‌اش رو؟ هر ۵ سِنتش رو

خب، من... می‌دونستم یه چیزی گیر کرده

خیلی بامزه‌ای

آخه چرا با بابات این کار رو کردی؟

حالا دقیقاً به خاطرِ همین، اون تلویزیون رو خاموش می‌کنی

و دستِ برادرت رو می‌گیری، می‌ری طبقه بالا و به رادیو نگاه می‌کنی

آخه چطوری به رادیو نگاه کنیم؟

رو حرفِ بابات حرف نزن

شنیدی مامانت چی گفت. زود باش

آفرین. سرِ بچه‌ها داد بزن

این اثرِ الکله که داره حرف می‌زنه

چی؟ کجا؟ من اصلاً لب به الکل نزدم. نمی‌دونم چرا این‌طوری می‌کنی

وقتی میای خونه نمی‌تونی با ما روبرو بشی. نمی‌تونی با من

یا با بچه‌های قشنگت یا خونه‌ی نازنینت روبرو بشی

من نمی‌تونم باهات روبرو بشم؟ عزیزم، نصفِ اوقات تو اصلاً خونه نیستی که بخوام ببینمت

الان دیگه مردم کم‌کم دارن فکر می‌کنن پرستارِ بچه زنِ منه

و تو چیکار کردی که اونا این‌طوری فکر کنن؟

من چیکار

عزیزم، صبر کن. موضوع رو عوض نکن

خب، دوشنبه وقتی اومدم خونه کجا بودی؟

دوشنبه داشتم توی جنگل برای یه مشت بچه‌ی تخسِ مردم مادری می‌کردم

و منم مجبور شدم ته‌مانده‌های سردِ غذای یکشنبه رو بخورم

بعدش سه‌شنبه... سه‌شنبه جلسه‌ی کمیته بود

برای حفاظت از... اوم

آثارِ باستانیِ ناشناخته. آره، ممنون

آثارِ باستانیِ ناشناخته. و منم اونجا نشسته بودم و از سرما می‌لرزیدم و غذایِ یخیِ آماده می‌خوردم

هی، گوش کن

هر وقت به شام خوردن توی خونه فکر می‌کنم، بدنم می‌لرزه

پس الان فکر می‌کنی اشتباهه که من به جامعه‌ام اهمیت می‌دم، هوم؟

نه، نه، اهمیت دادن خیلی هم خوبه. عزیزم، این شهر

بیشتر از سازمان ملل کمیته داره

انگار تو هم توی تک‌تکِ اون‌ها عضو هستی

گریس اوگلتورپ، قبل از اینکه ازدواج کنیم زندگیِ خانوادگیِ بیشتری داشتیم

و حالا داری به خاطر انجام وظایفِ شهروندی‌م بهم حمله می‌کنی

نه. وظیفه‌ی شهروندی تا یه جایی خوبه. تا یه حدی

اما تو از اون حد گذشتی

عزیزم، تو دیگه یه شهروندِ باوجدان نیستی، تو یه آدمِ ساده‌لوحِ باوجدانی

خیلی ممنونم ازت

توی دفترمون یه همکار داشتیم که زنش دقیقاً مثل تو بود

کمیته، کمیته، کمیته

می‌دونی چیکار کرد؟

رفت بیرون و برای خودش یه زندگیِ کوچولوی دور از خونه پیدا کرد

طرف هم عجب تیکه‌ای بود

تو کجا دیدیش؟

عکسش رو بهم نشون داد

خیلی خب. خیلی خب، هری بنرمن

اگه این چیزیه که می‌خوای، برو بیرون و یه دخترِ جِلف برای خودت پیدا کن

و ببین اگه

عزیزم

می‌شه

گلم، من اون رو نمی‌خوام. حتی اگه می‌خواستم هم از پسِ مخارجش برنمی‌اومدم

عزیزم، من تو رو می‌خوام. دوستت دارم

منم دوستت دارم. پس چرا داریم دعوا می‌کنیم؟

چون وقتی میایم خونه، دوست دارم

نمی‌دونم

هری، نظرت چیه برای دو سه روز بزنیم به چاک؟

منِ تنها؟ اوه نه عزیزم، منظورم هر دوتامونه

عزیزم، جدی می‌گی؟

البته که جدی می‌گم

اوه، حالا شد یه حرفی! الان داری حرفِ حساب می‌زنی

به پرستارِ بچه می‌گم بیاد، به "سید هریس" هم می‌گم کارهای دفتر رو برام انجام بده

یه ایده‌ی عالی دارم. چی؟

می‌ریم نیویورک. توی هتل "سنت ریجیس" یه سوئیت می‌گیریم

اوه، چه ایده‌ی فوق‌العاده‌ای

می‌شه صبحانه رو توی تخت بخوریم؟

اوه، معلومه که می‌شه توی تخت صبحانه خورد

و ناهار توی تخت و شام هم توی تخت

شاید حتی میان‌وعده‌ی عصرونه رو هم همون‌جا بخوریم

هی! ببین، اگه همین الان راه بیفتیم

عزیزم، الان نمی‌تونیم بریم

چرا نه؟ چون جلسه‌ی شورای شهره

اوه، خب که چی؟ بی‌خیالش شو. خب عزیزم، خودم هم خیلی دوست دارم

ولی طرحِ کارخونه‌ی زباله‌ی "بتی اوشیلز" به رأی گذاشته می‌شه، و من بهش قولِ شرف دادم که اونجا باشیم

خب نمی‌شه نماینده بفرستیم؟ آخه فقط آشغاله دیگه

اوه عزیزم، من عضوِ کمیته‌اش هستم. اون به حمایتِ معنویِ من نیاز داره

خب منم به حمایتت نیاز دارم عزیزم، هم معنوی و هم جورهای دیگه

خب، نظرت درباره‌ی فردا چیه؟

نمی‌دونم بتونم تا فردا خودم رو کنترل کنم یا نه

اونوقت مجبوری تلاش کنی

باشه

فردا

عزیزم؟ هوم؟

Rally 'Round the Flag, Boys! subtitles in other languages

Komentet

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left