iZombie

iZombie

Shkarko Titrat Farsi Persian

Sezoni 5

Informacioni i lëshimit

iZombie S05E06
Një Komentar nga Radny
1080 زمانبندي براي نسخه

Etiketat

other
Publikuar më: 2019-06-26
Shkarkime: 32
Dëgjim i Dëmtuar: No

Pamje paraprake e titrave në Farsi Persian

200 rreshtat e parë.

بهتره اعتراف کنیم که.

همه مون یه مقدار شرارت توی وجودمون داریم.

ببخشید

ببخشید.

یه چیزی بده بخورم بهتره یه چیز مشتی باشه.

مدارک شناسایی داری?

چه بامزه! چه حس شوخ طبعی داری تو. بهتره بری توی تئاتر کار کنی.

اینجا مال توئه یا حمالی؟?

یجورایی هردوش. پیچیده اس.

پس اینجا کار میکنی.

و هنوز... با وجود همه اینا, بزار حدس بزنم... مجردی؟.

چطور مگه؟

کار من همینه. همسریابی.

نمونه کارمو ببین.

با کدوم بیشتر حال میکنی? دخترا یا پسرا?

چی؟

خیلی خب فهمیدم با دخترا.

فکر کنم برات یه مورد عالی سراغ دارم

- یه چی? - دختر مورد علاقه ات.

ببخشید. آقای ایبرهارت,

این مراسم عروسی پسر منه و....

یه دقیقه وایستا. از کجا میدونی کی برای من مناسبه؟

دانش و تجربه. این کار منه.

- اگه خواستی بیشتر بدونی..... - چیکار کنم؟ بهت زنگ بزنم و...

- آقای ایبرهارت! - چته؟

مراسم عروسی پسر منه!!!!

و یه سری آدم اون بیرون دارن خودشونو جر میدن

صاحب اینجا اخیرا یکم مشکلات مطبوعاتی داشته. پس...

اون یارو بلین دبیرز مثل هیولا میمونه.

جدی?

من یه هیولام?

شاید یکم زیاده روی کرده باشم.

اما واقعا یه هیولام?

قضیه ازین قراره

محموله های مغز دیگه به سیاتل ارسال نمیشن.

ما واسه سه روز ذخیره داریم.

باید جزئیات کارهاتو بهم بگی

تا بتونیم دوباره مغز وارد کنیم.

منو تبرئه کن تا ازینجا جون سالم در ببرم,

منم براتون مغز جور میکنم

نمی تونم قبول کنم

تلوزیون داره مدام داستان اون زنیکه رو واسه مردم تلاوت میکنه

اگه دستم به اون زنیکه برسه....

تو فاسدی

اگه بزارم ازینجا بیای بیرون، ملت میریزن توی خیابونا

خب پس فکر کنم همه مون بگا رفتیم مردیکه میمون

میبینی؟

چیزی که عوض داره، گله نداره!

بدون هیولاهایی مثل من، اصلا ملت راجع به چی صحبت کنن؟

جریان کارول باربارا

همون یارو همسریابیه که کشته شد، اینجور چیزا ممکنه کارساز باشه؟

در جریانش هستم

ولی اگه پافشاری کنی...

میجر تونست سر از کارای بلین واسه قاچاق مغر دربیاره؟

میشه گفت تلاششو کرد

مردیکه جاکش (بلینو میگه) به لطف اون داروهایی که ازم دزدید، واسه خودش چه زندگی ایی بهم زد

من که میگم بزار تو زندون بپوسه

چیه؟ نگو که تو موافق نیستی

که بلین دبیرز یکم تو زندون آب خنک نوش جان کنه

من میتونم با زندگی لاکچری بلین کنار بیام

به شرطی که بتونه زامبیای این شهرو سیر کنه

اینجارو ببینید

اون دکمه قرمزی که تو صحنه جرم پیدا شد

- مال اون نبود - مال اون نبود؟

جالبه

نخیر نیست هممون طرفو میشناسیم.

مغزو می خوری سر نخو پیدا میکنی و الی آخر

پرونده بسته میشه اما این دفعه دیگه جریان فرق می کنه

حالا نوبت منه

به نظرتون چه حالی داره که منفورترین مرد سیاتل باشید؟

من چه میدونم؟ مگه من منفورم؟!

خیال میکنی داریم بازی میکنیم؟

- نه بابا تو که بازی بلد نیستی - انگار داریم وقتمونو تلف می کنیم

ما مجوز داریم که خونه شو زیر و رو کنیم وقتی چیزایی که دنبالشیم بدست بیاریم

- اونوقت آقا زبونش باز میشه - که چی بگم؟

از میز قهره خوری سبزم؟

یا از سنگ توالت لاکچریم؟

چطوره ازون ماسکی بگی که خبرنگاره عکسشو منتشر کرده؟؟

شبیه اونیه که من قبلا تو رویا دیدم

می دونم که تو شهردارو کشتی

تو یکمی برای رویا دیدن..... زیادی گرد و قلمبه نیستی؟!

ببند دهنو... زر زیادی نزن

کاروتونو بلدید وقتی وکیل میرسه باید بزنید به چاک

گپ خوبی بود رفقا!

- همه مون یه چیزایی یاد گرفتیم - باشه

یه چیز جالب

هیچکس در طول تاریخ جرم شناسی

از یه همچین وضعیتی قصر در نرفته

فقط حرف نزن

پرونده ات رو خوندم

از دید حرفه ای، راستش من بدتر از اینم دیدم

اما از نظر شخصی، نه

بزار ببینم میشه با قرار وثیقه آزادت کرد یانه؟

و تو چی؟ چیکار میخوای بکنی؟

- گفتگو؟ - اصلا و ابدا

باید یه پیغامی رو به یه دوست برسونم

اون بزار ببینم

- مطمئنم این از نظر قانونی مشکلی نداره - نه منظورم وضعیت پرونده بود - بررسیت تموم شد؟

اره حالا بگو

"365 درجه "

اینه پیامت؟

مطمئنی طرف حالشیش میشه منظورت چیه؟

آره

طرف من خیلی گیرایی اش بالاست

ببین من اصلا نمی دونم چی داری بلغور میکنی! من فقط اینجا کارگری میکنم

تو دست راست بلینی

باورم نمیشه که تو خبر نداری بلین چجوری مغز قاچاق می کرده

من فقط کاریو می کنم که بلین میگه این کار و کاسبیه اونه

یا... میدونی منظورم چیه که

ببین... من میخوام کمک کنم ولی...

باشه... ببین

میخوام یه معامله بهت پیشنهاد کنم

همون معامله ای که با بلین داشتیم که البته معامله خوبیم هست

یه شانس واسه اینکه رشد کنی یه قهرمان باشی

بای از بلین اجازه بگیرم آخه بلین....

صاحاب اینجاست؟

آره... گرفتم

آقایون

بیاین معامله کنیم

استیسی باس؟!

استیسی باس مگه تو نمرده بودی؟!

چرا یجورایی

روحتم خبر نداره که آفتاب بنگلادش چقدر باحاله

- رفته بودی بنگلادش که مخفی بشی؟ - مخفی؟

اونجا کار میکردم

بنگلادش، سودان، اوکراین....

هرجایی که مغز بود، منم بودم

آره... اینجوریاس

من جنس جور میکنم دان ای مشتری جور میکنه

بلین هم برامون میفروشه

من میخوام مشکل شما رو همینجا و همین الان حل کنم

ما بلین رو میندازیم بیرون

من و دان ای خودمون قاچاق مغز رو برای شهر انجام میدیم

همه راضی گور بابای بلین ناراضی

و در عوض این لطف ازمون چی میخوای؟

یه تغییر کوچیک تو هزینه ها مثلا دو برابر اونی که الان داری به بلین میدی

ما همچین پولی نداریم نمی تونم قبول کنم

درک میکنم مسائل مالی خیلی پیچیده اند

اما بزار بهت بگم که

وقتی زامبیها گشنه بمونن و برن سراغ انسان ها؟

قرار نیست من بهت تخفیف بدم

اینو به عنوان یه توصیه قبول می کنم

نظرت چیه؟

بهتر بود قبلا منو در جریان این چیزا میگذاشتی

ببخشید ولی اینجوری بیشتر با خودم حال کردم

هستی؟

نمی دونم دور زدن بلین....

همیشه همه حمالی ها با توئه هیچی هم گیرت نمیاد

اگه جاهاتون عوض میشد؟ خیال میکنی بلین بهت وفادار میموند؟

شاید میجر داره بلوف میزنه

منظورم اینه که بلین معامله خوبی داشت

اونا بودجه کافی ندارن؟

تا حالا پوکر بازی کردی دان ای؟

- نه زیاد - ما یه برگ برنده داریم

وقتی برگ برنده داری، از بازی کنار نمیکشی

بیرون چه خبره....

دفعه بعد از در پشتی استفاده کن

دفعه بعدی در کار نیست

من از طرف موکلم بلین دبیرز اینجام

تنر کدوم گوری بودی؟ اون لامصب کجاست؟

من که نمی تونم این خراب شده رو با یه مشت آت و آشغال بچرخونم

اون نزاشت من برش دارم

طرف میگفت پولش پرداخت نشده

چی؟ چرا از اون کارت اعتباری کوفتیت استفاده نکردی؟

سعی کردم اما هیچکدومشون کار نمی کرد

- گمشو برو زنگ بزن به بانک - خودتو اذیت نکن

من قبلا همچین چیزی رو دیدم

اونا حسابهای بلین رو مسدود کردن

اینو بلین برات فرستاده

"365 درجه"

چی؟

365 درجه امیدوارم این برات معنی داشته باشه

چون بلین گفت خیلی گیرایی ات بالاست

اوه

- خب؟ - آره... گرفتم جریان چیه!

- مطمئنی؟ - آره

دان ای

ما باید یه سری سوالات درباره مرگ خانم کارول باربارا ازت بپرسیم

هی. یه توصیه مجانی حرف نزن

کشته شده

همسریاب اون کشته شده

باورتون میشه؟

اون میخواست ملت خوشحال باشن

اونوقت از یه بالکن پرتش کردن پایین

خانم باربارا رو دیده بودی؟

یه نوشیدنی بهش تعارف کردم

بهم گفت که یه کیس مناسب برام داره

تو مغزشو خوردی؟

جون مادرت بهم بگو اسم طرف چی بود؟

وقتی داشتیم باهم حرف میزدیم، یه لیوان از دستم افتاد

بجنب دیگه یه الهام ببین

هیچی؟ لعنتی

هیچ چیز دیگه ای بود که اون شب توجه ات رو جلب کرده باشه؟

اون یه بگومگویی با کندی داشت

اون، اون پشته

من بودم اول در میزدم

من متوجه هستم ژنرال

اما...

شرایط اینجا خاصه

من نمی تونم با دست خالی اینجا رو اداره کنم

More Farsi Persian subtitles for iZombie

Komentet

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left