199 rreshtat e parë.
این برنامه حاوی الفاظ تند و رکیک است
اوه
اوه! سلام، سلام
سلام به همگی
سلام
عصر بخیر
به برنامه خوش اومدین
شب سال نوئه
بله، خودشه
اوه، عالیه. کیه که عاشق شب سال نو نباشه؟
منظورم اینه که موسیقی هست، رقص هست، بغل کردن همکارا هست
کی شده که این کارا بد از آب در بیاد؟
اوه، اینا رو نگاه کنین
اوپس
۲۰۲۵ هی، چه سالی بود این
دونالد ترامپ برای دومین سفر رسمیش اومد بریتانیا
پادشاه و ملکه میزبانش بودن
که از اینکه باهاش دیده بشن خیلی هم ذوق داشتن
هرچند ملانیا زیاد حال نمیکرد
«من اینجا نیستم.»
«من فقط یه آباژورم.»
«گپتونو بزنین اعلیحضرت. اصلاً منو نادیده بگیرین.»
«نه، هنوزم اینجا نیستم.»
راستش یه دلیل امنیتی داره که ملانیا همیشه کلاه سرش میذاره
یه لبه پهن و خوشگل میتونه واقعاً اونو نجات بده
از سرنوشتی بدتر از مرگ
امسال همون سالی بود که کیتی پری رفت فضا
اون اولین سلبریتیای شد که طعم بیوزنی رو چشید
بدون استفاده از داروی لاغریِ «مونجارو»
اینم کیتی که یه گل مروارید دستشه
این اشارهای به یکی از آهنگهای محبوبشه
و احتمالاً از انتخاب اولش یعنی «فشفشه» بهتر بوده
کیتی توی یه تیم ۶ نفره بود که همهشون زن بودن
فضانوردهای آماتوری که بار اولشون بود
اینجا داره با خودش فکر میکنه: «هوم، یعنی همهمون میتونیم خودمونو کنترل کنیم...»
«...و آروم و حرفهای بمونیم؟»
نه، معلومه که نمیتونن
همچنین امسال یه سری جابجاییهای شغلیِ
پرسر و صدا داشتیم که خیلیا رو شاکی کرد
گری لینکر از برنامه «مسابقه روز» رفت
تس و کلودیا از برنامه «استریکتلی» رفتن
و ریچل ریوز هم به عنوان وزیر دارایی موندگار شد
یعنی این شوخیم بیات نمیشه؟
ریچل، هنوز اونجایی؟
ولی تلویزیون در پایان سال ترکوند، چون برنامه «خائنین: سلبریتیها»
تبدیل شد به یکی از پربینندهترین برنامههای سال
هوو! بله
بالاخره قتلعام هم خندهدار شد
سلبریتیها به روشهای عجیبی کشته میشدن
با یه لمس روی صورت
یا با شنیدن یه نقلقول از شکسپیر غزل خداحافظی رو میخوندن
و بعضیا هم نزدیک بود با گاز خفه بشن و بمیرن
بله، بله... باد ول کردنِ یه «گنجینه ملی»
اوج اتفاقات سال بود و فکر کنم همین بهتون میگه
که سال ۲۰۲۵ چجور سالی بوده
هی، گوش کنین، امشب کلی مهمون کلهگنده داریم
ببینین قراره کی بعداً برامون بخونه
آهنگ کلاسیکِ رقص «جایی که عشق زندگی میکنه» رو اجرا میکنه
الیسون لیمریک فوقالعاده
نه، هنوز نه
بذارین برای بعد. بعداً گوش میدیم
بعداً گوش میدیم
و کری مولیگان، نامزد سه جایزه اسکار هم بهمون ملحق میشه
تیم کیِ کمدین
و ستاره جوان سریال درام پرطرفدارِ «نوجوانی»
اوون کوپر، اینجا خواهد بود
اما اول از همه، اون فقط یه بازیگر شکسپیری عالی نیست
بلکه خدای اسکاندیناوی محبوبمون، یعنی لوکی هم هست
و حالا با فصل جدید سریال «مدیر شب» برگشته
تام هیدلستون
اوه
سلام
سال نو مبارک. سال نو تو هم مبارک. بفرما بشین
آره! آره
و دو تا ستاره سریال کمدی-درامِ
«این دستگاه روشنه؟» رو داریم
اون با بازی توی «سی راک» و «پرورش شکستخورده» ما رو خندوند
و یکی از میزبانهای پادکست معروف «اسمارتلس» هست
و اون ستاره برنده اسکار فیلمهایی مثل «مخمل آبی»
«از ته دل وحشی» و «پارک ژوراسیک» هست
و همینطور سریال موفق «دروغهای کوچک بزرگ»
لطفاً به ویل آرنت و لورا دِرن خوشآمد بگین
بفرمایید، اینم از مهمونای ما
اوه
سلام. سال نو مبارک. سال نوتون مبارک
اینجا بشینین...
دوباره سلام
آره! سال نو مبارک. سال نو مبارک
سال نو مبارک. سال نو همگی مبارک
سال نو مبارک، آره. قشنگ تو جو هستن
خوشم اومد... حسابی برای امشب به خودتون رسیدین
دست همگی درد نکنه. اوممم. ممنون. ایول، ایول
خب، به همگی خوشآمد میگم
تام، تو دفعات زیادی اینجا بودی
چند بار شده تا حالا؟ خیلی زیاد
اوکی، خیلی زیاده. ولی همیشه قدمت روی چشم
همیشه لطف داری. خیلی ممنون
ولی عجیبه که این اولین باریه که لورا و ویل میان اینجا
آره. آره، میدونم.
ممنون. دمتون گرم بچهها. ممنون
تام دیگه روی این کاناپه تلپ شده. آره، اینجا دیگه خونهمه
ولی جداً، هیچکدومتون قبلاً تام رو ندیده بودین؟
نه، ولی اون گفت که باهات ارتباط چشمی برقرار نکنیم
جدی میگی؟
خب، تو میتونی. اوکی
و لورا، یه چیزی. ما حتماً باید از پارک ژوراسیک حرف بزنیم
چون همه عاشق پارک ژوراسیکان. آره! بله
و فکر کنم چیزی که درباره پارک ژوراسیک جالبه اینه که
یکی از اولین فیلمهای بزرگ با جلوههای ویژه کامپیوتری بود
که باورمون شد اون موجودات واقعی هستن
فکر میکردی قراره فیلم افتضاحی بشه؟
خب، همون اول...
همون روز اول خیلی امیدوار بودیم
بعدش توی یه صف ایستاده بودیم
همون سکانسی که من، جف گلدبلوم، سم نیل
و سر ریچارد اتنبرو فوقالعاده
پشت سر هم ایستادیم و یه صدایی از دور میشنویم
و این قراره به همهمون، مثلاً
این سرنخ رو بده که شاید اوضاع اونجوری که
امیدوار بودیم پیش نره. آره
و هیچ اتفاقی نیفتاد چون اصلاً چیزی اونجا نبود
ببخشید، لو دادم
و...
خلاصه هر کسی داشت یه وری رو نگاه میکرد
هیچ علامتی هم نبود، وقتی کات دادن، سر ریچارد اتنبرو گفت:
«استیون پسر عزیزم، ما باید...»
«...یه چیزی داشته باشیم که روش تمرکز کنیم یا بهش نگاه کنیم که حداقل با هم هماهنگ باشیم.»
استیون گفت: «ای وای، البته، نگران نباشین.»
«حرکت!»
ما منتظریم، داریم گوش میدیم
فضا خیلی دراماتیک شده
و یهو، از توی یه بلندگوی دستی دقیقاً دو سانتیِ پشتِ گوشِ ما
استیون داد زد: «غررررر! غرررر!»
اون لحظهای بود که یادمه زل زدم
تو چشمای سر ریچارد و با خودم گفتم:
«اوه، این فیلم واقعاً قراره افتضاح بشه.»
«این یه کابوسه.»
امم، ولی خوب از آب دراومد. تام هیدلستون یکی از طرفدارای پروپاقرصه
اوه، چه خوب! آره هستم. هیچوقت اولین باری که پارک ژوراسیک رو دیدم یادم نمیره
به التماس افتادم تا پدر و مادرم منو ببرن سینما اودیون
یادم نیست ردهبندی سنیش توی بریتانیا چی بود
ولی احتمالاً یکم زیادی برام زود بود
تحویل بگیر لورا
واو! واو
منظورم اینه که منم وقتی فیلم رو بازی کردم بچه بودم. اصلاً هنوز به دنیا نیومده بودم
و حالا که حرف از فیلمهای موندگاره، شاید مردم اینو ندونن
ویل آرنت، تو بتمنی
هوو! آه، بله
واقعاً هستی، مگه نه؟ خودم هم یادم رفته بود
آره، آره
خب، بتمنِ لگویی
آره، خودشه
اون بتمنِ لگوییه. آره
به نظر من بتمن لگویی یه بتمنِ خیلی مهمه
ممنون. بله، یه بتمنِ حسابی. مرسی
یادمه. اون روز خیلی خسته بودم
یکم قوز کرده به نظر میای
فقط... آره، یادمه شب طولانیای بود. بگذریم، آره
آره، دستات هم رگبهرگ شده بود. اومم-هوم. آره
و اون صداته... از صدای خودت بمتره
آره. اون... اون همینجاست
منو مجبور کردی یه چشمه از هنرهامو نشون بدم. میدونم، میدونم
نه، ولی خدایی صدا
سالها نونت تو روغن بود با این صدا. آره، سالها
توی این سالها کلی کار گویندگی کردم
کلی محصول فروختم
...آره، توی این سالها
قبلاً... قدیما اون چیزی رو انجام میدادم که بهش میگن «پرومو»
توی آمریکا برای شبکهها. آره. اینجوری بود که کلی
شبکه بزرگ مثل سیبیاس و انبیسی هست
و من انجام میدادم... یه مدتی برای سیبیاس
یه جورایی مسئول تبلیغاتشون بودم و واقعاً مسخره بود
باید این تغییرات عجیب رو به صدات میدادی. مثلاً اینجوری بود که:
میگفتم:
«امشب در لمسِ یک فرشته...»
«...باورتون نمیشه.»
«بعد، در قسمت جدید ریموند...!»
تازه دوزاریم افتاد ویل، تو همون «صدای تریلرها» هستی
من اون صدای تریلر نیستم
خیلیا این کار رو انجام دادن
من اون صدای تریلر... خب، تو یکی از اونایی هستی که
صدای تریلرِ خیلی خوبی بود، نه؟ آره
آره. میتونی فقط بگی...؟
میتونی فقط بگی:
«در جهانی که دیگر دایناسورها وجود ندارند»؟
در جهانی که دیگر دایناسورها وجود ندارند
اوه، باز هم هست، باز هم هست. «در سرزمینی پیش از زمان...»
در سرزمینی پیش از زمان
آمادهای؟
«همین تابستان.»
خیلی خوب بود
هی، گوش کنین، باید بریم سراغ برنامه. باید درباره
اولین فیلم امشبمون حرف بزنیم. لورا و ویل نقش یه زوج متأهل رو بازی میکنن
که توی کمدی-درام جدید «این دستگاه روشنه؟» دچار بحران شدن
ژانویه اکران میشه ۳۰
و اینم یه تیکه از تریلرش
فکر کنم دارم طلاق میگیرم
از اونجایی فهمیدم که دارم تنهایی توی یه آپارتمان زندگی میکنم
و زن و بچهم اونجا نیستن
No comments yet. Be the first to leave one.