Little House on the Prairie

Little House on the Prairie

Shkarko Titrat Farsi/persian

Sezoni 1

Informacioni i lëshimit

Little House on the Prairie 2026 S01E06 Soul
Një Komentar nga Soul
🔥 Soul | t.me/cinemaeticket 🔥

Etiketat

webdl
netflix_synced
Publikuar më: 2026-07-11
Shkarkime: 15
Dëgjim i Dëmtuar: No

Pamje paraprake e titrave në Farsi/persian

200 rreshtat e parë.

‫این که شعر درست درمونی نیست

‫کریسمس که فقط کادو گرفتن نیست

‫میدونم، غذا هم هست

‫- خواهشاً دیگه راجع به اون یکی آواز نخون ‫- کاش میگفتی شام چی داریم

‫خب، خودتون که میدونین ‫باباتون رفته بوقلمون شکار کنه

‫خانم هندرسون هم میاد، اونم ‫حتماً یه دسر فوق‌العاده میاره

‫دکتر تان گفت یه مریض بهش پنیر تازه داده

‫آقای ادواردز هم فکر میکنه ‫میدونه از کجا سیب‌زمینی پیدا کنه

‫- و شاید کیلب هم یه چیزی بیاره ‫- احتمالا آبنبات نعنایی

‫تو که عاشقشونی

‫یادته پارسال کریسمس پای کدوحلوایی داشتیم

‫و به هر کدوممون سه تیکه رسید؟

‫ما که کدوحلوایی نداریم

‫کریسمس توی چمنزار شاید ‫یه خورده فرق داشته باشه

‫شام، کادوها...

‫ولی مهم اینه که همه‌مون دور همیم

‫اصل کاری همینه

‫این که بوقلمون نیست

‫چی؟

‫اون بیرون نوک تفنگم رو هم به زور میبینم

‫شانس آوردم همین خرگوش صحرایی رو زدم

‫اشکالی نداره بابا، مهمونامون ‫با خودشون غذا میارن

‫مطمئن نیستم کسی جرئت کنه

‫تو این هوا بزنه بیرون

‫امسال انگار فقط خودمونیم نیم وجبی

‫قول میدم کاری کنم بهمون خوش بگذره

‫- بابا نوئل که هنوز میتونه بیاد، مگه نه؟ ‫- حتماً که میتونه

‫لوبیا قرمز بیشتر، کلم ترش بیشتر...

‫- خیارشور به اندازه کافی داریم ‫- نه بابا، آدم هیچوقت از خیارشور سیر نمیشه

‫شب کریسمستون مبارک! خیلی وقته ندیدیمتون

‫خب، همش در رفت و آمد به اسویگو بودم

‫یکی از دکتراشون یه مدتی رفته به ‫خونواده‌اش تو ساحل شرقی سر بزنه

‫- اینجا که بوی کریسمس میده ‫- اوم

‫من و کیلب داریم شیرینی زنجبیلی ‫درست میکنیم ببریم خونه اینگلز

‫- من که گفتم نمیام ‫- دلش نمیخواد مری رو ببینه

‫- مثل اینکه با هم شکرآب شدن ‫- خب، پس شانس آورده

‫زودتر اومدم بگم بهتره کنسلش ‫کنیم، بیرون داره بدجوری برف میاد

‫میخواین کریسمس رو به خاطر برف کنسل کنین

‫- پس اون شور و حال تعطیلاتتون کجا رفته؟ ‫- خیابون اصلی یخ زده

‫اه

‫من کلی منتظر یه جشن درست و حسابی بودم

‫و اینکه خانواده اینگلز رو ببینم

‫اونا هم خیلی وقته پیداشون نیست

‫من میخوام برم یه سری به کارولین ‫بزنم، اگه میخواین براش یادداشت بفرستین

‫یا یکم شیرینی زنجبیلی

‫خب، اگه برای ما خطرناکه برای شما هم خطرناکه

‫اگه بهترین دکتر شهر تبدیل به قندیل ‫یخ بشه، تکلیف این شهر چی میشه؟

‫- من تنها دکتر این شهرم ‫- دقیقاً

‫یه کاریش میکنیم

‫شما برای یه فنجون قهوه ‫بمونین، وقتی برف سبک شد

‫همگی با هم میریم

‫من نمیام

‫هوم

‫- فقط یه فنجون ‫- خوبه

‫کاش اون حرف رو راجع به بابا نوئل نمیزدی

‫فکر میکنی فردا صبح که ببینن همه ‫کادوها دست‌سازن متوجه نمیشن؟

‫کی گفته بابا نوئل کادوی دست‌ساز نمیاره؟

‫ای کاش هفته پیش که تو شهر بودم ‫چند تا چیز کوچیک از مغازه میخریدم

‫وقتی تو شهر بودم

‫نسیه؟

‫فقط تا وقتی که پول بعدی از ویسکانسین برسه

‫شش هفته است منتظر اون پولیم

‫هیس

‫فکر کنم دخترا اونقدری ‫بزرگ شدن که حقیقت رو بدونن

‫حتی وقتی پول هم برسه

‫باید کلی صرفه‌جویی کنیم تا برای ‫گاوآهن تو بهار پول کافی بمونه

‫میدونم

‫نباید اون پنجره‌های شیشه‌ای رو میخریدیم

‫اون پنجره‌ها یه تیکه از بهشتن و ‫تو لیاقت زیبایی رو تو زندگیت داری

‫خانواده گوستافسون آدمای ‫خوبین، پول رو حتماً میفرستن

‫من آمادگیش رو ندارم که ‫دخترا درگیر این نگرانی‌ها بشن

‫آمادگیش رو ندارم که دیگه به ‫جادوی کریسمس اعتقاد نداشته باشن

‫- همه چیز مرتبه؟ ‫- همه چیز خوبه

‫چرا تو و لارا تزئینات رو دست نمیگیرین؟

‫لارا

‫خواهرت تو تزئین درخت کمکت ‫میکنه تا مامانت بتونه دراز بکشه

‫- میتونیم به شاخه‌ها پاپیون ببندیم ‫- من میخوام عروسک کاغذی درست کنم

‫خب، من دوست دارم کارم دقیق باشه

‫خیلی دقیق

‫تو دو تا درست کردی

‫اوه، تو چند تا درست کردی؟

‫دوازده تا

‫هرچند به نظر نمیاد جایی باشه که ببریم‌شون

‫آره

‫حق با تو بود، اون بیرون حتماً گم میشدم

‫خب، امیدوارم برادرت شیرینی ‫زنجبیلی دوست داشته باشه

‫دوست داره

‫ولی ساموئل رفته به پدر و ‫مادرمون تو نیکودیموس سر بزنه

‫- هوم ‫- ما کریسمس‌ها رو نوبتی میریم

‫نوبت من بود که اینجا مراقب ‫اوضاع باشم، پس فقط من و کیلب هستیم

‫مگر اینکه شاید شما بخواین بمونین

‫میتونیم به مغازه شبیخون بزنیم

‫یه سری خوراکی که معمولاً ‫فقط برای فروشه رو باز کنیم

‫یه پیک‌نیک کوچولو راه بندازیم

‫من، خب...

‫فکر نکنم درست باشه

‫درست نیست که به ما کمک کنین ‫یه کریسمس خوب داشته باشیم؟

‫خب، من که دلم نمیاد این شیرینی‌ها حروم بشن

‫یعنی، مخصوصاً این یکی، حرف نداره

‫بابا کجاست؟ میخوام کارم رو بهش نشون بدم

‫پدرت بیرونه، دوباره داره با اسب‌ها ور میره

‫دارم با لباس کهنه مری پاپیون درست میکنم

‫اینا که قرینه نیستن

‫مامان نگاه کن، دارم جک رو تزئین میکنم

‫لارا، بذار استراحت کنه

‫برادرمون هنوز نرسیده، از همین ‫الان خوشی رو به کاممون زهر کرده

‫باید از اینا استفاده کنیم

‫من اونا رو با "عقاب خوب" درست کردم

‫مال تو نیستن، نمیتونی ازشون استفاده کنی

‫نمیخوام ازشون استفاده کنم، گفتم ‫شاید خونواده بتونه ازشون استفاده کنه

‫چرا به جاش از روبان‌های ‫خودت استفاده نمیکنی؟

‫- لازم نیست اینقدر بچه‌بازی دربیاری ‫- من بچه‌بازی درنمیارم

‫دخترا...

‫بابا، به لارا بگو باید ‫منجوق‌دوزیش رو با بقیه شریک بشه

‫بهش بگو به وسایل من دست نزنه

‫فکر کنم بهتره یه استراحتی بکنیم

‫و یکم پاپ‌کورن درست کنیم

‫روبان رو پیدا کردم

‫اوهوم

‫کیلب! وقت شامه!

‫بیا

‫کیلب، همه چیز آماده است! بیا ببین!

‫وقتی قرار بود بریم خونه اینگلز خوشحال نبود

‫حالا هم که نمیریم خوشحال نیست

‫من فقط میخوام یه تعطیلات ‫درست و حسابی داشته باشه

‫من باهاش حرف میزنم

‫آره، مردونه

‫شام حاضره

‫ترجیح میدم کارم رو تموم کنم

‫خب، تقریباً مطمئنم رئیست بهت مرخصی میده

‫صبر کن ببینی چه چیزای ‫محشری از قفسه‌ها آورده امتحان کنیم

‫صدف و سوسیس وین و راحت‌الحلقوم...

‫کاش این همه کار نمیکرد و همه ‫چیز رو تبدیل به مهمونی نمیکرد

‫چیه، تو مهمونی دوست نداری؟

‫کریسمس مال خانواده‌هاست نه ‫آدمایی که اتفاقی تو برف گیر کردن

‫هوم

‫میدونی، آخرین باری که کریسمس ‫رو جشن گرفتم سه سال پیش بود

‫یه سال بعد از جنگ

‫خونواده‌ام اونقدر از برگشتنم خوشحال ‫بودن که یه مهمونی بزرگ گرفتن

‫غذاهای آنچنانی، ده‌ها مهمون...

‫ولی خب، برام سخت بود ‫ببینم همه اینقدر خوشحالن

‫وقتی میدونستم چقدر درد و رنج اون بیرون هست

‫حس میکردم به همچین جای شادی تعلق ‫ندارم، برای همین از مهمونی زدم بیرون

‫و خودم رو برای یه شیفت ‫داوطلبانه به بیمارستان رسوندم

‫میخواستم به جای جشن گرفتن کار کنم

‫برای خونواده‌ام سخت بود، اونا درک نمیکردن

‫من و تو با کریسمس میونه خوبی ‫نداریم، ولی میدونم برای امیلی خیلی مهمه

‫پس فکر میکنی شاید ما دو تا بتونیم تمام ‫تلاشمون رو بکنیم و ازش لذت ببریم و همراهی کنیم

‫به خاطر امیلی؟

‫میتونم این کارو بکنم

‫بیاین هر کدوم یه خاطره از ‫بهترین کریسمس‌مون تعریف کنیم

‫مال من احتمالاً همون کریسمسی بود ‫که تازه با مادرتون ازدواج کرده بودم

‫- اون سال هم تو برف گیر کرده بودیم و... ‫- چارلز

‫فکر نمیکنی اون کریسمس خوبی بود؟

‫خب، تو چی نیم وجبی؟ تو همیشه ‫یه داستانی برای تعریف کردن داری

‫بهترین کریسمس من دو سال پیش بود

‫وقتی مادربزرگ و پدربزرگ ‫همه رو برای رقص دعوت کردن

‫کل اتاق پر از صدای کوبیدن ‫چکمه‌ها و خش‌خش دامن‌ها بود

‫و تو ویولن میزدی

‫و عمو جورج مادربزرگ رو کشید وسط سالن رقص

‫و اون دو تا با هم رقصیدن

‫و تو تندتر و تندتر میزدی

‫و اون دو تا تندتر و تندتر ‫میرقصیدن تا اینکه بالاخره

‫عمو جورج وایساد

‫و جلوی مادربزرگ تعظیم کرد

‫تا نشون بده اون برنده شده

‫عمو جورج رقصش حرف نداشت، مگه نه؟

‫فکر کنم تا حالا هیچوقت یه ‫کریسمس فقط خودمون تنها نبودیم

‫فکر کنم نبودیم

‫خب، بیاین خودمون برقصیم

‫فکر کنم مساوی شدیم

‫بعدی کدوم رو باز کنیم؟

‫- نظرت چیه هر دو تا رو باز کنیم؟ به ساموئل نگی ها ‫- باشه

‫اوم!

‫عجب کلکی بلدی

‫تو هم امتحان کن

‫نه ممنون، ترجیح میدم خوردن و ورزشم جدا باشه

‫این میشه هفتمین باری که این ‫آهنگ رو میشنویم یا هشتمین بار؟

‫هوم

‫تو واقعاً عاشق کریسمسی

‫اوم

‫وقتی بچه بودم پدر و مادرم هنوز مغازه نداشتن

‫با یه دلیجان خرت و پرت میفروختن

‫هر روز رو تو یه جای ‫جدید میگذروندیم و هر دسامبر

‫بچه‌ها وقتی وارد شهر میشدیم میدویدن سمتمون

‫تا ببینن چه چیزای جدید و قشنگی ‫از فرسنگ‌ها دورتر براشون آوردیم

‫برای همینه که عاشق این کارم

‫انگار میشی خود بابا نوئل

‫اگه ساموئل حواسش بهم نبود ‫کل مغازه رو مجانی میبخشیدم

‫تو دوست داری به زندگی مردم جادو اضافه کنی

‫- فقط یه قول بهم بده ‫- چی؟

‫اینکه دیگه مجبورمون نمیکنی به ‫"ای شهر کوچک بیت‌لحم" گوش بدیم

‫از این همه رقصیدن گشنه‌ام شد

‫شاید بابا نوئل شکر سفید بیاره ‫تا بتونیم هم کیک بخوریم هم پای

‫شاید

‫من که تو لیست آرزوهام شکر نخواسته بودم

‫ولی گاهی بابا نوئل سورپرایزهایی ‫میاره که از آرزوهای خودم هم بهترن

‫میدونی به نظرم باید رو چی تمرکز ‫کنی تا از این کریسمس لذت ببری؟

‫اینکه یه سقف بالا سرمون داریم

‫یه آتیش گرم که کنارش ‫بشینیم و کلی غذا برای خوردن

Little House on the Prairie subtitles in other languages

More Farsi/persian subtitles for Little House on the Prairie

Komentet

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left