200 rreshtat e parë.
آنچه در مأموران شیلد گذشت...
وای، وطنپرست!
به شیلد خوش اومدین
هردومون مأمور شیلد هستیم
آره، خدا رو شکر
منو میشناسی؟
متأسفم
اون یکی مأمور بهم گفت این حرفا رو بزنم
هایدرا از خدمتی که انجام دادی سپاسگذاره
امروز برای اولین بار
نتونستم تو چشم دختر کوچولوم نگاه کنم
باید جبران کنم
اومدم کمک کنم
این زن مال این دنیا نیست
از اون طرف به این طرف اومده
خانم هایدرا؟
اون ذهنش رو دستکاری کرده
فیتز هیچوقت به زن بیگناهی صدمه نمیزنه
نه!
به گمونم اصلاً منو نمیشناسی
مأموران شیلد فصل چهارم، قسمت هجدهم آزاد از پشیمانی
نمیدونم
به نظرت این جواب بده؟
راستش رو بخوای
به نظر خوب نمیاد
حق با توئه
به نظر ناقصه
باید یه چیزی بهش اضافه بشه
تو فکر چراغ جلوش بودم
تحسینت میکنم که
برای این کار داوطلب شدی، کولسن
برای کارهای سریمون به افراد جدید نیاز داریم
آره، لحجههای مختلفی بلدم حتی زبونهای مختلف
زبون اسپانیاییم وری گود
عادی رفتار کن
جلوی اتوبوسو بگیر و پیادهشون کن
امیدوارم اسکای توش باشه
خب، احتمالاً اونجا باشه البته اگه برای آموزش در
یکی از اردوگاههای اسرای هایدرا انتقال داده بشه
ولی نجات اسکای مأموریتمون نیست
یه زندانی دیگه هست که باید پیداش کنم
وارد خبر داره؟
آره
واکنش خوبی نشون نداد
از وقتی دکتر به اون زن شلیک کرد
انگار حواسش جمع نیست
راستش رو بخوای نگاه کردنش سخت بود
برای همهمون
اون جما سیمنز...
چقدر میشناسیش؟
اونقدری که بدونم طرف ماست
میگه دکتر شرور نیست
و اینکه شستشوی مغزی دادنش
باور میکنی؟
چیزای احمقانهتری هم شنیدم
خب احمقانه باشه یا نه...
میخوام بدونم دیگه چه مسائلی رو قایم میکنه
اتوبوس داره نزدیک میشه
برو بریم
آهای
آهای
یکی تو ماشین گیر کرده
کمک لازم دارم
دستها بالا
زانو بزن وگرنه شلیک میکنم
معذرت میخوام
قسم میخورم ماشینو ندیدم
فکر کنم مست بود
ماشین رو به طرفم منحرف کرد
عالی میشه بگی ما هم بدونیم
اسکای؟
امیدوارم اون نباشه
ترجمه از رضا حضرتی و کیارش عباسی Ki@rash , DeathStroke
ممنون آقایون
چرا داری این کارو میکنی فیتز؟
دکتر فیتز
و برخلاف آقایونی که الان رفتن
حقیقت رو درموردت میدونم
و دنیات
منظورت دنیای ماست؟
سعی نکن گولم بزنی
میدونم که جایگزین اسکای واقعی شدی
جایگزین؟
این چیزیه که بهت گفته؟
به طریقی تو دنیات تونستین هایدرا رو شکست بدین
و حالا میخوای هایدرای ما رو هم شکست بدی
تنها چیزی که میخوام خارج شدن از اینجاست
بگو وطنپرست کجاست
نمیدونم
اونم از دنیات اومده؟
همهمون از اونجا اومدیم ازجمله خودت
اون یکی خرابکار چی؟ جما سیمنز؟
اون خرابکار نیست
کجاست؟
اگه میدونستم بهت میگفتم
چون اگه کسی میتونست بیدارت کنه
تا بفهمی که این کابوس واقعی نیست اونه
اون عاشقته و تو هم عاشقشی
و اون یه آدم واقعیه، نه یه ربات قاتل هایدرا
که مغزت رو دستکاری...
هویج یا چوب؟
وقتی با هیچکدومش نشه به حقیقت رسید
با تصمیمات توصیفناپذیری روبرو میشیم
چت شده فیتز؟
اینجا خونهی منه
بهت اجازه نمیدم خرابش کنی
اول خونهی تو رو خراب میکنیم
و بعدش هم وطن پرست
و همهی همنوعاش
تاوانِ قدم گذاشتن به اینجا رو پس میدن
اون روز باید تصمیم بهتری میگرفتم
بهتره تو گذشته زندگی نکنی
آیندهمون مهمتره
نه
باید نگران زمان حال باشیم
تهدید ناانسانها بزرگ و بزرگتر میشه
وطنپرست به یه اتوبوس زندان حمله کرد
وقتشه که از بین ببریمش
تحسینت میکنم که اینقدر مصممی، مأمور می
ولی حقیقتش ما اسلحهای داریم که میشه باهاش اونو از پا درآورد
ولی خطرهایی هم داره
وقتی چیزی برای از دست دادن داشته باشی، خطر وجود داره
برای مأموریت داوطلب میشی؟
زنده باد هایدرا
از کجا اومدن؟
ما جلوی یه اتوبوس رو
تو راهِ مرکز روشنفکری هایدرا گرفتیم
دوست دختر، اسکای چی؟
نه، خدا رو شکر
دخترت کجاست؟
حالش چطوره؟
نمیدونم هنوزم ترسش نریخته
به روی خودش نمیاره ولی اونا به خونهمون اومده بودن
خب مسلماً اینجا جاش امنتره
جای هردوتون امنتره
این مسائل برام تازگی دارن
ولی میخوام کمک کنم
اینو بهتون مدیونم
میتونی با اتوبوسِ اون بیرون شروع کنی
باید پلاکها و وسایل دیجیتالیش رو عوض کنیم
جیپیاس هم باید از بین ببریم
میخوای ازش استفاده کنی؟
یکی از مأمورهامون وقتی سعی داشت
اطلاعات سری درمورد یه سلاح جدید هایدرا رو بیاره دستگیر شد
توی مرکز زندانیش کردن
اتوبوس راه ورودمونه
به قدر کافی فهمیدم میرم تو کارش
تونستی چیزی از زبون اون زنه، خانم سیمنز بکشی بیرون؟
نه
هیچی بهم نمیگه
نه برای مدت زیادی
بفرما، بذار چند تا پتو بهت بدم
دیزی رو پیدا کردی؟
نه، فقط یه اتوبوس پر از جسد پیدا کردیم
صفر و یکها نمیمیرن
حتی سرما رو هم حس نمیکنن
شاید این بین ما بمونه بهتر باشه
داریم وقت تلف میکنیم
باید روی نجات دیزی و فرار از
این جای وحشتناک تمرکز کنیم
خب بدون کمک میس نمیتونیم
و همین الانشم بهت مشکوکه
حقیقت رو بهش میگم
فعلاً فکر خوبی نیست باور کن
میس زندگیش رو برای این مأموریت بیفایده به خطر میندازه
تو هم همینطور
توی دنیای واقعی اینا مهم نیستن
اگه بگی "دنیای واقعی"
هیچوقت تو کتش نمیره
دکتر، رباتهای ترسناک، صابون آبی، هیچکدوم
حقشه بدونه
اون هیچ تیکه خاطراتی ندارن که بشه تحریکش کرد
حتی وارد اونا مثل من نیستن
نه، متأسفانه هیچکی مثل تو نیست
مخصوصاً وارد
خیلی خب، سوال دارم مگه اون یارو چشه؟
هربار که میبینمش
یه احساس عجیبی بهم دست میده
باهم جور بودیم؟
خب، با بازوی رباتیک فلزیت سینهاش رو له کردی
و توی یه سیاره فضاییها تنهاش گذاشتی که بمیره
پس نه
چر...
اون پشتمه، نه؟
خانم سیمنز، باید باهم صحبت کنیم
دکتر سیمنز
بهم گفته شده یه سلاح جدید در بخش تحقیق و توسعهست
چیزی که میتونه وطنپرست رو از پا دربیاره
بله
نه، دقیقاً اسلحه نیست
ولی میشه برای یه اسلحه ازش استفاده کرد
استروئید؟
نه، استروئید ساده نیست
سرم افزایش قدرت
اثراتش خیلی قوی ولی موقتی هستن
با تریجین که ساخته نشده، نه؟
نه نه نه نه
این از مواد تقویتی مختلف متابولیک
تستوسترون گوریل و حتی یهکم نعنا درست شده
No comments yet. Be the first to leave one.